صحنه‌ای پُر از سیاهی لشگر!

بیژن ایرانی، گروه سیاسی الف،   4050720073

در روزهای اخیر که شاهد اوج‌گیری مجدد جنگ یمن و حملات هوایی رژیم سعودی به بخشهای مختلف یمن هستیم، سعودی ها تقریبا به هر ریسمانی چنگ زده اند تا شاید بتوانند خود را از بحرانی که با آن رو به رو هستند نجات دهند. رزمندگان یمنی در واکنش به حملات سعودی ها به فرودگاه‌ها و سایر مراکز راهبردی یمن، فرودگاه‌ها و مراکز انرژی عربستان را هدف حملات دقیق خود قرار می دهند و البته که در صحنه میدانی جنگ یمن نیز پیشروی های قابل توجهی را انجام داده و می دهند. 

بر اساس آنچه اعلام شده، سعودی ها تاکنون از آمریکا، رژیم صهیونیستی، مصر، ترکیه، پاکستان، و کشورهای اروپایی نظیر انگلیس و فرانسه و البته ایتالیا، درخواست کمک کرده اند. با این حال، تغییری که به نفع آن ها باشد رخ نداده و وضعیت سعودی ها بدتر می شود که رو به بهبود نیست. در این نقطه یک سوال جای طرح دارد و آن هم این است که چرا متحدان رژیم سعودی حاضر به پرداخت بها برای ایستادن در کنار ریاض نیستند؟ در پاسخ به این پرسش بایستی چند مولفه را مد نظر داشت. 

اول اینکه کشورهای گوناگون، رژیم سعودی را دارای اقتدار و قدرت و البته یکپارچه نمی‌بینند. آن ها این رژیم را به مثابه موجودیتی سیاسی می بینند که از منظر نظامی و امنیتی ضعیف است و البته که در حوزه سیاست داخلی نیز از شکاف های جدی و منازعات شدیدِ پشت‌پرده رنج می برد. از این رو، اینکه ظرفیت های خود را در راستای منافع یکچنین رژیم سیاسی بکارگیرند، بیش از آنکه تصمیمی عقلانی باشد، یک ریسک بزرگ را به ذهن متبادر می کند. 

نکته دوم اینکه نگاه غالب به رژیم سعودی از سوی به ویژه متحدان غرب‌اش این است که باید ریاض را تا جای ممکن دوشید نه اینکه برای آن هزینه داد. این همان موضوعی است که رهبران غربی از جمله دونالد ترامپ بارها و بارها آن را مورد اشاره قرار داده اند. این نگاه از نوع رفتار دولتمردان سعودی در ذهن رهبران غربی تقویت شده است. وقتی یک رژیم سیاسی نظیر عربستان از بنیه مردمی مستحکمی در داخل برخوردار نباشد و نخبگان سیاسی آن صرفا در پی تحکیم موقعیت خود باشند، این وضعیت فرصت مناسبی را برای دیگر کشورها و دولت ها جهت دوشیدن رژیم سعودی و صرفا نمایشِ حمایت از آن فراهم می سازد. این همان نگاهی است که حتی ترکیه و  پاکستان هم به رژیم سعودی دارند. 

و در نهایت نکته سوم اینکه رهبران غربی و منطقه‌ای، رژیم سعودی را کارآمد ارزیابی نمی‌کنند و صرفا آن را موجودیتی سیاسی می بینند که پول های بادآورده نفتی خود را با نمایش های پرطمطراق عرضه می کند و سعی دارد نمایش کارآمدی‌اش را روی صحنه ببرد. از این رو، بجای اینکه به دنبال تعریف شراکت راهبردی با ریاض باشند، سعی دارند سهم خود را از ثروت نفتی سعودی ها در نتیجه بی‌کفایتی رهبران آن بردارند. مجموع این مسائل سبب شده اند تا سیاست خارجی عربستان در سال های اخیر با نوسانات و بالا و پایین های قابل توجه همراه باشد و البته که پی در پی شاهد عقبگرد و ناکامی نیز باشد.