دشمن با حمله به پارس جنوبی در عسلویه، گور خود را کَند و دست ایران را برای تعیین معادلات جهانی، بسیار بازتر کرد و سبب از جاشدگی قیمت نفت شد. و در این سو، تسلط بیشتر ایران بر تنگه هرمز به سبب وسعت یافتن اهداف و میدان، محصول عبور از خط قرمز انرژی است.
آنها تصور می کردند ایران دست به اقدام وسیعی علیه تأسیسات انرژی آنها نمی زند، و بعضا در صورت بسته شدن تنگه هرمز، نفت ۱۴۰ دلاری را قابل تحمل می دانستد. حال می باید منتظر قیمت هایی بس بیش از این باشند.
و پس از این جنگ، حتی اگر به فرض محال، نفت نداشته باشیم، عوارض دریافتی از تنگه هرمز و درآمد ۸۰ میلیارددلاری آن در سال برای ایران کافی است.
دیدند که حجم آتش ایران و ویرانی مواضع و منافع دشمن، روزهای تلخِ قبل از حمله به عسلویه را برای آنها تبدیل به ماه عسل کرد.
جنگ نفت، خیزش ایران
رژیم صهیونی اعلام کرد حمله به عسلویه و پارس جنوبی با تأیید امریکا بوده است.
کمی بعد ترامپ این ادعا را رد کرد.
ما در ابتدا و قبل از رد این اقدام رژیم صهیونی توسط ترامپ، تصور کردیم ترامپ به خیال خام و ابلهانه خود با این اقدام، قصد دارد نفت خاورمیانه تا حد زیادی از چرخه تولید و مصرف حذف شده و اروپا را به سبب تنهاگذاشتن اش تنبیه کرده و سپس آنها مجبور شوند نفت کم کیفیت و سنگین ونزوئلا را از او بخرند.
هرچند در این صورت، این روسیه بود که جایگزین همه میشد و قدرت شوروی سابق را احیا میکرد.
در ادامه مشخص شد ترامپ برخلاف رژیم صهیونی از جنگ نفت واهمه دارد. چراکه میداند در صورت عدم برخورداری موقت اما نسبتاً طولانی ایران از نفت خود، روسیه نفت ایران را تامین می کند. همه چیز با روبل و بیشتر با یوآن چین معامله می شود و پشتوانه دلار امریکا_ که پترودلار یا ثبت خریدهای نفت با دلار است_ ویران می شود و این یعنی سقوط اقتصاد امریکا.
نکته دیگر این که جنگ نفتی، به منزله پایان قطعی و طبیعی امریکا در منطقه است. و این کشورها متوجه توطئه امریکا شده و دست کم به تدریج به ایران و سپس روسیه و چین نزدیک می شوند.
اروپا نیز احساس استیصال و مورد خیانت قرارگرفتن اش، صدها برابر بیش از ماجرای اوکراین می شود.
در این شرایط ونزوئلا نیز علیه امریکای بی حیثیت شده قیام خواهد کرد و نفت آنجا هم از دست امریکا خارج می شود.
نکتهای مهم اینکه نقطه ضعف اصلی ترامپ نفت است و ایران باید بداند حتی اگر تلاشی برای جنگ زمینی و هلی برن نیرو صورت گیرد، بیشترین احتمال مربوط به جزایر ما در جنوب خواهد بود.
به نظر می رسد با توجه به توهمسالاری ترامپ و اهمیت بی مانند نفت و اهمیت حیثیتی تنگه هرمز برای او، به احتمال زیاد شاهد خطای عجیب دیگر از جانب او، یعنی عملیات برای تصرف جزایر به ویژه بوموسی و تنب بزرگ خواهیم بود.
هرچند زمینی کردن جنگ، بازی در زمین ایران است و مانند حمله به پارس جنوبی، یک پاس گل به ایران خواهد بود، اما باید مراقب هرگونه غافلگیری باشیم و بدانیم ترامپ، مرد وارونه است؛ وقتی می گوید قصد اعزام نیروی زمینی نداریم، یعنی چنین قصدی دارند.
