سیاست در عصر پسا حقیقت

محسن سلگی، گروه سیاسی الف،   4041206037 ۱۵ نظر، ۲ در صف انتشار و ۶ تکراری یا غیرقابل انتشار
سیاست در عصر پسا حقیقت

بمب اتم هم در ظاهر زیباست. آن قارچِ سهمگین که به آسمان می‌دود، آن تناسب هولناکِ انفجار، آن تصویرِ رازآلود و مهیب. چشم را می‌گیرد. حتی می‌شود گفت شکوه دارد، درستی اما نه. مسأله از همین «اما» آغاز می‌شود. از جایی که «زیبایی» می‌خواهد جای «حقیقت» بنشیند. از جایی که داوری اخلاقی، آرام‌آرام در برابر هیبت تصویر عقب می‌نشیند. سیاست، اگر زیبایی‌شناسانه شود، دیگر عرصه سنجش حق و باطل نیست؛ صحنه نمایش است. صحنه‌ای که در آن، فاجعه می‌تواند در قامت یک منظره تماشایی ظاهر شود.

این همان نقطه خطر است؛ وقتی «زیبا بودن» معیار می‌شود، نه «درست بودن» یا صحت.

در وضعیت پساحقیقت، حقیقت لزوماً حذف نمی‌شود؛ اما الزاماً تزیین می‌شود. تحریف می‌شود. در قاب‌های جذاب عرضه می‌شود. دیگر پرسش از صدق و کذب، به حاشیه می‌رود. آنچه اهمیت می‌یابد، اثرگذاری است؛ شوک است؛ تصویر است؛ تکرار است. سیاست به جای اینکه عرصه مسئولیت باشد، به صحنه اجرا تبدیل می‌شود.

ترامپ نمونه خالص این وضعیت است. او سیاست را به نمایش بدل کرد. به اغراق‌های چشم‌گیر، به واژه‌های هیجانی، به تصویرسازی‌های عامه‌پسند. مرتب گفت «زیبا»! دیوار زیباست. توافق زیباست. صحنه زیباست. گویی معیار قضاوت، زیبایی است نه حقیقت. او اوج پساحقیقت است؛ وضعی که زبان، دیگر ابزار کشف واقعیت نیست، ابزار تولید هیجان است.

باید مراقب بود که زیبایی، اگر مهار نشود، می‌تواند اخلاق را خلع سلاح کند. می‌تواند خشونت را در لباس شکوه عرضه کند. می‌تواند جنگ را در قاب نور و رنگ بفروشد.

باید مراقب بود. هر امر خیره‌کننده‌ای، حق نیست. هر امر باشکوهی، عادلانه نیست. سیاست، اگر در دام زیبایی بیفتد، به جای اینکه بار مسئولیت تاریخ را بر دوش بکشد، در پی تصاحب نگاه‌ها می‌رودو آن‌گاه، فاجعه، فقط یک تصویر تماشایی خواهد بود.