مدل اصلاح فساد/ از کجا شروع باید کرد؟

علی ماهرالنقش،   3971225095 ۲۳ نظر، ۰ در صف انتشار و ۶ تکراری یا غیرقابل انتشار
مدل اصلاح فساد/ از کجا شروع باید کرد؟

یکی از آفاتی که جامعه و بلکه نظام اسلامی ایران را مورد تهدید جدی قرار داده و متاسفانه برخورد قابل قبولی در رفع آن نشده، «فساد» است؛ اعم از فساد اقتصادی، فساد سیاسی، فساد اجتماعی و فساد فرهنگی. برای همین هم بود که رهبری معظم انقلاب (مدظله‌العالی) در بیانیه چهل سالگی انقلاب اسلامی یکی از محورهای هفتگانه آن بیانیه را به موضوع «عدالت و مبارزه با فساد» اختصاص دادند.

بر اساس این مقدمه کوتاه ابتدا باید متذکر شوم که در اینجا به دنبال بیان زمینه‌ها، علل و ریشه‌های بروز فساد نیستیم و بحث آن را در جای دیگر باید نمود؛ بلکه می‌خواهیم اشاره‌ای اجمالی به نقطه شروع اصلاح در مقابل افساد نماییم؛ تا ان‌شاءالله بتوانیم گامی عاقلانه، قاطع و انقلابی در جهت توسعه عدالت و رفع فساد برداریم.

«اصلاح یعنی سامان بخشیدن، نقطه مقابل افساد است که به معنی نابسامانی ایجاد کردن است. اصلاح و افساد یکی از زوج‌های متضاد قرآن است که مکرر در قرآن مطرح می‌شوند. زوج‌های متضاد یعنی آن واژه‌های اعتقادی و اجتماعی که دوبه‌دو در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند و به کمک یکدیگر بهتر شناخته می‌شوند از قبیل توحید و شرک، ایمان و کفر، هدایت و ضلالت، عدل و ظلم، خیر و شر، اطاعت و معصیت، شکر و کفران، اتحاد و اختلاف، غیب و شهادت، علم و جهل، تقوا و فسق، استکبار و استضعاف و غیره.

برخی از این زوج‌های متضاد از آن جهت در کنار یکدیگر مطرح می‌شوند که یکی باید نفی و طرد شود و دیگری جامه تحقق بپوشد. اصلاح و افساد از این قبیل است.»۱(مطهری ۱۳۸۲)

اما برای تعیین نقطه شروع اصلاح سه دیدگاه وجود دارد، که به طور خلاصه بیان می‌شود:

دیدگاه اول: عده‌ای معتقدند شروع اصلاح از بالای جامعه است و تا حاکمان اصلاح نشوند، جامعه اصلاح نمی‌شود و برای این اعتقاد خود ادله و شواهدی دارند. از جمله اینکه

۱- «النَّاسُ بِاُمَرَائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ.»۲ یعنی: «مردم به فرمانروایان خود شبیه‌ترند تا به پدران خود»

۲- «صِنْفَانِ مِنْ اُمَّتِی اِذَا صَلَحَا صَلَحَتْ اُمَّتِی وَ اِذَا فَسَدَا فَسَدَتْ اُمَّتِی قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ هُمْ قَالَ الْفُقَهَاءُ وَ الْاُمَرَاءُ.»۳ یعنی: «دو گروه از امّت منند که اگر خوب و صالح شوند امّت من خوب و صالح خواهد شد، و اگر بد و فاسد شوند امّت من بد و فاسد می‏شود. گفتند: یا رسول اللَّه! آنان کیانند؟ فرمود: فقیهان و حاکمان».۴۳

۳-«ظاهر مردم باطن مسئولان است»(۵)

۴- «الناس علی دین مُلُوکِهِم»(۶)

۵- اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی بر آورند غلامان او درخت از بیخ

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشکریانش هزار مرغ بر سیخ(۷)

* خلاصه حرف این دسته آن است که جامعه اصلاح نمی‌شود، مگر آنکه اول امراء و فرمانروایان اصلاح شوند و تقصیر وجود و گسترش فساد در امت و جامعه صرفاً بر عهده فرمانروایان است.

دیدگاه دوم: عده دیگری معتقدند شروع اصلاح از پایین جامعه است و تا مردم اصلاح نشوند، حاکمانشان اصلاح نمی‌شوند. این عده نیز ادله و شواهدی دارند. از جمله اینکه

۱- «اِنَّ اللَّهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ»(۸)

۲- شروع هر اصلاحی از خود است. (هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است.)(۹)

* خلاصه حرف این دسته آن است اول باید مردم اصلاح شوند و با اصلاح درونشان کم کم دامنه اصلاح را فراتر و فراخ‌تر نمایند تا به سطح عالی جامعه و حکمرانان برسد؛ پس تقصیر فساد در جامعه را نباید بر گردن امرا و فرمانروایان انداخت.

دیدگاه سوم: در این میان تفکر سومی وجود دارد که تلفیقی از دیدگاه‌های اول و دوم است. این تفکر معتقد است اصلاح، طرفینی و دو طرفه است؛ هم از بالا به پایین و هم از پایین به بالا؛ یعنی بدون اصلاح امراء اصلاح جامعه ناممکن است و بدون اصلاح جامعه اصلاح امراء. این دسته نیز ادله و شواهدی دارند. از جمله اینکه

۱- «فَلَیسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیهُ اِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاهِ وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاهُ اِلَّا بِاسْتِقَامَهِ الرَّعِیهِ»10 یعنی: «پس کار مردم سامان نمی‌یابد مگر به شایستگی و درست‌کاری حکمرانان و کار حاکمان سامان نمی‌یابد مگر با پایداری مردم.»

تحلیل و جمع‌بندی

به نظر می‌رسد دیدگاه جامع همان دیدگاه سوم باشد، یعنی اصلاح فساد نیازمند حرکتی دوسویه از جانب حاکمان و مردم به‌صورت توامان است. هم باید مسئولان حکومتی در همه سطوح صالح شوند و هم مردم بر این اصلاح استقامت و پایداری نمایند.

* اصلاح مسئولان از جانب خودشان و نیز از طریق انتخاب با شاخص‌های درست رخ می‌دهد. از جانب حاکمان چنین است که امام علی ع می‌فرمایند: «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ اِمَاماً- [فَعَلَیهِ اَنْ یبْدَاَ] فَلْیبْدَاْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیرِهِ وَ لْیکنْ تَاْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَاْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُوَدِّبُهَا اَحَقُّ بِالْاِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُوَدِّبِهِم‏»(۱۱) یعنی: «آن که خود را پیشوای مردم سازد پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش پردازد و پیش از آنکه به گفتار تعلیم فرماید باید به کردار ادب نماید و آن که خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته ‏تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.» و از طریق انتخابات و انتصابات بدین شکل است که شاخص‌های دقیق و درستی برای انتخاب و تایید صلاحیت‌ها در همه قوای سه‌گانه و مجامع و شوراهای عالی تعریف و اعمال شود. «وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقیمِ»(۱۲) یعنی: «و با ترازوی صحیح وزن کنید.»

* اما استقامت و پایداری مردم بدین معناست که اولاً مردم از حاکمان در جهت اصل حکومت حمایت کنند، ثانیاً امر به معروف و نهی از منکر کنند، ثالثاً بر مصیبت‌های وارده برای اصلاح استقامت و پایداری نمایند؛ زیرا بدیهی است که اصلاح مسئولان فاسد دارای قدرت و ثروت و تریبون، کاری بس دشوار و نیازمند استقامت است!

حل فساد طرفینی است؛ هم حاکمان و هم مردم؛ در این میان چند نکته وجود دارد:

نکته اول: نقش مربیان جامعه (روحانیون، دانشگاهیان، والدین و ...)

در این باره امام صادق ع می‌فرمایند: «المُلوک حُکامٌ عَلَی النّاسِ، والعُلَماءُ حُکامٌ عَلَی المُلوک.»(۱۳) فرمانروایان حاکم بر مردم هستند و علماء حاکم بر فرمانروایان.

امام خمینی (ره) علیه نیز چنین بیان می‌کنند: «... شما و طبقه روحانیین که هر دو یک شغل دارید؛ هر دو شغل واحد دارید؛ ... دو قشری که اگر این دو قشر در مسیر صحیح باشد، تمام ملت به مسیر صحیح می‌رود. ... دو قشری که با اصلاح این دو قشر جامعه اصلاح می‌شود. دو قشری که اذَا فَسَدَ العَالِمُ فَسَدَ العَالَمُ است. این «عالِم» من نیستم؛ شما هم هستید؛ همه‌مان هستیم. شما همه جزء علما هستید که اگر چنانچه خدای نخواسته فاسد باشید، عالَم را به فساد می‌کشید؛ و اگر صالح باشید، عالَم را به صلاح می‌کشید. صلاح و فساد یک جامعه به دست مربی‌های- آن هست- آن جامعه هست؛ و آن مربی‌ها شماهایید و قشر روحانی. آن‌ها به یک‌جور و شما به یک‌جور؛ اما دو طایفه مربی جامعه هستند.»(۱۴)

بنابراین برای رفع فساد باید نگاهی ریشه‌ای به موضوع تعلیم و تربیت و نیز مربیان اصلی جامعه از جمله روحانیون، دانشگاهیان، والدین و ... نمود.

نکته دوم: ادعا کافی نیست، عمل کنید

خداوند حکیم می‌فرماید: «ثُمَّ جَعَلْناکمْ خَلائِفَ فِی الْاَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ کیفَ تَعْمَلُونَ»15 یعنی: «سپس شما را جانشینان آن‌ها در روی زمین- پس از ایشان- قرار دادیم؛ تا ببینیم شما چگونه عمل می‏کنید!»

شاخص موفقیت عمل است نه شعار! خداوند می‌فرماید به شما قدرت دادیم تا ببینیم چگونه عمل می‌کنید؛ نه چگونه شعار می‌دهید! در این باره امام خمینی ره نیز چنین می‌فرمایند: «الآن یک مسئولیت بزرگی به دوش همه ماها هست؛ همه ائمه جمعه، همه ائمه جماعت و همه علمای بلاد؛ یعنی، خدا دیگر عذر را برداشته است. اگر ما در چند سال پیش از این عذر داشتیم که خوب با سرنیزه که ما نمی‌توانیم مقابله کنیم، یک کلمه بگوییم حبس است، این‌ها خوب، یک عذر بود. امروز دیگر تمام عذرها منقطع شده است؛ یعنی، خدا حجت را بر ماها تمام کرده است. نمی‌توانیم بگوییم که ما نکردیم چون نمی‌توانستیم. الآن همه شما توانایی دارید که هر کدام در محیط خودتان، آن محیط را اصلاح کنید. به اصلاح خودتان و با تفاهم با مردم و تفاهم با مسئولین امور می‌توانید اصلاح کنید مسائل را.» (۱۶)

نکته سوم: اگر خدای ناکرده معضل فساد و ناکارآمدی در سیستم اداره کشور حل نشود، به طور قطع می توان ادعا نمود که محقق نمودن سایر محورهای بیانیه رهبری معظم انقلاب محال است!

والعاقبه للمتقین

منابع:
مطهری, م. (۱۳۸۲). بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر. قم, صدرا.

پاورقی ها:
۱- رجوع شود به سوره بقره / ۱۱ و ۲۲۰ و اعراف / ۵۶ و ۸۵ و ۱۷۰ و هود / ۸۸ و ۱۱۷ و قصص / ۱۹.۱

۲- قَالَ رسول الله ص / تحف العقول / النص / ۲۰۸/ و روی عنه ع فی قصار هذه المعانی ..... ص : ۲۰۰

۳- تحف العقول / النص / ۵۰/ و روی عنه ص فی قصار هذه المعانی ..... ص : ۳۵

۴- «خصال» ۱/ ۳۷؛ چاپ قم (انتشارات جامعه مدرسین)، تصحیح استاد علی اکبر غفاری.

۵- آیت الله جوادی آملی

۶- یک مثل مشهور و معروف است ولی ظاهراً حدیث نیست.

۷- سعدی، گلستان، حکایت نوزدهم

۸- الرعد: ۱۱

۹- http://emam.com/posts/view/21163/هر-اصلاحی-نقطه-اولش-خود-انسان-است

۱۰- خطبه ۲۱۶ (از سخنرانی‌های امام علیه السّلام در صحرای صفین است)

۱۱- نهج‌البلاغه – حکمت۷۳

۱۲- شعرا: ۱۸۲

۱۳- میزان الحکمه / ج‏8-عربی / 70 / 2830. موقع العلماء ..... ص : 69 (بحار الانوار: 1/ 183/ 92)

۱۴- سوم خرداد ماه سال 58 در جمع وزیر فرهنگ و روسای دانشگاه‌ها / صحیفه امام؛ ج 7، ص 469-471

۱۵- یونس: ۱۴

۱۶- سخنرانی امام خمینی در جمع ائمه جمعه استان گیلان / ۲۲ دی ۱۳۶۰