هسته مرکزی ادعاهای ترامپ و طیف متحدانش در قدرت این است که آن ها اسطوره کارآمدی هستند و آن ها هستند که می توانند عظمت را به آمریکا برگردانند! ترامپ و اعضای دولت وی بارها و بارها این قبیل ادعاها را مطرح کرده اند و با تکیه بر آن ها به دیگر کشورها و دولت ها و البته مخالفان سیاسی خود در داخل آمریکا حمله کرده اند. با این حال، واقعیت این است که اکنون رئیس جمهور آمریکا در عرصه داخلی کشورش، با وضعیت نامساعدی رو به رو است و ریشه اصلی این مساله نیز یک تناقض ساده است.
در این چهارچوب، ترامپ به سیاست های خود در زمینه کاهش نرخ جرم و جنایت و یا مقابله با موضوع مهاجرت به آمریکا می نازد این در حالی است که دغدغه اصلی مردم آمریکا که در قالب نظرسنجی های مختلف نیز پیش چشم همگان قرار گرفته، مساله اقتصادی و به ویژه نرخ تورم در آمریکا و البته چالش های مطرح در حوزه بهداشت و درمان این کشور است. اساسا به همین دلیل است که اکنون بخش قالب ملاحظه ای از افزایش نارضایتی عمومی از عملکرد ترامپ در آمریکا نیز ریشه در مسائل اقتصادی دارد و وی در این رابطه به هیچ عنوان نمره خوبی از مردم کشورش نمی گیرد.
این موضوع در نوع خود با دو پیامد مهم برای ترامپ همراه است. اول اینکه چون ترامپ دغدغه های اصلی مردم آمریکا را مد نظر نمی دهد، روز به روز وضعیت رضایت عمومی از وی بدتر می شود و ادعاهای او در این باره که وی آمریکا را به عظمت رسانده و یا به آن قدرت بخشیده است، بیش از پیش زیر سوال می رود و مایه مضحکه می شود. این همان چیزی است که اثرگذاری قابل توجهی بر سرمایه سیاسی ترامپ نیز دارد و می تواند چشم اندازهای منفی را برای وی در پی داشته باشد. کافی است توجه داشته باشیم که حتی برخی چهره های سرشناس حزب جمهوریخواه نیز با تداوم روند کنونی، هیچ بعید نیست که از ترامپ فاصله بگیرند تا آینده سیاسی خود را مخدوش نبینند.
نکته دوم اینکه با این عملکرد ترامپ در حوزه داخلی آمریکا، به تدریج دامنه مانور وی در عرصه سیاست خارجی کشورش نیز به شدت محدود خواهد شد. به هر حال ترامپ نمی تواند در محیط خارجی انواع و اقسام ماجراجوییها را انجام دهد اما مردم آمریکا با مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی رو به رو باشند. این تناقض نیز به شدت بر عملکرد دولت ترامپ اثرگذار خواهد بود و او را از نظر سیاسی و حکمرانی با بحران های جدی رو به رو میکند.
