۱- سیاستمدار به دلیل اهمیت جایگاه خود و بازتاب گسترده مواضع و اظهاراتش و اثرگذاری آنها، باید سعی در تبیین صحیح و رسای سخنان خود داشته باشد که هم برای مخاطب قابل فهم باشد و هم سوء برداشتی صورت نگیرد.
۲- رئیسجمهوری اخیراً سخنانی بر زبان آورده که باب جدیدی از انتقاد نسبت به دولت را گشوده؛ اظهاراتی مبنی بر بیکار نبودن حتی یک نفر در رباطکریم که در نوع خود عجیب و البته قابل بررسی و واکاوی است.
۳- قطعاً در این بحران اقتصادی و در وضعیتی که بیکاری به یکی از بحرانهای مزمن کشور تبدیل شده، اعلام این آمار و ارقام، فتح بابی برای سرازیر شدن نکوهشها به سمت دولت سیزدهم خواهد بود و نباید انتظاری غیر از این را هم داشت. اما میتوان این نقد را به رسانههای منتقد دولت وارد کرد که چرا فحوای کلام رئیسجمهوری را نادیده گرفته اند.
۴- اظهارات حاشیهساز ابراهیم رئیسی در همایش گام دوم شورایعالی انقلاب فرهنگی که به مناسبت سی و هشتمین سالگرد تشکیل این شورا برگزار شده بود را مرور کنیم:«آن چیزی که میخواهم مطرح کنم فرهنگ کار و تلاش است. تحصیلکردگان نباید خود را به میز و صندلی محدود کنند. این نگاه که تمام کسانی که دارای مدرک تحصیلی و دانشگاهی هستند تنها به میز و صندلی نگاه کنند نباید وجود داشته باشد. عرصه تولید، صنعت، کشاورزی و معدن وجود دارد و این هم یک نگاهی است. من اخیراً به رباطکریم رفتم. به من گفتند که اینجا یک نفر هم بیکار نیست و حتی ظرفیت مهاجرتپذیری هم وجود دارد».
۵- اگرچه در نگاه نادقیق اول، از این اظهارات دستاوردهای دولت مبنی بر ریشهکن کردن بیکاری در رباطکریم برداشت میشود اما با توجه به پیشینه و زمینه این جملات ، یعنی اشاره به لزوم نهادینهشدن فرهنگ کار و تلاش در کشور، صرفاً رئیسجمهوری به وجود این روحیه بین مردم آن منطقه اشاره کرده که این امر اساساً هیچ گونه ارتباطی به دولت پیدا نمیکند و همین برداشت ناصواب موجی از تحلیلها و تفسیرها را رقم زده است.
۶- با وجود چنین نتیجهگیریهای ناصوابی، این انتقاد به دولت و اعضای کابینه وارد است که نباید به این سادگی اظهاراتی را مطرح کنند که موجب رنجش خاطر جامعه شود. میبینیم و میدانیم که مشکل بیکاری تعمیقیافته و مزمن شده است و انکار آن به منزله بستن چشمها روی حقایق خواهد بود. با بر زبان راندن چنین سخنانی - که سوءنیتی هم در آن وجود ندارد - این احساس غلط در جامعه پدیدار میشود که نهادهای رسمی کشور نسبتی با واقعیتها ندارند و چشم خود را روی حقایق بستهاند. به آن جوان ساکن رباطکریم حق بدهیم که با شنیدن این سخنان، دولت را در مظان اتهام قرار دهد؛ اویی که شاید فارغالتحصیل دانشگاه باشد اما هنوز شغلی برای خود پیدا نکرده و دولت را به خاطر ندیدن این وضعیت مورد نکوهش قرار دهد.
۷- پختگی یک سیاستمدار نه تنها در عرصه عمل بلکه در حوزه سخن هم ضروری است و بیتوجهی به این امر شاید پرتبعات و پر عارضه باشد. انتظار داریم که با توجه به آلام و التهابات موجود، سیاسیون کشور پختهتر عمل کرده و روشنتر سخن برانند تا هم به اعتماد عمومی خدشه وارد نشود و هم زمینهها و فرصتها برای حملات سیاسی فراهم نگردد.
