تصویر پهلوی پسند از دختران ایرانی/ بانک مرکزی به قیمت بالای دلار رسمیت می دهد!/ مهره‌های زرسالاران جهانی 

گروه سیاسی الف،   4050718003 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

بینندگان «الف» هر روز با ارائه نظرات خود در تکمیل و تعمیق محتوای ارائه‌شده مشارکت می‌کنند. بسیاری از این نظرات، گویای دقت و توجه مخاطبان و داوری عمومی آن‌ها نسبت به وقایع روز است. گزیده‌ای از نظرات مخاطبان را ذیل سه مطلب پر بحث هفته به انتخاب تحریریه «الف» بخوانید.

مهره‌های زرسالاران جهانی

مشرق نوشت:

جنگ‌ها هرگز صرفاً رویدادهایی خودجوش یا ناشی از تصمیمات لحظه‌ای رهبران سیاسی نیستند. آن‌چه دست‌کم نزدیک به سه دهه در غرب آسیا می‌گذرد—از تهاجم به عراق و افغانستان تا بمباران غزه و تهدید ایران—بخشی از یک طراحی بزرگ‌تر است که قرن‌ها پیش از این ریخته شده است. در قلب این طراحی، خاندان‌های زرسالار فرا-ملیتی قرار دارند که در رأس آنان خاندان روتشیلد نشسته است. این

شبکه‌ی قدرت پنهان، نه تنها جنگ‌ها را می‌افروزد، بلکه بازیگران سیاسی چون دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را می‌سازد، پرورش می‌دهد و در بزنگاه‌های حساس نجات می‌دهد تا مجریان وفادار برنامه‌های خود باشند.... دونالد ترامپ نمونه‌ی بارز بازیگری است که هویت او توسط این شبکه‌ی قدرت ساخته شده و در بزنگاه‌ها نجات یافته است. در آوریل ۱۹۹۰، ترامپ با افتتاح کازینوی «تاج محل» در آتلانتیک سیتی، پروژه را با ۶۷۵ میلیون دلار اوراق قرضه‌ی بی‌درجه با نرخ بهره‌ی ۱۴٪ تأمین مالی کرد.

ظرف چند ماه، او برای پرداخت‌های عظیم اوراق تقلا می‌کرد. روتشیلدها از طریق عامل خود، ویلبر راس، به ترامپ «معامله‌ی ورشکستگی پیش‌بسته‌بندی‌شده» پیشنهاد کردند: ترامپ ۵۰٪ از سهم خود در کازینو را واگذار می‌کرد، اما شرایط بدهی بهتری می‌گرفت و کنترل را حفظ می‌کرد. بدین‌سان، ترامپ «بدهی ابدی» خود را به روتشیلدها می‌پردازد و امروز با استفاده از قدرت ریاست‌جمهوری، اهداف آنان را پیش می‌برد.

بنیامین نتانیاهو نیز ده‌ها سال خدمتگزار وفادار نخبگان صهیونیست بوده است. میریام آدلسون و همسر درگذشته‌اش شلدون، به‌عنوان پادشاه‌ساز و عروسک‌گردان، صدها میلیون دلار را مستقیما خرج بقای سیاسی نتانیاهو کردند. ثروت عظیم آنان، نفوذشان بر اسرائیل و آمریکا، و حمایت بی‌پایانشان از نتانیاهو، او را به مهره‌ای تبدیل کرده که در خدمت برنامه‌های نخبگان عمل می‌کند. شلدون و میریام ادلسون صرفا یکی از «محمل» های آشکار روتشیلدها در پول‌پاشی و ایجاد سلطه‌ی سیاسی در آمریکا بوده‌اند.
جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نمونه‌ی دیگری از طراحی نخبگان است. در حدود ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۱، تنها ده روز پس از حملات ۱۱ سپتامبر، ژنرال وسلی کلارک در پنتاگون یادداشتی محرمانه دید که توضیح می‌داد ایالات متحده قصد دارد در عرض پنج سال به هفت کشور حمله کند: عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و در پایان ایران. تاریخ نشان داد که همه‌ی این کشورها به‌جز ایران نابود شدند.

در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل به ایران حمله کرد و در ۲۲ ژوئن، آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد. ترامپ ادعا کرد «برنامه هسته‌ای ایران را محو کردیم» و سپس آتش‌بس اعلام شد.اما همان‌طور که پروفسور میشل چوسودوفسکی و دراگو بوسنیچ بحث کرده‌اند، شواهد نشان می‌دهد این حمله یک «تئاتر سیاسی» بود. برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی حمله ماه‌ها زمان برد و هدف، آماده‌سازی زمینه برای «براندازی» و تغییر رژیم بوده است، یعنی همان هدفی که چند ماه بعد، در ۲۸ فوریه همه‌ی تلاش و دارایی خود را برای تکمیل آن در ایران به میدان آوردند.

مزیت تغییر رژیم برای روتشیلدها روشن است: بازاستقرار نقش کلیدی آنان در مالکیت و بهره‌برداری از نفت و گاز ایران که پس از انقلاب ۱۹۷۹ از دست دادند، و تسلیم کنترل بانک مرکزی ایران که عضو بانک تسویه بین‌المللی تحت کنترل روتشیلد نیست.

****


زخم‌های ترمیم‌نیافته، ۳ سال پس از طوفان

روزنامه جوان نوشت:

مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) اخیراً و در سومین سالگرد عملیات طوفان‌الاقصی در سندی با عنوان «تراز امنیت ملی اسرائیل - اکتبر ۲۰۲۶» وضعیت امنیت ملی این رژیم را با دوران پیش از جنگ مقایسه کرده است. بر پایه جمع‌بندی این اندیشکده، رژیم صهیونیستی به‌رغم جنگی طولانی پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ با جبهه‌های مختلف، آسیب‌پذیری‌های متعددی دارد که برخی از مهم‌ترین آنها را در این سند می‌توان مطالعه کرد:

 بنا بر این گزارش راهبردی، در حوزه نظامی، شکست ۷ اکتبر عمق ناکامی سامانه‌های هشدار، دفاع و فرماندهی ارتش اسرائیل را آشکار کرد. اطلاعات در مأموریت بنیادین هشدار جنگ ناکام ماند، دفاع‌ها در فرماندهی جنوب اندک بود، یک لشکر مجهز ارتش در کمتر از یک ساعت از نیرو‌های با دست‌خالی شکست خورد و فرماندهی مرکزی نیز آشفته و بی‌اثر عمل کرد. تا این لحظه به‌رغم جنگ طولانی و همه‌جانبه اسرائیل در هیچ عرصه‌ای به نتیجه قاطع نرسیده است. نشانه‌هایی از فرسایش در انضباط عملیاتی، کمبود مهمات و قطعات یدکی و آسیب به آمادگی برای کارزار طولانی در چند جبهه دیده می‌شود. تنش میان سطوح سیاسی و نظامی افزایش یافته و حفظ مدل نیروی انسانی مورداتکای ارتش دشوارتر شده است. بازدارندگی نیز به میزان مورد انتظار بازسازی نشد و تردید درباره نقش جنگ در بهبود امنیت و فرسایش اعتماد به هدف جنگ افزایش یافته است.

 نویسندگان این سند اذعان دارند که در حوزه سیاسی، جنگ اختلافات با برخی متحدان اسرائیل را تعمیق کرد، [جنایات صهیونیست‌ها در غزه]مشروعیت بین‌المللی سیاست‌های آن را فرسوده ساخت، صهیونیسم‌ستیزی را در جهان افزایش داد و به احساس امنیت یهودیان آسیب زد.

****

 حق هیچ ریسکی در جنگ نداریم

مرعشی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی به خبرآنلاین گفته است:

 من به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس، آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، و فرماندهان محترم سپاه هشدار می‌دهم که در زمینه جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقب‌نشینی تاکتیکی که لازم باشد، باید انجام شود تا ایران حفظ شود و مردم بیش از این تحت فشارهای روزافزون قرار نگیرند.
نکته‌ای که از نظر من مسئولان جمهوری اسلامی باید به آن توجه جدی داشته باشند، این است که ما تحت هیچ شرایطی نباید ایران و نظام جمهوری اسلامی را در معرض خطر جدی قرار دهیم. باید روشن باشد که ایران، مهم‌تر از هر مسئله دیگری است؛ مهم‌تر از غنی‌سازی و مهم‌تر از حفظ دستاوردهای هسته‌ای. حفظ ایران و نظام جمهوری اسلامی باید در اولویت قرار داشته باشد. 
چه کسی گفته مذاکره خیانت است؟ هر کسی نظری دارد، باید آن را به رهبری، رئیس‌جمهور، فرماندهان سپاه یا شورای عالی امنیت ملی منتقل کند. اما هنگامی که شورای عالی امنیت ملی تصمیمی گرفت و رهبری آن را تأیید کردند، آن تصمیم باید فصل‌الخطاب باشد و همه از آن حمایت کنند. در چنین شرایطی، باید با همگرایی گسترده از مسئولان حمایت کنیم. باید از فرماندهان سپاه، رئیس مجلس و رئیس‌جمهور تقدیر شود؛ اما به‌جای تقدیر، به آن‌ها فحاشی و توهین کرده و به خیانت متهمشان می‌کنیم.

****

بانک مرکزی به قیمت بالای دلار رسمیت می دهد! 

 روزنامه خراسان نوشت:

بانک مرکزی اعلام کرده است تا سقف 2 میلیارد دلار اسکناس در اختیار مردم قرار می‌دهد؛ در مرحله نخست، یک میلیارد دلار و برای هر فرد بالای ۱۸ سال تا سقف ۱۰ هزار دلار. 

در ظاهر، این سیاست یک هدف روشن دارد: افزایش عرضه دلار، آرام کردن بازار و جلوگیری از جهش بیشتر نرخ ارز. اما اگر به‌جای نگاه کردن به دلارهای فروخته‌شده، به ریال‌هایی نگاه کنیم که در مقابل آن‌ها از بازار جمع می‌شود، تصویر دیگری نمایان می‌شود. اگر تمام ۲ میلیارد دلار با نرخ ۲۵۹هزار تومان فروخته شود، حدود ۵۱۸هزار میلیارد تومان از خریداران دریافت خواهد شد؛ در نرخ ۲۶۲هزار تومان، این رقم به حدود ۵۲۴هزار میلیارد تومان می‌رسد. یعنی یک عملیات ارزی می‌تواند همزمان به یکی از بزرگ‌ترین عملیات جذب نقدینگی ریالی تبدیل شود. اما این‎جا باید میان «جمع‌آوری ریال» و «درآمد دولت» تفاوت گذاشت. فروش ارز توسط بانک مرکزی در وهله نخست به معنای تبدیل یک دارایی خارجی به ریال و کاهش بخشی از نقدینگی یا پایه پولی است؛ این پول الزاماً درآمد دولت نیست. تنها زمانی می‌توان از تأمین مالی دولت سخن گفت که مشخص شود ریال‌های جذب‌شده بعداً چگونه در ترازنامه بانک مرکزی و حساب‌های دولت جابه‌جاشده‌اند...

مشکل در کشور ما این‎جاست که نرخ ارز تنها محصول کمبود موقت دلار نیست. تحریم، کاهش درآمدهای ارزی، کسری بودجه، تورم، رشد نقدینگی و انتظارات کاهش ارزش ریال همزمان بر بازار فشار می‌آورند. در چنین شرایطی، فروش ۲ میلیارد دلار می‌تواند سرعت بحران را کم کند، اما لزوماً جهت آن را تغییر نمی‌دهد.نرخ ۲۵۹هزار تومان، در فاصله‌ای بسیار نزدیک به بازار آزاد، فقط یک قیمت فروش نیست؛ یک پیام است. بانک مرکزی عملاً یک نقطه مرجع تازه به بازار معرفی می‌کند. اگر بازار این پیام را چنین تفسیر کند که «نرخ قابل‌قبول سیاست‌گذار حدود ۲۵۹هزار تومان است»، این سیاست می‌تواند به تثبیت انتظارات کمک کند. اما اگر مردم تصور کنند بانک مرکزی امروز ۲۵۹، فردا ۲۶۲ و پس‌ازآن نرخ‌های بالاتر را خواهد پذیرفت، عملیات ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد: به‌جای این که نرخ بازار را پایین بیاورد، نرخ جدید را به‌عنوان کف روانی بازار تثبیت کند. اما این که قیمت دلار بانک مرکزی از ۲۵۹ به ۲۶۲هزار تومان رسیده، باید یک سناریوی تحلیلی داشته باشد تا روند قطعی.

****

 تاريخ تمدن یا فيلم تخيلي؟!

اعتماد نوشت:

20 سال پيش سينماي ورشكسته هاليوود دربه‌در دنبال سوژه‌اي بود براي ساخت يك فيلم براي جلب توجه مردم امريكا. «زك اسنايدر» كه پيش از آن به ساخت فيلم‌هاي تخيلي مثل «بتمن» يا «ارتش مردگان» معروف بود با يافتن سوژه جنگ خشايارشا  پادشاه هخامنشي ايران با يونانيان تمام كوشش خود را به كار برد كه از يك ماجراي تاريخي يك فيلم كاملا تخيلي بسازد و به مردم تحميل كند. او با خواندن داستاني از نبردهاي «ماراتون» و «سالاميس» بين ایرانيان و يونانيان كوشيد در فيلم از خشايارشا و سربازانش آدم‌هايي وحشي بسازد و هرچه توانست بر توانايي نيروهاي يوناني تاكيد كند. از نامي كه بر فيلم گذاشته شد، معلوم بود كارگردان كه نويسنده فيلمنامه نيز بود چه در آستين دارد. براي خشايارشا لشکري 300 هزار نفري تدارك ديد و براي سردار يوناني كه در برابر سپاهيان ايران ايستاد لشکري 300 نفره و همين شد آغازي بر تخيل او. تخيلي كه از آغاز مرعوب تمدن غرب بود و ضد شرق و به ويژه ايران كه در همان زمان اختلافات امريكا  و اروپا بر سر غني‌سازي انرژي هسته‌اي ايران توجه جهانيان را جلب كرده بود و جناب كارگردان قصد داشت تمام هنر تخيلي خود را براي شكست دادن لشکر ايران در برابر يونان به كار گيرد. نتيجه كار از نظر تخيل هماني شد كه مي‌خواستند. نمايش دروغين وحشيگري ايرانيان و تمدن يونانيان يعني غربيان. ظاهرا در همان سال‌ها مارك روبيوي 37 ساله براي تماشاي فيلم مي‌رود و كل اطلاع ايشان درباره تاريخ ايران كه اينك وزير خارجه ترامپ در امريكاست از همين فيلم سرچشمه مي‌گيرد. در صورتي كه وزيران خارجه بايد داراي اطلاعات كافي و وافي از بيشتر كشورهاي مطرح دنيا باشند و آقاي روبيو زماني كه وزير خارجه آقاي ترامپ شد، بايد به يكي از كتابخانه‌ها در امريكا مي‌رفت و يك دوره تاريخ تمدن جهان نوشته «ويل دورانت» را مطالعه مي‌كرد تا در كاري كه برعهده گرفته است، ماشين وزارت خارجه را به ته دره نيندازد.
اگر چنين كاري مي‌كرد تمامي اطلاعات ايشان درباره ايران از يك فيلم تخيلي بدون اصل و نسب درباره ايران باستان سرچشمه نمي‌گرفت. 

****
تصویر پهلوی پسند از دختران ایرانی

فرهیختگان نوشت:

افتخارآفرینی بانوان ورزشکار ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا آن‌قدر زبان گویایی داشت که قابل سانسور رسانه‌ای نبود، اما تصمیم رسانه‌ای جریان‌های ضدایرانی که هرازچندگاه در قالب حمایت از زنان و دختران ایران پرسروصدا حرف می‌زنند، این بود که در مقابل آن سکوت کنند تا بیشتر از این شنیده نشود. دخترانی که پرچم ایرانی را در میادین بین‌المللی و جهانی بالا بردند و سرود پرافتخار ایران را در مقابل همه نگاه‌های جهان زمزمه کردند و در نهایت با استقبال پرشور مردم کشور نیز در فرودگاه کشور مواجه شدند. حتی برخی از دخترانمان که به هر دلیلی نتوانستند مدال کسب کنند هم مورد همدلی و محبت هم‌وطنانشان قرار گرفتند. 

در کنار این اخبار دلچسب از قهرمانی دختران ورزشکار، خبر قهرمانی پیاپی تیم نجوم اخترفیزیک ایران در المپیاد جهانی باز هم نشاط تازه‌ای ساخت. تیمی که خانم‌ها هم در آن یک نماینده پرافتخار داشتند. دختر ایرانی که دارد دانش ایرانی را به رخ جهان می‌کشد. اما یک سؤال مهم، اگر این دختران پرافتخار تصویر مطلوب برخی از به‌اصطلاح حامیان و فعالان حوزه زنان ایرانی نیستند و رسانه‌ای کردن این دختران به مذاقشان خوش نمی‌آید، کدام تصویر از دختر ایرانی مطلوب رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین است؟ آن‌ها تاکنون چه تصاویری از دختران مطلوبشان ارائه داده‌اند که ما به تماشا بنشینیم و حداقل اندکی روی آن تأمل کنیم؟...دختر مطلوب ایرانی که قرار است در بهترین حالت در این برنامه‌ها یاد بگیرد که در جشن‌های بالماسکه، دیت‌های اول و هالووین چطور لباس بپوشد و حتی چطور نظر داوران را برای گرفتن امتیاز به خودش جلب کند. دختران شایسته دوران ۲۰۲۶ رسانه‌های فارسی‌زبان، با همان سنجش‌های عقب‌افتاده و جنسیت‌زده که هرازچندگاه هم برای درآمدزایی در غربت باید بروند نیشان‌تاشی و در مزون‌های مختلف، لباس‌های مجلسی مختلف را روی بدنشان تست کنند تا از این تبلیغ‌ها در غربت پول دربیاورند. دختر ایرونی مطلوب رسانه‌ای پهلوی‌پسند.

****

 جمهوری خواهان آمریکا در برزخ

وطن امروز نوشت:

هر چه به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ نزدیک‌تر می‌شویم، نشانه‌های ناآرامی در اردوگاه جمهوری‌خواهان آشکارتر می‌شود؛ حزبی که ایالت‌های قرمز را پشتوانه مطمئن خود می‌دانست، حالا در بخش‌هایی مهم از همان قلمروهای اطمینان‌بخش با رقابت‌هایی جدی و نگران‌کننده روبه‌رو است. این وضعیت را می‌توان به موجی از فشار سیاسی تشبیه کرد که از حاشیه‌ها آغاز شده و به قلب پایگاه سنتی جمهوری‌خواهان رسیده است. در چنین شرایطی، مهم‌ترین فرصت دموکرات‌ها از برتری برنامه‌ای یا توانایی اقناع رأی‌دهندگان درباره نسخه‌های اقتصادی و رفاهی آنان نشأت نمی‌گیرد! نقطه قوت فعلی حزب رقیب مستاجر کاخ سفید، آشفتگی جمهوری‌خواهان است؛ یعنی اختلافات درونی جمهوری‌خواهان، آسیب‌پذیری برخی نامزدها و دشواری حزب حاکم در حفظ اعتماد رأی‌دهندگانِ مناطق سنتی خود. اگر دموکرات‌ها بتوانند از این موقعیت بهره بگیرند، ممکن است بدون آنکه مطالبات، دغدغه‌ها و پرسش‌های رأی‌دهندگان را پاسخ داده باشند، از فرسایش انسجام حزب حاکم سود ببرند.
سال‌ها تگزاس، فلوریدا، اوهایو و کارولینای جنوبی در محاسبات انتخاباتی جمهوری‌خواهان جایگاهی تضمین‌شده داشتند. این ایالت‌ها نه‌فقط در انتخابات ریاست‌جمهوری، بلکه در رقابت‌های سنا، مجلس نمایندگان و فرمانداری‌ها نیز از ستون‌های اصلی قدرت حزب حاکم به شمار می‌رفتند اما اکنون مرزبندی‌های سیاسی در حال تغییر است. برخی رقابت‌ها در این ایالت‌ها نزدیک‌تر شده و حاشیه اطمینان جمهوری‌خواهان کاهش یافته است. این روند به معنای آن نیست که همه این ایالت‌ها ناگهان به پایگاه دموکرات‌ها تبدیل شده‌اند اما نشان می‌دهد عنوان «سنگر امن» دیگر برای همه حوزه‌ها وصف دقیقی نیست...تحلیلگران مسائل سیاسی در آمریکا معتقدند دموکرات‌ها لازم نیست در همه حوزه‌ها پیروز شوند تا موقعیت رقیب را دشوار کنند، کافی است شکاف‌های جمهوری‌خواهان را به مزیت انتخاباتی بدل کنند.
اگر حزب جمهوری‌خواه نتواند انسجام خود را بازیابد و پیام قابل‌ قبولی برای رأی‌دهندگان مردد ارائه کند، رقابت نوامبر ۲۰۲۶ ممکن است نقطه آغاز دوره‌ای طولانی از بحران تمام‌عیار سیاسی در این حزب باشد.

 ****

مجلس، اين ابهام را برطرف کند

جمهوری اسلامی نوشت:

 ادعاي سؤال‌برانگيزي درباره واگذاري 110 هکتار از اراضي چابهار به افغانستان از زبان يکي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اين روزها در فضاي مجازي دست به دست مي‌شود که مورد اعتراض بسياري از مردم قرار گرفته است. هرچند مشخص نيست اين سخن مربوط به چه تاريخي است و هيچ توضيحي درباره آن داده نشده، ولي مسئولان استان سيستان و بلوچستان آن را تکذيب کرده‌اند و اصل چنين اقدامي خلاف قانون اساسي و قوانين عادي کشور است.بند 8 اصل 43 قانون اساسي «جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد کشور» را ممنوع و جلوگيري از آن را بر مسئولين لازم دانسته است.اصل 81 قانون اساسي مقرر کرده «دادن امتياز تشکيل شرکت‌ها و موسسات در امور تجارتي و صنعتي و کشاورزي و معادن و خدمات به خارجيان مطلقاً ممنوع است».بموجب اصل 153 قانون اساسي «هرگونه قرارداد که موجب سلطه بيگانه بر منابع طبيعي و اقتصادي، فرهنگ، ارتش و ديگر شئون کشور گردد ممنوع است».در قانون مجازات‌هاي اسلامي نيز واگذاري خاک کشور به بيگانگان ممنوع اعلام شده و براي مرتکبين چنين اقدام خلافي مجازات در نظر گرفته شده است.اين احتمال وجود دارد که منظور نماينده‌اي که خبر از واگذاري 110 هکتار زمين در چابهار (10 هکتار کنار دريا و 100 هکتار در منطقه ويژه اقتصادي) فروش زمين به افغانستان نباشد. تعابيري مانند «اختصاص دادن» که در سخنان اين نماينده مجلس بکار رفته به روشني نشان نمي‌دهد منظور، فروش است يا اجاره ولي تعبير ديگري که روي آن تکيه شده «متعلق به خودش باشد» است که احتمال فروش و تمليک را قوي‌تر مي‌کند، اقدامي که از نظر قوانين اساسي و عادي ممنوع است و هيچکس و هيچ دستگاهي حتي مجلس شوراي اسلامي حق چنين کاري را ندارد.

در صورتي که منظور اين نماينده مجلس، اجاره دادن يا واگذاري موقت باشد نيز با توجه به بند 8 اصل 43 و همينطور اصل 53 قانون اساسي که هرگونه سلطه بيگانگان را ممنوع دانسته‌اند چنين اقدامي بايد براساس ضوابط بشدت مستحکمي باشد تا بهيچوجه شائبه سلطه در آن راه نيابد.