۱) محاصره جنگ است
دشمن آن را کوتاهمدت نمیبیند؛ برنامه میانمدت دارد و میخواهد فارغ از گزینه نظامی ادامه دهد. اصل ما: محاصره اقدام جنگی است و در صورت لزوم پاسخ جنگی میگیرد. تعبیر قالیباف همین است: ارزش جنگیدن دارد. محاصره فقط اقتصادی نیست؛ اقدام مستقیم علیه امنیت ملی و مردم ایران است.
۲) خنثیسازی محاصره
کریدورهای زمینی جدید، شیوههای تازه فروش نفت و واردات کالای اساسی. اختلال هست، اما ماشین صادرات انرژی و واردات کالای اساسی کار میکند. دشمن ادعای محاصره کامل دارد، اما گرانی و کمبود به معنای محاصره کامل کشور نیست. مهمتر، واکنش جامعه است: مردم به هیجان، خرید بیش از نیاز و احتکار تن ندادند و بلوغ تاریخی و تابآوری نشان دادند. جامعهای که در کمتر از دو سال سه جنگ تحمیلی، شهادت رهبر و فشار چندجانبه را تجربه کرد، پیش از مهارت نظامی، قدرت امنیتی و بلوغ فکری نشان داد.
۳) پاسخ نظامی به محاصره دریایی ساده نیست
شکستن محاصره یعنی از کار انداختن نیروی دریایی آمریکا بهعنوان رکن سنتکام در منطقه و زیرساخت عملیات دریایی آمریکا در مجاورت آبهای ایران. آسان نیست، اما اهل کار دشواریم. ماههاست کار میشود و زمان زیاد نمانده. حتی عملیات پیشدستانه ایران برای شکستن محاصره نهتنها ایراد ندارد، قهرمانانه و شجاعانه است.
۴) محاصره زمینی نزولی است
مرزها کار میکنند و بستن موقت سه مرز از سوی پاکستان به معنای پیوستن پاکستان به محاصره نیست؛ نه دولت پاکستان انگیزه دارد نه مردمش اجازه میدهند. محاصره هوایی هم آنگونه که دشمن میخواست ادامه نیافت؛ پرواز به عراق، چین، ترکیه و آذربایجان برقرار است، عمان بهزودی و مذاکره برای بیشتر ادامه دارد. فروش نفت مشکل دارد، اما بنبست نیست؛ مسئله زمان است و ایرانیها راهش را پیدا میکنند.
۵) فشار اقتصادی را انکار نکنیم
گفتن همه مشکلات از ناکارآمدی داخلی است و ربطی به تحریم ندارد منصفانه نیست. ناکارآمدی و خطا داریم، اما دشمن با تمام توان به اقتصاد کلان ضربه میزند. دولت در نگهداشتن کشور و جلوگیری از کمبود نمره قابل قبول میگیرد؛ با کمک همه، نه معجزه انحصاری دولت. از وضع عمومی زندگی مردم نگهبانی شده، هرچند ماههای آینده چالشبرانگیز است. افزایش کالابرگ، جبران خسارت طبقات فرودست، افزایش حقوق و مبارزه با فساد ادامه دارد. نیروهای مسلح و جامعه امنیتی از مظلومترین بخشها هستند.
۶) دکترین جدید هرمز:
شلیک به شناورهای متخلف در مسیر جنوبی افزایش یافته؛ دیگر فقط نفتکشها هدف نیستند؛ شناورهای کوچک، VLCCها، تانکرها و کانتینربرهای بزرگ هم هدف قرار میگیرند. هرمز عملاً به روی همه بسته است و استثنا ندارد. دیگر فقط در تنگه شلیک نمیکنیم؛ در خلیج فارس و دریای عمان هم شلیک میکنیم. تا جنگ بهطور معتبر تمام و هفت شرط ایران محقق نشود، هرمز باز نخواهد شد. اگر باز شود، مثل قبل از جنگ نخواهد بود؛ با ترتیبات کریدوری، اقتصادی و امنیتی باز میشود. ادعای آمریکا درباره عبور نفت و برنت ۱۱۰ دلاری، تبلیغات انتخاباتی ترامپ است.
۷) جبهه یمن:
انصارالله ابتکار دارد و تمرکزش بر انرژی سعودی؛ تولید، توزیع و زیرساخت فرماندهی آرامکو. پراکندگی زیرساخت انرژی عربستان به ضعف عملیاتی تبدیل شده و بسیاری فرودگاهها عملاً متوقف شدهاند. آمریکا هنوز تصمیم نگرفته وارد جبهه یمن شود؛ شاید اول میخواهد درباره ایران تصمیم بگیرد. اسرائیل برای ورود عربستان به درگیری فشار میآورد و نتانیاهو میخواهد ضعف عربستان را گروگان بگیرد. محمد بن سلمان در وضعیت داخلی شکنندهای است.
جمعبندی:
دشمن محاصره را میانمدت میخواهد و هدف اصلیاش شکستن شکوه ملی، تفرقه و قطبیسازی در ایران است. تاکنون شکست خورده، اما دست برنمیدارد. باید محاصره را جنگ بدانیم، برای پاسخ بزرگ برنامهریزی کنیم، فشار تحریم را انکار نکنیم و سرمایه اصلی کشور یعنی همبستگی و بلوغ اجتماعی مردم را هدف اصلی نقشه دشمن بدانیم.
*دستیار رییس مجلس در امور راهبردی