• دنیای مردانۀ مردانۀ مردانه

    نابرابری‌های کوچک مرگ‌باردنیای مردانۀ مردانۀ مردانه

    سوفی مک‌بین / ترجمۀ محمد معماریان، 

    تبعیض علیه زنان فقط مسئله‌ای اجتماعی نیست، بلکه از پزشکی تا فناوری ظهور و بروز می‌کند

  •  در شرایط سخت همدیگر را می‌خوریم یا به داد هم می‌رسیم؟

    سالار واقعی مگس‌ها در شرایط سخت همدیگر را می‌خوریم یا به داد هم می‌رسیم؟

    روتخر برگمان / ترجمۀ: محمد معماریان، 

    گلدینگ توانایی استادانه‌ای در ترسیم تیره‌ترین اعماق طینت انسان داشت و رمانش به نمادی از خودخواهی انسان تبدیل شد. اما وقتی در سال ۱۹۶۵ و در دنیای واقعی چند پسربچه واقعاً در جزیره‌ای متروکه گیر افتادند ماجرا جور دیگری پیش رفت

  • در دنیایی گیر افتادیم که بدون قهوه نمی‌شود با آن کنار آمد

    تاریخچۀ پیوند قهوه با سرمایه‌داریدر دنیایی گیر افتادیم که بدون قهوه نمی‌شود با آن کنار آمد

    مایکل پولان / ترجمۀ محمد معماریان، 

    یک فنجان قهوه شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ شروع صبحی تازه. دیداری خوشایند با دوستان قدیمی در کافۀ محبوب. بیداری شبانه برای امتحانی سخت یا تمام‌کردن کاری عقب‌مانده. اگر بی‌خواب‌شدن‌های گاه‌به‌گاه را در نظر نگیریم، قهوه نوشیدنیِ خوشی‌ها و خاطرات خوب ماست و چه کسی در این زمانه، به چنین خوشی‌های کوچکی نیاز ندارد؟

  • داستان ورلدُمیتر: پروژه‌ای عجله‌ای که یکی از پربازدیدترین وب‌سایت‌های اینترنت شد

    درون مدار زمینداستان ورلدُمیتر: پروژه‌ای عجله‌ای که یکی از پربازدیدترین وب‌سایت‌های اینترنت شد

    هنری دایر / ترجمۀ محمد معماریان، 

    این‌روزها علاوه‌بر وسواس ضدعفونی‌کردن وسواس دیگری هم پیدا کرده‌ایم. تا فرصتی پیدا می‌شود، با نگرانی و اضطرب، سراغ ‌سایت «ورلدُمیتر» می‌رویم تا آخرین آمار جهانی مبتلایان به کرونا را ببینیم و میزان تلفات کشورها را مقایسه کنیم

  • ملاقات سعید و سارتر، در آپارتمان فوکو

    شاید آن سارتر برای همیشه از میان ما رفته بودملاقات سعید و سارتر، در آپارتمان فوکو

    ادوارد سعید / ترجمۀ محمد معماریان، 

    ابتدای ۱۹۷۹، تلگرافی به دست ادوارد سعید رسید که او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند. سعید ابتدا نامه را به شوخی گرفت، اما وقتی مطمئن شد کسی دستش نمی‌اندازد، معطل نکرد. به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانۀ میشل فوکو تغییر کرده». در همان بدو ورود، هم دلسرد شد و هم شگفت‌زده

  • وقتی که امبرتو اکو بر شانۀ غول‌ها ایستاد

    آخر داستان، باید کتابخانه‌ات آتش بگیردوقتی که امبرتو اکو بر شانۀ غول‌ها ایستاد

    کاستیکا براداتان / ترجمۀ محمد معماریان، 

    هیچ‌وقت نمی‌توانی تمام دانسته‌های گذشتگان را بدانی. کتابخانه جای یادگیری نیست، جای گم‌شدن است. با اعتمادبه‌نفس واردش می‌شوی، و هنگام بیرون‌آمدن یک بازندۀ به‌تمام‌معنایی». اکو به همه‌چیز همین‌قدر عجیب نگاه می‌کرد، به بزرگان تاریخ، به نظریه‌های توطئه، به مرگ، و به معنای زندگی. «بر شانۀ غول‌ها»، آخرین کتاب اکو، نمایندۀ همۀ دیدگاه‌های عجیب اوست

  • خاطراتی پرسروصدا که رازهای سیلیکون‌ولی را برملا می‌کند

    درۀ موهومخاطراتی پرسروصدا که رازهای سیلیکون‌ولی را برملا می‌کند

    آنا فرمن / ترجمه محمد معماریان، 

    کارکردن در گوگل یا فیسبوک رؤیای دست‌نیافتنی خیلی از آدم‌هاست. به‌هرحال، سیلیکون‌ولی سرزمین فرصت‌هاست. کسی در شرکت‌های آنجا به بن‌بست و بحران فکر نمی‌کند. مدیرانش دائماً با ایده‌هایی ناب جهان را غافل‌گیر می‌کنند. اما داستان آنا وینر فرق دارد. او از بیست‌وچندسالگی در آنجا کار کرده و اکنون داستانی افشاگرانه از رازهای آنجا نوشته