به گزارش الف یکی از ویژگیهای جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر حضور پررنگ فیلمسازان جوان و به خصوص فیلم اولی ها بود. نکته ای که در جشنواره های دو سه سال اخیر نیز کم و بیش شاهد آن بودیم. به نظر میرسد سینمای ایران در حال یک تغییر نسل و پوست انداختن بوده و همین نکته نیز با غیبت چهرههای با تجربه تر سینما و کم کاری فیلمسازان نسلهای قبل نمودی آشکار داشته است. این تغییر و تحول از آن رو دارای اهمیت است که بسیاری از این فیلمسازان جوان که از عرصه فیلم کوتاه قدم به سینمای حرفهای گذاشته اند، طیفی از همکاران جوان و خود را که در ساخت آثار کوتاهشان مشارکت داشتند، در سینمای حرفهای نیز به کار گرفته اند از همین رو این جوان گرایی نه فقط در حوزه کارگردانی بلکه در میان فیلمبرداران تدوین گران و دیگر عوامل تولید فیلم نیز دیده میشوند.
بی شک به دلیل همین اهمیت است که در حاشیه نهمین روز از جشنواره فیلم فجر رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی، منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره فیلم فجر و حامد جعفری مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی با هنرمندان فیلماولی و دومیهای حاضر در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در موزه سینما دیداری ترتیب دادند. در این نشست بر حمایت از فیلمسازان جوان از سوی معاونت سینمایی و به خصوص بنیاد سینمایی فارابی تاکید شد.
در این روز همچنین نتیجه آرای مردمی فیلمهای نمایش داده شده در جشنواره فیلم فجر بر اساس حروف الفبا اعلام شد. یکشنبه ۱۹ بهمن آرای مردمی توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر به شرح زیر اعلام شد: فیلمهای «اسکورت»، «اردوبهشت»، «پل»، «جانشین»، «حاشیه»، «زنده شور»، «کوچ»، «قایق سواری»، «غوطهور»، «سرزمین فرشتهها» و «نیم شب» ، ۱۱ فیلم از مجموع ۳۱ فیلم حاضر در بخش مسابقه، برگزیده نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر هستند. باید گفت که فهرست فیلمها بدون اولویت است و انیمیشن «نگهبان خورشید» و فیلم «مولا» در رای گیری مردمی مدنظر قرار نگرفتهاند و سایر فیلم ها تا پایان برگزاری چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در فرآیند رای گیری آرای مردمی قرار دارند.
با نزدیک شدن به روزهای پایانی جشنواره به رسم سالهای گذشته،انتظار برای اعلام نامزدهای دریافت سیمرغ بلورین این دوره نیز در مرکز توجه اهالی رسانه قرار گرفت. هرچند در این زمینه حدس و گمان های متفاوتی شنیده میشود اما با توجه به شرایط غیر عادی جامعه و تحریم جشنواره از سوی برخی از فیلمسازان اینکه چه کسانی برگزیده سیمرغ های بلورین خواهند شد و آیا برای دریافت جایزه در مراسم اختتامیه خواهند آمد؛ خود مساله مهمی است که میتواند رای داوران و انتخاب بهترین های سینمای ایران را تحت الشعاع خود قرار دهد.
در نهمین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، ۳ فیلم به نماش درآمدند.«خواب»، به کارگردانی مانی مقدم، «آرامبخش»، به کارگردانی سعید زمانیان و «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی در پردیس سینمایی ملت به نمایش در آمدند.
«خواب» ساخته مانی مقدم قرار است فیلمی متفاوت و روشنفکرانه باشد که در آن حرفهای جدی تامل برانگیز زده می شود. اما نتیجه آن اثری با ایده هایی است که در سطح باقی مانده است. ماجرای کارمند ساده یک اداره که به دلیل آشنایی خیالی با یک زن موقعیت هایی متفاوت در زندگی اش پیش می آید موقعیت هایی که او تنها در رویا توانایی حضور در آنها را متصور بوده است. مهمترین مشکل فیلم سرگردانی آن میان رویا و واقعیت است بدون آنکه بتواند متناسب با موقعیت های دراماتیک، میان این دو فاصله گذاری کند. این فیلم اگر جذابیت نصفه و نیمه ای هم دارد، به خاطر بازی خوب رضا عطاران است که از بسیاری جهات کمک حال فیلم بوده است. مشکل عمده «خواب» فیلمنامه آن است که گویی از کنار هم قرار گرفتن چند موقعیت بدون اینکه براساس یک منطق دراماتیک با هم پیوند داشته باشند، شکل گرفته است.
در نشست مطبوعاتی این فیلم نیز جای ستارگان فیلم خالی بود. مانی مقدم درباره ایده اولیه فیلمش گفت: من خودم خواب مشابه داستان را برای چند روز متوالی میدیدم و ماجرا براساس یک تجربه واقعی شکل گرفت. «خواب» درواقع همین موبایلهای ما و اینستاگرام است و تصاویری که به آن نمیرسیم درحالی که ایدهآل ما هستند. زمانی بود که در ایران میشد به خیلی چیزها برسی ولی دیگر رویا شده است.
مقدم در پاسخ به اینکه آیا از فیلم خاصی تاثیر پذیرفته، گفت: فیلم «خواب» به طور کامل تحت تأثیر فیلم «جاده مالهالند» است. البته ما ناخودآگاهی داریم که مسائلی در آن شکل میگیرد و حتی ممکن است فیلمهای دیگری مثل «هامون» و «اینسپشن» هم بوده باشد که بر روی من اثرگذار بودهاند.
مقدم درباره تصویر یک جامعه مذهبی درگیر غریزه، گفت: مگر جامعه مذهبی غریزه ندارد؟ تاکید خاص بر جامعه مذهبی نداشتم ولی من ایرانیها را مذهبی تعریف میکنم و غریزه را هم چیز بدی تعریف نمیکنم. البته مذهب هنجار ایجاد میکند و ما در فیلم فقط یک دوگانگی را تعریف کردیم.

«آرامبخش»، به کارگردانی سعید زمانیان که در سانس دوم روز نهم به نمایش در آمد، حکایت آشنای به فرزندی قبول کردن کودکان بی سرپرست است. اما آنچه موقعیت درماتیک فیلم را جذاب می کند. مجرد بودن زنی است که قصد مادر شدن دارد و نیز شرایط جسمی و روحی این زن که قرار است کودکی را به سرپرستی بگیرد. زنی که به دلیل مشکلات روانی و داشتن سابقه خودکشی نمی تواند به عنوان سرپرست چنین کودکانی مورد تایید قرار بگیرد.
فیلم خوب شروع می شود، مخاطب احساس می کند با یک درام اجتماعی جذاب روبه روست اما خیلی زود فیلم به جای آنکه پیش برود، درجا زده و دچار بلا تکلیفی می شود. چنانکه گویی فیلمساز نمی داند از کجا به کجا قرار است برسد. مشکل اینجاست که یک موقعیت دراماتیک هرچقدر هم که جذاب باشد، برای آنکه پیش برود نیازمند خلق بستری است که نیروهای متقابل درام بر یکدیگر تاثیر بگذارند. ضعف فیلمنامه در آرامبخش باعث شده فیلمساز نتواند از ظرفیتهای بالای بازیگرانش در راستای تاثیرگذاری فیلم خود استفاده کند.
مجتبی رشوند در نشست پرسش و پاسخ این فیلم گفت: پرداختن به مسئله استقلال زنان، تجرد و انتخابهای فردی در چارچوب قانون و فرهنگ جامعه امروز بود. امروز با پدیدهای روبهرو هستیم که تعداد قابل توجهی از زنان به دلایل مختلف ازدواج نکردهاند، اما تمایل دارند تجربه مادری را داشته باشند. این یک درد آرام اما عمیق در زندگی بسیاری از افراد جامعه است که کمتر درباره آن صحبت میشود. ما تلاش کردیم این موضوع را با نگاهی انسانی و مبتنی بر مهر و آرامش روایت کنیم؛ انتخابهایی مانند فرزندخواندگی از بهزیستی که میتواند راهی برای تجربه عشق، خانواده و آرامش باشد، بدون آنکه استقلال فردی شخصیت زن زیر پا گذاشته شود.

فیلم «سقف» ساخته ابراهیم امینی یکی دیگر از فیلمهایی است که به ماجرای جنگ دوازده روزه میان ایران اسرائیل پرداخته است. در اینجا اما پرداختن به ماجرا به طور ضمنی و در حاشیه اتفاقات اصلی فیلم صورت گرفته است. داستان از جایی آغاز می شود که یک خانواده فرهنگی و متوسط در تلاش هستند مقدمات عروسی دخترشان را آماده کنند. اما درست زمانی که قرار است جشن عروسی برگزار شود ماجرای حمله اسرائیل به ایران همه چیز را دگرگون می کند. آسیب خوردن در اثر حمله اسرائیل باعث می شود آنها نیز همانند بسیاری از خانواده ها که شهر را ترک کردند، عروسی را واگذاشته و فکر نجات خود باشند.
ایده اصلی فیلمنامه جذاب و برخوردار از پتانسیل خوبی برای ارائه اثری پرکشش و در عین حال تاثیرگذار بوده است. اما متاسفانه فیلمساز نتوانسته از این موقعیت به درستی بهره برداری کرده و تماشاگر با خود همراه کند. شخصیت های اصلی قصه در چنین شرایطی دچار بحران شده اند.این بحران هم می تواند موجب شکاف شود و هم اینکه آدمها را به یکدیگر نزدیک کند، اما فیلمساز نمی تواند از این بحران برای خلق جذابیت دراماتیک بهره بگیرد. فیلمساز در پرداخت سینمایی نه تنها چیزی به فیلمنامه نمی افزاید بلکه ظرقیت های آن را نیز بلا استفاده از دست می دهد.
ابراهیم امینی کارگردان سقف در نشست پرسش و پاسخ فیلم درباره چگونگی شکلگیری فیلمنامه و پذیرش آن از سوی فارابی گفت: از همان زمان جنگ دغدغه داشتم درباره این ماجرا کار کنم، بخصوص در روزهایی که همدلی و همراهی بین مردم به وجود آمد و من دوست داشتم این همدلی را در زمان جنگ ثبت کنم. امیدوارم این فیلم توسط مخاطب عام دیده شود مطالب آن را بگیرد و به آن احساس همدردی کند.
فیلمهای نهمین روز جشنواره تاکیدی است براین واقعیت که کماکان مهمترین معضل سینمای ایران فیلمنامه است، وقتی بسیاری از فیلمسازان از فیلمنامه های متوسط فیلم ضعیف ارائه می کنند، چطور می توان انتظار داشت که از فیلمنامه های ضعیف کاری قابل دیدن ارائه کنند!
