آن روی دیگر شهید لاریجانی/ انتحار راهبردی دشمن در عسلویه/ مقاومت مردمی

گروه سیاسی الف،   4041227070 ۱۰ نظر، ۰ در صف انتشار و ۱۹ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

آن روی دیگر شهید لاریجانی/ انتحار راهبردی دشمن در عسلویه/ مقاومت مردمی

آن روی دیگر شهید لاریجانی

فائزه غفارحدادی در سایت جماران نوشت:

این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟| که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود.

از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده.

البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند.

عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود.

فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شاءالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.»

ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» 

دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.  اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.  من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند.

******

مردم کار دشمن را در خیابان تمام کردند

روزنامه جوان نوشت:

چه توهمی! چقدر دشمنان ایران نادانند! و این بزرگترین شانس ما در مقابله با آنان پس از بخت بزرگ خودمان یعنی الهی‌بودن و حسینی‌بودن ماست. می‌خواستند شب چهارشنبه را شب کشتار مردم و تروریسم بزرگ کنند، اما از همان مردم تودهنی خوردند. مردم ایران نیم‌قرن و بیشتر است که در صحنه هستند، چه باک از شبی که باید نسخه سرنوشت شوم دشمن را بپیچند و سرنوشت نیکوی خود را در دست بگیرند. 

همزمان سیدمجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با نیم‌نگاهی به میدان مردمی، پیام خشم این مردم بر سر دشمن امریکایی صهیونی را صادر کرد و نوشت: «دور تند ضربات تأثیرمحور و خردکنندۀ فرزندان ملت ایران به پهنای منطقه به دشمن امریکایی-صهیونی آغاز شد. کمر استکبار در خیابان و میدان شکسته می‌شود». 

در دنیا نیز همین خبر‌ها صادق انگاشته می‌شود نه خبر‌های جبهه اپستین. رابرت پیپ استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو نوشت: «ایران اکنون قدرتمندتر از قبل از جنگ است؛ قیمت نفت جهانی را کنترل می‌کند. احتمال اینکه ائتلاف امریکا را بشکند، بیشتر از احتمال تقویت آن به دست امریکا است. دستاوردی خیره‌کننده در ۱۷ روز».

در جهان هرچقدر التماس ترامپ به هم‌پیمانان خودش برای اعزام نیرو به تنگه هرمز بی‌فایده است، برعکس اشاره مسئولان و رسانه‌ها به مردم برای حضور در خیابان‌ها حماسه‌آفرین می‌شود. خبر‌های جهان نیز بر خلاف اخبار شبکه‌های نجاستخوار فارسی‌زبان تل‌آویو و لندن از شدت‌گرفتن ویرانی پایگاه‌های امریکایی حکایت دارد. در آن سو نیز نفس تل‌آویو از اصابت پی‌درپی موشک‌ها بند آمده است.

******

تاملی درباره سکوت تصویری در سرزمین‌های اشغالی

روزنامه وطن‌امروز نوشت:

در دنیایی که ادعا می‌شود دوربین‌ها و شبکه‌های اجتماعی چشم‌های بینای بشر هستند و هیچ گوشه‌ای از جهان پنهان نمی‌ماند، جنگی که در میان آن قرار داریم، پارادوکسی عجیب را پیش پای ما گذاشته است. ما، به عنوان شهروندانی که شاهد بمباران‌های بی‌رحمانه‌ مدارس و منازل خود توسط رژیم کودک‌کش و آمریکای استعمارپیشه و جنایتکار در رسانه‌های جهانی هستیم، با یک پرسش اساسی روبرو هستیم: چرا در مقابل انبوه تصاویر از جنگ‌ها، سکوت تصویری جدی‌ای در مورد پاسخ‌های موشکی کشورمان به سرزمین‌ اشغالی در رسانه‌های جهان حاکم است؟

 اگر حتی برای یک بار به پخش‌های زنده (Live) یوتیوب یا شبکه‌های خبری معتبر جهانی که استودیوهای‌شان در فلسطین اشغال‌شده مستقر است دقت کرده باشید، الگوی عجیبی را مشاهده کرده‌اید. به محض اینکه صدای آژیر خطر در شهرهایی مثل تل‌آویو یا حیفا به صدا درمی‌آید، اتفاقی کاملاً هماهنگ و غیرطبیعی رخ می‌دهد و آن اینکه دوربین خبرنگار که تا لحظه‌ای قبل نمای کلی شهر و رفت و آمدها را نشان می‌داد، ناگهان به سمت پایین و روی یک ساختمان یا جدول بتنی زوم می‌کند. در این لحظه، آسمان که باید صحنه‌ رقص پدافندها و برخورد موشک‌ها باشد، کاملاً از قاب حذف می‌شود. هیچ دودی دیده نمی‌شود و هیچ اثری از موشک‌ها در تصویر نیست. این یک سانسور هوشمندانه است. سانسوری که نه با قیچی، بلکه با تکنیک دوربین‌برداری انجام می‌شود تا بیننده جهانی باور کند تهدیدی وجود ندارد یا همه موشک‌ها در هوا منفجر شده‌اند؛ بدون اینکه کوچک‌ترین اثری از برخورد یا تخریب به نمایش درآید.

گزارش‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی حاکی از آن است برخلاف تصویری که رسانه‌ها نشان می‌دهند، موشک‌های ایرانی با دقتی فوق‌العاده اهداف خود را پیدا کرده‌اند. ما شاهدیم پس از یک هفته حملات بی‌وقفه، تعداد لانچرهای موشکی کشور طبق اعتراف دشمنان ثابت مانده و این یعنی توان تهاجمی ایران عزیز آسیب ندیده است و ضربات ایران به هدف نشسته است. مساله فقط زدن موشک نیست، مساله تخریب است. چرا هیچ ویدیویی از پایگاه‌های نظامی مخروبه، فرودگاه‌های تعطیل‌شده یا زیرساخت‌های آسیب‌دیده‌ رژیم صهیونیستی منتشر نمی‌شود؟ در حالی که هر خرابی در ایران بلافاصله با تیترهای بزرگ و تصاویر دلخراش پوشش داده می‌شود، تصویر آسمان خالی از موشک در اسرائیل، بزرگ‌ترین دروغ این جنگ است. آنها با پنهان کردن ستون‌های دود و آتش، سعی دارند توهم نامیرایی و امنیت مطلق را برای رژیم صهیونی حفظ کنند.

ایرانیان در این جنگ، تنها با موشک و جنگنده نمی‌جنگند؛ ایرانیان با سینمای جنگ و رسانه نیز درگیر هستند. آنها دوربین‌های‌شان را از آسمان برمی‌دارند تا دود آتشی که ایران در رژیم برپا کرده دیده نشود، اما واقعیت آن است که آسمان اسرائیل دیگر امن نیست و این سکوت تصویری، بلندترین فریاد رسوایی رسانه‌های معتبر جهانی است. آنها نمی‌توانند برای همیشه آسمان را با زوم دوربین بپوشانند؛ چراکه صدای انفجار واقعیت را نمی‌توان مدتی طولانی از قاب افکار عمومی جهان مخفی کرد.

******

انتحار راهبردی دشمن در عسلویه

خبرگزاری فارس نوشت:

خبر حمله به تأسیسات گازی عسلویه را باید در یک معادلهٔ بزرگتر تحلیل کرد؛ معادله‌ای که در آن دشمن پس‌از تحمل فشارهای طاقت‌فرسای میدانی و راهبردی، به نقطه انتحار تاکتیکی رسیده است.

۱. بن‌بست راهبردی و فروپاشی روانی دشمن که در روزهای گذشته نتوانسته بود به اهداف شوم خود در ایران دست یابد، اکنون در حالت درماندگی کامل به سر می‌برد. این حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی و حیاتی ایران، نه یک پیروزی نظامی، که یک خودکشی سیاسی ناشی از عصبانیت و شکست است. آنها که دیگر توان رویارویی با قدرت موشکی و دفاعی ایران را ندارند، دست به دامن جنایت علیه تأسیسات مردمی و اقتصادی زده‌اند .

۲. آغاز فاز جدید معادلات جنگ با اصابت موشک‌های دشمن به پالایشگاه عسلویه، عملاً پاندول جنگ از حالت نبردهای محدود و پایگاهی به‌سمت «جنگ تمام‌عیار اقتصادی» چرخید. از امشب، دیگر خط قرمزها تغییر کرده است. اگر دشمن تصور می‌کرد با این حملات می‌تواند فشار بر ایران را افزایش دهد تا ایران کوتاه بیاید، در محاسبات خود اشتباه مهلکی کرده است، چرا که این اقدام، برگ برنده‌ای به نام «مقابله‌به‌مثل» را به‌طور کامل در اختیار ایران قرار داده است.

۳. دود این آتش به‌چشم حامیان این حملات اگرچه خساراتی به تأسیسات وارد کرده، اما مهم‌ترین پیام آن برای واشنگتن و متحدانش این است که امنیت انرژی در منطقه به نقطهٔ صفر رسیده است. با این اقدام دیوانه‌وار، دود ناشی از آتش پالایشگاه‌های ایران، نه‌تنها در آسمان عسلویه، که در محاسبات اقتصادی کاخ سفید و پنتاگون خواهد پیچید. بازارهای انرژی قطعاً با شوک جدیدی مواجه خواهند شد و این شعله‌ها، ثبات را از چشم رژیم‌های حامی دشمن در منطقه خواهد گرفت.

۴. پاسخ قاطع و قطعی در راه است. این جنایت جنگی بدون پاسخ نخواهد ماند و پاسخ ایران، زیرساخت‌هایی از دشمن را هدف خواهد گرفت که تا پیش‌از این تصور می‌شد در امان هستند.

******

چه کسانی برای جنگ علیه ایران، کف و سوت زدند؟

سایت عصر ایران نوشت:

چند هفته مانده به آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، در توئیتر فارسی عده‌ای با توصیه «تاریخ بخوانید» شوخی می‌کردند، این جمله کوتاه را دست می‌انداختند، می‌گفتند کسانی که این حرف را می‌زنند «خونشور» هستند، «ماله‌کش» وضع نامطلوب موجود هستند، وسط‌بازی می‌کنند» و ... از آن برچسب‌های جذابی که در شبکه‌های اجتماعی آدم‌های زیرکی می‌سازند و بعد بقیه دست می‌گیرند و از هر کس خوششان نمی‌آید آن را به پیشانی‌اش می‌چسبانند تا او را رسوای جماعتی کنند که خشمگین و ناراضی هستند. می‌گفتند بهترین راه این است که نیروی خارجی مداخله نظامی کند و کشور را نجات بدهد.یک جنگ هدفمند و حساب‌شده که در آن قرار نیست خانه آدم‌های عادی که با قسط و قرض و وام خریده‌اند یا حتی اجاره کرده‌اند ویران شود، قرار نیست بچه‌ها کُشته شوند، قرار نیست کسب و کارها تعطیل شود، قرار نیست خون بی‌گناهان ریخته شود.

به هر کس که می‌گفت جنگ آن هم از سوی نیروی خارجی «راه حل ملی» نیست، گلوله و موشکِ شلیک شده سواد ندارد، بین موافق و مخالف قدرت تشخیص ندارد، نیروی خارجی برای رضای خدا چنین کاری نمی‌کند، کشور خاک و خاکستر می‌شود و ... چنان رکیک فحاشی می‌کردند که خیلی‌ها ترجیح دادند سکوت کنند. 

نمی‌گویم «دونالد ترامپ» و «بنیامین نتانیاهو» صرفاً با دعوت فارسی‌زبانانی که حمله به سرزمین مادری را توصیه می‌کردند جنگ علیه ایران را شروع کردند اما تردیدی ندارم که بخش زیادی از افرادی که برای شروع و استمرار این جنگ سوت و کف می‌زنند فارغ‌التحصیلان و دانشجویان دانشگاه تاریخ «اینستاگرام و توئیتر»، دانشکده خبر «ایران‌اینترنشنال» و هنرکنده «من‌و‌تو» هستند.

******

پترو یوان جایگزین پترو دلار؟

روزنامه صبح‌نو نوشت:

تحولات ژئوپلیتیکی در خاورمیانه در کنار تغییرات ساختاری در بازار جهانی انرژی، به‌تدریج یکی از مهم‌ترین ستون‌های نظم مالی بین‌المللی یعنی «سیستم پترودلار» را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است؛ سیستمی که طی حدود نیم قرن گذشته نقش کلیدی در تثبیت سلطه اقتصادی و مالی ایالات متحده بر اقتصاد جهانی ایفا کرده است. سیستم پترودلار بر یک سازوکار نسبتاً ساده اما بسیار مؤثر استوار بود. در این سیستم، نفت عمدتاً با دلار آمریکا قیمت‌گذاری و معامله می‌شد. به همین دلیل، کشورهای واردکننده انرژی برای خرید نفت ناچار به تأمین دلار بودند و در مقابل، کشورهای صادرکننده نفت نیز درآمدهای خود را به شکل دارایی‌های دلاری یا سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی غرب نگهداری می‌کردند.

این چرخه مالی باعث شد دلار به ستون اصلی تجارت جهانی تبدیل شود و ایالات متحده بتواند از طریق کنترل شبکه مالی بین‌المللی، قدرت اقتصادی و سیاسی خود را تقویت کند. در واقع، تقاضای دائمی برای دلار در تجارت نفت به واشنگتن اجازه داد کسری‌های مالی خود را تأمین کرده و در عین حال نفوذ ژئوپلیتیکی گسترده‌ای در اقتصاد جهانی داشته باشد. یکی دیگر از پایه‌های پترودلار، توافق نانوشته‌ای بود که طی آن ایالات متحده امنیت کشورهای نفتی خلیج فارس را تضمین می‌کرد و در مقابل، این کشورها نیز فروش نفت خود را عمدتاً با دلار انجام می‌دادند. اما تسلط ایران بر تنگه هرمز حالا بازی را تغییر داده است.

البته پیش از این نیز با تحولات در بازارهای ملی سلطه چند دهه‌ای پترودلار به چالش کشیده شده بود. حالا بستن تنگه هرمز و شرط ایران برای عبور کشتی‌ها مبنی بر اینکه اگر معامله خود را با یوان چین انجام دهند، اجازه عبور از تنگه را پیدا می‌کنند، روند تضعیف پرو دلار را بیشتر کرده است. گفته می‌شود ایران به اولین نفتکش اجازه داده است پس از اینکه هزینه محموله به یوان چین پرداخت شد، از تنگه هرمز عبور کند. نفتکش «کراچی»، یک کشتی از نوع Aframax که نفت خام Das را از ابوظبی حمل می‌کند، با فعال بودن سیستم AIS (سامانه شناسایی خودکار) خود با امنیت از تنگه هرمز عبور کرد. این اولین نفتکش غیرایرانی است که بدون هیچ حادثه‌ای این کار را انجام داده آیا در آینده شاهد جایگزینی پترو یوان به جای پترودلار خواهیم بود؟

******

مقاومت مردم نشان داد، نظام بیدی نیست که با این باد‌ها بلرزد

صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی، گفت و گویی را با خبرگزاری ایرنا درباره حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و اثرات آن انجام داده که بخش‌هایی از آن به شرح زیر است:

* برخلاف تصور بسیاری از اپوزیسیون که معتقد بودند اگر آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند، این جنگ باعث سرنگونی نظام جمهوری اسلامی می‌شود؛ من بار‌ها در قالب مناظره‌ها و گفت‌و‌گو‌هایی اعلام کردم که حمله به ایران حتی اگر منجر به از بین رفتن مسئولین نظام هم شود لزوماً به سقوط نظام منتهی نخواهد شد. عملا در این روز‌هایی که گذشت نیز شاهد بودیم برغم گستردگی حملات و اینکه رهبری انقلاب در همان روز نخست به شهادت رسیدند، هیچ علامتی از اینکه نظام سقوط کند یا در حال سقوط باشد، دیده نمی‌شود.

* با تداوم جنگ ممکن است شرایط سختی بوجود آید و آمریکا و اسرائیل پس از حمله به مراکز نظامی، به تدریج به سمت تأسیسات صنعتی و زیرساخت‌های اقتصادی کشور مانند پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌ها و وسایل ارتباطی بروند، اما در آن حالت باز هم معتقدم که نظام سقوط نخواهد کرد، زیرا هر چند نظام منتقدانی دارد، اما نباید فراموش کنیم که درصد دیگری از جامعه نیز همچنان از آن حمایت می‌کنند، در چنین شرایطی چگونه نظام از بین می‌رود؟ مگر اینکه به مخالفان بگویند اسلحه به دست بگیرید و با موافقان بجنگید که منجر به «جنگ داخلی» می‌شود و دیگر چیزی از کشور باقی نمی‌ماند.

* بر این باورم که نظام به واسطه حمایت مردمی سقوط نخواهد کرد و به حیات خود ادامه می‌دهد؛ به علاوه افراد بسیاری مانند صادق زیباکلام که منتقد نظام است، در ایران زندگی می‌کنند و در جنگ بین جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل هرگز در کنار آمریکا و اسرائیل قرار نخواهد گرفت. در واقع ما ایرانی‌هایی داریم که به واسطه پاره‌ای انتقادات از نظام حمایت و طرفداری نمی‌کنند، اما در عین حال حاضر نیستند که در کنار آمریکا و اسرائیل قرار بگیرند.

* اپوزیسیون بر این باور هستند که نظام در آستانه سقوط است و البته این یک تصور واهی است. آنها بلافاصله پس از هر اتفاقی که در ایران می‌افتد، می‌گویند کار تمام شده است! البته این سخنان را از زمان حوادث سال ۱۴۰۱ می‌گویند! اما واقع مطلب این است که مقاومت مردم در هفته‌های اخیر نشان داد نظام بیدی نیست که با این باد‌ها بلرزد و از هم فروبپاشد؛ البته باید برای بهبود شرایط به دنبال یک راه‌حل منطقی رفت و هرگونه تغییر، اصلاح، بهبود اوضاع سیاسی و اجتماعی باید از داخل کشور انجام شود.

******

زدن ایست‌و‌بازرسی‌ها در سرزمین‌های اشغالی شروع می‌شود؟

روزنامه فرهیختگان نوشت:

آمریکا و رژیم صهیونیستی با حملات به مراکز امنیت داخلی و افراد فعال در این حوزه، قصد دارند زمینه‌ساز آشوب‌های داخلی شوند. این ائتلاف با جنگ اقتصادی، در ایران بستر معیشتی و خشم شکل داد و با تبلیغات رسانه‌ای کوشید تا اقوام ایرانی را ملت‌هایی جداگانه تصویرسازی کند. دشمن برای شعله‌ور کردن شورش داخلی در ایران با جنگ نرم و سخت بن‌بست‌های بزرگی پیش روی خود دارد، اما برای ایران وضعیت متفاوت بوده و تهران ‌می‌تواند به دشمن ضرباتی ویرانگر بزند. قلب این طرح‌ها، کرانه باختری رود اردن است. در این باره بررسی ویژگی‌ها و ابعاد این منطقه راهگشا هستند. ایران برای تهاجم به کرانه باختری جهت فعال‌سازی قیام داخلی، ‌می‌تواند طرح عملیاتی کارآمدی را شکل دهد. در این خصوص موارد زیر مهم تلقی ‌می‌شوند.

1- تمام شهرک‌های رژیم صهیونیستی در کرانه باختری از نظر بین‌المللی، غیرقانونی به شمار ‌می‌روند. ماهیت غیرقانونی این شهرک‌ها به‌گونه‌ای است که حتی از نظر قوانین دولتی رژیم نیز برخی شهرک‌ها غیرقانونی به شمار ‌می‌روند. 

رژیم صهیونیستی یک پادگان بزرگ است؛ اما این وضعیت در کرانه باختری بدتر است. صهیونیست‌های تندرو، به دلیل واقع‌شدن در میان جمعیت‌های فلسطینی، مسلحند و در این میان گروه‌های تروریستی محلی فعالیت ‌می‌کنند. بر این اساس، هدف قراردادن مراکز ذخیره‌سازی سلاح و نگهبانی شهرک‌ها، اهمیت بالایی دارد. با این حملات، گارد شهرک‌ها باز شده و گروه‌های مبارز فلسطینی ‌می‌توانند راحت‌تر به آن‌ها ضربه بزنند. 

2- حمله به پادگان‌های بزرگ رژیم در کرانه باختری، ضمن آسیب به زیرساخت‌های نظامی، باعث تحمیل طرح پراکندگی به نظامیان صهیونیست ‌می‌شود. این پراکندگی در محیط پرخطر کرانه باختری به معنای فرسایش و خستگی نیروهاست. 

3- حمله به ایست‌وبازرسی‌های سختگیرانه ‌می‌تواند باعث تضعیف توانایی رژیم در جلوگیری از تحرک و ارتباط مبارزان شود. ایست‌وبازرسی‌های رژیم در کرانه، نقاطی با نظامیان کم و قابل جابه‌جایی نیستند، پس هدف‌گیری آن‌ها دشواری چندانی از نظر هدف‌یابی ندارد. 

4- حمله به مقرهای مرزی در مرز اردن و فلسطین اشغالی، باعث تسهیل ورود مبارزان و سلاح به کرانه باختری ‌می‌شود. 

5- ایران و محور مقاومت دارای سلاح‌ها و مسیرهای بسیار خوبی برای فعال‌سازی گزینه کرانه باختری هستند. پهپادهای انتحاری با قابلیت نقطه‌زنی که از ایران، عراق و لبنان شلیک ‌می‌شوند ‌می‌توانند اهداف دقیق مانند برجک‌های دیده‌بانی، ایست‌های بازرسی و نقاطی در درون شهرک‌ها و پادگان‌ها را هدف قرار دهند. موشک‌های مجهز به کلاهک بارانی نیز ‌می‌توانند شهرک‌ها را با تک‌شلیک‌ها از دور خارج کنند.