کنسرتهای عمومی و دولتی را نمیتوان صرفاً بهعنوان رویدادهای هنری یا سرگرمی دید. این برنامهها در واقع نوعی فناوری اجتماعی شادی هستند؛ سازوکاری برای بازتوزیع امید و نشاط در جامعه. در شرایطی که فشارهای اقتصادی، سیاسی و روانی، زیست جمعی ایرانیان را تحت تأثیر قرار داده است، تولید شادی نه یک امر لوکس، بلکه ضرورتی اجتماعی و ملی است.
اگر این کنسرتها بهصورت عمومی و رایگان برگزار شوند، به معنای واقعی کلمه میتوان آنها را «کنسرت عدالت» نامید. همانطور که آموزش و بهداشت، حقوقی همگانی تلقی میشوند، شادی نیز باید بهمثابه یک حق اجتماعی در دسترس همه قرار گیرد. موسیقی و هنر زبانی فراملی و فرامذهبی دارند؛ وقتی در میدان شهر یا پارکهای عمومی اجرا شوند، مرزهای طبقاتی و اقتصادی را درمینوردند و احساس برابری و همسرنوشتی ایجاد میکنند.
حتی اگر این برنامهها رایگان نباشند، اما در مناطق کمتر برخوردار کشور برگزار شوند، باز هم مصداق عدالت اجتماعیاند. چرا که این بار عدالت در قالب توزیع متوازن فرصتهای فرهنگی و شادی معنا پیدا میکند. حضور یک گروه موسیقی در شهری کوچک یا روستایی دورافتاده، میتواند به اندازه چندین پروژه عمرانی اثر اجتماعی بگذارد، زیرا زندگی روزمره را با امید و طراوت پیوند میزند.
از منظر امنیت ملی نیز، شادی عمومی تنها یک انتخاب فرهنگی نیست، بلکه سلاحی نرم در برابر دشمنان ایران است. دشمن میکوشد از طریق القای اضطراب، یأس و سایه جنگ، جامعه را فرسوده و منفعل سازد. در مقابل، برگزاری جشنها و کنسرتها بهعنوان سیاستی عمومی، مقاومت فرهنگی و روانی ایجاد میکند. جامعه شاد، کمتر پذیرای ترس و بیشتر آماده برای مواجهه با چالشهاست.
به همین دلیل است که باید به کنسرتهای دولتی و مردمی تنها به چشم رویدادهای تفریحی نگاه نکرد، بلکه آنها را بخشی از سیاست اجتماعی و عدالت فرهنگی دانست؛ سیاستی که با توزیع شادی، همبستگی را تقویت میکند و جامعه را در برابر بحرانها مقاومتر میسازد.
کنسرتهای دولتی علاوه بر تولید شادی، به مثابه حلقه مهارت و تمرین هماهنگی میان نهادها ذیل سیاست اجتماعی نیز عمل میکنند؛ اجرای موفق یک برنامه بزرگ نیازمند همکاری وزارت فرهنگ، شهرداری، نیروهای امنیتی و رسانههاست و تجربه جمعی سازمانها را برای تمرین و تثبیت سیاست اجتماعی آینده تقویت میکند.
پیگیری رویهمند کنسرتهای عمومی، علاوه بر ایجاد شادی و تمرین هماهنگی نهادها، یک فناوری وفاق و همبستگی قومی و ملی نیز هستند. موسیقی و هنر، مرزهای زبانی و قومی را درمینوردد و تجربه جمعی شادی، احساس تعلق به ملت واحد را تقویت میکند؛ به همین دلیل کنسرتها نه تنها ابزار فرهنگی، بلکه سیاست وفاق ملی نیز محسوب میشوند.
