بازطراحی تیم دندانپزشکی؛ راهی برای ارتقای بهداشت دهان و دندان مردم

گروه اجتماعی الف،   4050701040 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

اگر دندانپزشک باید برای درمان‌های پیچیده‌تر و ضروری‌تر وقت داشته باشد، چه کسی باید خدمات پایه سلامت دهان را ارائه کند؟ پاسخ بسیاری از نظام‌های سلامت، طراحی یک تیم چندسطحی و استفاده از نیروهای حدواسط و بهداشتکار درمانی است؛ الگویی که می‌تواند در ایران نیز با تکیه بر شبکه بهداشت و سابقه تربیت بهداشتکاران دهان و دندان مورد بازطراحی قرار گیرد.

به گزارش الف سلامت دهان و دندان تنها با دندانپزشکان تأمین نمی‌شود؛ همان‌طور که تمام خدمات نظام سلامت نیز دارای طبقات و سطوحی است، دهان و دندان نیز نیازمند چنین سطح‌بندی در ارائه خدمات می‌باشد. یکی از مسائل اساسی امروز نظام سلامت دهان و دندان، نحوه سازمان‌دهی ارائه خدمات است؛ اینکه خدمات ضروری و پایه چگونه به مردم، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، برسد و در عین حال دندانپزشکان بتوانند بخش بیشتری از ظرفیت خود را به درمان‌های تخصصی‌تر و پیچیده‌تر اختصاص دهند. در چنین شرایطی، استفاده از نیروهای حدواسط دندانپزشکی و بهداشتکاران دهان و دندان در شبکه بهداشت، تحت نظارت دندانپزشک می‌تواند یکی از راه‌های بازطراحی نظام ارائه خدمات سلامت دهان باشد؛ مدلی که در آن، به جای آنکه تمام خدمات از پیشگیری تا درمان‌های پیچیده بر دوش دندانپزشک قرار گیرد، وظایف بر اساس سطح مهارت و پیچیدگی خدمت میان اعضای تیم دندانپزشکی تقسیم می‌شود.

خدمات سلامت در دهان و دندان را از مطب دندانپزشکی به محل زندگی مردم منتقل کنیم

بخش مهمی از نیازهای سلامت دهان، الزاماً به مداخلات پیچیده و تخصصی نیاز ندارد. آموزش و مراقبت‌های بهداشتی، پیشگیری، غربالگری، شناسایی زودهنگام مشکلات، پیگیری بیماران، مراقبت‌های پایه و بخشی از خدمات درمانی قابل واگذاری، می‌تواند در سطح شبکه بهداشت و توسط نیروی آموزش‌دیده و دارای شرح وظایف مشخص ارائه شود. در این مدل، بهداشتکار دهان و دندان قرار نیست جایگزین دندانپزشک شود. مسئله اساساً «جایگزینی» نیست؛ مسئله تقسیم کار در تیم سلامت دهان است. دندانپزشک همچنان مسئول خدمات تخصصی و پیچیده‌تر خواهد بود، اما بخشی از خدمات پایه و ضروری می‌تواند توسط نیروی حدواسط، در چارچوب ضوابط مشخص و تحت نظارت دندانپزشک ارائه شود. این تغییر می‌تواند یک پیامد مهم داشته باشد: خدمت سلامت دهان به جای آنکه صرفاً در مطب دندانپزشک منتظر بیمار بماند، می‌تواند به شبکه بهداشت و محل زندگی مردم نزدیک‌تر شود. دندانپزشک باید برای کارهایی وقت داشته باشد که فقط دندانپزشک می‌تواند انجام دهد.

تیم «یکنفره» دندانپزشک؛ آیا این تیم یکنفره از پس همه خدمات بر می‌آید؟

یکی از مشکلات نظام‌های سلامت زمانی ایجاد می‌شود که همه سطوح خدمت به یک گروه از نیروهای تخصصی وابسته شود. در این حالت، دندانپزشک باید بخشی از زمان خود را صرف خدماتی کند که امکان واگذاری آنها به اعضای آموزش‌دیده تیم وجود دارد؛ در حالی که همین زمان می‌تواند برای درمان بیمارانی با مشکلات پیچیده‌تر مورد استفاده قرار گیرد. تقسیم کار می‌تواند این معادله را تغییر دهد. وقتی نیروی حدواسط بتواند بخشی از خدمات پایه، پیشگیرانه و مشخص را در سطح شبکه بهداشت انجام دهد، دندانپزشک فرصت بیشتری برای رسیدگی به درمان‌های تخصصی، موارد پیچیده و بیمارانی خواهد داشت که واقعاً به مداخله دندانپزشک نیاز دارند. بنابراین، هدف از تربیت نیروی حدواسط، کاهش نقش دندانپزشک نیست؛ هدف، استفاده مؤثرتر از تخصص دندانپزشک است.

در چنین مدلی، یک دندانپزشک می‌تواند به جای آنکه تمام ظرفیت خود را صرف طیف گسترده‌ای از خدمات کند، بخش مهم‌تری از زمان خود را به مواردی اختصاص دهد که نیازمند دانش، مهارت و مسئولیت حرفه‌ای اوست.

از نیروی حدواسط تا شکل‌گیری نظام ارجاع در سلامت دهان

اما شاید مهم‌تر از همه، نقش نیروی حدواسط در ایجاد یک نظام ارجاع واقعی در سلامت دهان و دندان باشد. امروز بسیاری از مردم یا برای دریافت خدمات پیشگیرانه و پایه به‌موقع مراجعه نمی‌کنند، یا زمانی به دندانپزشک مراجعه می‌کنند که مشکل آنها پیشرفته‌تر شده است. یکی از دلایل این وضعیت، نبود یک مسیر منسجم برای شناسایی، غربالگری، ارائه خدمت اولیه، پیگیری و ارجاع بیمار است. شبکه بهداشت می‌تواند نقطه آغاز این مسیر باشد.

در مدل پیشنهادی، بهداشتکار دهان و دندان یا نیروی حدواسط می‌تواند در سطح اول، وضعیت سلامت دهان افراد را بررسی و موارد نیازمند مداخله را شناسایی کند. خدماتی که در سطح پایه قابل ارائه هستند، همان‌جا انجام شوند و بیمارانی که نیازمند مداخله دندانپزشک هستند، به سطح بالاتر ارجاع داده شوند.

به این ترتیب، یک زنجیره شکل می‌گیرد:

پیشگیری و آموزش ← غربالگری ← خدمات پایه ← شناسایی موارد پیچیده ← ارجاع به دندانپزشک ← درمان تخصصی ← پیگیری

این همان چیزی است که می‌تواند نظام سلامت دهان را از یک نظام صرفاً «درمان‌محور» به سمت یک نظام پیشگیرانه، سطح‌بندی‌شده و مبتنی بر ارجاع حرکت دهد.

شبکه بهداشت؛ نقطه‌ای برای بازگشت سلامت دهان به متن نظام سلامت

اگر قرار باشد سلامت دهان بخشی واقعی از نظام سلامت کشور باشد، نمی‌توان آن را صرفاً به بازار خدمات دندانپزشکی و مراجعه مستقیم افراد به مطب‌ها محدود کرد. شبکه بهداشت کشور، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، ظرفیت مهمی برای ارائه خدمات اولیه و پیشگیرانه دارد. حضور نیروی حدواسط دندانپزشکی در این شبکه می‌تواند به معنای آن باشد که سلامت دهان نیز مانند سایر حوزه‌های سلامت، از سطح اول مراقبت برخوردار شود؛ سطحی که در آن پیشگیری، آموزش، شناسایی زودهنگام و ارائه خدمات پایه در دسترس مردم قرار گیرد و موارد پیچیده‌تر به سطح تخصصی ارجاع داده شود. این مدل به‌خصوص برای مناطقی اهمیت دارد که دسترسی مردم به دندانپزشک دشوارتر است و فاصله میان نیاز به خدمت و دریافت آن، خود به عاملی برای تشدید بیماری تبدیل می‌شود.

وزیر بهداشت؛ وعده‌ای که باید وارد مرحله اجرا شود

این موضوع، صرفاً یک پیشنهاد نظری نیست. وزیر بهداشت در آذرماه سال گذشته نیز از ضرورت ایجاد و تربیت نیروهای حدواسط سخن گفته بود؛ اظهارنظری که می‌تواند نقطه آغاز بازگشت این موضوع به سیاست‌گذاری رسمی نظام سلامت کشور باشد. اکنون مسئله اصلی این است که این ایده چگونه از سطح وعده و سیاست‌گذاری به یک مدل اجرایی مشخص تبدیل شود.

مسئله امروز ایران فقط کمبود دندانپزشک نیست

کمبود دندانپزشکمسئله سلامت دهان در ایران را نمی‌توان تنها با یک عدد یعنی تعداد دندانپزشکان سنجید. مسئله مهم‌تر، نحوه توزیع و سازمان‌دهی خدمات و استفاده از ظرفیت هر سطح از نیروی انسانی است. اگر قرار است دسترسی مردم به خدمات ضروری سلامت دهان افزایش پیدا کند، باید خدمات پایه به مردم نزدیک‌تر شود؛ اگر قرار است دندانپزشک زمان بیشتری برای درمان‌های پیچیده داشته باشد، باید بخشی از خدمات قابل واگذاری به سایر اعضای تیم سپرده شود؛ و اگر قرار است نظام ارجاع در سلامت دهان شکل بگیرد، باید سطح اول ارائه خدمت در شبکه بهداشت تعریف شود. در این میان، بهداشتکار دهان و دندان و سایر نیروهای حدواسط می‌توانند حلقه اتصال میان شبکه بهداشت، خدمات پایه و دندانپزشک متخصص باشند.

سؤال اصلی بنابراین دیگر فقط این نیست که «چند دندانپزشک دیگر تربیت کنیم؟»؛ سؤال مهم‌تر این است که «چه تیمی و با چه تقسیم کاری می‌تواند سلامت دهان مردم را بهتر تأمین کند؟»

احیای آموزش نیروی حدواسط دندانپزشکی، در صورت طراحی دقیق و مبتنی بر نیازهای امروز کشور، می‌تواند فرصتی برای پاسخ به همین سؤال باشد؛ فرصتی برای آنکه خدمات پایه به مردم نزدیک‌تر شود، دندانپزشکان بر خدمات تخصصی‌تر تمرکز کنند و نظام ارجاع، سرانجام جای خود را در سلامت دهان و دندان کشور پیدا کند.