زنستیزی چیست و چطور خودش را در زندگی روزمره نشان میدهد؟ با ۳۰ مثال ساده و واقعی، رفتارهای زنستیزانه و زنستیزی زنان علیه زنان را بشناسید.
زنستیزی چیست؟
اگر از شما بپرسند «زنستیزی چیست؟»، شاید اولین چیزی که به ذهنتان برسد، نفرت آشکار از زنان باشد. اما زنستیزی همیشه با یک جمله تند یا توهین مستقیم خودش را نشان نمیدهد. گاهی زنستیزی در قالب یک شوخی، توصیه خانوادگی، قضاوت، تبعیض یا حتی جملهای به ظاهر دلسوزانه پنهان میشود.
مثلاً وقتی به یک دختر گفته میشود «تو دختری، باید بیشتر کوتاه بیایی»، ممکن است گوینده تصور کند فقط در حال نصیحت کردن اوست. اما اگر از زنان به طور مداوم انتظار فداکاری، سکوت یا سازش بیشتری نسبت به مردان داشته باشیم، با یک نگرش جنسیتی مواجه هستیم.
به طور کلی، زنستیزی به نگرشها، باورها و رفتارهایی گفته میشود که زنان را صرفاً به دلیل زن بودنشان تحقیر، محدود، کنترل یا کمارزش میکنند. زنستیزی میتواند آشکار یا پنهان باشد و حتی گاهی توسط خود زنان بازتولید شود.
زنستیزی فقط به معنای متنفر بودن از زنان نیست
یکی از تصورات اشتباه درباره زنستیزی این است که فرد زنستیز حتماً باید از زنان متنفر باشد. در واقع ممکن است فردی زنان خانواده خود را دوست داشته باشد، برای مادرش احترام زیادی قائل باشد و حتی خودش را حامی زنان بداند، اما همچنان باورهایی داشته باشد که زنان را در موقعیت پایینتری نسبت به مردان قرار میدهد.
برای مثال، کسی که میگوید: «زنها برای مدیریت کردن مناسب نیستند.» یا «زن باید در تصمیمهای مهم زندگی از شوهرش تبعیت کند.» در حال بیان یک باور جنسیتی درباره زنان است؛ حتی اگر خودش تصور کند قصد بدی ندارد.
۳۰ مثال زنستیزی در زندگی روزمره
زنستیزی فقط در اتفاقات بزرگ دیده نمیشود. بسیاری از نمونههای آن ممکن است در خانواده، محیط کار، روابط اجتماعی و گفتوگوهای روزمره دیده شوند.
۱. «زنها نمیتوانند مدیر خوبی باشند»
در این جمله، توانایی مدیریت به جنسیت فرد ارتباط داده شده است. در حالی که مهارت مدیریت به دانش، تجربه، شخصیت و تواناییهای فردی مربوط است، نه زن یا مرد بودن.
۲. «زن باید همیشه مطیع شوهرش باشد»
در یک رابطه سالم، زن و مرد هر دو باید بتوانند نظر خود را بیان کنند و در تصمیمهای مشترک نقش داشته باشند. تبدیل کردن اطاعت زن از مرد به یک وظیفه، جایگاه زن را پایینتر قرار میدهد.
۳. «دختر خوب نباید زیاد حرف بزند»
وقتی از دختران انتظار میرود ساکتتر باشند، کمتر اعتراض کنند و کمتر نظر بدهند، این پیام به آنها منتقل میشود که نظر آنها اهمیت کمتری دارد.
۴. «دختر باید از پسر بیشتر کار خانه انجام دهد»
اگر مسئولیت خانهداری فقط به دلیل دختر بودن بیشتر بر دوش او گذاشته شود و خودش راضی نباشد، یک نقش جنسیتی نابرابر به او تحمیل شده است.
۵. «زن باید به خاطر بچههایش هر شرایطی را تحمل کند»
مادر بودن نباید به این معنا باشد که زن مجبور است هر شرایطی را تحمل کند. چنین باوری میتواند زنان را به ماندن در شرایط ناسالم یا تحمل رفتارهای نادرست مجبور کند.
۶. «زن اگر خیلی موفق شود، دیگر زن زندگی نیست»
در این نگاه، موفقیت زن با نقش خانوادگی او در تضاد قرار داده میشود؛ گویی زن برای اینکه «زن خوبی» باشد باید از پیشرفت خود صرفنظر کند.
۷. «زن نباید از مرد بیشتر درآمد داشته باشد»
درآمد بیشتر یک زن، به خودی خود هیچ ایرادی ندارد. مشکل زمانی ایجاد میشود که موفقیت مالی زن نامناسب یا تهدیدکننده تلقی شود، صرفاً به این دلیل که او زن است.
۸. «زنهای عصبانی مشکل هورمونی دارند»
این جمله میتواند احساسات و اعتراض یک زن را بدون توجه به دلیل واقعی آن بیاعتبار کند و هرگونه عصبانیت او را به زن بودنش و پریود او نسبت دهد.
۹. «زنها احساساتیاند و نمیتوانند تصمیمهای مهم بگیرند»
این باور زنان را ذاتاً کممنطقتر معرفی میکند و توانایی آنها برای تصمیمگیری درباره مسائل مهم را زیر سؤال میبرد.
۱۰. نادیده گرفتن نظر یک زن در محیط کار
فرض کنید زنی در جلسه کاری ایدهای ارائه میکند و کسی به آن توجه نمیکند، اما همان ایده زمانی که یک مرد آن را مطرح میکند جدی گرفته میشود. اگر دلیل این تفاوت، جنسیت زن باشد، با تبعیض جنسیتی روبهرو هستیم.
۱۱. «این کار برای زنها نیست»
وقتی توانایی یک زن برای انجام یک کار فقط به دلیل جنسیتش زیر سؤال میرود، بدون اینکه مهارت واقعی او بررسی شود، یک پیشداوری جنسیتی شکل گرفته است.
۱۲. نسبت دادن موفقیت یک زن به مردان اطرافش
مثلاً درباره یک زن موفق گفته شود: «حتماً شوهرش کمکش کرده.» ممکن است حمایت همسر واقعاً وجود داشته باشد، اما اگر تلاش و توانایی خود زن دائماً نادیده گرفته شود، این نگاه میتواند ریشه در کلیشههای جنسیتی داشته باشد.
۱۳. «زن موفق زیادی مستقل شده است»
استقلال مالی و شخصیتی یک زن نباید ویژگی منفی تلقی شود. این باور معمولاً از این تصور ناشی میشود که زن ایدهآل باید به مرد وابسته باشد.
۱۴. مقصر دانستن زن برای رفتار اشتباه مرد
مثلاً وقتی مردی رفتار نادرستی انجام میدهد، به جای اینکه مسئولیت رفتار خودش را بپذیرد، گفته شود: «اگر همسرش بهتر با او رفتار میکرد، این اتفاق نمیافتاد.» در چنین شرایطی، مسئولیت رفتار مرد به زن منتقل میشود.
۱۵. «زن باید خودش را برای شوهرش تغییر دهد»
در هر رابطهای ممکن است هر دو نفر برای بهتر شدن رابطه تغییراتی ایجاد کنند. اما اینکه تغییر کردن را وظیفه اصلی زن بدانیم، یک انتظار نابرابر ایجاد میکند.
۱۶. «زن اگر جواب مرد را بدهد، بیادب است»
قاطعیت و دفاع از حق خود، بیادبی نیست. اگر رفتاری که در یک مرد «قاطعیت» نامیده میشود، در یک زن «پررویی» یا «بیادبی» تلقی شود، میتوان از یک استاندارد جنسیتی متفاوت صحبت کرد.
۱۷. «زن خوب باید همیشه فداکار باشد»
فداکاری میتواند انتخاب ارزشمندی باشد؛ اما وقتی از زنان انتظار میرود همیشه خواستههای خودشان را کنار بگذارند و نیاز دیگران را مقدم بدانند، یک استاندارد جنسیتی نابرابر ایجاد میشود.
۱۸. «دختر نباید آنقدر بلندپرواز باشد»
وقتی از یک دختر خواسته میشود اهداف تحصیلی یا شغلی خود را محدود کند، چون «بالاخره قرار است ازدواج کند»، آینده او به نقش همسری محدود شده است.
۱۹. قضاوت زن بر اساس وضعیت تأهلش
مجرد بودن نباید باعث شود یک زن «ناقص»، «عجیب» یا «بیسرانجام» تلقی شود. ارزش یک زن به ازدواج کردن یا نکردن او وابسته نیست.
۲۰. «زن مطلقه مشکل دارد»
طلاق به تنهایی چیزی درباره شخصیت یا ارزش یک زن نمیگوید. نسبت دادن ویژگیهای منفی به یک زن فقط به دلیل مطلقه بودن، نمونهای از انگ جنسیتی است.
۲۱. «اگر زن خوبی بود، شوهرش از او ناراضی نمیشد»
این جمله کیفیت یک رابطه را تقریباً به طور کامل به زن نسبت میدهد و مسئولیت و نقش مرد را نادیده میگیرد.
۲۲. «مردها ذاتاً همینطورند؛ زن باید بلد باشد با آنها کنار بیاید»
این جمله میتواند رفتار نامناسب مردان را طبیعی و اجتنابناپذیر جلوه دهد و از زن بخواهد همیشه خودش را با آن تطبیق دهد.
۲۳. سرزنش زن به جای فردی که به او توهین کرده است
اگر زنی مورد توهین قرار بگیرد و به جای محکوم کردن فرد توهینکننده، به او گفته شود «خودت نباید وارد بحث میشدی»، ممکن است مسئولیت رفتار فرد مقابل نادیده گرفته شود.
۲۴. «زن نباید بیش از حد اعتمادبهنفس داشته باشد»
اعتمادبهنفس ویژگی منفی نیست. اما اگر زنی به دلیل اعتمادبهنفس یا بیان تواناییهایش تحقیر شود، در حالی که همین رفتار در مرد نشانه اعتمادبهنفس تلقی شود، یک استاندارد دوگانه شکل گرفته است.
۲۵. ارزشگذاری زن بر اساس ظاهرش
وقتی ارزش یک زن بیش از حد به زیبایی، جوانی یا ظاهر او وابسته میشود، ویژگیهای انسانی، تواناییها و دستاوردهایش در حاشیه قرار میگیرند.
۲۶. «زن وقتی ازدواج کرد باید شغلش را کنار بگذارد»
ازدواج به خودی خود دلیلی برای کنار گذاشتن شغل نیست. تبدیل کردن این تصمیم به یک وظیفه مخصوص زنان، استقلال اقتصادی آنها را محدود میکند.
۲۷. «دختر باید بیشتر از برادرش مراقب خانواده باشد»
اگر از دختر خانواده انتظار میرود به دلیل زن بودن مسئولیت بیشتری برای مراقبت از اعضای خانواده بر عهده بگیرد، با یک تقسیم مسئولیت جنسیتی روبهرو هستیم.
۲۸. «زن نباید در تصمیمهای مهم خانواده حرف آخر را بزند»
این باور حق تصمیمگیری زنان را کمتر از مردان میداند و آنها را در جایگاه پایینتری قرار میدهد.
۲۹. «زن اگر خیلی مستقل باشد، دیگر قابل کنترل نیست»
در این نگرش، استقلال زن به جای اینکه یک ویژگی مثبت باشد، تهدید تلقی میشود. زن مطلوب کسی تصور میشود که وابستهتر و قابلکنترلتر باشد.
۳۰. «همه زنها همینطورند»
تعمیم دادن ویژگیهای منفی چند زن به تمام زنان، آنها را به یک گروه یکسان با ویژگیهای منفی ذاتی تبدیل میکند و یکی از شکلهای رایج نگاه تحقیرآمیز جنسیتی است.
آیا زنان هم میتوانند زنستیز باشند؟
بله. زنستیزی فقط از طرف مردان اتفاق نمیافتد.
یک زن نیز ممکن است باورها یا رفتارهای زنستیزانه داشته باشد. بسیاری از نگرشهای جنسیتی از خانواده، فرهنگ و محیط اجتماعی یاد گرفته میشوند؛ بنابراین زنان نیز ممکن است همان باورها را درباره زنان دیگر تکرار کنند.
برای مثال، مادری که به دخترش میگوید: «تو دختری، باید بیشتر از برادرت کوتاه بیایی.»
یا زنی که درباره یک زن شاغل میگوید: «اگر مادر خوبی بود، اینقدر دنبال کارش نبود.»
در واقع ممکن است ناخواسته همان کلیشهای را بازتولید کند که زنان را به نقشهای محدودتری نسبت به مردان میکشاند.
چند نمونه از زنستیزی زنان علیه زنان
-
مادری که برای پسرش آزادی بیشتری نسبت به دخترش قائل است.
-
زنی که زن شاغل را سرزنش میکند، اما از پدر شاغل چنین انتظاری ندارد.
-
زنی که موفقیت یک زن دیگر را فقط به کمک مردان نسبت میدهد.
-
زنی که معتقد است دختر باید بیشتر از پسر فداکاری کند.
-
زنی که یک زن مجرد را به دلیل مجرد بودن تحقیر میکند.
-
زنی که به دختران میگوید نباید از مردها جلو بزنند.
-
زنی که اشتباه یک مرد را توجیه میکند اما همان رفتار را در یک زن بهشدت محکوم میکند.
البته گفتن یک جمله زنستیزانه به این معنا نیست که باید فوراً کل شخصیت فرد را با برچسب «زنستیز» تعریف کنیم. بهتر است باور یا رفتار زنستیزانه را نقد کنیم.
آیا هر انتقادی از یک زن، زنستیزی است؟
خیر. این موضوع یکی از مهمترین نکات در شناخت زنستیزی است. اگر مدیری از عملکرد یک کارمند زن انتقاد کند، این موضوع به خودی خود زنستیزی نیست. اما اگر همان مدیر بگوید: «من اصولاً زنها را برای این شغل مناسب نمیدانم.» موضوع کاملاً متفاوت است. در مثال اول، رفتار یک فرد مورد انتقاد قرار گرفته است؛ اما در مثال دوم، زن بودن فرد دلیل قضاوت قرار گرفته است.
بنابراین میتوان یک سؤال ساده پرسید: اگر این فرد مرد بود، آیا باز هم همین قضاوت را درباره او میکردیم؟ اگر پاسخ منفی باشد، احتمال وجود یک استاندارد جنسیتی یا نگرش زنستیزانه بیشتر میشود.
تفاوت زنستیزی با کلیشه جنسیتی چیست؟
این دو مفهوم به هم نزدیکاند، اما دقیقاً یکسان نیستند. کلیشه جنسیتی یعنی نسبت دادن ویژگیها یا نقشهای خاص به افراد بر اساس جنسیتشان؛ مثلاً اینکه «مردها قویاند و زنها احساسی».
اما زمانی که این باور به تحقیر، محدود کردن، کنترل یا کمارزش کردن زنان منجر شود، میتواند به زنستیزی نزدیک شود یا بخشی از یک نگرش زنستیزانه باشد. بنابراین بهتر است هر جمله کلیشهای را بدون بررسی «زنستیزی» ننامیم.
چرا شناخت زنستیزی مهم است؟
زنستیزی همیشه با یک جمله توهینآمیز و آشکار وارد زندگی ما نمیشود. گاهی در یک شوخی، توصیه خانوادگی، قضاوت یا باوری که از کودکی شنیدهایم پنهان شده است.
شناخت زنستیزی به این معنا نیست که هر اختلاف نظری میان زن و مرد را زنستیزی بدانیم. هدف این است که بتوانیم تشخیص دهیم چه زمانی زن بودن بهانهای برای محدود کردن، تحقیر یا نادیده گرفتن یک فرد شده است.
گاهی یک سؤال ساده میتواند شروع خوبی باشد:
اگر جای زن و مرد را عوض کنیم، آیا هنوز این رفتار را طبیعی و قابلقبول میدانیم؟
اگر پاسخ تغییر کند، شاید وقت آن رسیده باشد که درباره بعضی از باورهایی که سالها «طبیعی» تصور کردهایم، دوباره فکر کنیم.
زنستیزی پنهان چیست؟
زنستیزی پنهان به رفتارها و باورهایی گفته میشود که در ظاهر ممکن است عادی یا حتی دلسوزانه به نظر برسند، اما در عمل زنان را به دلیل جنسیتشان محدود یا کمارزش میکنند؛ مانند اینکه از یک زن انتظار داشته باشیم همیشه کوتاه بیاید یا موفقیت شغلی خود را فدای نقش خانوادگی کند.