یکی از نکاتی که تقریبا اغلب ناظران و تحلیلگران از زمان آغاز دور تازه تجاوز آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به کشورمان به آن اقرار می کنند این است که ایران تا به اینجای کار به نحوی قدرتمندانه و البته هوشمندانه در برابر متجاوزان ایستاده و اکنون نیز مدیریت صحنه نبرد را در دست دارد. سازوکارهای نظامی و امنیتی ایران در جریان جنگ جاری پویایی قابل توجهی را از خود نشان داده اند و روند ادامه دار آن موجب تحمیل هزینه های سنگین به دشمنان کشورمان می شود. در توضیح چرایی این پویایی توجه به دو نکته ضروری به نظر می رسد.
اول اینکه سازوکارهای نظامی و امنیتی ایران ماهیتی چند لایه و پیچیده دارند و در عین حال قائم به فرد نیستند. همین مسأله سبب شده در هر شرایطی به کار خود با قدرت ادامه دهند و آسیب چندانی نیز نبینند. در واقع ادعای نابودسازی یکچنین سازوکاری از سوی هر بازیگری ادعایی به شدت گزافه و غلط است. اساسا همین موضوع هم است که موجب سردرگمی دشمنان در جنگ با ایران شده است. حتی راهبرد ترورهای هدفمند دشمنان در مواجهه با ایران نیز تاکنون راه به جایی نبرده است.
نکته دوم اینکه نیروهای نظامی و امنیتی ایران تا حد زیادی از موضع اعتقادی و باورمندی به نبرد با دشمنان می پردازند. تلفیق حس وطن دوستی با باورهای دینی سبب شده تا نیروهای مسلح ایران قدرت قابل توجهی کسب کنند و اساسا شکست اراده و توان آن ها برای هر دشمن خارجی به یک توهم تبدیل شود. حال در این شرایط اینکه می بینیم فردی نظیر ترامپ در مواجهه با کشورمان مدام مواضع حداکثری مطرح می کند و یا از شکست ایران و ضرورت تسلیم شدن آن صحبت می کند نشان می دهد تا چه اندازه از واقعیت های ایران پرت است. موضوعی که خود عامل شکست و ناامیدی های پی در پی برای جریان های رقیب و دشمن با ایران بوده و هست.
