به گزارش ایسنا، قطع ناگهانی مدل GPT 4o توسط شرکت «اوپنایآی»(OpenAI) به نفع مدل تازه راهاندازیشده «GPT-5»، موجی از بحث و ناامیدی را در سراسر جوامع آنلاین برانگیخته است.
به نقل از یوسی استراتژیز، به محض این که تصمیم اوپنایآی عمومی شد، کاربران با هشتگهایی مانند #Keep4o نگرانیهای خود را نه تنها درباره اختلالات گردش کار، بلکه پیرامون مسائل گستردهتری مانند استقلال کاربر و وابستگی فزاینده دیجیتال به پلتفرمهای هوش مصنوعی ابراز کردند.
اعلام حذف GPT-4o، بسیاری را غافلگیر کرد و خبر آن به سرعت در پلتفرمهایی مانند ایکس و ردیت پخش شد. هزاران نفری که همیشه به GPT-4o متکی بودند، به سرعت نارضایتی خود را ابراز داشتند و داستانهایی را از کاهش بهرهوری و ناپدید شدن ناگهانی اعلانهای با دقت طراحیشده منتشر کردند.
این جنجال در چیزی بیش از صرفاً مشکلات فنی ریشه داشت. در پس واکنش عمومی، اعتراضات فلسفی نیز وجود داشت. برخی از کاربران این اقدام اوپنایآی را با سلب حق کنترل از خود مقایسه کردند و آن را تحمیل و مهاجرت اجباری به فناوری جدیدی دانستند که خودشان انتخاب نکرده بودند.
چه چیزی چنین واکنشهای احساسی شدیدی را برانگیخته؟
پشت این اعتراض، چیزی عمیقتر از یک دلخوری ساده نهفته و سطحی از دلبستگی را به نمایش گذاشته که به ندرت با نرمافزار یا خدمات خودکار مرتبط است. ماهها بود که افراد با GPT-4o گردشهای کاری خاصی را توسعه میدادند، تعاملات را اصلاح میکردند و فرآیندهای شخصیسازیشدهای را میساختند که برای کار روزانه یا پروژههای خلاقانه ضروری بودند. کنار گذاشتن ناگهانی این مدل نه تنها به معنای تغییر فناوری در دسترس، بلکه به معنای کنار گذاشتن سرمایهگذاریهای زمانی و اعتمادی بود که نمیتوانستند به سادگی یکشبه به یک سیستم هوش مصنوعی دیگر منتقل شوند.
برخی از کاربران حتی به GPT-4o شخصیت دادند و با علاقه از ویژگیهای منحصربهفردی یاد کردند که به گفتوگوها و خروجیهای پیشین نسبت میدادند. بسیاری از کاربران این تجربه را طوری توصیف کردند که گویی گفتوگوهای جاری در میانه راه قطع شدهاند؛ به ویژه برای کسانی که درگیر تبادلهای طولانی با دستیاران متخصص مبتنی بر فناوری GPT-4o بودند.
هنگام بررسی موضوعات بحث، الگوهایی پدیدار شدند؛ ازجمله ارجاعات مکرر به واژههایی مانند حقوق، رضایت و بحثهایی درباره این که آیا یک شرکت فناوری باید تعیین کند که کدام فناوریها برای کاربران باتجربه در دسترس باقی بمانند. ناظران این وضعیت را به یک شخصیت والد تشبیه کردند که تصمیم میگیرد چه چیزی بهتر است و ترجیح و نیاز شخصی را نادیده میگیرد.
برخی دیگر یک دیدگاه عملگرایانه را در پیش گرفتند و اظهار داشتند که مدلهای جایگزین مانند GPT-5.1 یا GPT-5. 2 میتوانند سبکهای خروجی مشابه GPT-4o محبوب را تکرار کنند. این بحث برای این کاربران، عادیسازی فزاینده اتکا به سیستمهای دیجیتال اختصاصی را برجسته ساخت و پرسشهایی را درباره انعطافپذیری و سازگاری در زمان تغییر ناگهانی سرویسهای آشنا مطرح کرد.
روابط در حال تحول با هوش مصنوعی
این قسمت در نگرانیهای گستردهتر پیرامون وابستگی به فناوری قرار میگیرد. برخی نسبت به افزایش وابستگی ذهنی جامعه به هوش مصنوعی بدبین بودند و نگرانی خود را درباره اثرات منفی آن، از اختلال در بهرهوری گرفته تا تأثیرات روانی ناشی از تغییرات غیرقابل پیشبینی در اکوسیستمهای دیجیتال ابراز داشتند.
داستانهایی درباره بازآفرینی روالها و سازگاری با تغییرات جدید در هر بار تغییر الگوریتم منتشر میشد؛ اگرچه تاریخچه گفتوگوهای اولیه و ویژگیهای حافظه سریع همچنان پابرجا بودند. این امر برای بسیاری از کاربران، حس بیثباتی را به گردشهای کاری وارد میکرد و باعث میشد هر بهروزرسانی مانند یادگیری مجدد نحوه تعامل به نظر برسد.
محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی
گذار از GPT-4o فراتر از تأثیر فردی، به بحثهای گستردهتری پیرامون نقش رو به گسترش هوش مصنوعی در زمینههایی مانند هنر و موسیقی دامن زد. هنرمندان جدید اکنون از فناوریهای هوش مصنوعی برای خلق همه نوع آثار هنری در مقیاسهای بیسابقه استفاده میکنند. برای برخی، این امر الهامبخش و کارآمد است و برای برخی دیگر، خطر تضعیف اصالت و اعتبار را به همراه دارد.
بحث بر سر مرز بین استفاده از هوش مصنوعی به عنوان منبع جرقه خلاقیت در مقابل تکیه کامل بر خروجی آن ادامه دارد. منتقدان مواردی را برجسته میکنند که در آنها تلاش کمی برای اصلاح یا شخصیسازی محتوای تولیدشده انجام میشود و در نتیجه، موجهایی از مطالب عمومی پلتفرمهای وب را فرا میگیرند. در مقابل، خالقان متفکر ایدههای هوش مصنوعی را با مهارتهای انسانی ترکیب میکنند و آثار ترکیبی تولید میکنند که ضمن حفظ ظرافتهای شخصی، از کمک ماشین نیز بهره میبرند.
برخی از موارد شایان توجه به شرح زیر هستند.
- اعتراضات کاربران، سطوح غیرمنتظرهای را از سرمایهگذاری عاطفی روی فناوریهای دیجیتال آشکار کرد که زمانی قابل تعویض تلقی میشدند.
- تغییرات سریع اعمالشده توسط صاحبان پلتفرم ممکن است روالهای تثبیتشده را مختل کنند و وابستگیهای شکنندهای را در جریانهای کاری مدرن آشکار سازند.
- گفتوگو پیرامون دخالت هوش مصنوعی در حوزههای خلاقانه همچنان ادامه دارد و چالشهای جدیدی را درباره نویسندگی و فردیت مطرح میکند.
از دست رفتن GPT-4o و پذیرش GPT-5
در پی حذف GPT-4o، راهنمایی برای انتقال به سرعت گسترش یافت. کاربران حرفهای توصیههایی را درباره انتقال کلیدهای میانبر ارائه دادند، تنظیمات مشابهی را در مدلهای بهروزرسانیشده توصیه کردند و استدلال کردند که سابقه حساب کاربری میتواند به نجات بخش زیادی از گردش کار موجود کمک کند. با وجود این، بسیاری از افراد خاطرنشان کردند که به رغم سازگاری با نسخههای پیشین، هر سیستم بسیار متفاوت پاسخ میدهد و این نیاز به آزمایش مجدد دارد.
عملگراترین کاربران به سرعت با GPT-5 سازگار شدند و بر جزئیات بهبودیافته و گزینههای شخصیسازی غنیتر تأکید کردند. با وجود این، حامیان تشخیص دادند آشنایی با یک نسخه خاص هوش مصنوعی، ارتقای نوعی ارزش را به همراه دارد که به تنهایی نمیتواند جایگزین آن شود. در نهایت، این واکنشهای جمعی نشان میدهند که اختلال در محیطهای دیجیتال چگونه فراتر از کد یا فناوری به حوزههای هویت و ارتباط گسترش مییابد.
کاربران پس از خروج از GPT-4o در چه وضعیتی قرار میگیرند؟
این اتفاق، پرسشهای حل نشدهای را درباره برقراری تعادل بین پیشرفت مداوم و احترام به گردشهای کاری تثبیتشده و همچنین، بین استفاده از هوش مصنوعی برای الهامبخشی و جلوگیری از همگنسازی خلاقانه مطرح میکند. در حال حاضر، چشمانداز هوش مصنوعی همچنان آشفته است و به همان اندازه که تحت تأثیر جهتگیری توسعهدهندگان است، تحت تأثیر حمایت کاربران نیز قرار دارد.