رهبری در نظام جمهوری اسلامی یک مقام اجرایی در کنار مقامهای دیگر نیست؛ قلب تپنده نظام است. اصل پنجاهوهفتم قانون اساسی، انحصار هدایت امور را در ولایت میداند. این انحصار بهمعنای انحصار قدرت نیست؛ بهمعنای وحدت جهت است.
رهبری سه کارکرد بنیادین دارد: تعیین جهت در لحظات تاریک، تثبیت دلها در لحظات اضطراب و نیز وحدتبخشی به اراده ملت در لحظات تصمیم. این سه کارکرد، حاکمیتی هستندو هیچ نهادی نمیتواند و نباید در ادعای تصدی آنها برآید.
اما میان قلب و اعضا شریان لازم است. رهبر شهید با تأکید بر اینکه «تسلط بر مغزها باارزشتر از تسلط بر سرزمینهاست»، رسانه را میدانی «تعیینکنندهتر از ابزار نظامی» میدانست. بر همین اساس، رسانه ملی نقشی مهم و بیبدیل دارد. این میدان اگر کار کند، جهت اعلامشده را به واقعیت زیسته جامعه تبدیل میکند و اگر کار نکند، جهت در سطح کلام میماند.
سه خاصیت، رسانه ملی را از هر رسانه دیگری جدا میکند:
شبکه سراسری دسترسی تا دورترین روستاها، سرمایه اعتماد عمومی که طی دههها انباشته شده و مأموریت قانونی و عمومی که پاسخگوی ملت است، نه بازار. رسانهای که بقای آن به کلیک و تبلیغ بسته باشد، لزوما نمیتواند بار هدایت را در روزهای سخت بکشد؛ چون در روزهای سخت حقیقت گران است و دروغ ارزان.
این گفتمان فقط در سطح نظریه باقی نمانده و حداقل سه بار در تاریخ همین انقلاب آزمون داده است.
نخست، سالهای تبعید امام خمینی (قدس سره): وقتی امام بهطور مستقیم در دسترس نبود، نوار و بیانیه و زنجیره رسانهای مردمی، رسانه را به شریان هدایت بدل کرد و نشان داد فاصله جغرافیایی، هدایت را تعطیل نمیکند.
دوم، هشت سال دفاع مقدس: رسانه ملی روایت جبهه را ساخت و همین روایت بود که پشت جبهه را جبهه نگه داشت.
سوم، روزهای پس از شهادت رهبر شهید: وقتی تصویر آینده هنوز روشن نبود، رسانهها و منبرها و در رأس آنها رسانه ملی بودند که بعثت مردمی از روز دهم اسفند را روایت کردند و جامعه را از شوک به صف بازگرداندند. رهبر شهید پیشتر خود در جنگ ۱۴۰۴ همین الگو را به کار بسته بود: تثبیت، بسیج روایت، جمعبندی پیروزمندانه.
وقتی دسترسی حضوری به رهبری به هر علت، از الزامات امنیتی جنگ تا گذارهای تاریخی، محدود یا منقطع شود، ممکن است جامعه همزمان جهت، آرامش و وحدت را از دست بدهد. رسانه ملی میتواند با رعایت امانت در مورد خطوط اصلی اعلامشده توسط رهبری هر سه مؤلفه را تا بازگشت دسترسی مستقیم حفظ کند:
در جهتدهی: با تدقیق و ترجمان عملیاتی همان مسیری که رهبری ترسیم کرده است، زنجیره بیانات و پیامها و تدابیر و اولویتها در چنین روزهایی، از «سند تاریخی» به «دستورالعمل عملیاتی» تبدیل میشود و رسانه ملی، مفسر امانتدار آن است.
در آرامشبخشی: رسانه ملی باید جنگ شناختی دشمن را خنثی کند؛ همان جنگی که به فرموده رهبر انقلاب در پیام غدیر به دنبال «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان» و کاشت «بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف» است. اولین میدان حمله دقیقاً لحظه کم شدن دسترسی است. این کار با روایت قدرت بهجای روایت ضعف و عرضه صداقتی که اعتماد را زنده نگه میدارد، ممکن میشود.
در روایت و وحدت: رسانه ملی باید آنچه رهبر انقلاب «ممنوع» اعلام کرده یعنی هر آنچه بهضرر انسجام اجتماعی باشد را به قاعده تحریریه خود بدل کند و میدان را به دوگانهسازان و تفرقهافکنان نسپارد؛ دوگانههای موهوم هیچکدام واقعیت میدان نیست، بلکه تله ذهن است.
این نقش، یک ملاحظه هم دارد که باید از آن مراقبت کرد؛ آفت خود را مرجع دانستن و مستقل از سیاست و خط معیار عمل کردن. همواره باید دقت کرد که خدای ناکرده رسانه با این چالش مواجه نشود. رسانه اگر بهجای تدقیق مسیر، مسیر مستقل ابداع کند، از واسطه به مدعی بدل شده و هم اعتبار خود را میسوزاند و هم به جایگاه ولایت خدشه میزند.
البته میان رهبری و مردم غیر از رسانه ملی، حلقههایی از انسانهای مؤثر و مجموعههای رسمی و غیررسمی ایستادهاند: از نهادهای متولی تبلیغ و تبیین و کنش رسانهای تا عالم و امام جمعه، استاد و معلم، صاحب فکر و قلم، هنرمند و روزنامهنگار و فعال تبیین و هر عنصر حلقه میانی که سخن اعلامشده را به زبان محله و صنف و نسل و اقلیم و گروه مخاطب برمیگرداند. کار این عناصر و حلقهها ابداع مسیر نیست؛ تبیین است. مقصود و اراده رهبری را از سطح کلام به فهم و عمل نزدیک میکنند و مأموریت هدایت را در میدان خود یاری میدهند.
ولایت حتی برای یک لحظه هم تعطیل نمیشود. آنچه گاهی با اختلال مواجه میشود، کیفیت دسترسی است که پر کردن این فاصله، رسالت رسانه ملی و مؤثرین اجتماعی و نهادهای تبلیغی است.
رسانه ملی شبکه سراسری انتقال است و این عناصر، کانالها و مسیرهای بخشی و محلیاند. رهبری، سرچشمه هدایت است و این سرچشمه هیچ جانشینی ندارد. بدون شبکه، آب سرچشمه به تشنهها نمیرسد؛ اما اگر شبکه سراسری و عناصر انتقال بخشی، امانتدار باشند و مستمرا به وظیفه خود عمل کنند، شبکه انتقال متراکم میشود و در روزهای محدودیت دسترسی، فاصله کمتر حس میشود و تدبیر و اراده رهبری در کل جامعه و شئون مختلف کشور جلوه میکند