«جنگ، جنگ است و عزت و شرف میهن و دین ما در گرو همین مبارزات است.» این جمله ماندگار بیانِ منطق و منهجِ امام روحالله خمینی در روزگاری بیان شد که در ظاهر، ایران درگیر نبرد با رژیم صدام حسین بود؛ اما امام از همان روز نخست نشان میداد که ماجرا تنها یک جنگ مرزی یا نزاعی منطقهای نیست. او پشت پرده را میدید و دست قدرتهای بزرگ را در پس این رویارویی آشکار میکرد. واقعیت نیز همین بود؛ صدام تنها بازیگری در صحنهای بزرگتر بود، پنجهای بیرونآمده از آستین قدرتهای باطل جهانی.
امروز اما معادله شفافتر از گذشته است. آنچه روزی در پشت پرده دیده میشد، اکنون در برابر چشم جهانیان آشکار شده است. ایالات متحده آمریکا خود به میدان آمده و همپیمانانش، بهویژه رژیم صهیونیستی، در کنار او ایستادهاند. در برابر این صفآرایی نیز ملت ایران ایستاده است؛ فرزندان نظامی این سرزمین در میدان و مردم در خیابان.این دو، دو روی یک سکهاند. سکهای که اگر درست در گردش باشد، بازار تهاجم را از رونق میاندازد. اما سادهانگاری در هر یک از این دو عرصه—چه میدان و چه خیابان—نهتنها دیگری را فرسوده میکند، بلکه راه را برای دشمن نیز هموار میسازد. نظامیان این سرزمین، به اذن الهی، حصن حصین کشورند؛ نگهبانانی امین که ساختار، مأموریت و مسئولیتشان دقیق و روشن است.
اما در کنار این استحکام، وظیفهای نیز بر دوش مردم قرار دارد؛ وظیفهای که نام آن «حضور» است. حضور در خیابان، در صحنه، در کنار یکدیگر.اگر خیابان خلوت شود، میدان ناگزیر به خیابان خواهد آمد. فهم این حقیقت چندان دشوار نیست. همانگونه که در نبردها، وقتی معبری قیچی میشود، خط دفاعی میشکند، و بسیاری قتل و عام می شوند. در جامعه نیز خلوتی خیابانها میتواند به شکافهایی تبدیل شود که دشمن از آن عبور کند. اگر خیابان خلوت شود، میدان ناچار است تا کوچههای شهر عقب و دشمن پیش بیاید. آنگاه حتی اگر همه اعضای یک خانه پشت در نگهبانی دهند، باز هم دیوارها از فشار فرو میریزند.اما اگر خیابان به قدر کفایت پر باشد، همان حضور مردم میتواند همچون خاکریزی در دوردستها از شهر محافظت کند. با هزینه کردن یک یا دو ساعت ماندگاری در خیابان، میتوان از هزینههای سنگینتر—از خندق کندنها و خاکریز زدنها در اطراف شهر—پیشگیری کرد. تا زمانی که ما هستیم و شانههایمان در کنار هم «بنیان مرصوص» میسازد، دشمن نمیتواند برنامههای ایرانسوز خود را پیش ببرد. دشمن همواره از منفذها وارد میشود؛ از فاصلهها، از شکافها. هنر ما این است که نگذاریم میان ملت حتی روزنهای شکل بگیرد.
این همان جنگی است که عزت و شرف ما را در گرو خود دارد. اگر در میدان و خیابان بمانیم، نتیجه آن پیروزی و سربلندی ایران خواهد بود و نشان رستگاری بر سر این ملت. اما اگر عرصه را خالی کنیم، دشمن خاک بر سرنوشت ما خواهد ریخت.حکایت امروز، حکایت انتخاب میان پیروزی و شکست است. این ما هستیم که انتخاب می کنیم کدام طرف بایستیم. در میدان باشیم سنت خداوند با پیروزی محقق می شود. میدان را خالی کنیم، پشتِ خودمان خالی خواهد شد. این فضای خالی هم برای دشمن خیال انگیز خواهد شد. جواب فردا را باید امروز بدهیم؛ می مانیم تا ایران بماند. تا ایرانی سرفراز باشد.
یک ملت پای کار یک وطن
غلامرضا بنی اسدی، گروه سیاسی الف، 4041225046 ۲۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲۳ تکراری یا غیرقابل انتشار