«از توسعه تا مردمسالاری»
نوشته: دن اسلیتر و جوزف ونگ
ترجمه: رحمان قهرمانپور
نشر روزنه، 1403
****
پرسشی که برای بسیاری از ایرانیان مطرح است این است که چطورمیشود حکومتها به دمکراسی تن میدهند؟ آیا همیشه حکومتها وقتی ضعیف میشوند به دمکراسی تسلیم میشوند؟ آیا وقتی حکومتها در ایجاد توسعه ناموفقند با نارضایتی عمومی روبرو میشوند؟ اینها فرضیههای رایج در ذهن همه ماست ولی وقتی کتاب خوبی میخوانیم باید آماده باشیم تا فرضیات ذهنی خود را تغییر دهیم. کتاب «از توسعه تا مردمسالاری» کتاب بسیار خوبی است که در جای جای آن ذهنیتهای رایج ما نسبت به فرآیند دمکراسی زیر سوال میبرد. کتاب تجربه دوازده کشور آسیای جنوب شرقی در رابطه با دمکراسی را به شکل تاریخی و جذابی روایت میکند. برای بسیاری از ایرانیان، تحولات آسیای جنوب شرقی چندان مورد توجه نبوده و تنها به تحولات کره جنوبی، چین و حداکثر مالزی نیمنگاهی کردهاند. اما واقعیت این است که آسیای جنوب شرقی در پنج دهه گذشته با وجود غفلت ما ایرانیان، دستخوش تغییرات و تحولات بسیار شدیدی بوده است و درسها و عبرتهای بسیار فراوانی به دنبال داشته است. ما ایرانیان معمولا توجه نداریم که در اندونزی چه می گذرد با اینکه اندونزی کشور بزرگ و با جمعیت زیادی است و بزرگترین کشور مسلمان جهان است. برای بسیاری از ایرانیان تایلند صرفا یادآور عشرتکدههاست و یا کامبوج به عنوان یک کشور وسیع سرگذشتی دارد که کسی به آن توجه نمی کند. تا همین سالهای اخیر که فاجعه کشتار مسلمانان میانمار رخ داد، کمتر کسی اسم میانمار را شنیده بود.
کتاب چندین فرضیه مهم را مطرح میکند که مهمترین آنها زمان طلایی دمکراسی شدن است. ادعای کتاب این است که حکومتها وقتی دست برتر را نسبت به مخالفان دارند و تجربه توسعه اقتصادی ایجاد کردهاند بهترین زمان را برای دمکراسیشدن در اختیار دارند. اگر از این فرصت طلایی استفاده کنند، دمکراسی تهدیدی برای آنها نخواهد بود و در یک انتخابات عادلانه حزب حاکم احتمالا پیروز خواهد شد و انگیزه ای برای بر هم زدن قواعد دمکراسی نخواهد داشت و به مرور زمان راه برای قدرت گرفتن حزب مخالفان باز میشود. اما اگر این فرصت طلایی از دست برود و شرایط اقتصادی وخیم شود و حکومت قدرت برتر در مقایسه با مخالفان را نداشته باشد، حکومتها یا از ناچاری به دمکراسی تن میدهند و این تندادن معادل حذف آنها از عرصه سیاست میشود یا به سرکوب شدید رو میآورند تا از سیاست حذف نشوند.
کتاب این دوازده کشور را در چهار دسته تقسیم میکند و روند هر کدام در آن خوشه را با هم مقایسه میکند: توسعهگرایی دولت محور (ژاپن، تایوان و کره جنوبی)، نظامیگرایی توسعهخواه (اندونزی، تایلند و میانمار)، خوشه توسعهگرایان سابقا بریتانیا (سنگاپور، مالزی و هنگ کنگ) و سوسیالیسم توسعهگرا (چین، ویتنام و کامبوج).
کتاب پس از طرح موضوع گذار به دمکراسی از موضع قدرت و چگونگی شکلگیری آسیای توسعهگرا، چهار کشور ژاپن، تایوان، کره جنوبی و چین تا 1989 را در چهار فصل به تفصیل مورد بررسی قرار میهد و روند دمکراسی شدن یا نشدن در هر کدام را به تفصیل تشریح میکند. فصل هفتم به تشریح خوشه کشورهای موسوم به نظامیگرایی توسعهخواه یعنی کشورهای اندونزی، تایلند و میانمار و چگونگی گذار آنها به دمکراسی میپردازد. فصل هشتم به خوشه توسعهگرایان سابقا بریتانیا یعنی سنگاپور، مالزی و هنگ کنگ اختصاص دارد و پویایی تحولات آنها را مقایسه میکند. فصل نهم به خوشه سوسیالیسم توسعهگرا اختصاص دارد یعنی چین، ویتنام و کامبوج و تحولات داخلی آنها را در بستر زمان توصیف میکند.
کتاب برای کسب اطلاعات جالب در مورد کشورهای آسیای جنوب شرقی بسیار مفید است. از آن مهمتر اینکه کتاب چارچوبی نظری برای تحلیل فرآیند دمکراسی شدن عرضه میکند. کتاب ترجمه بسیار خوب و روانی دارد و باید به آقای دکتر قهرمانپور بابت انتخاب این کتاب برای ترجمه تبریک گفت و خواندن این کتاب به همه ایرانیانی که روند دمکراسی در ایران را دنبال میکنند توصیه کرد.
*دکترای اقتصاد
