از مدال تا مکتب؛ وقتی قهرمانی به سرمایه ملی تبدیل می‌شود

دکتر رضا حمیدی، گروه سیاسی الف،   4050729029

در ورزش، بعضی پیروزی‌ها با پایان مسابقه به پایان نمی‌رسند. مدال بر گردن قهرمان می‌نشیند، پرچم بر فراز سکوی افتخار به اهتزاز درمی‌آید، اما گاه آنچه در حافظه جامعه باقی می‌ماند، فراتر از نتیجه یک رقابت است. آنجا که قهرمانی با هویت ملی، باورهای دینی و مسئولیت در برابر مردم پیوند می‌خورد، ورزش از یک رقابت حرفه‌ای به پدیده‌ای فرهنگی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

کشتی ایران، به پشتوانه سنت دیرپای پهلوانی، بیش از بسیاری از رشته‌ها ظرفیت حمل چنین معنایی را دارد. در این فرهنگ، پهلوانی تنها زمین‌زدن حریف نیست؛ سربلندی در برابر مردم، وفاداری به ارزش‌ها و فراموش‌نکردن رنج دیگران نیز در ترازوی آن سنجیده می‌شود. از همین رو، قهرمانی‌ای که در کنار مهارت و قدرت بدنی، حامل احترام به پرچم ایران، سرود ملی، باورهای دینی و همدلی با مردم باشد، می‌تواند اثری ماندگارتر از یک نتیجه ورزشی بر جای بگذارد.

در این چارچوب، رفتارهای نمادین قهرمانان اهمیت می‌یابد؛ از ابراز باورهای دینی تا تقدیم مدال به شهدای میناب. چنین رفتارهایی، هنگامی که از صداقت و باور برخیزند، نشان می‌دهند که ورزشکار خود را بیرون از جامعه و بی‌اعتنا به رنج‌های آن نمی‌بیند. قهرمان، در این صورت، تنها نماینده یک رشته ورزشی نیست؛ بخشی از حافظه عاطفی و هویت جمعی جامعه است.

اما این دستاوردها را نمی‌توان صرفاً به منش فردی ورزشکاران نسبت داد. مدیریت نیز در شکل‌گیری چنین فضایی سهم دارد. مدیر فدراسیون، افزون بر مسئولیت فنی و قهرمانی، در تعیین اولویت‌ها، تربیت نسل جوان و تقویت فرهنگ حاکم بر مجموعه خود نقش‌آفرین است. مدیری که با اعتقاد به مبانی انقلاب اسلامی، پایبندی به ولایت فقیه، ایران‌دوستی و احساس مسئولیت در برابر مردم فعالیت می‌کند، باید با معیارهایی روشن سنجیده شود: کارآمدی، سلامت مدیریتی، عدالت در فرصت‌ها، پرورش استعدادها و دستاوردهای پایدار.

نکته اساسی آن است که باور، هنگامی به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود که در عمل جلوه کند؛ همان‌گونه که مدیریت، با عنوان و ادعا اعتبار نمی‌یابد، بلکه با حاصل کار خود داوری می‌شود. پیوند ایمان و اخلاق، هویت ملی و خدمت به جامعه، زمانی ارزشمند است که از سطح شعار عبور کند و در رفتار قهرمان و عملکرد مدیر دیده شود.

از این منظر، تجربه‌های موفق ورزش ایران نباید در مرزهای یک فدراسیون یا در حصار رقابت‌های سیاسی محبوس بماند. اصولگرا و اصلاح‌طلب، مسئولان و صاحب‌نظران، همگی می‌توانند در شناسایی و تقویت مدیرانی که کارنامه‌ای قابل دفاع دارند، اشتراک نظر پیدا کنند. کشور برای پیشرفت ورزش به مدیرانی نیاز دارد که هم دانش و توانایی حرفه‌ای داشته باشند و هم نسبت به فرهنگ، هویت ملی و مسئولیت اجتماعی بی‌تفاوت نباشند. تعمیم تجربه‌های موفق به سایر رشته‌ها نیز باید بر پایه ارزیابی دقیق نتایج و شناخت روش‌های کارآمد صورت گیرد، نه صرفاً ستایش اشخاص.

مدال، افتخار یک قهرمان است؛ اما تبدیل قهرمانی به اخلاق، همبستگی و مسئولیت اجتماعی، افتخار یک جامعه. اگر می‌خواهیم پیروزی‌های ورزشی از سکوهای مسابقه فراتر بروند، باید هم قهرمانان شایسته را قدر بدانیم و هم مدیرانی را بشناسیم که زمینه چنین افتخارآفرینی‌هایی را فراهم می‌کنند. آن‌گاه ورزش، علاوه بر آوردن مدال، در ساختن سرمایه ملی نیز سهم خواهد داشت.