رسوم عجیب ازدواج در زمان قاجار

  4041028092 ۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۲ تکراری یا غیرقابل انتشار

در دوره قاجار خانواده‌های ایرانی آداب و رسوم عجیب و جالبی برای خواستگاری و ازدواج داشتند.

رسوم عجیب ازدواج در زمان قاجار

در دوران قاجار دختران اغلب از ۷ تا ۱۳ سالگی ازدواج می‌کردند و عملا به عنوان رکن مستقلی وارد معرکه زندگی خانوادگی می‌شدند. در واقع عواملی چون دست‌یابی به استقلال اقتصادی، رشد نسبتا سریع دختران آن روزگار و پایین بودن میانگین عمر به دلیل شیوع بیماری‌های گوناگون و عدم رعایت اصول بهداشتی در افزایش این ازدواج‌های زودرس بی‌تاثیر نبود. بر این اساس سعاتمندترین دختران آنهایی بودند که در خانه شوهر به بلوغ می‌رسیدند زیرا تصور می‌شد که به این گونه از وسوسه‌های نفسانی بیشتر در امان خواهند ماند. اکثر ازدواج‌ها به خصوص در خاندان‌های اشرافی به دلیل قابل اعتماد بودن اشخاص و به منظور استحکام بخشیدن به علایق فامیلی و حفظ اصالت خانوادگی در محدوده خویشاوندان صورت می‌گرفت و دختران و پسران تقریبا هیچ گونه اختیاری در برگزیدن همسر آینده خود نداشتند.

 

خواستگاری بدون هماهنگی

در دوره قاجار هر مادری که می‌خواست پسرش را داماد کند و برایش زن بگیرد، بدون اینکه به خانواده دختر خبر بدهد، به خانه کسانی می‌رفت که دختر دم بخت داشتند.

خانواده‌هایی که دخترشان دم بخت بود، هر لحظه احتمال خواستگار آمدن به خانه خود را می‌دادند. به همین دلیل این خانواده‌ها همیشه یک اتاق را منظم و آماده می‌کردند تا وقتی مهمان و خواستگار ناخوانده سررسید، بتوانند از آنها به درستی پذیرایی کنند.

 

خواستگاری در چهارشنبه‌ها

ایرانی‌ها در دوره قاجار عمدتاً روز چهارشنبه را برای خواستگاری انتخاب می‌کردند. در این روز، خانواده داماد با یک کیسه نقل و نبات و یک قواره چادر نمازی به خانه عروس می‌رفتند.

رسوم ازدواج در زمان قاجار

خواستگاری زنانه

ناصر نجمی می نویسد: ترتیب این مراسم به این صورت بود که در ابتدا یک یا دو زن جا افتاده، دنیادیده با چادر و چاقچور و چارقد سرزده به خانه دختردارها می رفتند، خانواده های دختردار که با اشتیاق تمام انتظار آمدن خواستگار را داشتند همیشه یک اطاق مرتب برای پذیرایی حاضر می کردند، خواستگارها گاه با دختردارها آشنا بودند و گاه هم اصلاً آشنایی نداشتند و همین که وارد خانه می شدند خودشان را معرفی می کردند، اگر در یک خانه چند دختر دَمِ بخت بود، حتماً دختر بزرگتر را نشان می دادند و کوچکترها را پنهان می کردند، دختر مورد نظر با چادر نماز توی اطاق می آمد و یک کاسه آب برای خواستگارها می آورد چون می گفتند که آب نطلبیده مراد است و آب علامت روشنایی است.

دختر سلام می کرد و گوشه ای می نشست، البته مادر یا یکی از قوم و خویش های زنانه دختر هم حضور داشت، خواستگار با دقت تمام دختر را نگاه می کرد و بعد دست می برد و چارقد دختر را از سرش برمی داشت و زلف هایش را پس و پیش می کرد که مبادا سرش طاس و گیسوانش عاریه باشد.

 

خواستگاری مردانه

معمولا خواستگارهای مردانه شب می رفتند و قبلا خبر می دادند و با پدر و یا اقوام مردانه عروس وارد مذاکره می شدند و اگر پدر یا بزرگتر عروس موافقت می کرد در همان مجلس شیرینی مختصری صرف می کردند و قرار می شد که خانواده داماد برای «بله بُران» به خانه عروس بیایند.

 

بله بران

فردای آن روز مادر و کسان داماد به خانه عروس می آمدند و بله بران شروع می شد که مثلا چقدر مهریه بدهیم و چند دست لباس بیاوریم، مخارج عقد با کی باشد و خلاصه شرایط نقدی و جنسی معامله را تمام می کردند.

 

نامزدی

مراسم نامزدی خیلی طول و تفصیل نداشت فقط در یک روز معین چند نفر از خانه عروس می آمدند و یک انگشتری الماس یا زمرد و یک کاسه نبات، یک طاق شال به خانه عروس می آوردند.

عروسی در زمان قاجار

عقدکنان

قبل از هر چیز سراغ تقویم می رفتند که ساعت خوب تعیین کنند و پس از تعیین ساعت، خانواده عروس و داماد یک نفر آخوند برای خواندن صیغه عقد دعوت می کردند.

یک روز پیش از عقد، عروس را توی خانه بند می انداختند یعنی کرک صورتش را با نخ تابیده می گرفتند. حنا بستن کف دست و پا و سرانگشتان نیز معمول بود.

 

حمام قبل از عقد

اگر عروس و داماد پولدار بودند حمام را قُرُق می کردند. حمام عروس اقلا پنج ساعت طول می کشید و مرتب شیرینی و میوه و شربت و چای و گاه هم ناهار مفصل در حمام صرف می شد، همینکه عروس از حمام بیرون می شد و مشغول رخت پوشیدن می گردید زن ها سر حمام دایره و تنبک و ساز می زدند و این اشعار را می خواندند:

گل دراومد از حموم سنبل دراومد از حموم

شاه دوماد را بگین عروس دراومد از حموم

بعد عروس به خانه می آمد و آرایشگر می آوردند و عروس را آرایش کرده، سفیدآب و سرخاب و وسمه می مالیدند.

 

از خانه داماد برای عقد چه می‌آوردند؟

  • شیربها یعنی پول نقد که غالباً طلا و نقره بود و توی کیسه های تافته سرخ می ریختند.

  • هفت دست رخت نبریده

  • چادر فاق (اطلس مشکی)، روبنده شیرازی با قلاب گل الماس و جواهر دیگر که دو طرف روبند را به آن وصل می کردند- چاقچور مخمل یا پارچه ابریشمی

  • چند جفت کفش مخصوصاً کفش اطلس سفید برای روز عقد

  • مقداری حنا و صابون

  • مقداری قند و چای و آب لیمو

  • چندین خوانچه شیرینی و میوه و آجیل

  • خوانچه اسفند پای عقد

  • یک نان سنگک به قَدِ آدم که روی آن با سیاه دانه رنگین مبارکباد نوشته بودند

  • یک آیینه قدی، یک جفت لاله و یک جفت جار

 

عروس رو به قبله

مجلس را طوری ترتیب می دادند که موقعیکه در اطاق مجاور آخوند مشغول خواندن خطبه عقد می شد عروس خانم به طرف قبله بوده و آیینه قدی و یک جفت جار دو سه الی پنج شاخه ای که از خانه داماد با خوانچه اسفند و رنگ حنا آورده بودند در آن اطاق حاضر باشد.

جلو عروس جانماز ترمه یا مخمل مروارید زیبایی که عروس ها جزء جهیزیه خود داشتند پهن کرده و قرآنی که جزء مهر می کردند در روپوش اطلس یا ترمه یا مخمل کنار آن می گذاشتند.

دختران دوران قاجار

پرتاب سیب یا نارنج

در قدیم رسم بود وقتی عروس می رسید داماد یک سیب یا نارنج به سینه عروس پرتاب می کرد.

 

بافتن ابریشم برای دوام ازدواج

هنگام اجرای صیغه عقد کارهای دیگری هم می کردند از آن جمله اینکه ابریشم هفت رنگ را تنه تنه به هم می بافتند و گره می زدند که عقد و ازدواج محکم بماند.

 

خوراندن مغز خر به داماد

بعضی از خانواده ها برای به اصطلاح احمق کردن داماد مغز خر را توی شیرینی می گذاردند و همینکه داماد بعد از اجرای صیغه عقد برای دیدن عروس می آمد و رونما به عروس می داد، عروس خانم آن شیرینی آلوده را به دست خود توی دهان داماد می گذاشت.

 

شکستن گردو و کندن کلک مادر شوهر

بعضی خانواده ها هم موقع ورود عروس به خانه داماد یک گردو زیر پای عروس می گذاردند که آن را بشکند و عقیده داشتند که با این کار کلک مادرشوهر کنده می شود و عروس خانم از شرش آسوده می شود.

 

مادر زن سلام

عروس و داماد معمولا می باید تا سه روز جایی نروند و با کسی ملاقات نکنند و خلاصه از حجله خارج نشوند و فلسفه این کار این بود که در این چند روز کاملا با اخلاق و خصوصیات روحی یکدیگر آشنا گردند. یکی از رسم های مربوط به بعد از عقد و عروسی و پاتختی، مادرزن سلام بود و داماد باید صبح بعد از عروسی با مادرزن خود ملاقاتی بنماید، این ملاقات برای اظهار رضایت از عروس بود و معمول این بود که مادرزن هدیه ای مثل ساعت و زنجیر طلا یا انگشتر و از این قبیل هدایا به داماد خود بدهد.

 

پاگشا

پاگشا هم از مراسم متداوله بعد از عروسی بود و این رسم چنان بود که عروس چون می باید برای قطع علاقه از خانه پدری و انس گرفتن با خانه شوهر تا چهل روز به خانه پدرش نرود، به همین جهت بعد از گذشتن چهل روز مادر عروس رسماً دختر خود را پاگشا می کرد و در این ضیافت مادرشوهر و خواهرشوهرها و بستگان داماد و اقوام عروس و داماد می باید شرکت کنند و حکمت این کار این بود که افراد دو خانواده وصلت کرده بیشتر با هم آشنا و مأنوس گردند.