به گزارش ایسنا، ۲۱ دیماه سالروز تولد افشین یداللهی، پزشک متخصص اعصاب و روان و یکی از ترانهسرایان شناختهشده است (متولد ۱۳۴۷)، که اگر ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ در پی سانحه رانندگی از دنیا نمیرفت، امروز شمع تولد ۵۷ سالگیاش را فوت میکرد.
او فعالیت حرفهای ترانهسرایی خود را در سال ۱۳۷۶ در سازمان صدا و سیما آغاز کرد. نخستین ترانههایش با آهنگسازی فؤاد حجازی و شادمهر عقیلی و با خوانندگی خشایار اعتمادی اجرا میشد.
یداللهی شعر تیتراژ سریالهایی چون «شب دهم»، «مدار صفر درجه»، «تبریز در مه»، «میوه ممنونه»، «مامور بدرقه»، «غریبانه»، «لبه تاریکی»، «نیمکت»، «سه در چار»، «در مسیر زایندهرود»، «شهرزاد» و حتی «خوشرکاب» را سروده و این سریالها با صدای او در ذهنها ماندگار شدهاند. حتی ترانههایش خوانندههایی چون علیرضا قربانی («من عاشق چشمت شدم» مدار صفر درجه و «عقل و جنون» شب دهم) و سالار عقیلی («وطنم») را مشهور کرده است.
افشین یداللهی علاوه بر ترانهسرایی، شعر هم میگفت و در قالب غزل طبعآزمایی کرده بود. او دلیل روی آوردن خود را به ترانه، علاقهاش به موسیقی عنوان کرده و گفته بود: من از ابتدا به موسیقی علاقه داشتم و شعر هم میگفتم، تلاقی و اشتراک این امر سبب شد به سمت ترانه بروم و در مدتی هم تمرکزم بیشتر روی ترانه بود.
این شاعر و ترانهسرا معتقد بود شعر از ترانه ماندگارتر است و میگفت: البته در ترانه هم بعضاً این قابلیت وجود دارد و این مسئله نباید عاملی باشد که بگوییم به دلیل باقی ماندن بیشتر یک ترانه در اذهان مردم، دیگر ترانهها و شعرها از یاد میروند. با این حال، شعر به خاطر وجود تیراژ مکتوبی که دارد، عموماً در مقایسه با ترانه از ماندگاری بالاتری برخوردار است، اما میتوان گفت مخاطب ترانهها چون از قوه شنیداری استفاده میکنند به درک عمیقتری نیز دست پیدا میکنند.
یداللهی درباره کارکرد ترانهها در مسائل اجتماعی گفته بود: قاعدتا بخشی از ترانه باید به مسائل اجتماعی، نقد اجتماعی، اظهارنظر یا روایت شاعرانه اتفاقهای اجتماعی اعم از موفقیتها یا کمبودها بپردازد. ترانههای اجتماعی ما اگر در راستای موفقیت قرار گیرند میتوانند مجوز بگیرند اما اگر یک ترانه اجتماعی در مورد کمبودها باشد یا انتقاد و اعتراض کند فکر میکنم به راحتی نتواند مجوز بگیرد و این از نظر فرهنگی نقطه ضعف است. وقتی صحبت از این میشود که در جامعه ثبات وجود دارد نباید نگران نقد بود آن هم نقدی که هنرمندانه است و از طریق یک ترانه ایجاد میشود.
البته او معتقد بود ترانه فینفسه و به تنهایی وظیفهاش جریانسازی نیست ولی میتواند به یک جریان دامن بزند و یا تاثیرگذاری و فراگیری آن جریان را بیشتر کند. برای ایجاد یک جریان چندین فاکتور نیاز است که قطعا ترانه پایه اصلی آن نیست، اما بعد از شروع جریان میتواند کمککننده باشد. کملطفی به هنرمند است که نتواند انتقادش را با زبان هنر خود بیان کند و مسئولان نخواهند شنوای چنین انتقادی باشند.
کتابهای «روزشمار یک عشق»، «امشب کنار غزلهای من بخواب»، «جنون منطقی»، «حرفهایی که باید میگفتم و... تو باید میشنیدی» و «مشتری میکدهای بسته» از افشین یداللهی به جا مانده است.
