خارک، گورستان سربازان امریکایی
روزنامه صبحنو نوشت:
سخنان اخیر رئیسجمهور رژیم تروریستی آمریکا بیش از آنکه رنگ و بوی نظامی داشته باشد، پروپاگاندای رسانهای برای ساختن دستاوردهای خیالی است. این روزها ترامپ برای سرپوش گذاشتن بر شکست خود در خلیج فارس، تهدید به تصرف جزیره خارک کرده و گفته تفنگداران امریکایی را راهی خلیج فارس خواهد کرد؛ خطایی اسراتژیک که قطعا نطقه پایانی بر حضور امریکاییها در منطقه خواهد بود. اما چرا اشغال نظامی جزیره خارک سناریویی بسیار پیچیده، پرمخاطره و دور از ذهن است؟
1- آسیبپذیری شدید پس از اشغال: حتی اگر نیروهای آمریکایی بتوانند جزیره را تصرف کنند، هرگونه حضور نظامی پایدار در آنجا، آنها را در معرض خطر جدی حملات تلافیجویانه ایران قرار خواهد داد . به عبارت دیگر، حفظ جزیره بسیار سختتر از تصرف آن است. این جزیره در تیررس ایران قرار دارد و بر فرض محال با ورود نیروهای امریکایی به این جزیره ممنوعه، خارک تبدیل به گورستان تفنگداران امریکایی خواهد شد.
2. دشواری فوقالعاده عملیات نظامی: انجام یک عملیات نظامی در جزیره خارک "بسیار دشوار" است، چرا که این جزیره تقریباً به طور کامل پوشیده از تأسیسات نفتی، خطوط لوله و مخازن عظیم است. جنگ در چنین محیطی فاجعهبار خواهد بود. ایران نیز تاکید کرده در صورت هدف قرار گرفتن تاسیسات نفتی خود در خارک، تمام تاسیسات نفتی منطقه را مورد هدف قرار می دهد و این یعنی برپایی جهنمی برای اقتصاد جهانی.
3. سناریوهای اقدام متقابل: اما ایران نیز با آگاهی کامل از وابستگی شدید اقتصاد جهانی به انرژی منطقه، میتواند با طراحی استراتژی بازدارنده و تلافیجویانه چندلایه حتی تصور دست درازی به خارک در ذهنها را هم دور از دسترس کند. یکی از این سناریوها هدف قرار دادن تأسیسات متحدان آمریکا است. محتملترین پاسخ ایران به هرگونه حمله به خارک، هدف قرار دادن تأسیسات انرژی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و تمامی پایانههای صادراتی است. از سوی دیگر، ایران نشان داده که تسلط کامل بر تنگه هرمز دارد و در صورت اشغال خارک، این تسلط به سطحی بیسابقه از هرج و مرج تبدیل خواهد شد. استفاده گسترده از مینهای دریایی (که پاکسازی آنها ماهها طول میکشد)، حملات پهپادی و موشکی به نفتکشها و کشتیهای تجاری، عملاً تردد در این شاهراه حیاتی را فلج خواهد کرد.
در یک کلام، سناریوهای در دسترس ایران برای جهنمی کردن منطقه، برگ برندهای است که میتواند محاسبه واشنگتن برای تصرف خارک را بر هم بزند. پیش از این نیز امریکا با سروصدا ناو آبراهام لینکن را به منطقه فرستاد اما این ناو قبل از آنکه بخواهد ماموریت خود را آغاز کند غیر عملیاتی شد و از منطقه عقب نشینی کرد. بنابراین، هرگونه حماقت در قبال خارک، نه تنها سربازان آمریکایی را در باتلاقی تازه گرفتار میکند، بلکه آتش یک جنگ فراگیر اقتصادی را در سراسر منطقه و جهان شعلهور میسازد.
******
پسر مزدور شاه، علنا بر طبل تجزیه میکوبد
روزنامه وطنامروز نوشت:
حالا بیشتر از هر زمانی معلوم شده رضا پهلوی صرفا یک مهره موساد و سیا برای پیشبرد اهداف جنگی رژیم صهیونیستی و آمریکاست. او قبل از وقوع جنگ، دستورالعمل موساد برای زمینهسازی حمله به ایران را مو به مو اجرا کرد. از یک سو با صادر کردن فراخوان ۱۸ و ۱۹ دیماه، پوشش لازم را برای فعالیتهای تروریستی عوامل موساد و سیا فراهم کرد تا با پروژه کشتهسازی، هم زمینه شکاف و انشقاق در جامعه ایرانی فراهم شود، هم با طرح ادعای اعداد و ارقام جعلی درباره تعداد کشتهشدهها، بهانه لازم برای دخالت نظامی آمریکا در مسائل داخلی ایران ایجاد شود.
از سوی دیگر، با ژست رهبری اپوزیسیون، مطالبه حمله به ایران را مطرح کرد تا در ظاهر اینگونه القا شود که حمله نظامی، مطالبه اکثریت مردم است. پس از وقوع جنگ نیز پهلوی بیانیهای صادر کرد و تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را یک «اقدام بشردوستانه» دانست. در واقع او از طریق جایگاه جعلی رهبری اپوزیسیون که موساد برای او دست و پا کرد، نهتنها از حمله به ایران حمایت کرد، بلکه تلاش کرد این تجاوز جنایتکارانه را توجیه کند.
به صورت خلاصه، موساد پروژه رضا پهلوی را طراحی کرد تا هم به همبستگی و انسجام ملی ایرانیان در برابر تهاجم و تجاوز خارجی آسیب برساند و هم تجاوز خارجی به خاک ایران را موجه کرده و یک مطالبه عمومی در ایران جا بزند و مقدمه تجزیه ایران را فراهم کند. البته تکالیف موساد به رضا پهلوی به این خلاصه نشده است. در چنین شرایطی که زمان بشدت علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی است؛ تنها امید ترامپ و نتانیاهو برای تغییر معادله میدانی جنگ، به پروژه ناامنی و آشوب و جنگ مسلحانه داخلی است. آنها درصددند به محض وقوع آشوب و جنگ داخلی، گروههای تروریست تجزیهطلب را وارد معرکه کنند و سناریوی تجزیه ایران را کلید بزنند.
دقیقا در چنین زمانی، موساد مجددا رضا پهلوی را فعال کرد. پسر شاه مخلوع، روز چهارشنبه بیانیهای صادر کرد و خطاب به هواداران خود گفت تا صدور بیانیه بعدی، در خانه بمانند. چند ساعت پس از صدور این بیانیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی برخی ایست و بازرسیها در تهران را با پهپادهای انتحاری هدف قرار دادند؛ اقدامی که باعث شهادت تعدادی از مدافعان و محافظان امنیت شد. هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از این اقدام، خالی کردن خیابانهاست تا پس از آن، رضا پهلوی بیانیه آغاز آشوب و ناامنی داخلی را صادر کند.
پروژه کاملا آشکار و شفاف است. آمریکا و رژیم صهیونیستی قافیه را باختهاند و تنها امید آنها اکنون ایجاد ناامنی و جنگ مسلحانه داخلی و سپس کلید زدن پروژه تجزیه است. مانند پروژه دیماه، آنها تکالیف جدیدی به رضا پهلوی سپردهاند تا او زمینه لازم برای اجرای این سناریو را فراهم کند. بنابراین اکنون ماهیت رضا پهلوی و نقش او در پروژه جنگ و تجزیه ایران برای افکار عمومی در ایران آشکار شده است. نقش رضا پهلوی در پروژه ضد ایرانی ترامپ و نتانیاهو، به مراتب بیشتر و خیانتبارتر از نقش منافقین در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. آنچه باعث شد دار و دسته مسعود رجوی در ذهن و قلب ایرانیان منفور همیشگی شود، حالا در سطح بالاتر و خیانتآمیزتری توسط رضا پهلوی دنبال میشود.
******
لاف در غربت ترامپ
روزنامه قدس نوشت:
در ادامه ناکامی ترامپ در مواجهه با ایران قدرتمند، مطالبه رئیسجمهور ایالات متحده برای مشارکت کشورهای دیگر در راستای تأمین امنیت تنگه هرمز به در بسته خورده و بیاعتباری هر چه بیشتر سیاست خارجی آمریکا را در پی داشته است. در واکنش به درخواست «دونالد»، فرانسه اعزام کشتی جنگی به منطقه را رد و قویاً تأکید کرده موضعش دفاعی است و ناو هواپیمابرش در شرق مدیترانه باقی میماند. وزیر انرژی انگلیس گفت: «برنامه لندن کاهش تنش است و نمیتوانیم در جنگی که اهداف مشخصی ندارد، شرکت کنیم». ژاپن در پاسخ به درخواست ترامپ درباره تنگه هرمز این اقدام را «بسیار دشوار» خواند. کره جنوبی دیگر متحد شرقی واشنگتن اعلام کرد اگرچه اعزام ناو جنگی را بررسی میکند؛ اما خود مستقل تصمیم خواهد گرفت و در نهایت چین در پاسخی معنادار به درخواست آمریکا درباره تنگه هرمز گفت: «ما خواستار توقف فوری همه خصومتها هستیم».
رئیسجمهور رژیم تروریست ایالات متحده که ابتدا مدعی بود برای باز کردن این آبراهه به متحدان نیازی ندارد و حتی اعلام مشارکت بعدی انگلیس در عملیات نظامی علیه ایران را به گونهای مضحک و با گفتن اینکه علاقهای به پیوستن لندن به جنگی که واشنگتن پیروز شده، رد کرده بود، در ادامه خواستار همراهی دولتها برای امنیت خلیجفارس شد که اینگونه از سوی نزدیکترین متحدان کاخ سفید به مفتضحانهترین شکل ممکن رد شده است.
تنگه هرمز به عنوان یک گذرگاه مهم آبی جهانی به سبب رفت و آمد بسیار زیاد نفتکش و کشتیهای تجاری از اهمیت زیادی برخوردار است. از این رو باز نگه داشتن آن برای کشورهای غربی اهمیت دارد و این در شرایطی است که ترامپ بیتوجه به این مسئله، به قماری دست زده که هماکنون دامان تمام غربیها را گرفته است. واقعیتهای این تنگه استراتژیک که سبب ایجاد اختلاف میان متحدان شده، رسوایی بیش از پیش آمریکا را به دنبال داشته است.
******
دست بالاتر در جنگ
روزنامه خراسان نوشت:
بیایید آنچه در ۳۶ ساعت گذشته رخ داده است را مرور کنیم.
۱. حملات جنگندهمحور به تهران به شدت کاهش یافته و تهران با کروز دورایستا مورد اصابت قرار گرفت. شاید علتش، ناامنی سوخترسانها در آسمان عراق یا همان خبر رهگیری یک جنگنده رژیم در ایران باشد. هرچه باشد، این یک مشکل بزرگ برای متجاوزان است. البته اصفهان مورد اصابتهای فراوان بود.
۲. فرانسه که میرفت تا بخشی از جنگ بشود، با کشته شدن یک افسرش در اربیل و اخطار جدی ایران درباره ناو در حال حرکتش و احتمالا برخی گفت وگوهای سیاسی، اعلام کرده ناوش را دیگر به خلیج فارس نمیفرستد و در همان مدیترانه نگه میدارد.
۳. پهلوی به عنوان پیاده نظام دشمن، آن قدر وضعیت جامعه برای فراخوان خود را نامناسب میبیند که به گروهکهای تروریستی خود دستور اقدامات ایذایی میدهد. راهبرد پهپادی رژیم علیه ایست و بازرسی نیز با حضور چندبرابری و داوطلبانه مردم با شکستی تاریخی مواجه شد و دو شب است اجرا نمیشود.
۴. ترامپ از کشورهای جهان درخواست کمک کرده تا تنگه را باز کنند. همه کشورهای بلوک غرب، حتی انگلستان این درخواست را رد کردهاند. مشکلشان این است که میگویند وارد جنگ بیهدف نمیشوند.
۵. ایران و حزبا... در ۴۸ ساعت گذشته به صورت میانگین هر ۲ ساعت یک حمله موشکی به رژیم صهیونی کردهاند. تعداد حملات پهپادی خارج از محاسبه است.
۶. از شش دختر فوتبالیست ایرانی که ترامپ شخصا آن ها را پروژه کرده بود، پنج نفر قصد وطن کردهاند؛ درواقع ترامپ را سنگ روی یخ کردهاند.
۷. خیابان شلوغ است. طرفداران ایران، خیلی شلوغ کردهاند.
۸. بازارهای جهانی امروز باز میشوند و بعید است که گفتاردرمانی ترامپ در هفته سوم جنگ کاری از پیش ببرد. سقوط پنجشنبه و جمعه، احتمالا جدیتر خواهد شد.
۹. آمریکاییها قصد داشتند تا مقاومت عراق را در یک سلسله حملات گسترده از کار بیندازند. نتیجه، شکست ترور یکی از رهبران مهم عراقی و سپس حملات گسترده به ویکتوریا و سفارتشان در بغداد بود. پدافندی که شش سال است از سفارت محافظت میکند، مورد اصابت واقع شد.
۱۰. ایران در مقابل بمباران زمینهای خالی در خارک به نقاط نفتی الفجیره حمله کرد. پاسخی گرم به تهدید توئیتری ترامپ.
دشمن هنوز هم میکشد و حتما کارتهایی برای وارد کردن به جنگ دارد. جنگ تمام نشده و بالا و پایین خواهد داشت. اما در این لحظه، ورق برگشته و مسیر به نفع ایران پیش میرود. آنچه فرماندهان ایرانی درباره تصعید معقول و پلهپله گفته بودند، در خیابانهای تلآویو قابل مشاهده است. مهمترین عناصری که مسیر پیروزی را هموار میکند، حفظ خیابان، حفظ تنگه هرمز و حفظ نواخت آتش آفندی است. این ها همه به نصرت خداوند متعال نیازمند است.
******
آتشبس در شرایط فعلی، خطرناکتر از ادامه جنگ است
روزنامه کیهان نوشت:
در این 2 هفته، ایران عزیزمان ضرباتی خورده و خسارتهای مادی و جانی زیادی نیز دیده اما به همان میزان -یا حتی بیشتر- خسارات نظامی، جانی، مالی و حیثیتی سنگینی به دشمن وارد کرده است. به تاریخ رجوع کنید. در کدام دوره ایران توانسته است با گردن کلفتهای دنیا اینگونه سرشاخ شود، آن هم به تنهایی و در حالی که 47 سال تحت بیرحمانه ترین تحریم ها بود است؟! کدام ابرقدرتی تاکنون جرات داشته، با آمریکا ورژیم صهیونستی به این شکل وارد تقابل شود؟ پاسخ روشن است: «در هیچ دورانی و هیچ ابرقدرتی». درباره میزان تلفات و خسارات دشمن، به دلیل اعمال یک حکومت نظامی بر رسانهها، نمیتوان عدد واقعی خسارت را پیدا کرد اما، همین سانسور شدید می تواند دلیلی بر سنگین بودن این خسارات باشد. همان خبرهایی که به صورت جسته و گریخته از این خسارات منتشر می شود نیز گویای واقعیتهای مهمی است.
یکبار دیگر دقت کنید! یک طرف ایران است و چند متحد منطقهای که هنوز همه آنها وارد جنگ نشده اند، یک طرف دیگر آمریکا و رژیم صهیونیستی است که حمایتهای مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی، تکنولوژیک و سیاسی ناتو، کشورهای حاشیه خلیج فارس، ژاپن، کره جنوبی و...را دارد. فقط ناتو متشکل از 32 کشور است!
ممکن است با «عادت پذیری» و «تلاش های شبانه روزی تریبونهای رسانه ای دشمن» طی روزهای آینده از این انسجام معجزهگون مردمی، خشم مقدس و همصدایی علیه دشمن - ولو اندکی- کاسته شود. اینجاست که برخی در داخل جرات یافته و دم از «آتش بس» خواهند زد. این که «آتش بس در این شرایط، چرا خطرناک تر از ادامه جنگ است؟» را کمی جلوتر توضیح خواهیم داد. یکی از بزرگترین اشتباهات تاریخ 47 ساله ما، روشن نکردن تکلیف «اپوزیسیون» داخلی بوده است. ما در کشور اپوزیسیون هایی داریم که در چارچوب قوانین نمیگنجند. نام «منتقد» را یدک میکشند اما آدرسی که میدهند به همان نقطهای ختم میشود که ترامپ و نتانیاهو مشخص کرده اند. به عبارتی، اپوزیسیون نظام داریم. همانهایی که میگفتند، باید تغییر پارادایم داد! این طیف، منشا دو صدایی، عامل این جنگ و بسیاری از گرفتاریهایی هستند که امروز درگیرشان هستیم. پس از عبور از این شرایط حساس، نباید فرصت عرض اندام دوباره به این طیف داده شود که اگر داده شود، از دالان «آتش بس»، ایران عزیز را وارد جنگهایی خواهند کرد که کوچکترین خروجی آن تجزیه کشورخواهد بود.
همانطورکه پیش بینی شده بود، دشمن از آتشبسِ پس از جنگ 12 روزه نهایت بهرهبرداری را کرد و نتیجه آن شد تجاوز بیسابقه به کشور و شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب و شماری از بهترین فرماندهان، سربازان فرزندان این خاک. دشمن، هدف خود از این تجاوزگری را نیز رسما و با صدای بلند اعلام کرده و دیگر نمیتوان گفت، به دنبال چیزی جز تجزیه و تحقیر ایران بزرگ و تحمیل یک مهره مثل آنچه در سوریه اتفاق افتاد است. اظهارات و نوشته های ترامپ و نتانیاهو در این باره در دسترس است.
بنابراین در چنین شرایطی، صحبت از آتشبس یعنی، تنفس دادن به دشمنی که نفسش را گرفتهایم. این جنگ، جنگی است که در آن یک بار برای همیشه تکلیف رژیم صهیونیستی و حضور نظامیان آمریکایی در اطراف ایران مشخص خواهد شد. همینطور تکلیف کشورهایی که در منطقه تبدیل به خاک دشمن شده اند. بله! حتما خسارات و تلفات خواهد داشت اما قطعا به اندازه خسارات و تلفاتی که در جنگهای پی در پی بعد از آتشبس انتظارمان را میکشد نخواهد بود.
******
چرخش نسبی
روزنامه شرق نوشت:
در این روزها، چرخش محسوسی در افکار عمومی ایرانیان و ترکیب آرای مردم در سطح ملی رخ داده است؛ بهطوری که نگاه ملی و دفاع از استقلال ایران در میان مردم کوچه و بازار بهوضوح تقویت شده و انگیزهها برای ایستادگی در مقابل دشمنان متجاوز، فزونی یافته است. البته اوضاع برای کسانی که در را به روی خود بستهاند و دنیا را از دریچه کانالهای تلویزیونی خاص و شبکههای اینترنتی ضدایرانی میبینند، متفاوت است. اما دلایل این امر چیست؟
۱- نفرت از رژیم صهیونیستی
تنفر ایرانیان از رژیم صهیونیستی تازگی ندارد؛ حتی پیش از انقلاب اسلامی نیز رژیم غاصب فلسطین در میان مردم ایران جایگاهی نداشت. نسل دهه 30 شمسی و ماقبل آن یادشان میآید که در مسابقه فوتبال بین ایران و اسرائیل که ایران 2 بر یک برد، چه غوغایی در سطح مردم کوچه و بازار بر ضد اسرائیلیها برپا بود. حوالی سال ۱۳۵۲ بود (گمانم) که جنگ کشورهای عربی به رهبری مصر با صهیونیستها منجر به آزادی صحرای سینا شد. به خاطر دارم که در آن روزها چه شور و هیجانی در بین مردم ایران در حمایت از جنگ اعراب بر ضد اسرائیل وجود داشت. در این چند سال اخیر هم روشن است که جنایتهای رژیم صهیونستی در منطقه، بهویژه نسلکشی آنها در غزه، نفرتی کمنظیر نسبت به غاصبان فلسطین در میان ایرانیان دامن زده است.
۲- رفتار و گفتار شخص ترامپ
رفتار مشمئزکننده و تبخترآمیز این فرد سخیف، توییتهای اهانتآمیز او نسبت به مردم ایران، دروغپردازیها و گفتههای ضد و نقیض، لافهای مسخره و پوشالی، ادبیات لاتمنشانه، بیصداقتیها و ناروزدنهای او، که دو بار ژست مذاکره و توافق با ایران را گرفت و هر دو بار به ایران حمله کرد، همه و همه عوامل مؤثر و جدی است که انگیزه مردم ایران را برای ایستادگی در مقابل چنین شخصیت ناهنجاری، که در مرکز فرماندهی حمله به ایران نشسته است، چند برابر میکند.
۳- جنایتهای جنگی آمریکا و اسرائیل
پیش از حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، گمان سادهلوحانهای در بین برخی از اقشار مردم شکل گرفته بود که ترامپ قرار است با یک حمله نظامی، حکومت جمهوری اسلامی را براندازد و به اصطلاح ایران را آزاد کند؛ اما در این حمله آسیبی به مردم ایران نخواهد رسید. این تصور و خوشخیالی، بسیار زود رنگ باخت. در همان روز نخست جنگ جنایت کشتار کودکان معصوم میناب اتفاق افتاد. روزهای بعد نیز حملات کور آمریکا و اسرائیل به خانههای مردم، مراکز خدماتی و اهداف غیرنظامی نشان داد دشمن برای آبادانی میهن ما وارد نشده است. مشاهده ویرانیهای رخداده و پرپرزدن مردم بیگناه غیرنظامی در شهرها نشان داد دشمنان آمریکایی و اسرائیلی هیچ مهر و محبتی نسبت به مردم این سرزمین ندارند. این که هیچ، تمام وجود پلیدشان پر است از نفرت نسبت به تاریخ و عظمت ایران و تمدن چندهزارسالهای که خار چشمان آنان است.
۴- رفتار شنیع وطنفروشان
وقاحت جماعتی از وطنفروشانی که در پارهای از شهرهای اروپا و آمریکا فضایی فراهم کردند که ترامپ وحشی و نتانیاهوی خونخوار را برای حمله به ایران تشویق کرد، در چشم ایرانیان که نتایج عینی این جنگ تحمیلی را به چشم میبینند، بسی حال بههمزن بود. ادامه این رفتار شنیع و مشاهده اینکه عناصر کثیفی مثل پهلوی تهیمغز و دیگر وقیحان وطنفروش از مشاهده پیکرهای قطعهقطعهشده دختران و پسران مظلوم مینابی خجالت نمیکشند و در عوض، از کشتهشدن متجاوزان آمریکایی در هزاران کیلومتر آن طرفتر از سرزمینشان ابراز ناراحتی میکنند، بهشدت احساسات متقابل وطندوستی، اتحاد و انسجام در برابر خیانتپیشگان را در بین طبقات مختلف مردم برمیانگیزد.
