خط آشوب، تکهتکه کردن ایران است/اینتر نشنال بخشی از ارتش اسرائیل است
حمیدرضا جلاییپور، جامعهشناس و فعال سیاسی اصلاحطلب در گفت و گو با خبرگزاری ایرنا، پیرامون اغتشاشات اخیر و اهداف رژیمصهیونیستی و آمریکا صحبت کرده که بخشهایی از آن به شرح زیر است:
* نخبگان و بخشهای روشنفکر جامعه برای حفظ انسجام اجتماعی وظیفه سنگینی بر عهده دارند چون ایران در خطر است. یکی از اقدامات مهمی که نخبگان و روشنفکران جامعه باید انجام دهند و از این نظر انتقادهایی نیز به آنها دارم، این است که آنها تصور میکنند جمهوری اسلامی در خطر است، در حالی که ایران در معرض خطر قرار دارد.
* خط آشوب صرفاً خط مخالفت با جمهوری اسلامی نیست بلکه به معنای تکهتکهشدن کشور است. من همواره تأکید کردهام که اگر نخبگان به جمهوری اسلامی منتقد هستند باید انتقادات خود را مطرح کنند و بهترین اقدام در این زمینه، روش اصلاحی است، حتی اگر حکومت به شیوههای اصلاحی پاسخ مناسبی ندهد.
* ما در عین حال باید بدانیم دشمن بهدنبال چه چیزی است. به اعتقاد من خط آشوب این است که میخواهند کشور را به هم بریزند. چه خوشایند ما باشد چه نباشد، بازی بزرگی در دنیا آغاز شده است. در این بازی بزرگ، امریکا تلاش دارد به نحوی با کشور چین مقابله کند و نمیخواهد خود را در خاورمیانه درگیر سازد و این کار را با تکنولوژی امریکایی به دست اسرائیل سپرده است. راهبرد اسرائیل برتری در منطقه است و یک ایران قوی را دوست ندارد و البته علاقهای هم به ترکیه قوی ندارد، حتی عربستان قوی را هم نمیخواهد. ما باید در این میان توجه داشته باشیم که در آن بازی بزرگ قرار است چه بلایی بر سر ایران بیاورند و بیش از گذشته از کشورمان محافظت کنیم. دلخوری از شرایط کشور نباید در دفاع ما از ایران اثر بگذارد.
* به عقیده من میتوان از آقای دکتر عبدالکریم سروش به عنوان یک الگو در میان نخبگان یاد کرد. ایشان دو حرکت انجام داد؛ اولین کاری که انجام داد این بود که روز اول جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی را محکوم کرد و صبر نکرد که ببیند این جنگ به کدام جهت ختم خواهد شد، این طرف پیروز خواهد شد یا آنطرف، بلکه جنگ علیه ایران را محکوم کرد، زیرا در مرحله نخست ما باید از کشورمان محافظت کنیم. نکته دوم، زمانی که نتانیاهو یا ترامپ ایران را تهدید کردند و رئیسجمهور امریکا گفت گلنگدن را کشیده همه چیز آماده است، او در سن ۸۰ سالگی با انتشار ویدئویی این اقدام و آنها را محکوم کرد. به اعتقاد من این شخص الگوی نیروهای مدنی نخبه است تا ما از این وضعیت خطیر خارج شویم. وضعیتی که میتواند به سرنوشت میلیونها ایرانی آسیب برساند و ما این را به چشم دیدهایم.
* اکنون در شرایطی زندگی میکنیم که تلویزیونهای ماهوارهای مثل اینترنشنال که یک رسانه اسرائیلی و به اعتقاد من بخشی از ارتش اسرائیل است، یا بیبیسی که ادعای حرفهای بودن میکند، به قول خودشان چهار کارشناس را آورده و همه حرف آنها این است که چرا دخالت بشردوستانه صورت نمیگیرد! یعنی چرا ترامپ به ایران حمله نمیکند؟!
* ما با چنین موجوداتی طرف هستیم که ذیل یک رسانه، تمامیت ایران را تهدید و دعوت به جنگ علیه ایران میکنند. در یک چنین شرایطی به اعتقاد من نیروهای مدنی نخبه وظیفه دارند، حتی اگر حکومت هم توجهی به اینها نکند. شخصاً با وجود اینکه به نیمی از کتابهای من مجوز ندادند و تا الان چهار بار به منزل ما آمدند و همه جا را تفتیش کردند و خودم را هم زندانی کردند، ۲۴ سال ممنوعالخروج بودم، پسرم نیز در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرد و پنج بار او را به زندان انفرادی انداختند؛ اما با وجود همه اینها معتقدم که باید از این کشور دفاع کنیم.
******
مارپیچ سکوت دشمن را بشکنیم
روزنامه جوان نوشت:
در یک نگاه کلی میتوان گفت که جنگ ترکیبی دشمنان علیه ایران معطوف به آن است که با توسعه و تعمیق شکاف دولت – ملت، مردم ایران را در قبال سرنوشت کشور، به بیتفاوتی و بیعملی دچار سازد تا آنگاه با کمترین هزینهها، زمینههای لازم برای تحقق اهداف شوم دشمن در قبال ایران فراهم شود. به همین دلیل است که در جنگ ترکیبی کنونی نظام سلطه علیه ایران، جنگ شناختی محوریت دارد؛ جنگی که در قبل، حین و بعد از اغتشاشات روزهای اخیر نیز تداوم داشته و دارد.
تاکتیکهای رسانهای دشمن در این زمینه را نیز میتوان در چهار تاکتیک اصلی خلاصه کرد که عبارتاند از: جاذبه ترس (هراسافکنی)، مارپیچ سکوت، اکثریتنمایی اقلیت و برجستهسازی. مبتنی بر این تاکتیکها تلاش میشود تا با تلقی کردن اپوزیسیون و تروریستها بهعنوان بخش غالب یا اکثریت جامعه ایران، ضمن ایجاد فضایی از ترس و انفعال در میان مردم، آنها را در قبال توطئهها و نقشههای دشمنان وادار به سکوت، بیتفاوتی و بیعملی سازند. بدین ترتیب که مواضع و اقدامات تروریستها آنچنان برجسته میشود و تلاش میشود که بهعنوان گزینه نهایی حقیقت که انفاقاً مورد حمایت اکثریت مردم نیز میباشد، برای مخاطب تلقی میشود که جرئت اعلام موضع علیه آنها را نداشته باشد. این در حالی است که واقعیتهای میدانی، همانگونه که در حماسه ۲۲ دی ماه نیز به نمایش گذاشته شد، کاملاً برخلاف برساختههای رسانهای اپوزیسیون تروریست میباشد.
نکته مهمی که در این زمینه باید بدان توجه شود، کیفیت مواجهه با این راهبرد و تاکتیکهای مورد استفاده اپوزیسیون در فضای رسانهای است؛ زیرا اگرچه موج اغتشاش مزدوران و عوامل دشمن هماکنون در داخل کشور خاموش شده است، ممکن است آنها در برهههای دور یا نزدیک دیگر باز به ایجاد اغتشاش و آشوب روی بیاورند. به عبارت دقیقتر، میتوان گفت که دشمن ابتدا حدی از ترس و مارپیچ سکوت را در فضای رسانهای بر نخبگان و مردم تحمیل کرد و آنگاه که از سر محاسبه غلط به یک اطمینان نسبی بابت عدمواکنش نخبگان و مردم در برابر اقدامات خود رسید، آنگاه به اقدامات میدانی و تروریستی روی آورد. هرچند واکنش قاطع مردم و حضور مبصرانه آنها در حماسه ۲۲ دی ماه نشان داد که جامعه زنده و پویای ایران با درک دقیق از عمق توطئه دشمنان، هیچگاه در برابر توطئههای دشمنان منفعل نخواهد بود.
به هر حال، درباره کیفیت مواجهه با تاکتیکها و فضاسازی رسانهای دشمنان باید گفت که نهراسیدن از غوغاسالاری دشمن، اطمینان از اقلیت بودن آنها و استظهار به پشتیبانی اکثریت مردم از کشور و نظام و مخالفت قاطع آنها در برابر توطئههای دشمنان شرط اولیه موفقیت در واسازی تصویرسازی رسانهای دشمن است. علاوه بر این، دمیدن در مارپیچ سکوت دشمن و شالودهشکنی آن با صراحت در اعلام مواضع در حمایت از کشور، نظام، امنیت ملی، حمایت از نیروهای نظامی و انتظامی، مخالفت نسبت به توطئههای دشمنان و مقاومت در برابر هرگونه اقدامی از سوی دشمنان علیه ایران اسلامی شرط کافی موفقیت در این زمینه است.
به عبارت دقیقتر، هم باید اطمینانخاطر داشت که اپوزیسیون و مزدوران ترامپ و نتانیاهو در ایران، نهتنها اکثریت نیستند، بلکه مورد حمایت مردم نیز نیستند و اتفاقاً منفور مردم بصیر ایران هستند و هم باید با دقت در فضاسازی مناسب و بروز و ظهور بموقع و لازم از طریق صراحت در اعلام مواضع منطقی و دشمنشکن، تلاش کرد آنها در سایه مارپیچ سکوت نتوانند جامعه را در برابر اقدامات خود به انفعال بکشانند. بدون شک در این زمینه، عمده رسالت متوجه نخبگان است که با پیشگامی در اعلام مواضع صریح در برابر دشمنان، بر هر گونه طمع و محاسبه غلط آنان در برابر ایران اسلامی خط بطلان بکشند.
******
ناگهان تروریسم/ درباره روایت رسمی از ناآرامیهای دی ۱۴۰۴
روزنامه هممیهن نوشت:
اول؛ ما در روایت رسمی پیرامون وقایع اخیر، با عناوینی مثل «شبکه تروریستی، تروریستهای مسلح سازماندهیشده و ساماندهیشده» مواجه هستیم. درست است که این عبارات به صورت مکرر در رسانههایی مانند صداوسیما یا تریبونهای رسمی تکرار میشود اما باید به این نکته توجه کرد که چنین پدیدهای در فضای خلأ و بدون برخی مقدمات به وجود نمیآید. طبیعتاً ساخت یک شبکه یا سلولهای متفرق تروریستی، نیازمند نشان کردن عناصر مطلوب، جلب همکاری، ارتباطات، آموزش و احتمالاً لجستیک است؛ روندی که محصول یک روز و دو روز نیست. سوال مهم این است که روند مذکور چرا از چشم جامعه اطلاعاتی ایران پنهان مانده است؟ بهطور طبیعی و در یک سازوکار سیاسی مطلوب، در حال حاضر نهادهای مسئول باید در مقام پاسخگویی باشند.
دوم؛ تقریباً هفت ماه از جنگ ۱۲ روزه میگذرد. در همان زمان هم این موضوع مورد توجه قرار گرفت که کشور به صورت مشخص با شرایط بغرنج در حوزههای حفاظت اطلاعات، ضدجاسوسی و حفاظت شخصیتها روبهروست. مسئلهای که مورد توجه و تاکید خبرگان این حوزه و مقامات رسمی هم قرار گرفت و خود را در ابعاد مختلف این جنگ نشان داد. صحنهای که امروز مقابل چشمان جامعه قرار دارد، نشان میدهد در فاصلهای کوتاه از همان جنگ، ناکامی مشابه تکرار شده است. با این تفاوت که این بار در چند روز، تلفاتی بیشتر از ۱۲ روز جنگ با رژیم اسرائیل و آمریکا بر جای گذاشت.
سوم؛ خشونت عریانی که در خیابانهای ایران رخ داد، حقیقتی است که هیچکس نمیتواند کتمان کند. اما حقیقت تلختر این است که در میان صحبتهای مقامات رسمی و روایتهای رسانههای خاص هم اثری از نقشآفرینی عوامل خارجی در کف خیابان و به خشونت کشیدن اعتراضات مردم نیست. هر آنچه در خیابانها رخ داد، بین اتباع ایران رخ داد؛ فرزندانی که در این نظام آموزشی تحصیل کردند و در همین جامعه با مختصاتی که میشناسیم بزرگ شدند. چرا جامعه ایران به این نقطه رسیده است؟ در عرصه عمومی که خبری از نتایج آسیبشناسی ادوار پیشین اعتراضات در کشورمان نیست.
امید این است که حداقل این بار وقتی این سطح از خشونت در ایران رخ داد، آنهایی که باید، به آسیبشناسی جامع و چندوجهی این پدیده بپردازند. اگر آسیبشناسی ظاهری و نظری انجام شود اما در عرصه عمل و اجرا اعتنایی به نتایج آن نداشته باشیم، عملاً همان سیکل معیوب پیشین بار دیگر رخ داده است. اعتراضی به پا میشود، مسئله در خیابان جمع میشود، دادگاههایی برگزار و احکام سنگین صادر میشود، زخمهای آن بر پیکر جامعه باقی میماند تا بار دیگر این دمل نارضایتی انباشته شود و نیشتری آن را باز کند.
در دوران جنگ ۱۲ روزه وقتی موضوع شبکهسازی موساد مطرح شد، به این موضوع پرداختیم که حریف کار خود را انجام داد اما ما باید به این مسئله توجه کنیم که چرا در ایران این زمین قابل کشت وجود داشت که موساد بتواند در آن دانه بریزد. این بار هم باید گفت که تاکید بر دست داشتن عوامل خارجی و طراحی این پروژه در اتاقهای فکر سرویسهای اطلاعاتی حریف، صورتمسئله را پاک نمیکند.
******
ترامپ؛ چوپانی که فقط داد و هوار میکشد
روزنامه فرهیختگان نوشت:
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا همان چوپانی است که هر موقع حوصلهاش سر میرود، داد و هوار میکشد که «تعرفه! هستهای! اوکراین! غزه! کانادا! ونزوئلا! گرینلند! پاناما! مکزیک! و...» بعد هم مردم دِه را مجبور میکند بروند و ببینند پشت هرکدام از این تپهها چه خبر است. او نه در جنگ تعرفهای پیروز شد، نه هستهای ایران را نابود کرد و پروژه «رژیم چنج» را به سرانجام رساند، نه جنگ اوکراین را یکروزه و نه جنگ غزه را خاتمه داد و نه در تصاحب گرینلند، پاناما، کانادا، مکزیک و ونزوئلا موفقیتآمیز عمل کرد. اینها فقط بخشی از آرزوهای مطرح شده ترامپ بود که فقط پشت تریبون کاخسفید یا در استودیوی فاکسنیوز به واقعیت پیوسته است.
ترامپ اخیراً با مطرح کردن یک ادعای واهی درباره وضعیت اعدام در ایران، از رهبری ایران تشکر کرد. تهران اما با درنظر گرفتن سابقه عملیات روانی ترامپ و آگاهی از مواضع و تحرکات فریبنده او، در پاسخ او را عامل اتفاقات چند روز اخیر معرفی کرد و همین باعث شد رئیسجمهور آمریکا مجدداً تغییر موضع دهد و مستقیماً رهبری ایران را تهدید کند. بااینحال مرور آرزوهای ترامپ و سرنوشتشان چه درخصوص ایران و چه در سطح جهان نشان میدهد که او تقریباً ناکامترین رئیسجمهور آمریکا در دستیابی به اهداف اعلامی است. البته او تنها رئیس جمهور آمریکا نیست که در دستیابی به اهدافش در ایران ناکام بوده است. پیش از او و در دوران اوج اقتدار آمریکا، جرج بوش پسر با غرور وارد منطقه شد و افغانستان و عراق را اشغال کرد اما دو دهه بعد، روسای بعدی آمریکا ناچار شدند دست از پا درازتر از دو کشور خارج شوند. پیش از آنها نیز به دستور جیمی کارتر رئیسجمهور آمریکا، عملیاتی موسوم به «پنجه عقاب» طرح ریزی شد و آمریکاییها با استفاده از نیروهای دلتا وارد خاک ایران شدند اما نه تنها موفق به آزادسازی گروگانهایشان نشدند که در صحرای طبس به شکل مفتضحانهای زمینگیر شدند.
اندیشکده آمریکایی «مؤسسه کشورداری مسئولانه کوئینسی» در مقالهای بررسی کرده که نخستین سال دولتی که با وعده «واقعگرایی» و سیاستِ «اول آمریکا» روی کار آمده، کارنامهای عمیقاً متناقض ثبت کرده است. به نوشته این مقاله، سیاست خارجی ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ در کشاکش میان برخی پیشرفتهای محدود در مسیر کشورداری و تداوم ناکامیهایی قرار داشته که ریشه در «عادتهای مداخلهجویانه» واشنگتن دارد؛ عادتهایی که ترامپ وعده داده بود آنها را کنار بگذارد. این مقاله تأکید میکند که در آمریکای لاتین و غرب آسیا، سیاست آمریکا همچنان گرفتار «مداخلهجوییهای نسنجیده» و «عدم انسجام راهبردی» باقی مانده است.
این مقاله، ایران، سوریه و ونزوئلا را سه صحنه بزرگ از رقمخوردن شکستهای دولت ترامپ میداند. حمله به ایران به یک بحران بزرگ تعبیر شده و نویسنده هشدار میدهد که ازسرگیری فشارها از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی برای جنگی دیگر با ایران -اینبار با محوریت برنامه موشکی- ترامپ را وارد آزمون سرنوشتسازی کرده است.
******
برخی از مشکلات اقتصادی، ناشی از تصمیمات غلط داخلی است
سیدمصطفی هاشمیطبا کارشناس و فعال سیاسی اصلاحطلب در گفت و گو با سایت ایسکانیوز درباره چالشهای اقتصادی کشور و اغتشاشات اخیر صحبت کرده که بخشهایی از اظهارات وی به شرح زیر است:
* یک عده در این شرایط حساس کشور بهدنبال انتقام از دولت و کوچک شمردن اقدامات دولت هستند. انتقاد از دولت هیچ ایرادی ندارد و خود رهبری هم بارها به این مورد تاکید کردند. انتقاد و ارائه طریق به دولت وظیفه همه مردم و مجلس است.
* یکی از وظایف اصلی قوه مقننه انتقاد از دولت است، اما برخی از نمایندگان مجلس انتقادهایی به دولت میکنند که در این شرایط حساس نه به نفع نظام نه به نفع کشور است. حتی برخی از افراد در این شرایط که باید در کشور همدلی و اتحاد وجود داشته باشد، مسئولین کشور را مورد اهانت قرار میدهند که اصلا درست نیست و خود مقام معظم رهبری نیز این کار را نفی کردند.
* دولت نیز باید به مشکلات اقتصادی سریعا رسیدگی کند و با مردم مستقیم صحبت کند. همه مشکلات ما هم ارتباطی به آمریکا و اسرائیل و تحریمها ندارد و برخی از مشکلات ناشی از تصمیمات غلط داخلی است که برای کشور معضل ایجاد کرده است و برای حل این معضلات باید راه حل متناسب ارائه شود.
* ما در شرایط جنگی هستیم و دشمنان از همه روشها برعلیه کشور استفاده میکنند. ما در این شرایط نباید در داخل برای خودمان مشکل درست کنیم و باعث شلختگی اقتصادی شویم. این اقدامات اصلا با مقاومت همخوانی ندارد، مقاومت دربرابر اسکتباری مانند آمریکا هزینه دارد.
* نباید فراموش کنیم که مقاومت و عدالت در تضاد یکدیگر نیستند و درحین اینکه مردم مقاومت میکنند باید عدالت نیز در کشور رعایت شود. باید رانت و اختلاف شدید طبقاتی در کشور جمع شود، این رانتهایی که در کشور وجود دارد اصلا با موازین جمهوری اسلامی و مقاومت هیچ همخوانی ندارند.
* قوه قضائیه باید به هرنوع تخلف درکشور رسیدگی کند و طوری نباشد که عدهای به این دلیل که در دولت هستند و یا در مجلس هستند از رسیدگی به تخلفاتشان معاف شوند. اتحاد باید حول یک محور مشخص باشد و سیاستهای کشور باید مطابق با واقعیت درنظر گرفته شود.
* خواص سیاسی کشور در روزهای گذشته وظیفه خود را انجام دادند، اما برای استحکام وحدت مردم باید تلاش بیشتری کنند. چند روز گذشته آقای خاتمی با صدور بیانیهای اغتشاشات را بهشدت محکوم کرد. خواص سیاسی دلسوز انقلاب و کشور هستند و باید برای وحدت و انسجام ملی گام های بیشتری بردارند.
******
اگر مجلس به وظایفش عمل کند اعتراض به خیابان نمیرسد
حمید رسایی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز قوه مقننه، گفت: «بیانات مقام معظم رهبری مثل همیشه خصوصاً در شرایط فعلی راهگشا بود و ایشان تاکید کردند به روسای قوا و مسئولین نباید توهین شود و بر روی وحدت تاکید فرموده و تاکید کردند مردم در سختی و فشار اقتصادی هستند و مسئولین باید دو برابر تلاش کنند».
وی افزود: «اما آیا این سخنان به معنی تعطیل کردن وظایف نظارتی مجلس است و اگر دستگاهها تخلف قانونی کردند، آیا ما باید نظارهگر باشیم؟ تاکید ایشان بر وحدت، حول قانون است نه برای قانونشکنی دستگاهها؛ بارها از مقام معظم رهبری درخواست شده تا برای اصلاح امور دخالت کنند و ایشان فرمودند ما نهادهای مختلف در کشور داریم و آنها باید به وظایفشان عمل کنند».
نماینده تهران تصریح کرد: «مجلس حق ندارد توهین کرده و لجوجانه رفتار کند، ولی باید حرف بزند، باید استیضاح کند و اگر مجلس به وظایف خود درست عمل کند، انگشت اشاره جامعه به سمت عالیترین مقام جامعه نمیرود و اگر مجلس درست عمل کند اعتراض به خیابان کشیده نمیشود».
رسایی با انتقاد از بیتوجهی به فضای مجازی، گفت: «مگر مقام معظم رهبری بارها از فضای مجازی رها شکایت نکردند؟ چرا کسی اینجا اقدامی نکرد و برای تحقق این دغدغهها کارهای دیگر را تعطیل نکردهاند؟روز پنجشنبه در حالی که مشخص بود آشوب در راه است، با وجود درخواست شورای امنیت ملی چرا اینترنت با تاخیر قطع شد؟ اگر کسانی استنکاف نکرده بودند کار به اینجا نمیرسید و چرا پس از آنکه فتنه آرام گرفت، سکوهای داخلی با تاخیر بازگشایی شده و اجازه ندادند نیروهای جهادگر تبیین کنند».
******
"نه"بزرگ به آمریکا
عبدالباری عطوان، تحلیلگر ارشد مسائل منطقهای در مقاله جدید خود در روزنامه الکترونیکی رأی الیوم با اشاره به اغتشاشات آمریکایی صهیونیستی صورت گرفته در ایران نوشت که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در تبلیغات انتخاباتی خود برای رسیدن به کاخ سفید اعلام کرد که قدرت و عظمت و سلطه آمریکا بر جهان را به این کشور باز خواهد گرداند، اما امروز وقتی از طرح خود برای حمله نظامی به ایران که آن را کوبنده می دانست، صرف نظر کرد، مورد تمسخر قرار گرفت. او می خواست با چنین حملهای نظام ایران را تغییر داده و آن را به نظام شاهنشاهی یا هر نظام آلت دست خود تبدیل کند.
وی در خصوص اینکه چرا ترامپ از این حمله منصرف شد، نوشت که بنیامین نتانیاهو (معلم ترامپ) به او تلفن زد و گفت که ایران در پی این حمله هزاران موشک خود را به صورت همزمان به سرزمینهای اشغالی شلیک خواهد کرد و این رژیم را به کلی ویران خواهد کرد و نکته مهم تر اینکه حمله به ایران نمیتواند اهداف خود را از تغییر نظام این کشور محقق سازد، بلکه با توجه به استقرار بیش از ۷۰ هزار نظامی آمریکایی در بالغ بر ۵۵ پایگاه آمریکا در منطقه خاورمیانه ممکن است نتایج معکوس داشته باشد و هزاران کشته برای این کشور به دنبال داشته باشد.
عطوان افزود که اصلی ترین عاملی که ضعف و پوشالی بودن دولت کنونی آمریکا را به اثبات می رساند و تمسخر روز افزون آمریکا را رقم زده، این است که یک کشور اسلامی به آمریکا «نه» بزرگ گفته و با توان نظامی و اعتبار و محبوبیت مردمی خود آن را به چالش کشیده و مردم آن بدون ترس و تردید وارد عرصه شده اند و هیچ آمادگی از خود برای تسلیم شدن یا عقب نشینی نشان نداده اند.
این تحلیلگر منطقهای یکی از عوامل واقعی وحشت رژیم صهیونیستی از پاسخ ایران به حمله ترامپ را احتمال تغییر دکترین اتمی عنوان کرد و نوشت: «ایران کشوری است که در آستانه هسته ای شدن قرار دارد و اگر این جنگ طولانی شود، ممکن است فتوای تحریم ساخت بمب اتم به دلیل «دفاع از خود» در برابر دشمن برداشته شود. این اتفاق در شرایطی رخ خواهد داد که تمامی ساختارهای تولید بمب اتم از اورانیوم غنی شده گرفته تا سانتریفیوژهای پیشرفته و دانشمندان هسته ای در داخل ایران موجود است و ممکن است طی چند روز این اتفاق محقق شود. از سوی دیگر ایران کشوری بزرگ است که مساحت آن ۷۵ برابر مساحت سرزمینهای اشغالی است و حتی در صورت حملات هستهای نیز می تواند در برابر آن مقاومت کند، اما رژیم صهیونیستی حتی تحمل یک حمله اتمی را نیز ندارد».
******
چند نکته مهم درباره برخورد با آشوبگران
سایت جهاننیوز نوشت:
این روزها یکی از مطالبات جدی مردم، برخورد قاطع قوه قضائیه با اغتشاشگران است. سخنان روز گذشته اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه در نشست با خبرنگاران و همچنین، موضع گیری های رئیس قوه قضائیه و برخی مسئولین دستگاه قضایی کشور نیز حاکی از این است که مقابله جدی با اغتشاشگران در دستور کار قرار دارد و این، جای امیدواری دارد. اما چند نکته که باید به آن توجه شود:
یک: خط و نشان کشیدن دستگاه قضایی، بسیار مهم است، اما این، بخشی از ماجراست؛ بخش دیگر ماجرا ضمن بکارگیری سرعت، در صدور نوع احکام و اجرای آن است. این امید وجود دارد که دستگاه قضایی تا انتهای کار با جدیت وارد شود.
دو: ممکن است پس از فروکش کردن تب اغتشاشات، برخی افراد از درون یا بیرون دستگاه قضا به دنبال تسامح و تساهل یا تقاضای عفو برای بعضی اغتشاشگران باشند؛ اما این نکته باید مدنظر باشد که وحشی گری برخی از همین اغتشاشگران یا حامیان آنها، نتیجه برخی عفوهای نابجا و تساهل و تسامح گذشته در مورد آنهاست.
سه: احکام قضایی در مورد اغتشاشگران باید بازدارنده و پشیمان کننده باشد؛ بگونه ای که سایر افراد متوهم را هم که قصد اغتشاشگری در جامعه دارند، پشیمان کند. بازدارندگی و به اصطلاح نقره داغ کردن اغتشاشگران، در جای خود یکی از مؤثرترین اقدامات برای جلوگیری از ایجاد اغتشاشات و یا گسترده شدن آن در آینده است.
چهار: اغتشاشگران و حامیان آنها هر کدام به سهم خود در به شهادت رسیدن نیروهای انتظامی و امنیتی، بسیجیان و مردم عادی نقش دارند. همچنین، در وارد شدن خسارت به اموال و اماکن عمومی و خصوصی نیز به سهم خود مقصر هستند. از همین رو، باید مورد به مورد برای آنها پرونده تشکیل شود و در برخی موارد علاوه بر صدور حکم از جنبه امنیتی و ...، خسارات مادی نیز باید از جیب آنها جبران گردد.
