قویترین نیروی زمینی دنیا را داریم
محسن رفیقدوست، نخستین وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به خبرآنلاین گفته است:
اینکه آمریکا دست از سر ما بردارد، بعید است، اما مطمئن باشند که ملت ما قطعاً پیروز خواهد شد. آمریکا نمیتواند جنگ زمینی کند، چراکه پایش در آب است. ما قویترین نیروی زمینی دنیا را داریم. اگر نیروهای آمریکایی بخواهند وارد خاک ایران شوند، یا همه آنها اسیر میشوند یا کشته خواهند شد. البته این حماقتی است که خدا کند آن را مرتکب شوند. آنها شناورهای ما را بزنند یا ما شناورهای آنها را بزنیم و منافعشان در منطقه را هدف قرار دهیم، جنگ در همین حد خواهد بود. با توجه به آمادگی سیوچند میلیون جانفدا، قطعاً اگر جنگی رخ بدهد، مردم برای آن آمادگی دارند و پاسخ هم میدهند. :
او در پاسخ به این سوال که آیا در شرایط فعلی نیازی به حمله پیشدستانه وجود دارد، گفته: اگر تنگنا به وجود بیاید، قطعاً حمله خواهیم کرد!
****
در باره همه چیز حرف می زنید اما به پزشکیان توصیه می کنید درباره نهج البلاغه نگوید!
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری ( آیت الله اراکی) از رئیسجمهور خواسته است «به تفسیر قرآن و نهجالبلاغه نپردازد. چون اشتباهات بزرگ پیش میآید که احیاناً قابل جبران نیست.» اتفاقا این یک «بایستگی راهبردی» است. هم رئیسجمهور باید بدان التزام داشته باشد و هم آن نماینده خبرگان و دیگرانی که در جایگاه خطبه و خطابه قرار میگیرند. همه خود را ملزم بدانند که فقط در حوزه تخصصی خود اظهار نظر کنند. اتفاقا بسیاری از مشکلات ما از همینجا ناشی میشود که حضرات، در حوزههای تخصصی، حرفهای غیرتخصصی میزنند.
البته پزشکیان تفسیر نمیکند که به نقل از نهجالبلاغه میپردازد و گاهی آیهای هم چاشنی سخنان خود میکند. اما برخی از حضرات با اینکه خود در همه امور، به تأکید میتوان گفت و نوشت که در «همه امور» اظهار نظر میکنند اما اگر دیگری به حوزهای که خود را در آن متخصص میدانند نزدیک شود، واکنش نشان میدهند. این البته خوب است که آدم بر تخصص خود غیرت داشته باشد و بین برداشت و گفتار عمومی و برداشت و گفتار تخصصی غیریتسازی کند، ولی این را باید به خود هم مدام یادآوری کند که جز در عرصهای که دانش آموخته و تجربه اندوخته است «نظر کارشناسی» ندهد.
اگر این نگاه، رسمالخط رفتاری ما شود، بخش زیادی از مشکلات حل خواهد شد. به ویژه در سیاست خارجی و نگاه جهانی که گاه با یک سخن غیرتخصصی، همه چیز تحت تأثیر قرار میگیرد. در شرایطِ نه جنگ و نه صلح که در عین حال هم صلح است و هم جنگ، باید به دقت کلمات را انتخاب کرد تا دقیقا همان معنایی را تولید کند که بیاما و اگر، مقصود را برساند. این یک واقعیت است که ما به تخصصی گویی در همه امور به ویژه عرصه حکمرانی و ویژهتر حوزه عمومی و اجتماعی حکمرانی نیاز داریم. به ادبیاتی که سازنده و امید آفرین باشد. لااقل اگر امیدی نمیافزاید، به توسعه یاس هم نینجامد. درست و دقیق بگوئیم تا جامعه هم بتواند به دقت خود را با واقعیتها همساز کند. غیرتخصصی حرف زدن با توجه به عوارض آن جای خود را به سکوت بدهد خیلی بهتر است!
****
دروغی که با نطقهای خود مدعیان تکذیب میشود
مشرق نوشت:
وظیفه همه دلسوزان نظام است که در شرایط حساس کنونی، به جای دامن زدن به حاشیهها، بر انسجام ملی تمرکز کنند. مجلس، خانه ملت است و باید با تدبیر از آن در برابر سناریوهای سیاسی–حزبی محافظت کرد.
در حالی که برخی نمایندگان و گروههای خاص حامی آنها بر طبل «تعطیلی مجلس» میکوبند، پیگیریهای خبرنگار ما نشان میدهد که نهتنها مجلس از زمان آغاز جنگ حتی یک روز هم تعطیل نبوده، بلکه تمام ارکان آن مشغول فعالیت بودهاند. ادعایی که به نظر میرسد پشت پردهای جز اهداف سیاسی–حزبی ندارد. برخلاف ادعای معدودی از نمایندگان و گروههای خاص حامی آنها، مجلس از زمان آغاز جنگ حتی یک روز هم تعطیل نبوده و تمام ارکان مجلس مشغول فعالیت بودهاند.
در همین ایام، نمایندگانی که مدعی تعطیلی مجلس هستند، خودشان هم در کمیسیونهای تخصصی شرکت داشتند و هم در جلسات علنی مجلس با ترتیبات ویژه شرایط جنگی حاضر بودند. نطقهای متعدد آنان نیز گواه این مسأله است.بنابراین، ادعای تعطیلی مجلس در حالی مطرح میشود که همان مدعیان، نهتنها در جریان امور قرار داشتند، بلکه خود بخشی از سازوکار فعال مجلس بودند. این تناقض آشکار، نشان میدهد که ماجرا فراتر از یک انتقاد ساده است.
****
پرسش سخت کیهان از اصلاح طلبان
روزنامه کیهان نوشت:
جمهوری آذربایجان، کشوری در قفقاز جنوبی، از نظر ترکیب مذهبی یکی از جوامع قابل توجه در جهان اسلام است. بر اساس بسیاری از آمارها، بیش از ۹۵ درصد جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل میدهند و اکثریت قاطع آنان شیعه هستند. با این حال، ساختار سیاسی این کشور سکولار است و دولت باکو در سالهای اخیر به دلیل همکاریهای راهبردی، امنیتی و اقتصادی با رژیم صهیونیستی عمله نتانیاهو شناخته میشود. همین ترکیب، یعنی اکثریت شیعی در جامعه و دولت سکولار و غربگرا، زمینهساز یکی از مهمترین تناقضهای حقوق بشری در منطقه یعنی محدودیت پوشش شرعی دختران دانشآموز شده است.
در سالهای اخیر، وزارت آموزش آذربایجان با استناد به اصل سکولاریسم، مقرراتی برای پوشش مدارس تصویب کرده که عملاً حجاب را برای دانشآموزان دختر محدود میکند. هرچند مسئولان این کشور معمولاً از واژه «ممنوعیت حجاب» استفاده نمیکنند و آن را «قاعده لباس مدارس» مینامند، اما گزارشهای میدانی نشان میدهد که بسیاری از دانشآموزان محجبه از ورود به کلاسها بازماندهاند یا تحت فشار مدیران و معلمان قرار گرفتهاند تا حجاب خود را بردارند.
این وضعیت اعتراضات مردمی را در باکو، ماساللی و برخی شهرهای دیگر برانگیخته است. شعار «حجاب مانع آموزش نیست» به نمادی از مقاومت خانوادههای مسلمان در برابر این سیاست تبدیل شده است. نکته مهم آن است که این محدودیت نه از سوی یک جریان افراطی ضداسلامی، بلکه از سوی دولتی اعمال میشود که خود را دوست و متحد غرب معرفی میکند.
پرسش اصلی اینجاست؛ چرا مدعیان اصلاحات و جریان غربگرا و مدعیان دفاع از حقوق زنان در ایران، که در قبال مسائل مرتبط با حجاب در داخل کشور صدای انتقادشان بلند است و آن را به مسئلهای جهانی تبدیل میکنند، در برابر محدودیت حجاب در آذربایجان سکوت اختیار کردهاند؟ این سکوت در حالی است که همان افراد و رسانهها معمولاً در برابر هر خبر کوچکی درباره حجاب در ایران واکنش سریع نشان میدهند.
****
چرا عربستان نتوانست جلو موشک حوثی ها را بگیرد
تابناک نوشت:
عربستان سعودی تحقیقات درباره عملکرد سامانههای پدافند هوایی خود را پس از حملات اخیر به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض آغاز کرده است؛ حملاتی که بار دیگر آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی در برابر حملات موشکی و پهپادی را در مرکز توجه قرار داده است.خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام منطقهای گزارش داده است که بررسیهای اولیه نشان میدهد انصارالله یمن ابتدا چندین پهپاد را به پرواز درآوردند تا زمینه برای عبور موشکهای کروز و بالستیک از سامانههای دفاع هوایی عربستان فراهم شود. این مقامها به دلیل نداشتن مجوز برای اظهارنظر علنی، نخواستند نامشان فاش شود.بر اساس این گزارش، یکی از محورهای اصلی تحقیقات، مشخص کردن علت احتمالی ناکامی سامانههای پدافندی در شناسایی و رهگیری اهداف مهاجم است. همچنین بررسی میشود که چرا سامانههای هشدار زودهنگام نتوانستهاند هشدار لازم را درباره حملات صادر کنند یا فرصت کافی برای واکنش دفاعی فراهم آورند.یکی از مهمترین نکات مطرحشده در گزارش آسوشیتدپرس، احتمال استفاده ترکیبی از پهپادها و موشکها برای پیچیدهتر کردن عملیات دفاع هوایی است.در حملات ترکیبی، سامانههای پدافندی باید چندین هدف را بهطور همزمان شناسایی و ارزیابی کنند و با توجه به نوع تهدید، درباره نحوه مقابله با آنها تصمیم بگیرند. وجود اهداف متعدد میتواند فشار عملیاتی بر سامانههای راداری، مراکز فرماندهی و موشکهای رهگیر را افزایش دهد؛ هرچند میزان تأثیر این عوامل در حمله به فرودگاه ریاض هنوز بهصورت مستقل مشخص نشده است.
بر اساس روایت اولیه مقامهای منطقهای، پهپادها پیش از موشکهای کروز و بالستیک به پرواز درآمدهاند. با این حال، گزارش منتشرشده جزئیات فنی کافی درباره تعداد دقیق پهپادها، مسیر پروازی آنها، زمانبندی حمله یا نوع سامانههای پدافندی درگیر ارائه نمیکند.آسوشیتدپرس در گزارش خود به توانمندیهای موشکی حوثیهای یمن نیز اشاره کرده است. بر اساس این گزارش، برخی موشکهای بالستیک و کلاهکهای آنها از قابلیت تغییر مسیر در طول پرواز برخوردارند؛ قابلیتی که در صورت استفاده مؤثر، میتواند رهگیری آنها را برای سامانههای دفاع هوایی دشوارتر کند.
*****
انتقادهای اصول گرایان در جمع های خصوصی
محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفته است:
در جریان اصولگرا تعداد افرادی که مواضع معتدل و معقول دارند کم نیست اما خیلی از آنها جرات اظهار نظر ندارند و حاضر به پرداخت هزینههای اعلام مواضع خود نیستند.
بعضی از آنها در جلسات درون حزبی واقعا انتقادهای صریح هم میکنند و مواضع معتدلی دارند و ضد تندروها هم حرف میزنند. حتی من شخصا با بعضی از این افراد وقتی دیالوگهای شخصی برقرار میکنم به هیچ وجه با این مواضع تند همراه نیستند. متاسفانه اینها جرات اظهار نظر آشکار را ندارند که البته یک نقطه ضعف جدی است که در برخی از دوستان ما وجود دارد. بخشی از اصولگرایان که معتدل شدند به تجربه دریافتند که تندرویها از نظام سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی کشور کارگشایی نکرده و با واقعیتهای روز ایران و جهان مواجه شدند. به نظر من عمده افرادی که در مواضع آنها تجدید نظر حاصل شده افرادی هستند که مطالعه کردند و برای شناختن دنیا وقت گذاشتند و تصور قبلی که باید همه چیز متعصبانه باشد را کنار گذاشتند. عینک قبلی که زده بودند را برداشتند و جهان واقعی را دیدند و به واقعیتها رسیدند.
****
چه کسی گفته شعار عدهای محدود در تجمعات شبانه صدای همه است؟
تابناک نوشت:
یکی از مجریان در برنامه «به وقت ایران» میگوید نباید برای مردم تعیین تکلیف کرد که چه بگویند، چون همین مردم کشور را حفظ کردهاند؛ اما آیا این حرف به معنای تایید هر شعار و اقدامی از سوی عده ای محدود و نادیده گرفتن ضرورت حفظ انسجام ملی است؟
این چه استدلالی است که چون مردم کشور را حفظ کردهاند، پس نباید درباره شعارهای عده ای محدود حرف زد؟ البته عده ای از مردم در تجمعات، مباحثی را مطرح می کنند که در جهت تقویت کشور، مسئولان بوده و خیلی هم منطقی به نظر می رسد. مگر کسی منکر نقش مردم در حفظ کشور است؟ احترام به مردم با تایید بیچونوچرای هر شعاری تفاوت دارد. مردم حق اعتراض و انتقاد دارند، اما آیا هر شعاری از سوی عده ای محدود، حتی اگر متضمن تخریب مسئولان یا متهم کردن آنها به خیانت باشد، باید صرفا به دلیل سر داده شدن در خیابان از نقد مصون بماند؟ با این منطق، مرز میان مطالبهگری و تخریب کجاست؟
تأکیدهای مکرر رهبری بر حفظ انسجام ملی، پرهیز از تفرقه و جلوگیری از تخریب مسئولان را نمیتوان نادیده گرفت. وقتی در پیامها و بیانیههای رهبری بر ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از رفتارهایی که به شکاف در جامعه منجر میشود تأکید میشود، این پرسش به میان میآید که چه شعارها، موضعگیریها و اقداماتی در فضای سیاسی و اجتماعی شکل گرفته که چنین هشدارهایی را ضروری کرده است؟ روشن است که اختلافنظر و انتقاد از مسئولان امری طبیعی است؛ اما تخریب اشخاص، اتهامزنی و دامن زدن به اختلافات، با نقد عملکرد آنها یکسان نیست. نمیتوان از یک سو بر ضرورت انسجام ملی تأکید کرد و از سوی دیگر، هر شعاری را به اعتبار حضور مردم، از دایره نقد خارج دانست.
*****
سکوت جلیلی در برابر طرفداران وحدت شکن
روزنامه قدس نوشت:
با گذشت حدود دو هفته از انتشار حکم قطعی محکومیت حمید رسایی، نماینده مجلس که بابت اتهامات پیش از دوره نمایندگیاش در ماجرای اتهامزنی به رئیس مجلس محکوم شده بود و واکنشهایی را در فضای مجازی و برخی تجمعات خیابانی به دنبال داشت، ورود یک چهره سیاسی نامآشنا که مسئولیت سیاسی و امنیتی در شورای عالی امنیت ملی و مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد، بار دیگر بحث حکم رسایی و حواشی ایجاد شده درباره آن را داغ کرد.
سعید جلیلی دو روز پیش در مراسم بزرگداشت رهبر شهید و سالروز عملیات طوفانالاقصی که در دانشگاه تهران برگزار شد، در پاسخ به پرسشی در خصوص ماجرای قضایی پیش آمده بین دو نماینده مجلس گفت: «رهبر معظم انقلاب یکی از جملاتی که بیان فرمودند، این بود که اختلافات، ولو موجه باشند، نباید موجب بههم خوردن وحدت شوند. واقعاً من در همین موضوع و موضوعات دیگر، به همه دوستان عرض کردهام که نباید در شرایطی که ملت ما این گونه به میدان آمده است و با وحدت از نظام و انقلاب حمایت و پشتیبانی میکند، شاهد چنین رویدادهایی باشیم. ممکن است از نظر حقوقی، موضوعی دارای حکم قضایی باشد؛ اما آنچه اهمیت دارد، این است که امروز همه نیروهای انقلاب باید از این مسائل عبور کنند و برای نقشآفرینی در تراز انقلاب بایستند. انشاءالله همه ما باید تلاش کنیم تا در این مسیر، نقشآفرینی شایستهای داشته باشیم»...
اما این پرسش مطرح میشود که از منظر توصیه به وحدت، آیا مسئله حکم آقای رسایی را باید ماجرای قضایی پیش آمده بین دو نماینده دانست و صرفاً از موضعی پدرانه و ناصحانه همه طرفین را به پرهیز از اختلاف توصیه کرد یا انتظار میرود به موازات دعوت به وحدت و پرهیز از اختلاف، لجاجت علیه حکم قضایی و اصرار بر اختلافافکنی بیشتر مورد نقد قرار گیرد؟ اینجا این نقد وارد است که چگونه میتوان در ماجرایی که یک مسیر قضایی بیش از دو سال طی شده و فردی با وجود محکومیت قضایی، هیچ تلاشی برای جبران خطای خود نکرده و بلکه حتی اطرافیان و دوستان وی چند روز فضای سیاسی و رسانهای و برخی تجمعات خیابانی را به عرصه اختلافافکنی و تهمتزنی علیه رئیس مجلس و دستگاه قضایی تبدیل کرده بودند، وسط ایستاد و همه را به یک اندازه نصیحت کرد؟