از سین‌‌کیانگ تا صنعا ضرورت همکاری‌های راهبردی ایران و چین 

علیرضا دمیرچی، گروه سیاسی الف،   4050622041 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

سین‌کیانگ به‌عنوان گلوگاه ژئوپلیتیک چین و نیاز ایران به حمایت از جبهه مقاومت و شکستن حصر یمن، زمینه‌ای برای همکاری‌های سازنده دو کشور است. 

روابط ایران و چین پیشینه‌ای بیش از دو هزار سال دارد و این روابط از دوران باستان، عمدتاً از طریق مسیرهای تجاری و به ویژه جاده ابریشم، میان دو تمدن شکل گرفته است. این روابط تاریخی مبتنی بر همکاری و احترام متقابل در طول سال‌های متمادی ادامه داشته‌ و هیچ گونه سابقه تاریخی منفی و خصمانه‌‌‌ای بین دو کشور وجود نداشته است. با وجود تغییر بنیادین در ساختار نظام بین‌الملل، کماکان ارتباط میان دو تمدن مبتنی بر نیازهای مشترکی چون همکاری‌‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی می‌تواند استمرار داشته باشد.

یکی از چالش‌‌های جدی چین، جدایی‌‌‌طلبان مسلمان سین‌‌کیانگ است. سین کیانگ بزرگترین استان چین به حساب می آید که با هشت کشور مغولستان، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان، پاکستان و هندوستان هم مرز است. این استان تنها پل زمینی سهل الوصول برای ارتباط با اوراسیا و اروپا بوده و یگانه گذرگاه عبوری زمینی چین در پروژه کمربند و جاده به حساب می‌آید. حدود 50 درصد واردات گاز و 20 درصد واردات نفت از طریق خط لوله‌های متصل به مقصد این استان صورت می‌‌گیرد. سین کیانگ سرشار از مواد معدنی متعدد نظیر نفت، گاز و زغال‌سنگ است و بخش قابل توجهی از نیاز مصرفی چین از این مواد در این استان تولید می‌‌شود؛ حدود 4 درصد (680 هزار بشکه به طور روزانه) از نفت مصرفی، 9.5 درصد (116 میلیون متر مکعب به طور روزانه) از گاز مصرفی و 11 درصد ( 553 میلیون تن) از زغال سنگ مصرفی چین را این استان تولید می‌‌کند1. بنابراین سین‌کیانگ یک منطقه مهم برای چین محسوب می‌شود.

با این حال، توسعه نامتوازن سین‌کیانگ در مقایسه با بسیاری از استان‌های چین، در کنار حضور جمعیت‌هایی با پیشینه‌های قومی، زبانی و فرهنگی متفاوت، این منطقه را به یکی از چالش‌های مهم دولت چین در غرب این کشور تبدیل کرده است. این شرایط، در کنار سابقه محدودیت‌های مذهبی و قومی و تنش‌های میان دولت مرکزی و برخی گروه‌های محلی، در مقاطعی زمینه شکل‌گیری و تقویت گرایش‌های استقلال‌طلبانه را فراهم کرده است؛ چنان‌که در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ و سپس ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۹، تلاش‌هایی برای ایجاد حکومت‌های مستقل در این منطقه شکل گرفت.

اهمیت این مسئله زمانی افزایش می‌یابد که مسائل داخلی سین‌کیانگ با حمایت یا مداخله بازیگران خارجی پیوند بخورد. ترکیه، به دلیل پیوندهای قومی و زبانی میان ترک‌ها و اویغورها و تأکید دولت این کشور بر مفهوم «دولت ترک»، یکی از بازیگرانی است که سال‌هاست از روابط فرهنگی و سیاسی با جامعه اویغور حمایت کرده است. برنامه دولت ترک به دلیل دربرگیری سین‌کیانگ در نقشه ادعایی خود، تمامیت ارضی چین را مورد تهدید قرار می‌دهد.

در سطح بین‌المللی نیز وضعیت سین‌کیانگ به یکی از محورهای مناقشه میان چین و کشورهای غربی تبدیل شده است. آمریکا و کشورهای اروپایی، سیاست‌های دولت چین در این منطقه را به‌ویژه در حوزه حقوق بشر، آزادی‌های مذهبی و وضعیت اقلیت‌های قومی، به‌خصوص اویغورها، مورد انتقاد قرار داده‌اند. از این منظر، مسئله سین‌کیانگ در نقطه تلاقی مسائل قومی، ژئوپلیتیک، رقابت قدرت‌های بزرگ و منافع بازیگران منطقه‌ای قرار گرفته است. مجموعه این حرکات در این بازی شطرنج، نشان از یک برنامه کلان می‌‌دهد که در نهایت هدف آن در این بخش، تجزیه چین از ناحیه غربی خود است.

این معضل چین باتوجه به سابقه ایران در تقریب مذاهب دینی و مخالفت با جریانات تندرو در کشورهای مختلف نظیر پاکستان و روسیه، یک پایه اشتراک برای همکاری به شمار می‌‌رود. فعالیت ایران در پاکستان و روسیه در زمینه دینی و مذهبی این کشورها با ساخت مسجد، انتشار کتاب، برگزاری مراسمات دینی و... همراه بود و این اقدامات کمک‌‌هایی را به این دو کشور در تغییر نگاه دینی در این ‌‌کشورها از اسلام افراطی به اسلام حقیقی و بهبود رابطه میان مذاهب اسلامی ارائه داد. جمهوری اسلامی ایران می‌‌تواند با همکاری با دولت چین، اقداماتی این‌‌چنینی نظیر آموزش طلاب دینی در حوزه‌‌های علمیه اهل سنت ایران به ویژه در استان گرگان، ارسال مبلغ دینی و مشاوره‌های امنیتی برای مقابله با جریانات تروریستی باهدف کاهش معضلات داخلی چین و عوارض خارجی آن یعنی جلوگیری از گسترش افراط‌‌گرایی خصوصاً در آسیای میانه انجام دهد. 

در ازای این امتیاز امنیتی، چین می‌تواند در حمایت از ایران و جبهه مقاومت اقدام به شکستن حصر یمن کند. دولت مردمی یمن برای تامین نیازهای اساسی خود نیازمند برقراری روابط تجاری با سایر کشورها است. بااین وجود این دولت مطابق با قطعنامه‌‌های 2140 (منع تردد به مناطق تحریمی و تحریم های مالی) و 2216 (ممانعت از تامین یا فروش مستقیم سلاح به نیروهای انصارالله و بازرسی کشتی‌‌های تجاری و غیرتجاری عازم یمن) که به طور سالانه تمدید می‌‌شود امکان برقراری روابط تجاری رسمی و مستقیم با دیگر کشورها را ندارد. از این رو، ضروری است چین با وتوی قطعنامه مربوط به تمدید مجدد این قطعنامه‌‌‌ها، مشروعیت محاصره دولت مردمی یمن را از بین ببرد. همچنین با این اقدام، چین می‌تواند منافع خود را نیز در رویارویی‌‌های آتی با غرب باتوجه به ظرفیت استراتژیک یمن در تنگه باب المندب حفظ کنند.

بنابراین این نیازها و ظرفیت‌های ایران و چین نشان‌‌دهنده وجود نقش مکمل دو کشور در نظام بین‌‌الملل است. از این رو ضرورت دارد تهران و پکن با ارتقای روابط خود به سطح مشارکت راهبردی، ضمن برطرف‌‌کردن چالش‌‌های خود، رابطه‌‌ای عمیق‌تر و بادوام‌‌تر بسازند. ‌‌‌ 

1 چین در سال 2025 به 17.36 میلیون بشکه نفت، 1.21 میلیارد متر مکعب گاز و 13.6 میلیون تن زغال سنگ در روز نیاز دارد.