خشونت وارداتی

محسن سلگی، گروه سیاسی الف،   4041120014 ۷ نظر، ۱ در صف انتشار و ۸ تکراری یا غیرقابل انتشار
خشونت وارداتی

روز، نمادِ تداوم و جریان زندگی است؛ و اعتراضاتِ واقعاً موفق از حیث غلبه، نهایتاً باید «روز» را تسخیر کنند، نه شب را. شب قلمرو گسست، هیجان و لحظه است؛ اما روز میدانِ تثبیت، بازتولید و تبدیل اعتراض به امر اجتماعی است.

اغتشاشات در پوشش اعتراض اخیر اما نه‌تنها نتوانست روز را تسخیر کند، بلکه حتی در شب نیز به تثبیت نرسید جنس این اغتشاشات، ایرانی نبود؛ نه از حیث فرم، نه از حیث نماد، و نه از حیث خشونت. کجای تاریخ ایران، «بریدن سر» به‌عنوان کنش معترضانه وجود داشته است؟ کجای حافظه‌ی تاریخی ما، خشونت صهیونی،‌ هالیوودی و سلفی دیده می‌شود؟
شیعه، حتی در تندترین گرایش‌های تاریخی خود، اهل بریدن سر نبوده است. ما یک خاطره‌ی جمعیِ بنیادین داریم و آن بریده‌شدن سرِ مبارک، اباعبدالله(ع) است. این خاطره، مرز اخلاقی و نمادین ما با این نوع خشونت است. جامعه‌ای که چنین زخمی را در ضمیر تاریخی خود حمل می‌کند، نمی‌تواند بازتولیدکننده‌ی همان عمل باشد.

ایرانیان، به‌صورت جمعی، هرگز مستعد پیوستن به جنبش‌های سلفی و تروریستی نبوده‌اند. حتی اهل‌سنت ایران نیز هیچ‌گاه گرایش معناداری به جریان‌هایی مانند داعش ـ که اساساً ضدشیعه‌اند ـ نداشته‌اند. تجربه‌ی داعش مصداق آن است، وقتی شاهد عضویت گسترده از اروپا و غرب، اما سهم ناچیز و حاشیه‌ای و تقریباً صفر از ایران بودیم.

آنچه در آشوب‌های ۴۰۴ دیده شد، خشونتی وارداتی بود؛ خشونتی که نه در «روز» ایرانی جای دارد، نه در طلوع و طالع این سرزمین، و نه حتی در غروب آن. این آشوب تروریستی، بیرون از تاریخ ما، بیرون از زمان زیسته‌ی ما ـ چه روز و چه شب ـ شکل گرفته بود؛ بی‌ریشه، بی‌خاطره و ناتوان از پیوند خوردن با جامعه و تاریخ. این اعتراضات_بخوانید اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه_ بیرون از تاریخ و زمان ایرانی بود.