- میدانها در سه جنگ نظامی، سایبری و روانی متفاوت است. «میدانها» متفاوت اند، در هم تنیده اند و یکدیگر را حمایت میکنند.
- میدان جنگ نظامی و ابزار آن مشخص است.
- میدان جنگ سایبری، فضای الکترونیک و ابزار آن نیز فناوریهای دیجیتال است.
- میدان جنگ روانی، «ذهن» انسانها و ابزار آن «ویروسهای شناختی و ادراکی» مثل شایعه و القای ترس، و گستره آن بسیار وسیع است.
- آنچه اهمیت جنگ روانی را صد چندان میکند، نامعلوم بودن جبهه این جنگ است. به همین دلیل یعنی ابهام شدید آن موجب میشود آدمها یکسره و بدون توقف در معرض آن قرار گیرند و مدام حالتی مثل سرگیجه و «زمینگیرشدن» را تجربه کنند.
- اگر در شرایط بحرانی و جنگ، مدام حالتهای سرسام، دل آشوبگی، حیرت، سردرگمی، تحرک زیاد و بیقراری را تجربه میکنید، نشانه آن است که در معرض جنگ روانی قرار گرفتهاید.
- با کنترل اخبار منفی، پیگیری نکردن زیاد اخبار، و گوش دادن به کانالهای وطنی، سریعا از این حالت رنجآور خارج خواهید شد.
- اما یک موضوع در جنگ روانی بسیار با اهمیت است که متمایز کننده از جنگهای دیگر است؛ و آن «انفعال» مخاطبان جنگ روانی است. آدمهایی که منفعل هستند و ذهن خود را بدون مقاومت و بدون تأمل در اختیار «رسانهها» قرار میدهند، بهترین مخاطبان رسانههای دشمن بشمار میآیند. رسانههای بدذات عاشق مخاطبان منفعل هستند.
-فعال بودن یا منفعل بودن آدمها تعیین کنندهی موفقیت جنگ روانی محسوب میشوند.
- «تحدید» کانالهای ورودی اطلاعات، ،«تأمل» در برابر هر پیام مشکوک، اهمیت ندادن به رجزخوانی های دشمن و نهراسیدن، موجب میشود در میدان جنگ روانی دشمن قرار نگیریم.
