درباره بیانیه عجیب موسوی/ کواکبیان‌ها را از تاکسی پیاده کنید/ مذاکره پس از محاکمه

گروه سیاسی الف،   4040421070 ۵۶ نظر، ۰ در صف انتشار و ۳۱ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

درباره بیانیه عجیب موسوی/ کواکبیان‌ها را از تاکسی پیاده کنید/ مذاکره پس از محاکمه

بی‌اعتباری بیش از پیش شعار «نه غزه، نه لبنان»

روزنامه وطن‌امروز نوشت:

جامعه ایرانی دریافته امنیت پایدار، مستلزم دفاع پیش‌دستانه در عمق و برخورد فعالانه با تهدید در مبادی آن است. استمرار، تقویت و نهادینه‌سازی جبهه مقاومت، اکنون به یک مطالبه اجتماعی بدل شده که از عمق تجربه زیسته و درک عینی شهروندان برمی‌خیزد. در این میان، مواضع برخی جریان‌های داخلی که شعارهای عوام‌فریبانه چون «نه غزه، نه لبنان» یا «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن» برساخته مواضع آنهاست و تلاش داشتند استراتژی منطقه‌ای ایران را تضعیف کنند، امروز بیش از هر زمان دیگر بی‌اعتبار شده است. این رویکرد متکی بر یک تصور خام و خوش‌خیالانه از امنیت ایستا و محصور در مرزهای رسمی بود که هیچ سنخیتی با مختصات ژئوپلیتیک خاورمیانه ندارد. رهبر معظم انقلاب، در زمان حضور ایران در جبهه مقابله با تروریسم داعش، در تبیین منطق رئال‌پلیتیک جمهوری اسلامی، جمله‌ای راهبردی و آینده‌نگرانه فرمودند: «اگر در سوریه نمی‌جنگیدیم، باید در کرمانشاه می‌جنگیدیم». این گزاره، در حقیقت ترجمان فشرده‌ای از دکترین بازدارندگی فعال ایران است. امروز شواهد میدانی و روند تحولات منطقه به‌ روشنی مؤید صحت و عمق این دیدگاه است.

با این‌ حال، جریان‌های سیاسی منتقد، حتی در اوج بحران و جنگ، همچنان بر مواضع ویرانگر خود اصرار می‌ورزند. بیانیه اخیر جبهه اصلاحات و جمعی از به ‌اصطلاح اقتصاددانان که خواستار تنش‌زدایی به بهای تضعیف مولفه‌های حیاتی بازدارندگی شدند یا نامه یکی از سران فتنه که متاسفانه بر توهم دشمن صهیونیست برای تداوم حملات به ایران دامن می‌زند و ایده‌ای برای تضعیف کشور است، نمونه بارز این ذهنیت عقب‌مانده است. این جریان‌ها پیش‌تر در دوران مذاکرات هسته‌ای، نسخه‌هایی چون «کاهش توان دفاعی و بازدارندگی برای گشایش اقتصادی» را تجویز می‌کردند و امروز در میانه جنگ و بحران امنیتی، همان ادبیات مخرب را تکرار می‌کنند. این در حالی است که جامعه، به درک مشترکی از پیوند وثیق امنیت، استقلال و سیاست‌های منطقه‌ای رسیده و به ‌صراحت درک کرده هزینه‌های امروز مقاومت، سرمایه‌گذاری برای فرداست. هر موضع انفعالی، هر عقب‌نشینی و هر تنش‌زدایی بی‌مبنا، صرفاً به معنای افزایش هزینه‌های دفاعی در آینده و انتقال میدان جنگ به عمق خاک کشور خواهد بود.

مطالبه امروز مردم، دقیقاً برآمده از همین درک عقلانی و مبتنی بر رئال‌پلیتیک است: حفظ و توسعه سیاست‌های منطقه‌ای ایران و تقویت مضاعف جبهه مقاومت. این مطالبه، نه برآمده از احساسات یا هیجانات زودگذر، بلکه محصول یک روند تاریخی طولانی و تجربیات میدانی خونین در سطح منطقه‌ است. بر این اساس، نهادهای تصمیم‌گیر و ساختار حاکمیتی کشور، امروز در برابر یک الزام راهبردی مضاعف قرار گرفته‌اند: پاسخ به مطالبه عمومی درباره ارتقای توان تجهیزاتی و دفاعی داخلی، همچنین تقویت شاکله مقاومت در سطح منطقه. این 2 مسیر، به ‌صورت مکمل و هم‌افزا، ضمانت‌ تثبیت قدرت بازدارندگی ایران در محیط آشفته خاورمیانه محسوب می‌شوند. نسل جوان ایرانی که خود در دل بحران‌ها و تحولات منطقه‌ای رشد یافته، اکنون حامل یک درک راهبردی نوین از امنیت ملی است؛ نسلی که بخوبی دریافته میدان ژئوپلیتیک، یک عرصه بی‌رحم و مبتنی بر قاعده بقای اقویاست و هیچ رحم و اخلاقی مستقل از توازن قدرت در آن جاری نیست.

******

سیاه و سفید خروج ایران از ان‌.پی‌.تی

روزنامه خراسان نوشت:

در پی سال‌ها تنش بر سر برنامه هسته‌ای ایران و رعایت نکردن تعهدات از سوی طرف‌های غربی، گمانه‌زنی‌ها درباره خروج احتمالی ایران از معاهده عدم اشاعه هسته‌ای (NPT) قوت گرفته است. این گمانه‌زنی‌ها، به ویژه پس از حملات اخیر و تجاوزات نظامی به مراکز حساس و حیاتی ایران، از جمله تأسیسات هسته‌ای، توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا، وارد مرحله جدیدی شده است. ناکارآمدی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حفاظت از اطلاعات و اماکن حساس هسته‌ای ایران، دلیل اصلی این نگرانی‌ها و بحث‌ها پیرامون خروج از NPT است. از سویی خروج از NPT می‌تواند ابزارهای جدیدی را در اختیار دستگاه دیپلماسی ایران قرار دهد و از منظر حقوق بین‌الملل نیز دارای پیامدهایی است:

افزایش قدرت چانه‌زنی و بازتعریف مذاکرات: خروج از NPT می‌تواند به ایران اهرم فشار حقوقی و دیپلماتیک بیشتری در مذاکرات آینده بدهد. این اقدام می‌تواند به منزله یک شوک برای نظام بین‌الملل باشد و کشورهای غربی را وادار به بازنگری در رویکرد خود نسبت به ایران کند، زیرا دیگر نمی‌توانند صرفاً بر اساس چهارچوب‌های NPT با ایران تعامل کنند. این امر می‌تواند به ایران فرصت دهد تا مذاکرات را بر اساس برابری حاکمیتی و نه از موضع ضعف دنبال کند.

حفظ استقلال و حاکمیت ملی و مقابله با نقض حقوق بین‌الملل: ادامه حضور در NPT با وجود نقض مکرر حریم امنیتی و اطلاعاتی ایران، می‌تواند به منزله نادیده گرفتن استقلال و حاکمیت ملی این کشور تلقی شود. خروج از این معاهده، پیامی قوی به جامعه جهانی مبنی بر اهمیت حفاظت از امنیت ملی ایران و عدم پذیرش هرگونه تجاوز خواهد بود. درواقع خروج از NPT به ایران کمک می‌کند تا کنترل کامل بر برنامه هسته‌ای خود را باز پس گیرد و از هرگونه نفوذ و جاسوسی خارجی که بر خلاف حقوق دیپلماتیک و کنوانسیون‌های مربوطه است، جلوگیری کند.

فشار بر جامعه بین‌المللی برای پاسخگویی به تجاوزات و اجرای عدالت: خروج ایران از NPT می‌تواند فشار زیادی را بر جامعه بین‌المللی، به ویژه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، وارد کند تا در برابر تجاوزات و حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران پاسخگو باشد. این اقدام می‌تواند توجه جهانی را به ضعف‌های موجود در سازوکارهای بین‌المللی برای حفاظت از کشورهای عضو و عدم پاسخگویی به متجاوزان جلب کند.

افزایش توان بازدارندگی و امنیت ملی: در شرایطی که منطقه خاورمیانه با تهدیدات جدی امنیتی روبه روست، افزایش توان بازدارندگی برای ایران حیاتی است. خروج از NPT می‌تواند به ایران این امکان را بدهد که در صورت لزوم، بدون محدودیت‌های ناشی از این معاهده، به توسعه برنامه هسته‌ای خود بپردازد و به این ترتیب، توان بازدارندگی خود را در برابر تهدیدات خارجی افزایش دهد.

البته، خروج از NPT بدون چالش نخواهد بود. این اقدام می‌تواند منجر به افزایش فشارهای بین‌المللی، تحریم‌های جدید و حتی احتمال اقدام نظامی علیه ایران شود. از منظر حقوق بین‌الملل کیفری، همواره نگرانی‌هایی از سوی برخی کشورها در مورد احتمال اشاعه هسته‌ای وجود خواهد داشت.با این حال، ایران باید با ارزیابی دقیق این چالش‌ها و تدوین راهبردهای مناسب، از تبدیل شدن این فرصت‌ها به تهدید جلوگیری کند. دیپلماسی فعال، همکاری با کشورهای همسو، تکیه بر توانمندی‌های داخلی و بهره‌گیری از تمامی ابزارهای حقوقی بین‌المللی، از جمله راهبردهایی است که می‌تواند در این مسیر به ایران کمک کند تا ضمن تأمین منافع ملی، از بروز بحران‌های جدی دیپلماتیک و حقوقی جلوگیری کند.

******

درباره بیانیه عجیب موسوی

سایت تابناک نوشت:

در حالی که جنگ ۱۲ روزه نشان داد مردم ایران، صرف نظر از اختلافات سیاسی، چگونه کنار هم ایستادند و یکپارچه مقابل تهدید خارجی مقاومت کردند، موسوی همچنان از همان واژگان کهنه و تجویزهای سیاسی صحبت می‌کند: «مجلس مؤسسان»، «ساختار جدید» و «رفراندوم». اینها به جای تقویت وحدت ملی، بیش از هر چیز تداعی‌کننده دوره‌ای از بحران و دودستگی است. 

آقای موسوی!  مردم در این ۱۲ روز، دوشادوش هم ایستادند. حتی بسیاری از منتقدان نظام، رهبری را در مدیریت این بحران ستودند و به آن احترام گذاشتند. اما شما هنوز در همان ادبیات سرد و شکاک سال‌های قبل مانده‌اید. چرا این همه تحولات را نمی‌بینید و نمی‌خواهید واقعیت را بپذیرید؟  وقتی می‌گویید «ساختار کنونی نماینده همه ایرانیان نیست» و پیشنهاد «مجلس مؤسسان» را می‌دهید، عملا در حال دعوت به بازنگری‌های بنیادین و فروپاشی نظام هستید. آیا این فرصت مناسبی برای چنین اقدامات رادیکالی است؟ چنین پیشنهاداتی بیش از آنکه نشانه دغدغه ملی باشد، بوی فرصت‌طلبی سیاسی می‌دهد. 

بیانیه موسوی همچنین بر آزادی زندانیان سیاسی و تغییر رویکرد رسانه ملی تاکید دارد. اگرچه این مطالبات ممکن است از منظر حقوقی و انسانی قابل بحث باشد، اما در شرایطی که کشور در معرض تهدید مستقیم است، باید با دقت و حفظ آرامش مطرح شود. رسانه ملی در چنین بزنگاه‌هایی باید نقش همبستگی و آگاهی‌بخشی را بازی کند، نه اینکه به بهانه تغییر رویکرد، شکاف‌های داخلی را عمیق‌تر سازد. 

در این میان، تحسین رهبری انقلاب توسط مخالفان نظام بیش از هر زمان دیگری نمایان است. این یک واقعیت بی‌بدیل است که حتی کسانی که با نظام اختلاف دارند، به مدیریت خردمندانه و دلسوزانه آیت‌الله خامنه‌ای احترام می‌گذارند و به نقش کلیدی او در حفظ ثبات کشور اعتراف می‌کنند. این میزان احترام، نشانگر جایگاه ویژه رهبری است که در سخت‌ترین شرایط توانسته کشور را از بحران‌های بزرگ عبور دهد و دل مردم را به هم نزدیک کند. 

متأسفانه، موسوی هنوز این واقعیت را نپذیرفته و گویی از بوی کبابی که به مشامش رسیده هول شده و به جای همبستگی، رویاهای دیگری را در سر می‌پروراند. در حالی که کشور در معرض تهدید نظامی جدید از سوی رژیم صهیونیستی است، همه باید دست به دست هم دهند و اختلافات را کنار بگذارند. اگرچه اختلاف نظرها طبیعی است، اما در بزنگاه‌هایی که امنیت ملی در خطر است، نباید اجازه داد که مسائل سیاسی شخصی یا جناحی، به شکاف و تفرقه دامن بزند. 

موسوی و همفکرانش باید دریابند که مردم دیگر حاضر نیستند در چنین شرایط حساسی، بازی‌های سیاسی را تحمل کنند. واقعیت این است که اولویت امروز ایران حفظ وحدت، تقویت انسجام ملی و حمایت از رهبری هوشمند انقلاب است. بیانیه اخیر میرحسین موسوی بیش از آنکه از همدلی و وفاق ملی سخن بگوید، یادآور همان فضای متشنج و پرتنش سال ۸۸ است. 

پرونده سال ۸۸ بسته شده و ملت ایران با درایت و رهبری حکیمانه، مسیر پیشرفت و ثبات را در پیش گرفته است. در شرایط کنونی، بازگشت به گذشته و باز کردن پرونده‌های کهنه، نه تنها مفید نیست بلکه به امنیت و انسجام ملی ضربه می‌زند.  امید است که موسوی و دیگر چهره‌های سیاسی به جای دنبال کردن رویاهای گذشته، در مسیر همدلی، اتحاد و حمایت از امنیت کشور گام بردارند.

*****

کواکبیان‌ها را از تاکسی پیاده کنید

روزنامه فرهیختگان نوشت:

هر جای دنیای سیاست نشسته‌اید، به صحبت‌هایتان درباره دلایل پیروزی در جنگ ۱۲ روزه، اتوبان موشکی تهران-تل‌آویو، مکانیسم ماشه، بد و خوب مذاکره، خبر‌های جدید از حمله ایران به پایگاه العدید آمریکا در قطر و هر موضوع مهم دیگر کات بدهید و ذهن‌تان را درگیر ادعای دروغین رابطه شخصی ۱۲۰ مسئول مهم ایران با یک تحلیلگر و خبرنگار سیاسی زن اروپایی کنید. موضوع مبتذلی است؟ ادعای بی‌سندی است؟ بله؛ ولی این موضوعی است که مصطفی کواکبیان، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و بسیاری رسانه‌های مجازی ترجیح داده‌اند که از بین این همه موضوع مهم سیاسی پیرامون جنگ، به آن بپردازند و آن را برجسته کنند.

کواکبیان برای مثال در موضوع نفوذ می‌توانست هر مثال دیگری بزند؛ هر نام دیگری و هر نوع نفوذ دیگری؛ اما چرا از «کاترین شکدم» نام می‌برد که حتی تلفظ صحیح نام او را هم بلد نیست و چرا بر موضوع حساسیت‌برانگیز «هم‌خوابگی با مسئولان» تأکید می‌کند؟ شکدم شاید نفوذی بود، شاید هم نبود؛ دادگاهی که نشده بود و همه‌چیز در حد گمانه‌های سیاسی است. اما موردتوجه کواکبیان در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی قرار می‌گیرد، چون کواکبیان می‌خواهد در ادامه از مؤلفه‌های ظاهری نفوذی‌ها بگوید که از قضا همه آن‌ها را در جناح سیاسی مقابل خود تعریف می‌کند؛ یعنی ادعای انقلابی‌گری و... مثلاً او اگر از جیسون رضاییان یا آفرین چیت‌ساز یا علیرضا اکبری نام می‌برد که از قضا جاسوسی و نفوذشان بررسی و در دادگاه هم ثابت شده، نمی‌توانست نفوذ را کار کسی تعریف کند که ادعای انقلابی بودن دارد و مجبور بود پای جناح خود را به میدان نفوذ بکشاند. ایراد اول هم همین است که نفوذ میدان جنگ سیاسی و جناحی شده است و بسیاری از اهل سیاست در قاب تنگ جناحی، به موضوع نفوذ می‌پردازند. تا وقتی اولویت اهل سیاست بر جناح باشد و وطن را در اولویت بعدی بگذارند، طبیعی است که نهاد‌های امنیتی در پرونده مبارزه با نفوذ، پشتیبانی سیاسیون و رسانه‌هایشان را با خود نخواهند دید و برعکس، فشار آن‌ها را هم در صورت آنکه نفوذ در جناح متبوعشان باشد، خواهند داشت.

کواکبیان که پس از مدت‌ها خود را در قاب زنده تلویزیون می‌بیند، آمده سخنی بگوید که جنجال شود و در این راه چه نکته‌ای حساسیت‌برانگیزتر از رابطه خصوصی یک زن روزنامه‌نگار اروپایی با مقامات ایرانی؟ اما او توجه نمی‌کند که حرف جنجالی، وقتی مدرک و مستندی ندارد، صرفاً تهمتی سخیف است. شاید زیاد دیده شود، اما راه را برای سخت‌گیری مدیران سیما در دعوت از اهل سیاست باز می‌کند و مسیر چندصدایی باز شده در دوران جنگ با اسرائیل را می‌تواند ببندد. 

موضوع ساده‌ای است؛ جنگ با دشمن خارجی، انتخابات داخلی نیست که مناظره اهل سیاست به نشاط و هیجان آن بیفزاید، بلکه از قضا نشاط وحدت و یگانگی مقابل دشمن را از جامعه سلب می‌کند و به دوقطبی‌ها اصالت می‌دهد. فرد مقابل کواکبیان در این برنامه، علی خضریان، فعال سیاسی از جبهه پایداری است. کواکبیان قبل از این مثال کذایی برای نفوذ، می‌گوید «شاید ما اختلاف‌نظری سر بحث نفوذی‌ها داشته باشیم.» و موضوع همین است؛ چرا باید در این شرایط حساس که صرفاً با توقف حملات دوطرفه در شکننده‌ترین حالت موجود روبه‌رو هستیم، فرصت صحبت در مورد اختلاف‌نظرها داده شود؟!

حالا فایل تصویری آن دو سه دقیقه از برنامه شبکه خبر، دست‌به‌دست در فضای مجازی می‌چرخد و برای گوینده هم پرونده قضایی تشکیل شده است. باید به امثال کواکبیان کمک کرد تا از تاکسی پیاده شوند، فریب اخبار جعلی را نخورند و دقیق و مستند صحبت کنند؛ شأن برنامه زنده تلویزیونی پیرامون جنگ با دشمن خارجی را هم نگه دارند. از این نظر، برخورد قضایی شدید با او کمک بزرگی به همه و حتی خود اوست.

******

در اتخاذ راهبر جدید هسته‌ای، تبلیغات داخلی را نادیده بگیریم

روزنامه شرق نوشت:

 آیا سیاست هســته ای ما بعد از جنــگ ۱۲ روزه بایــد عینا مشــابه قبل باشــد؟ برخی ممکن اســت جواب شان مثبت باشــد. شاید کسانی در قبلا پرونده هسته ای کشور نوعی نگاه ارزشی داشته باشــند؛ یعنی دســتاوردهای هسته ای را جزئــی از کیان ملی کشــور و حتی کیان عقیدتی آن به حســاب آورند. نگاه دیگر آن اســت که هر دســتاوردی در عرصه فناوری داریــم، هر فناوری که باشــد، تا جایی که به قدرت و توان ملی منجر شود و باعث اعتلا و اقتدار ایران شــود، شایان توجه اســت. با این نگاه دوم، برنامه ریزی راهبردی کشــور چه در زمینه هســته ای، چــه در هر زمینه دیگــری، باید معطوف به حفظ و توســعه توانمندی ملی ایران باشد. در تدوین راهبرد جدید ممکن اســت کســانی صرفا نگران غرور ملی باشــند. مثلا ممکن اســت نگران باشند که نکند مردم فکر کنند واقعا آمریکایی ها توسعه هســته ای ایران را متوقف کرده اند.

نکته این اســت که تمام عرصه‌هــای فناوری هســته ای ایــران، موضــوع چلاــش با غربی ها نیســت. مثلا می توان با تکیه بر دســتاوردهای افتخار آمیــزی مثل تولید رادیو داروهــا از این امــر جلوگیری کرد. اما همه نیــک می دانیم که نقطه مرکزی چلاش ما با غربی ها بر ســر غنی ســازی، درصد آن و مقدار مواد غنی ســازی شده اســت. این چلاش، به غیــر از بعد فنی و تکنیکی آن، به شــدت سیاســی و امنیتی است. بنابراین، باید با ظرافت و دقت تمام بــرای مدیریت صحنه تنش با دشــمنان ایران برنامه ریزی کرد. صد لابتــه پاک کردن صورت مســئله راه حل نیســت. بدون شک باید با طرح و برنامه دقیق از اهرم غنی ســازی استفاده کــرد و جوانــب مختلــف ســود و زیان رویکردهای مختلف را ســنجید.

شــرایط پدید آمده، بعد از حمله آمریکا به مراکز هسته ای ایران، به ما یک فرصت کم نظیر برای باز طراحی موضوع داده کــه لابتــه ممکن اســت به راحتی از دســت بــرود. مثلا بزنم. ما تــا امروز، یعنی تا قبل از جنــگ ۱۲ روزه، می گفتیم غنی ســازی طبــق پیمــان ان پی تی حق ماســت و آن را تــا هر درجــه که صلاح بدانیم و نیازمان باشد، ادامه می دهیم. در همین راســتا، تمام مراکز هسته ای ما هم باز بود و بازرســان آژانس اجازه داشــتند در هــر زمــان از مقــدار مواد غنی شــده ما مطلع باشــند. اکنون بــه اتفاق آرا در مجلس شورای اسلامی تصویب کرده ایم که به بازرســان به راحتی اجازه بازرســی نمی دهیم. در عین حلا، در کنار پافشــاری اصولــی بر حــق قانونــی غنی ســازی، می توانیم به دلیل تعرض آمریکایی ها، از وجود مواد غنی شده در زیر خروارها خاک ابراز بی اطلاعی کنیم. هیچ قانونی هم ما را مجبور بــه خاک برداری از تأسیســات مورد تعرض واقع شده نمی کند. این مثلا می شود یک راهبرد جدید که ممکن است مســئولان آن را صلاح بدانند یــا ندانند. طبیعتــا اختیار با آنهاســت.

نکته کلیدی این اســت که مــا اکنــون قادریم در شــرایط جدید، راهبردهای تازه ای داشته باشیم و این هنر سیاست ورزی است. نکتــه مهمی کــه مجــددا مایلم بر آن تأکیــد کنم، این اســت کــه در اتخاذ راهبــرد جدید، مســئله تبلیغات داخلی را لااقل تــا چند ماه نادیــده بگیریم. اگر پروپاگاندای رســانه ای در داخل کشــور محور تصمیم باشــد، به ناچار باید آدرس تمام امکانات موجودمان را به آژانسی ها بدهیم و منتظر فشارهای سیاسی و حتی امنیتــی برای ایجــاد دسترســی عوامل دولت های غربی به آنها باشــیم. خطابم به تصمیم گیرندگان کشور و همه کسانی اســت که دشــمنان به درســت یا غلط از حرف هــای آنهــا در عرصه سیاســت خارجــی می توانند بهانــه بگیرند (مثل نمایندگان محتــرم مجلس، ائمه محترم جمعه، شــخصیت هایی که بــه هر نحو نمایندگان نظام تلقی می شوند و...): شما را به جان هر کس دوســت دارید، در چند ماه آینده مصالح راهبردی کشور را فدای تبلیغــات داخلــی نکنید. جــان مادرتان نکنید این کار را. 

******

آقای اژه‌ای! بزنگاه برخورد با برهم زنندگان انسجام اجتماعی است

سایت جهان‌نیوز نوشت:

بامداد ۲۳خردادماه، همزمان با آغاز تجاوز رژیم صهیونسیتی علیه ایران، شبکه جاسوسی رژیم صهیونیستی ریزپرنده‌هایی را که طی ماه‌های گذشته به داخل ایران قاچاق کرده بودند، هوا کردند. جنگ ۱۲ روزه تحمیلی نشان داد موضوع نفوذ که چند سال پیش رهبر انقلاب در مورد آن هشدار داده بودند بسیار جدی‌ است. شاید گزافه نباشد که بگوییم علت اساسی ضربه به برخی مراکز و فرماندهان نظامی، همین جریان نفوذ بوده است.

برخورد با جاسوسان رژیم صهیونیستی و شبکه‌ نفوذ جبهه استکبار، از همان ساعات ابتدایی تجاوزات رژیم صهیونیستی آغاز شد. اگرچه دیر بود اما ادامه جنگ را برای رژیم صهیونیستی با چالش مواجه کرد. موج دستگیری‌های جاسوسان رژیم صهیونیستی چشم خصم را روی زمین کور کرد. همین امر از عواملی بود که رژیم را مجبور کرد تا برای آتش‌بس پیشقدم شود. از دیگر عواملی که رژیم را از ادامه جنگ در این مرحله ناامید کرد، انسجامی بود که بین مردم حول دفاع از وطن ایجاد شد. از آنجایی که رژیم صهیونیستی روی شکاف‌های اجتماعی و دوقطبی‌های سیاسی برای فروپاشی ایران حساب باز کرده بود؛ اتحاد مردم بزرگ‌ترین مانع برای دستیابی به اهداف صهیونیست‌ها شد.

اکثر کارشناسان بر این عقیده آمد که یکی از دلایل درخواست رژیم برای آتش بس، بازسازی شبکه جاسوسی و تقویت جریان نفوذ داخل ایران بود. یکی از اهداف آتش بس، توان‌یابی چشم صهیونیسم در داخل خاک ایران و ضریب دادن به دوقطبی‌های سیاسی و دعواهای جناحی است تا بتواند انسجام مردم ایران را در جنگ بعدی بشکند.

بنابر آنچه در بالا گذشت، قوه قضائیه علاوه بر جستجو و دستگیری سرشبکه‌ها و شاخه های موساد در داخل خاک ایران، باید برخورد با برهم زنندگان انسجام مردم نیز برخورد کنند. شواهد آن نیز چهره‌ها، رسانه‌ها و روزنامه‌هایی هستند که چند روز پس از توقف آتش، فتنه انگیزی و دوقطبی‌سازی را چندبرابر بیش تر از گذشته آغاز کردند.

روزنامه‌های زنجیره‌ای با اتهام زدن به دیگر جریان‌های سیاسی، با بهانه‌جویی‌های واهی، به نحوی وارد دعوای سیاسی شده‌اند که گویی در آستانه انتخابات به سر می‌برند و از همین روی تمام توان خود را برای شکستن رقیب به کار می‌برند. تا دوباره دیر نشده، قوه قضاییه و دستگاه‌های امنیتی باید برخورد با جریان نفوذ را که در پی برهم زدن ذهن جامعه است آغاز کند؛ جریانی که در پوشش دلسوزی برای همبستگی ملی اتفاقا انسجام شکل گرفته را هدف گرفته‌اند. چراکه اثر این اتفاق مثل ریزپرنده‌ها مقطعی نیست؛ بلکه می‌تواند جامعه را حتی قبل از آغاز جنگی دیگر دچار چالش کند.

******

مذاکره پس از محاکمه

اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت‌ملی مجلس در گفت و گو با خانه ملت، با اشاره به مطرح شدن بحث مذاکره با آمریکا در شرایط  فعلی گفت: «مذاکرات با آمریکا در شرایطی انجام شد که علیرغم پیشرفت‌هایی در آن اما ایالات متحده اقدام به اعمال تحریم علیه جمهوری اسلامی پرداخت و در ادامه نیز شاهد بودیم که جنگی را با همکاری رژیم صهونیستی علیه کشورمان تحمیل کرد که تمامی این اقدامات از نظر دیپلماسی و قانونی قابل پذیرش نیست».

این نماینده تهران، مذاکرات در شرایط فعلی را بی‌معنا دانست و ادامه داد: «در چنین شرایطی باید اقدامت آمریکا و رژیم صهیونیستی توسط سازمان‌های بین المللی محکوم و آژانس نیز طبق قانون آنها را محاکمه کند و پس از آن باید در مورد اینکه مذاکره انجام شود یا خیر تصمیم‌گیری شود، در غیر این صورت مذاکره هیچ معنایی معنا ندارد».

وی با اشاره به جنگ روانی آمریکا اضافه کرد: «جمهوری اسلامی از بلف‌های سیاسی و حرف‌های بی‌پایه و اساس آمریکا هیچ واهمه‌ای ندارد چرا که در طول این ۴۷ پس از انقلاب اسلامی چهره او برای ما کاملا آشکار شده است».

نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: «فعالیت‌های هسته‌ای ایران تحت نظارت آژانس انرژی اتمی و در چهارچوب NPT  انجام شده است از این رو مسیر دیپلماسی تنها در صورتی نتیجه‌بخش خواهد بود که طرف‌های غربی اراده واقعی برای عمل به تعهدات خود داشته باشند و از فشارهای یکجانبه دست بردارند».

******

کسی مخالف مذاکره نیست/ پزشکیان به طور جدی وارد میدان شود

محسن هاشمی رفسنجانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی و فعال سیاسی اصلاح‌طلب، گفت و گویی را با خبرگزاری ایرنا درباره جنگ ایران و اسرائیل و مذاکره با آمریکا انجام داده که بخش‌هایی از این مصاحبه به شرح زیر است:

* ما هنوز در مرحله پساجنگ هستیم وهنوز به دفاع مقدس تبدیل نشده است؛ ابتدا باید همچون دوران جنگ هشت ساله پندهایی را از این جنگ بگیریم و بعد به مباحث دیگری چون مسایل اقتصادی ورود کنیم؛ یکی از این پندها توازن بین آرمانگرایی با واقع گرایی است که خود را در این جنگ نشان داد؛ با وجود حرکت بسیار مثبت و استقامتی که نیروهای نظامی ما در این جنگ داشتند و یک آرامشی را به مردم داد، اما بحث شکاف فناورانه بین ما و دشمن روشن شد؛ پس اولین کاری که به نظر می رسد برای ورود به مسایل اقتصادی باید کرد، این است که باید خود را به فناوری های روز نزدیک کنیم.

* همانطور که آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتهای جنگ تحمیلی هشت ساله عمل کردند، باید عمل کرد؛ یعنی یک ترک مخاصمه را به اجرا گذاشتند و در عرض یکی دو سال آن را به یک صلح پایدار با عراق تبدیل کردند و همین آغاز آن شد تا کشور به سمت سازندگی پیش برود. ما هنوز در مرحله حتی قبل از ترک مخاصمه هستیم به نظر می رسد اگر نگران اقتصاد کشور هستیم، اولین حرکتی که باید صورت گیرد، تصمیم گیری به موقع است.

* در این شرایط حساسی که اکنون قرار داریم، هم باید روی بحث نفوذ خیلی جدی کار کنیم و دستگاههای امنیتی پند جدی بگیرند و پیش از آنکه دوباره از این مسیر ضربه بخوریم، فوری ورود کنند و همه روزنه هایی که نفوذ از طریق آن اتفاق افتاده را ببندند.

*  باید همه تلاش کنیم از این حالت نه جنگ و نه صلح خارج شویم زیرا یک آتش بس غیرپایدار مخرب اقتصاد کشور است زیرا اقتصاد را فلج کرده و آن را به یک اقتصاد ناپایدار تبدیل می کند ضربه آن را مردم می خورند.

* به نظرم الان کسی نیست که بگوید مخالف مذاکره است. البته می بینید که برخی از مطبوعات به رئیس جمهور انتقاد کرده اند که چطور در مصاحبه خود هم از جنایات آمریکا و اسرائیل و کشته شدن کودکان صحبت کرده و هم گفته که آماده مذاکره است. یعنی هنوز کسانی در این کشور به این فکر هستند که مذاکره ما را به جایی نمی رساند و باید فعالیت های تند دیگری مثل بستن تنگه هرمز را هم داشته باشیم!

* اکنون آقای پزشکیان سکاندار اجرای کشور است و باید به طور جدی وارد شود و وفاق را ایجاد کند؛ بالاخره عده قلیلی هم هستند که حرف های تند می زنند خُب اشکال ندارد. این دولت است که باید به میدان بیاید و موارد را به صورتی اصلاح کند یا حتی در بُعد جهانی به شکلی مطرح کند که مشخص شود این دیدگاه یک عده قلیل است. اکنون مهم این است که به سمت یک ثبات و ترک مخاصمه برویم همانطور که در گذشته به آن رسیدیم و پس از آن می توانیم مشکل اقتصادی خود را حل کنیم.