حماس، یمن، مقاومت عراق و حزب الله لبنان از پنهان کردن زمان و مکان و حتی تغییر زمان و مکان در برگزاری جلسات خود و ترددهایشان باید بیش از هر زمانی، فرا بروند. این فرارفتن به معنای تصادفی کردن زمان و مکان و بهره گیری از زمان جدید و مکان جدید است. تصادفی کردن زمان و مکان، یک مانع در برابر ترور است. انتخاب زمان و مکان غیرقابل پیش بینی، عامل پیشگیری از خرابکاری است.
در جنگ، غیرقابلپیشبینی بودن با مفاهیمی مثل «انعطاف پذیری»، «مبادله اطلاعات ناپایدار» و «عملیات نامتقارن» پیوند دارند. تاکید اغلب بر این است که بازیگران کمتر متقارن سعی میکنند از نقاط قوت نسبی خود (مثلاً حرکت پذیری، مردم پایه بودن یا اطلاعات محلی) بهره برداری کنند.
با وجود این، وقتی «غیرقابل پیش بینی بودن» با اقداماتی همراه شود که حوزه غیرنظامیان را تحت تأثیر قرار دهد، می تواند به نقض حقوق بینالملل انسانی و افزایش تلفات غیرنظامی منجر شود.
ابهام و پنهانکاری گسترده ممکن است اعتماد عمومی را تضعیف کند و پیامدهای سیاسی و اجتماعی ناخواسته به دنبال داشته باشد.
از منظر مسئولیتپذیری، بازیگران باید پیامدهای اخلاقی و قانونی رفتارهای خود را بررسی کنند؛ محافظت از غیرنظامیان باید اولویت بگیرد. مبتنی بر چنین رویکردی است که مقاومت هرگز از مکان های عمومی مانند مدرسه و بیمارستان استفاده نکرده است. افزون بر این، اسرائیل هرگز در تخریب این اماکن حتی با علم به عدم حضور نظامیان در آن اماکن، پرهیزی نداشته است.
بر این ملاحظات، باید بیشترین بهره برداری ممکن از اماکن متعارف داشت و مکان های جدید نیز می بایست حتی المقدور، ریسک آسیب پذیری شهروندان عادی را در پی نداشته باشد. در نهایت، غیرقابل پیش بینی بودن و تغییر تصادفی محل جلسات فرماندهان و رهبران مقاومت، حداقل کاری است که نمی توان از آن تخطی کرد.
واقعیت آن است که مقاومت از درجه شفافیت خود، آسیب دیده و می بایست سطح پیچیدگی را فراتر برد.
