پيشنهاد هفت روزه ایران فقط برای آتشبس نبود
اعتماد نوشت:
آنچه از جزييات منتشر شده درباره پيشنهاد ايران مشخص است، اين است كه تهران بازگشايي هرمز را به مجموعهاي از اقدامات امريكا پيوند زده است. رفع محاصره دريايي بنادر ايران، معافيت يا رفع محدوديتهاي مربوط به صادرات نفت و توقف درگيريها، ازجمله شروطي هستند كه در گزارشهاي مربوط به اين پيشنهاد مطرح شدهاند. در مقابل، ايران بازگشايي هرمز و ازسرگيری مذاكرات را در پايان يك بازه هفتروزه قرار داده است.
اين ترتيب اهميت زيادي دارد، زيرا نشان ميدهد تهران قصد ندارد بازگشايي هرمز را به عنوان اقدامي يكجانبه و پيش از دريافت تعهدات طرف مقابل انجام دهد. از نگاه ايران، كاهش فشار بايد بخشي از همان معاملهای باشد كه درنهايت به بازگشت مسير ديپلماتيك منجر ميشود. ازسوی ديگر، واشنگتن نيز ميتواند استدلال كند كه هرگونه كاهش فشار بايد با دستاوردهای مشخص امنيتی همراه باشد.
بنابراين پيشنهاد هفت روزه را نميتوان صرفا يك پيشنهاد براي آتشبس دانست. مساله اصلي، ايجاد يك رابطه متقابل ميان اقدامات دوطرف است؛ رابطهای كه در آن هر اقدام يكي از طرفين، محرك اقدام بعدی طرف مقابل باشد. چنين ساختاری، در صورت ايجاد ضمانت كافی، ميتواند ريسك اجرای يكجانبه تعهدات را كاهش دهد.
****
راند تازه نبرد تابآوری
فرهیختگان نوشت:
تحریم هوایی علیه شرکتهای هواپیمایی ایران و مسیرهای پروازی مربوط به کشور، تازهترین اقدام غیرانسانی آمریکاییها علیه کشورمان است؛ تحریمی که نمیتوان آن را صرفاً ایجاد محدودیت برای 27 ایرلاین ایرانی دانست. آنچه از 23 سپتامبر یا یکم مهرماه سال جاری وارد مرحله اجرایی شد، در واقع در لیست آخرین تلاشهای طرف آمریکایی برای تقویت پروژه وارد کردن ضربه اقتصادی به ایران است. هدف این اقدام، فشار بر زنجیرهای از خدمات مورد نیاز هواپیماهای ایرانی در خارج از کشور است؛ بهگونهای که شرکتها و فرودگاههایی که به این هواپیماها سوخت، خدمات فرودگاهی یا امکان فروش بلیت ارائه میکردند، با خطر تحریمهای آمریکا در زمینه دسترسی به نظام مالی دلار مواجه شدند. نگرانی از تحریمهای یکجانبه آمریکا باعث شد تا برخی از کشورهای منطقه نیز ارائه خدمات به پروازهای ایرانی را متوقف یا محدود کنند. البته چین و روسیه حاضر به همراهی با این تحریم نشدند. به طور دقیقتر عدم همراهی چین به عنوان بزرگترین شریک تجاری ایران در زمین بازیای که واشنگتن آن را طراحی کرده بود، یک واکنش معنادار به شمار میرود که طراحی بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا را تا حدود زیادی خنثی میکند.
به گفته مجیدرضا حریری، رئیس اتاق مشترک ایران و چین سهم تجارت هوایی در ایران تنها در حدود۳ درصد است و تجار مسیر خود را برای تجارت باز خواهند کرد.
****
همین بود سوپرانقلابی گری تان؟
تابناک نوشت:
در آستانه بازگشت مسعود پزشکیان رئیس جمهور از آمریکا گروهی از سوپر انقلابیها با تجمع در فرودگاه مهرآباد شعارهایی سر دادند.، در ویدیویی که از این تجمع منتشر شده، عدهای از عدهای از سوپر انقلابیها شعارهایی نظیر «مرگ بر مسئولین نفوذی» و «ما مسئول بیغیرت، نمیخوایم، نمیخوایم» سر میدهند.
حق اعتراض و نقد برای مردم محفوظ است، اما سؤال از کسانی است که خود را مدعیتر از دیگران در دفاع از انقلاب میدانند آیا واقعاً قرار است هر مقام و مسئولی که روش و تحلیلش با آنان یکی نیست، یکشبه «نفوذی» و «بیغیرت» معرفی شود؟ اگر چنین است، تفاوت نقد انقلابی با تسویهحساب سیاسی دقیقاً کجاست؟پزشکیان پیش از سفر به نیویورک صراحتاً گفته بود مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی برای بیان «مظلومیت و اقتدار ایران» است و در سخنانش آمریکا را به نقض قواعد بینالمللی متهم کرد. حالا اگر کسی با عملکرد دولت مخالف است، میتواند درباره محتوای سخنرانی رئیسجمهور، دیدارهای او، دستاوردهای سفر یا سیاست خارجی دولت سؤال و نقد مشخص داشته باشد؛ اما تبدیل همه این اختلافات به شعار «نفوذی» چه مشکلی از کشور حل میکند؟ آیا این همان سیاستی نیست که به جای مطالبه پاسخ، دنبال ساختن دشمن داخلی است؟مشکل «سوپرانقلابیگری» دقیقاً از جایی آغاز میشود که عدهای تصور میکنند انقلابیتر بودن یعنی بلندتر شعار دادن و تندتر برچسب زدن. یک روز مسئول منتخب مردم «نفوذی» میشود، روز دیگر مدیر یا وزیر به خاطر یک تصمیم اجرایی «بیغیرت» خطاب میشود و روز بعد، هرکس از این ادبیات فاصله بگیرد متهم میشود که از آرمانها عقبنشینی کرده است. نتیجه چه میشود؟
فرسایش سرمایه اجتماعی و تبدیل فضای سیاسی کشور به میدان مسابقهای برای اثبات اینکه چه کسی از دیگری «انقلابیتر» است.نقد دولت، حتی نقد تند، حق جامعه و رسانه است؛ اما اگر قرار باشد هر مخالفتی با یک تصمیم دولت به پروندهسازی هویتی و اتهام نفوذ ختم شود، دیگر جایی برای گفتوگوی سیاسی باقی نمیماند.
****
ادعای جدید درباره دومین ترور رهبری در بیمارستان
آیت الله محسن حیدری، نماینده مجلس خبرگان رهبری در مصاحبه با تلویزیون العربی مدعی شده است: دشمن زمانی که فهمید آیت الله سیدمجتبی خامنهای مجروح شده و به بیمارستان رفته است، سه بیمارستان در تهران را بمباران کرد.
آیت الله سید مجتبی خامنه ای علاوه بر منزلش در نزدیکی دفتر رهبری، در بیمارستان نیز هدف ترور و بمباران دشمن قرار گرفت... دشمن حتی زمانی که فهمید ایشان مجروح شده و به بیمارستان رفته است، سه بیمارستان در تهران را بمباران کرد. آیت الله سید مجتبی خامنه ای در بیمارستان بودند و او را از زیر آوار بیرون کشیدند.
****
روششناسی پایان دائمی جنگ
کیهان نوشت:
وضعیت جنگ سوم در شروع، در جبهه شکلدهنده به تجاوز، در طرح موضوعات و در منطق ایستادگی ایران، شباهت زیادی به جنگ هشتساله دارد البته با تفاوتهای چشمگیری که در قدرت ایران و در نوع جنگیدن طرفین پدید آمده است.
الان هم در دو طرف صحبت از صلح میشود اما باز همان حکایت صلح آمریکایی و صلح اسلامی است که امام راحل میفرمود و در صفحه ۸۸ جلد ۱۶ صحیفه آمده است. یک صلح حفظ استخوان لای زخم که منشأ تجاوز جدید به ایران است که امام آن را صلح آمریکایی خواندند و یک صلح به تعبیر ایشان صلح اسلامی است که با پایان یافتن دائمی جنگ در همه جبهههای مقاومت از ایران تا کرانه باختری فلسطین، رسیدن به بازدارندگی نظامی همه ارکان جبهه مقاومت، حفظ تمامیت ارضی ایران که الان مظهر آن حفظ حاکمیت مطلق ایران بر تنگه هرمز، خلیج فارس و دریای عمان است و تنبیه متجاوزین که مهمترین آن تعطیلی پایگاههای نظامی آمریکا از شعاع هزار کیلومتری اطراف ایران میباشد. اگر امام راحل یا امام شهید الان سکان اداره کشور را در دست داشتند همینها را بهعنوان «صلح اسلامی» - نه به معنای زرورقی برای تسلیم در برابر دشمنان متجاوز با عنوان جعلی صلح شرافتمندانه - دنبال میکردند و اینها از جمله مواردی است که امام سید مجتبی خامنهای دامت برکاته به نمایندگی از ملت و بهعنوان تکلیفی الهی و مصلحت رساندن کشور به بازدارندگی دائمی نظامی دنبال مینمایند. با عنایات خداوند و استقامت ملت و دولت و ابتکارات نظامی جبهه مقاومت دیری نخواهد پایید که دشمن علیرغم اشتلمهای امروزیاش به آن تن بدهد.
****
هدف ترامپ از مذاکره مهار قیمت نفت است
فوادایزدی کارشناس روابط بین الملل گفته است:
در آمریکا این نگاه وجود دارد که محاصره دریایی و هوایی و سیاست فعلی، سیاستهایی درست و اثرگذار هستند. وقتی جایی در دنیا چنین سیاستی جواب میدهد، آن را در جاهای دیگر هم ادامه میدهند و بر شدت آن میافزایند.به همین دلیل ملاحظه کردید که دفعه قبل، یک روز پس از بازگشت هیئت مذاکرهکننده ایران از اسلامآباد، تحریمهای دقیقتری آغاز شد. الان که هیئت مذاکرهکننده به نیویورک رفته است، اجازه ندادند برگردند و پیش از بازگشت، محاصره هوایی را شروع کردند. چرا؟ چون طرف آمریکایی از مقامات دولتی ایران یک برآورد مشخص پیدا کرده است. کار آنها این است که سیاست ضدایرانی خود را اعمال کنند و در این میان این پرسش پیش میآید که ایران چه واکنشی نشان میدهد؟ آنها باید در این باره برآورد داشته باشند.
برآورد آمریکاییها از نیروهای نظامی ما این است که اینها انسانهای توانمندی هستند، موشک نقطهزن دارند، در دمای ۶۰ درجه محیط کار خود را ترک نمیکنند، با حقوق کم میجنگند و از کشورشان دفاع میکنند. این نگاه آنها نسبت به نیروهای نظامی ماست.
اما برآوردشان نسبت به بعضی از نیروهای سیاسی ما این است که گزینهای جز مذاکره ندارند. مذاکره برای آنها یعنی حرف زدن؛ کار خاصی نمیخواهد و هزینهای ندارد. بنابراین سیاست فعلی باید ادامه پیدا کند تا به نتیجه برسد. چه نتیجهای؟ طبق گفته همه روزه مقامات آمریکایی میخواهند حکومت ایران پایان پیدا کند و نابود شود. هفته پیش نیز وزیر خزانهداریشان مجدد این هدف اصلی را بازگو کرد.
بنابراین، تا زمانی که این نگاه نسبت به بعضی از مسئولان کشور اصلاح نشود، سایه جنگ ادامه پیدا میکند و سیاستهای خصمانه دولت آمریکا هر روز افزایش پیدا میکند.
****
از نیویورک تا تهران
اطلاعات نوشت:
از چند روز پیش از سفر رئیسجمهور به نیویورک با فضاسازی جماعتی از تندروها و افراد مشکوک و بیمنطق در فضای مجازی و شعارهای خیابانی وضع عجیبی شکل گرفت. عباس عراقچی وزیر امور خارجه در انتقال پیام و ماموریتی که در کنار مسعود پزشکیان بر عهده گرفته بود، به خیانت متهم شد.
فضای منفی و شعارها علیه دولت و پزشکیان، و حتی فرزند رئیسجمهور تداوم داشت. این وضعیت البته با سخنرانی در صحن سازمان ملل یکی دو روز فروکش کرد، اما همچنان علیه وزیر خارجه و مذاکرهکنندگانی که قبلا و فعلا در این کار ماموریت داشته و دارند، به شکل بیسابقه و اهانتآمیزی جریان دارد. این اتفاقات اکنون دارد به هرج و مرجی بدل میشود که شاید بعداً نظمیافتن و رمزگشایی از آن برای هیچ یک از مسئولین کشور میسر نباشد... این کشور از آن تمام شهروندان است و اگر قرار است در برابر دشمن و خصمی همچون آمریکا و قصابان بیرحمی چون اسرائیل بجنگد و دوام آورد، باید همه مردم و همه رجال و گروههای سیاسی، خبیران و صاحبان تجربه در سیاست و مدیریت، تدبیر کنند و کشتی مملکت را به ساحل امن برسانند.
حمله و هجوم و شعارهای توهینآمیز به رجال و مقامات سیاسی، از جمله رؤسای جمهور و وزرای سابق و اسبق، مزاحمت و تهاجم جلوی در منازل آنها و شعارها و اهانتها علیه کسانی که با برخی از جریانات سیاسی و ایدئولوژیکی کنونی زاویهای دارند، بسیار خطرناک است. این وضع در حالی که استانهای مرزی نیازمند آرامش است و پایتخت باید لنگر ثبات باشد، نیازمند یگانگی و انسجام و همدلی همه نیروهای سیاسی و مردم از هر سنخ و صنف و گروه و اندیشه و سبک زندگی است.
تجربه این جنگ در طول یک دو سال اخیر، بلکه پس از واقعه ۷اکتبر، افقی نامعلوم دارد. رژیم صهیونیستی و دشمنان نفوذی قبلا با وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ در تهران و شهرهای متعدد ایران، کوشیدند حاکمیت و ملت را رودرروی هم قرار دهند و میان ملت ایران نیز چندگانگی و قطبیت ایجاد کنند. آن برنامه به شکست انجامید.
چرا اینک کسانی به دست و زبان خود، در دل توفان دست به کارهایی میزنند که هیچ عقل سلیمی نمیتواند معنا و مبنای آن را درک کند؟
****
از خطوط قرمز ایران عبور نکنید
جوان نوشت:
واقعیت آن است که ایران بهعنوان یک کشور متعارف قادر و مجاز به تقویت تواناییهای دفاع متعارف خود است و این تواناییها را نه برای تجاوز به دیگران بلکه برای دفاع از خود تدارک دیده است. اتفاقاً وضعیت آشوبناک منطقه غرب آسیا و ضرورت توجه کشورها به اصل خودیاری (Self- help)، در کنار تجربه دو جنگ تمامعیار در یک سال گذشته و حفظ کارزار نظامی دشمن علیه ایران ایجاب میکند به این مهم بیش از پیش توجه شود. با این حال، تواناییهای ایران تهدیدی برای هیچ طرفی نیست، مگر آنکه از سوی آنها تهدیدی علیه ایران شکل بگیرد یا آنها اقدامی علیه ایران انجام دهند. از این نظر، تواناییهای دفاعی ایران با هدف بازدارندگی ایجاد شده تا تهدیدی علیه ایران شکل نگیرد و عملی نشود، اما آنگاه که تهدیدی علیه ایران عملی شود، ایران بیدرنگ و قدرتمندانه به آنها پاسخ میدهد. بنابراین، سایر کشورهای مرتبط با پرونده ایران باید مراقب کنش و واکنشهای خود در قبال ایران باشند تا با رعایت اصولی، چون حسن همجواری و احترام متقابل از خطوط قرمز ایران عبور نکنند.
****
بهتر نیست سازش کنیم تا فشارها تمام شود؟!
مدیرعامل خبرگزاری فارس نوشته است:
اگر برای رهایی از فشار و رسیدن به آرامش، راه سازش در برابر ظالم را انتخاب کنیم، آیا فشارها واقعاً پایان مییابد؟ قرآن با هشدار درباره تکیهکردن به ظالمان، به این پرسش پاسخ میدهد.
یک نسخه این روزها ساده و حتی وسوسهکننده به نظر میرسد: شرایط سخت است، دشمن قدرتمند است، فشار اقتصادی وجود دارد و مردم هم تحت فشارند؛ پس چرا کوتاه نیاییم؟ چرا با او سازش نکنیم تا دست از سرمان بردارد؟فرض کنیم همین نسخه را پذیرفتیم. سؤال بعدی چیست؟چقدر باید کوتاه بیاییم تا ظالم راضی شود؟قرآن دقیقاً درباره منطق «کوتاه بیا تا او هم کوتاه بیاید» تعبیری قابل تأمل دارد:«وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»آنان دوست دارند تو نرمش کنی تا آنان نیز نرمش کنند. (قلم: ۹)
پیشنهاد، ظاهراً منصفانه است: تو کمی کوتاه بیا، او هم کمی کوتاه میآید. اما قرآن این پیشنهاد را تأیید نمیکند. چرا؟چون مسئله با «کمی کوتاه آمدن» تمام نمیشود. چقدر کوتاه بیاییم تا راضی شوند؟
اینجاست که آیه ۱۲۰ بقره معنای مهمی پیدا میکند:«وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»آنان از تو راضی نخواهند شد تا از آیین آنان پیروی کنی.
این آیه درباره گروههای مشخصی از یهود و نصارای مخاطب پیامبر سخن میگوید اما سازوکاری که آیه نشان میدهد برای بحث ما مهم است: وقتی هدف خود را «راضیکردن طرف مقابل» قرار دادی، معلوم نیست رضایت او کجا متوقف شود.
امروز یک مطالبه. فردا مطالبه بعدی. امروز میگویی این را بدهیم تا فشار تمام شود. اگر تمام نشد چه؟آن یکی را هم بدهیم؟ و اگر باز تمام نشد؟ دقیقاً کجا قرار است بایستیم؟مشکل اصلی منطق سازش همینجاست: نقطه پایان را شما تعیین نمیکنید؛ کسی تعیین میکند که رضایت او را شرط نجات خود قرار دادهاید.
****
افتخار به جنایت
قدس نوشت:
در مجمع عمومی سازمان ملل، بنیامین نتانیاهو پیجری را در دست گرفت و با افتخار پرسید: «پیجرها را یادتان هست؟» این پیجر نماد عملیاتی بود که در سپتامبر ۲۰۲۴ هزاران دستگاه ارتباطی را در لبنان و بخشهایی از سوریه منفجر کرد و به کشته و زخمی شدن شماری از مردم از جمله غیرنظامیان انجامید. اما مسئله فقط نمایش یک شیء نبود؛ افتخار به روشی از جنگیدن بود که در آن، هدف نه در میدان نبرد، بلکه در خانه و خیابان غافلگیر میشود.
پرسش اخلاقی اینجاست: آیا این «افتخار» است؟ جنگهای قدیم با همه خشونتشان، قاعدهای داشتند. در سنت ایرانی، بهویژه آن گونه که فردوسی در شاهنامه تصویر میکند، نبرد تنبهتن بخشی از «منش پهلوانی» بود. پهلوان پیش از نبرد، نام و نسب خود را میگفت، حریف را به مبارزه میطلبید و در برابر او میایستاد. این آیین، هرچند خونین، دستکم این حقیقت را میپذیرفت که دشمن نیز انسان است؛ انسانی که شمشیر در دست دارد و میتواند از خود دفاع کند. جوانمردی در این سنت، نه ضعف، بلکه مرزی بود که انسانیت را از توحش جدا میکرد.
امروز اما آن مرز فروریخته است. جنگندهای که در اتاقی بسته در تلآویو مینشیند و با فشار یک دکمه، پیجری را در بازار بیروت منفجر میکند، با کسی روبهرو نیست که بتواند از خود دفاع کند. او با غافلگیری مطلق میجنگد و غافلگیری، وقتی هدف در میان زنان و کودکان و رهگذران باشد، دیگر «شجاعت» نیست؛ انتقام از بیدفاعترینهاست. اینجاست که شاهد کوچ اندک کورسوی فتوت و «جوانمردی» از میدان نبرد هستیم. و این در حالی است که فناوری و بهرهمندی از فناوریهای نوین قرار بود زیست انسان را راحتتر و آسانتر کند، اما امروز قربانی میگیرد.