اگر امیدی داشتید آتش‌بس نمی‌کردید!  /  دست‌های خونین گروسی  / دعوت به مذاکره‌ ، انگشت روی ماشه 

  4040409071 ۷۰ نظر، ۰ در صف انتشار و ۳۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

اگر امیدی داشتید آتش‌بس نمی‌کردید!  /  دست‌های خونین گروسی  / دعوت به مذاکره‌ ، انگشت روی ماشه 

دعوت به مذاکره‌ اما انگشت روی ماشه 

 

«شرق» از موج جدید فشارهای سیاسی و دیپلماتیک غرب برای تحمیل مذاکرات به تهران گزارش می‌دهد:

پنجشنبه گذشته نیز سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تأکید کرده بود حملات به تأسیسات کشور، نه‌تنها برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نکرد، بلکه اراده تهران برای حفظ استقلال هسته‌ای را تقویت کرد. بث سانر، معاون سابق مدیر اطلاعات ملی آمریکا، اذعان کرد «موفقیت بمباران به معنای پایان برنامه هسته‌ای نیست»، زیرا دانش علمی و ظرفیت‌های انسانی ایران حذف‌شدنی نیستند. این واقعیت، همراه با انسجام ملی بی‌سابقه در ایران، محاسبات غرب را که انتظار تضعیف داخلی داشت، نقش بر آب کرد و ایران را در موضع متفاوتی برای مذاکرات احتمالی قرار داد.

اتحادیه اروپا، به رهبری کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی، با طرح ادعاهایی درباره برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، دیپلماسی را تنها راه‌حل برای مواجهه با تهران معرفی کرده است. کالاس در گفت‌وگو با شبکه پی‌بی‌اس اذعان کرد که اگرچه حملات اخیر، برنامه هسته‌ای ایران را عقب رانده، اما دانش هسته‌ای حذف‌شدنی نیست. او خواستار توافقی شفاف برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شد؛ ادعایی که ایران بارها آن را رد کرده و بر صلح‌آمیز بودن برنامه خود تأکید دارد. ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه‌ نیز تهدید کرد که در صورت نبود مذاکره صادقانه ایران، تحریم‌های تسلیحاتی، مالی و فناوری که  ۱۰ سال پیش لغو شده بودند، با یک نامه رسمی بازخواهند گشت.

این تهدیدات، به‌ویژه در آستانه انقضای قطع‌نامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵، با هدف فشار بر ایران برای پذیرش شروط غیرواقعی مانند توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم مطرح شده‌اند. دراین‌بین گدعون ساعر، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی، در دیدار دیروز (یکشنبه) خود با الکساندر دوربینت، وزیر کشور آلمان، از کشورهای اروپایی خواست تا مکانیسم ماشه را فعال کنند؛ ادعایی که با توجه به عضویت‌نداشتن رژیم صهیونیستی در ان‌پی‌تی و زرادخانه هسته‌ای غیرقانونی آن، فاقد مشروعیت بین‌المللی است. البته پیش‌تر‌ کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی وزارت امور خارجه ایران، هشدار داده بود که فعال‌سازی مکانیسم ماشه می‌تواند به خروج ایران از ان‌پی‌تی منجر شود؛ اقدامی که مذاکرات را پیچیده‌تر خواهد کرد.

*****

با مردم کاری نداشتید؟

خراسان نوشت:جنایت صهیونی فقط در تهران ۳۳۲ ساختمان را تخریب کرده است. طبق اعلام بنیاد مسکن بیش از ۳۵۰۰ واحدمسکونی در کشور آسیب دیده که مراحل اعطای کمک ها و بازسازی آغاز شده است.

نتانیاهو وقتی آتش جنگ و تعرض به خاک پاک ایران را آغاز کرد، در ویدئویی اعلام کرد که «ما با مردم ایران کاری نداریم ما در کنار شما هستیم.»

اما با توقف جنگ، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی که طبق قانون متولی بازسازی ساختمان های آسیب دیده است، فرایند شناسایی و بازسازی ساختمان ها و بناهای آسیب دیده را آغاز کرده است. غلامرضا صالحی، رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، گفته است: در ارزیابی‌ها تهران را به ۴ منطقه غرب، شرق، شمال و مرکز تقسیم کرده‌ایم تا خسارت دیدگان بتوانند به این ۴ ستاد مراجعه کنند و پرونده تشکیل دهند. بیشترین آمار از ساختمان‌های آسیب دیده در تهران، تبریز(بستان آباد) و گیلان (آستانه اشرفیه) است، هر چند آمار دقیق نهایی شده نداریم اما در تهران حدود ۳۳۲ ساختمان آسیب دیدند که در این تعداد ساختمان حدود ۳۵۰۰ تا ۳۶۰۰ واحد مسکونی متحمل آسیب و خسارت شده‌اند.در یکی دیگر از این ارزیابی ها، استانداری کرج نیز اعلام کرد، ۳۰۰ دستگاه خودرو و ۷۰۰ باب منزل مسکونی شهروندان این شهرستان بر اثر جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم غاصب صهیونیستی آسیب دیده است.

 

*****

اسرائیل بدون روتوش؛ پس از جنگ

فرهیختگان نوشت:آثار مؤلفه‌های امنیت در سرزمین‌های اشغالی را می‌توان در موضوعات مختلف سنجید. یکی از آن‌ها، میزان فعالیت فرودگاه‌های رژیم است. به عبارتی، فرض ما این است که اگر امنیت وجود داشته باشد (حتی تصور امنیت)، سفر و مسافرت و تعداد مسافران بین‌المللی فرودگاه‌ها باید افزایش یابد. در غیر این صورت، کاهش تعداد مسافران بین‌المللی به دلیل وجود ناامنی در یک کشور یا منطقه، تعطیلی فرودگاه یا تأخیر زیاد پرواز‌ها منجر به کاهش ورودی فرودگاه‌ها می‌شود. 

در این خصوص، بررسی آمار مربوط به تعداد ماهیانه مسافران بین‌المللی فرودگاه بن‌گوریون رژیم صهیونیستی طی سال‌های 2023 تا 2025 از تغییرات اساسی در تردد مسافران حکایت دارد. داده‌های منتشر شده نشان می‌دهد حادثه 7 اکتبر 2023 معادلات تردد مسافر به اسرائیل را به طرز معناداری تغییر داده است. بر اساس آمار‌های منتشرشده، میانگین ورود مسافران بین‌المللی از طریق فرودگاه بن‌گوریون به عنوان بزرگ‌ترین فرودگاه صهیونیست‌ها، در سال ۲۰۲۲ تا پیش از حمله «طوفان الاقصی» (۷ اکتبر ۲۰۲۳)، ماهانه حدود ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر بوده است. اما پس از این رخداد، این عدد به‌طور میانگین به حدود یک میلیون و ۳۷۵ هزار نفر در ماه کاهش یافته است. در برخی ماه‌ها، میزان ورود گردشگران خارجی حتی به حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر نیز رسیده است.

برای مثال، در ماه‌های ژانویه، فوریه و مارس ۲۰۲۴، این رقم بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر در نوسان بوده است. حتی در نوامبر ۲۰۲۳ نیز آمار‌ها از افت شدید ورود مسافران حکایت دارد. براساس این آمار‌ها، ورود مسافران بین‌المللی از طریق فرودگاه بن‌گوریون پس از 7 اکتبر 2023 کاهش 35 تا 40 درصدی داشته و این میزان در برخی ماه‌ها حتی به 60 درصد نیز نزدیک شده است. 

 

شاخص دیگری که می‌توان از آن به عنوان یکی دیگر از مؤلفه‌های امنیت در سرزمین‌های اشغالی بحث کرد، شاخص «امنیت شخصی» است. یافته‌های اولیه داده‌های سازمان مرکزی آمار رژیم صهیونیستی از بررسی امنیت شخصی سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد که در بازه یک‌ساله منتهی به این نظرسنجی، حدود ۹۴۴ هزار نفر از افراد ۲۰ سال به بالا (معادل ۱۵ درصد جمعیت بزرگسال) در معرض انواع مختلف جرائم قرار گرفته‌اند. این رقم در میان جمعیت یهودی و سایر گروه‌ها به 17.3 درصد می‌رسد و نشان‌دهنده شیوع بالای آسیب‌دیدگی ناشی از جرائم در سطح جامعه است. در میان انواع جرائم، میزان قربانیان خشونت یا تهدید به خشونت در میان مردان 1.5 برابر بیش از زنان گزارش شده است (4.8 درصد در مقایسه با 3.3 درصد). در مقابل، 4.2 درصد از زنان تجربه آزار جنسی را گزارش کرده‌اند. با این حال، بیش‌تر آسیب‌دیدگان این نوع جرائم، به‌ویژه آزار جنسی، آن را به پلیس گزارش نکرده‌اند. نرخ عدم گزارش در این مورد، نگران‌کننده و معادل 96.5 درصد بوده است. 

 

****

غنی سازی اتحاد ايرانيان 

ماشاالله شمس‌الواعظين در گفت‌وگو با « اعتماد» درباره دستاوردهاي ايران از جنگ 12 روزه گفت: با پايان هر چالش جدي و هر تنازعي، ارزيابي دستاوردها و ضعف‌هاي احتمالي يكي از طبيعي‌ترين اقداماتي است كه هر ساختار قوام يافته‌ای به دنبال انجام آن است. در جنگ 12 روزه اخير هم، ايران توانست دستاوردهای قابل‌توجهي را به نفع خود ثبت كند. ايران هم پاسخ حملات دشمن را در عرصه ميدانی داد، هم اتحاد ملي و انسجام اجتماعي را در بالاترين سطح نمايان كرد و هم افكار عمومي بين‌المللی را با خود همراه ساخت.

برخلاف تصور دشمنان نه تنها آتش اعتراضات مردم شعله‌ور نشد بلكه نشانه‌هاي انسجام ملي و اتحاد عمومي در ميان اقشار مختلف شكل گرفت. ايرانيان از هر قشر و گروه و دسته‌اي از تماميت ارضي كشور دفاع كردند و پشت دولت و كشورشان ايستادند. 

به اعتقاد ماشا‌الله شمس‌الواعظين، فعال رسانه‌اي و تحليلگر مسائل سياسي، دستاوردهاي ايران در نبرد 12 روزه به اندازه‌اي است كه اسراييل هنوز از شوك آن بيرون نيامده است. رژيمي كه روز و روزگاری در برابر مجموعه كشورهای عربی شامل مصر و سوريه و اردن و عربستان و... ايستاد و ظرف 6 روز آنها را شكست داده بود، طي 12 روز چنان ضرباتي از موشك‌های ايران خورد كه هنوز از شوك آن بيرون نيامده است. 

اين فعال رسانه‌اي معتقد است كه ايران پيروزي در صحنه ميداني را بايد بدل به پيروزي در جنگ روايت‌ها نيز كند. موضوعي كه به دليل ضعف‌هاي آشكار ايران در بخش رسانه‌اي هنوز تحقق پيدا نكرده است. 


شمس‌الواعظين معتقد است مهم‌ترين غني‌سازي ايران نه در بخش هسته‌اي بلكه در حوزه اتحاد ايرانيان است كه بايد متبلور شود، به همين دليل است كه ترجيع غني‌سازي اتحاد را به كار مي‌برد تا به تصميم‌سازان اهميت توجه به مطالبات مردم را يادآور شود:« بعيد مي‌دانم كه امريكا و اسراييل، آزمون قبلي را يك‌بار ديگر امتحان كنند. اطلاعاتي كه در حال حاضر در عرصه جهاني وجود دارد، نشان مي‌دهد اسراييل ضربه سختي از قدرت موشكي ايران خورده است. در واقع هيبت اسراييل و هيمنه آنها پس از حمله ايران شكسته است. با فكت و اطلاعات مستند با شما صحبت مي‌كنم، بر اساس اعلام شركت هواپيمايي اسراييل، تنها 2ساعت براي فروش الكترونيكي بليت هواپيما باز شد و طي تنها 2 ساعت 28هزار و 300 بليت هواپيما توسط اسراييلي‌هايي كه خواستار فرار از اسراييل هستند، رزرو شد. شركت هواپيمايي اسراييل اعلام كرد، چنين ظرفيتي ندارد و ساير شركت‌هاي هوايي هم امكان خروج از اسراييل را ندارند. فراموش نكنيد كه بخشي از فرودگاه بن‌گوريون اسراييل هم هدف موشك‌هاي ايران قرار گرفته است. من نظامي نيستم اما داده‌هایی كه در رسانه‌های جهانی وجود دارد مي‌گويد كه مقامات اسراييلی از قدرت موشك‌های ايرانی بهت‌زده‌اند. به ويژه موشك‌های آخري ايران بسيار دهشتناك بوده است. به خصوص موشك خيبرشكن‌2 آسيب جدي به هيبت سيستم‌هاي دفاعي حاضر در اسراييل رسانده است. نخست سيستم دفاعي تاد امريكايي كه قبل از جنگ با سرعت به اسراييل منتقل شد. اين سيستم براي لايه‌هاي دوم دوربرد استفاده مي‌شود. سيستم دفاعي دوم كه آسيب ديد گنبد‌آهنين بود كه كاملا دچار فروپاشی شد . اين سيستم لايه‌های كوتاه‌تر آسمان اسراييل را حفاظت مي‌كرد و لايه سوم دفاعي اسراييل كه آسيب ديد، پدافند سائول بود كه عملكرد مناسبي از خود نشان نداد. اسراييلي‌ها البته ادعا مي‌كنند 76درصد موشك‌هاي ايراني را رهگيري و منهدم كرده‌اند! حتي با قبول اين ادعا، فرض كنيد اگر قرار بود كل موشك‌های ايران به زمين برخورد كنند، چه جهنمی در انتظار اسراييل بود. اسراييل تا زمان بر‌طرف كردن اين عيوب بعيد است در كوتاه‌مدت به ايران حمله كند.»

 

*****

 

 دست‌های گروسی آلوده به خون دانشمندان ایرانی است 
 

کیهان نوشت:درحالی‌که دست‌های آلوده به خون گروسی‌، هر روز بیش از پیش در پروژه‌های ترور و تخریب علیه ایران آشکار می‌شود، خشم افکار عمومی و مطالبه برای محاکمه و مجازات این عنصر خائن بالا گرفته است. گروسی که نه‌تنها نقاب بیطرفی را کنار زده و به یکی از چهره‌های عملیاتی محور صهیونیستی-آمریکایی علیه ایران بدل شده، حالا به‌درستی در جایگاه متهمی خطرناک قرار دارد؛ متهمی که خیانت‌های او، از گرای تأسیسات گرفته تا مشارکت در ترور نخبگان علمی کشور، تنها یک پاسخ درخور دارد: پیگیری محاکمه و مجازات در تراز جنایت جنگی.

رافائل گروسی، مدیرکل بدنام و رسوای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حالا دیگر نه صرفاً یک مقام اداری در یک نهاد بین‌المللی، بلکه عنصری تمام‌عیار از ماشین جنگی صهیونیسم جهانی و واشنگتن است که با وقاحت، ژست بیطرفی را کنار گذاشته و نقاب از چهره انداخته است.

او دیگر یک مقام میانجی یا ناظر نیست؛ او یک شریک فعال در جنایت علیه ملت ایران است. این واقعیت را نه فقط کیهان، بلکه حالا حتی بازرس سابق سازمان ملل و افسر اطلاعاتی پیشین ارتش آمریکا، اسکات ریتر نیز با صراحت فریاد زده است.

ریتر در گفت‌وگویی صریح با شبکه پرس‌تی‌وی، با لحنی کوبنده اعلام کرد: «رافائل گروسی دستانش به خون دانشمندان هسته‌ای ایران آلوده است. اطلاعاتی که از مسیر آژانس به دست دشمنان ملت ایران رسید، مستقیماً در عملیات ترور علیه نخبگان علمی ایران به‌کار گرفته شد.»

این نخستین‌بار نیست که نام گروسی در کنار پرونده‌های ترور دیده می‌شود. او از مدت‌ها پیش با دادن گرای مراکز علمی و صنعتی به رژیم صهیونیستی، زمینه‌ساز حملات مستقیم به تأسیسات هسته‌ای و ترور دانشمندان بی‌دفاع کشورمان شده است.

 اسکات ریتر ، کارشناس سابق اطلاعات نظامی آمریکا، با انتقاد شدید از عملکرد مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، او را به همکاری اطلاعاتی با رژیم اسرائیل و ایالات متحده علیه برنامه هسته‌ای ایران متهم کرد و خواستار برکناری فوری او شد.

اسکات ریتر در گفت‌وگویی با شبکه پرس‌تی‌وی گفت: «در شرایطی که ایران به تعهداتش پایبند مانده، رافائل گروسی و همکارانش در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با رژیم اسرائیل دیدار می‌کنند.»

نماینده و بازرس سازمان ملل در بخش سلاح‌های کشتار جمعی اظهار داشت: «هیچ دلیل منطقی برای ملاقات‌های گروسی با مقام‌های رژیم اسرائیل وجود ندارد، مگر اینکه او در حال همکاری با این رژیم و ایالات متحده برای انتقال اطلاعات محرمانه درباره برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران باشد.»

وی افزود: «اطلاعاتی که از مسیر آژانس به دست دشمنان ایران رسیده، به‌وضوح در طراحی حملات زمینی و عملیات ترور علیه دانشمندان هسته‌ای ایران مورد استفاده قرار گرفته است.»

ریتر خاطرنشان کرد: «گروسی دستانش به خون دانشمندان هسته‌ای ایران آلوده است. او نباید دیگر هرگز اجازه ورود به ایران را داشته باشد و هیچ مأموریت بازرسی‌ای به رهبری او نباید پذیرفته شود.»

 رافائل گروسی در تاریخ نهادها و رژیم‌های بین‌المللی که حداقل در لفظ برای ترویج صلح و جلوگیری از جنگ ایجاد شده‌اند، به یک پدیده‌ ویژه و شرم‌آور بدل شده است؛ او نماد عینی سقوط اخلاقی و حرفه‌ای نهادهایی است که به‌ جای دفاع از صلح و امنیت جهانی، به ابزار جنگ و ترور بدل شده‌اند.

«رافائل گروسی»، مدیرکل بدسابقه و فاسد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که نامش با دروغ، خیانت و خوش‌خدمتی به موساد گره خورده، حالا رسماً در فهرست دشمنان ملت ایران قرار گرفته است؛ نه فقط به‌خاطر ده‌ها سند و مدرک غیرقابل انکار از جاسوسی مستقیم برای رژیم صهیونیستی، بلکه به دلیل شرکت فعال در طراحی حمله جنایتکارانه اسرائیل به ایران، ترور دانشمندان هسته‌ای و در آخرین قدم اقدام رذیلانه برای زمینه‌چینی حمله رژیم صهیونیستی به مراکز باستانی کشور.

گروسی که جنایت و وقاحت و ظلم به ملت ایران را به حد اعلی رسانده است مطمئن باشد که در برابر هر قطره خون شهروندان ایرانی و در برابر هر قطعه‌ای از تاسیسات تاریخی ایران، باید منتظر دست مجازات ملت ایران باشد و علاوه‌بر آن خواب رسیدن به دبیرکلی سازمان ملل به واسطه مزدوری و خوش‌خدمتی برای آمریکا و لابی‌های یهود را به گور خواهد برد.

 

*****

 

خاورمیانه در پیچ تاریخی 

 

علیرضا مجیدی کارشناس سیاسی در گفتگو با شرق گفت:سیاست خارجی نتانیاهو بر پایه مجموعه‌ای‌ از نظریه‌هاست. یکی از این نظریه‌های بنیادین که پایه سیاست خارجی نتانیاهو را تشکیل می‌دهد، این است که می‌گوید «صلح از قدرت به‌ دست می‌آید». طبق این دیدگاه، زمانی که ما قدرتمندبودن خود را تثبیت کنیم، طرف‌های ثالث خودبه‌خود برای بهبود رابطه با ما صف کشیده و از مواضع خصمانه دست می‌کشند و برای بهبود رابطه با ما پیش‌قدم می‌شوند. استدلالی هم برای این نظریه دارد. اگر بخواهیم ریشه‌های این بحث را دنبال کنیم، به نظریه‌ای می‌رسیم که از سوی وزیر دفاع پیشین اسرائیل، موشه یعلون، مطرح شده است. البته در حوزه سیاست داخلی، یعلون با نتانیاهو اختلافاتی دارد، اما خاستگاه هر دو از یک حزب بوده و متعلق به جناح راست هستند و در این مسئله خاص (رابطه دیپلماسی و امنیت) نگرش مشابهی دارند.

یعلون این نظریه را در کتاب خود به تفصیل تشریح کرده است. او می‌گوید ابتدا باید قاطعیت و قدرت برتر خود را نشان دهیم و به نوعی به حالت «شبه‌هژمونی» برسیم. پس از آن، برای تثبیت این فضا و تکمیل هژمونی خود، باید هزینه‌ زیادی بپردازیم. در چنین شرایطی طرف مقابل هم که مزه سرکوب و قدرت ماشین جنگی ما را چشیده، درک می‌کند که راه دیگری جز پذیرش «تفوق اسرائیل» ندارد. دقیقا از همین‌جاست که می‌توان به «صلح پایدار» رسید. در چنین شرایطی، هم ما (اسرائیل) از طریق دستیابی به توافق سیاسی، در هزینه‌های امنیتی صرفه‌جویی می‌کنیم و هم طرف مقابل به‌ دلیل حفظ امکان ادامه زندگی، به صلح تن می‌دهد و شرایط برای صلح فراهم می‌شود.

این نظریه در سیاست داخلی اسرائیل، به‌ویژه در مواجهه با فلسطینی‌ها، از سوی چپ‌ها و حتی جناح میانه‌رو پذیرفته نمی‌شود. اما در سیاست خارجی، اتفاقا یک مورد اجماع بین همه جناح‌های دیگر صهیونیستی است. تنها چپ‌های رادیکال (مانند عوفر کاسیف) و اعراب ۴۸ هستند که با این نگاه همراهی ندارند. اگر از موارد استثنائی بگذریم، بقیه جناح‌ها بر این مسئله اجماع دارند که ما باید اول قاطعیتی نشان بدهیم و یک وضعیت شبه‌هژمونیک درست کنیم و بعد برای کاهش هزینه‌ها و فرصت‌هایی که می‌توانیم درست کنیم و هم برای طرف مقابل به خاطر بقا، امکان رسیدن به یک صلح را فراهم کنیم. اما در کوتاه‌مدت از طریق توافق و امید به ساختن یک وضعیت برد-برد با آنها نمی‌توان به توافق رسید.

اکنون، تحلیل اسرائیلی‌ها این است که اگر بتوانند در این جنگ ایران را شکست دهند، چنین شکستی به دیگر کشورهای منطقه پیام روشنی خواهد داد؛ یعنی کشورهایی که توان نظامی، امنیتی یا انسجام اجتماعی کمتری نسبت به ایران دارند، درمی‌یابند که اگر مانند ایران با اسرائیل وارد تقابل شوند، هزینه‌های سنگینی خواهند پرداخت؛ بنابراین ترجیح می‌دهند راه صلح را در پیش بگیرند و به نوعی به وضعیت شبه‌هژمونی اسرائیل تن دهند.

در‌حال‌حاضر در شهرهایی مانند تل‌آویو بنرهایی با عنوان «خاورمیانه جدید» نصب شده که در آنها تصویر رئیس‌جمهور لبنان، رئیس دولت موقت سوریه و محمد بن‌سلمان در کنار دیگر کشورهایی که به پیمان ابراهیم پیوسته‌اند، دیده می‌شود. این نشان‌دهنده نگاه آینده‌نگر طرف اسرائیلی برای بازسازی نظم منطقه‌ای است.

از نگاه اسرائیل، جنگ فعلی هنوز تمام نشده و تنها یک آتش‌بس موقت برقرار شده است. آنها معتقدند اگر در ادامه بتوانند ایران را شکست دهند، منطقه به وضعیت قبل از هفتم اکتبر، یعنی حوالی یک اکتبر یا ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۳ باز خواهد گشت، با این تفاوت که این‌بار ایران به‌عنوان آینه عبرتی برای دیگران مطرح خواهد شد.

*****

 

اگر امیدی داشتید آتش‌بس نمی‌کردید! 

جوان نوشت: مسئله پذیرش توقف جنگ هزارجور روایت پیدا کرده است. ترامپ دیروز گفته «اگر تأسیسات هسته‌ای ایران در حمله امریکا نابود نشده بود، تهران توافق نمی‌کرد و حاضر به قبول آتش‌بس نمی‌شد». این ادعا را بیشتر برای بیرون‌آمدن از زیر فشار «فردو گیت» مطرح کرده است تا توجیهی به دست دهد. می‌توان در مقابل این ادعا گفت «اگر امیدی داشتید که ادامه جنگ به سود شما باشد، هرگز توقف جنگ را حتی اگر ایران تقاضا می‌کرد، شما نمی‌پذیرفتید»! 
 توقف جنگ چند شاهد و مدعی دارد؛ اول اینکه امریکا و رژیم صهیونی بار‌ها سه هدف قطعی را از این جنگ اعلام کردند که به هیچ‌یک نرسیدند: نابودی کامل برنامه هسته‌ای، نابودی قدرت موشکی، و سرانجام تغییر نظام! حتی آن شازده مفلوک را هم آماده کرده بودند. به هیچ‌یک از این اهداف نرسیدند. اما قطعاً حتی بدون دستیابی به این اهداف اگر فقط سود خود را در ادامه جنگ می‌دیدند، هنوز جنگ ادامه داشت. تقاضای توقف جنگ هم از طرف ایران نبود و نخست‌وزیر قطر صراحتاً اعلام کرد که ترامپ از امیر قطر خواسته ایران را برای آتش‌بس راضی کند. 
ایران را خدا و ایمان مردم که در وحدت آنان تجلی یافت حفظ کرد، نه آتش‌بس ادعایی. اگر ذره‌ای کفه ترازوی سود و زیان ادامه جنگ به طرف امریکایی سنگینی می‌کرد، ترامپ امروز مشغول توجیهات خودش برای ادامه جنگ بود!