پیام ویژه موشک جدید ایرانی/ برای رطب خورده ها / مبادا رئیس روسپیان، قهرمان مردم شود!

گروه سیاسی الف،   4050617024 ۰ نظر، ۲ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

 پیام ویژه موشک جدید ایرانی

سایت مشرق  نوشت: 

سرلشکر محسن رضایی در جریان گفت و گوی اخیر تلویزیونی خود به نکته ای مهم و جالب در حوزه تسلیحاتی و موشکی اشاره کرد. دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان از انجام یک تست موشکی مهم علیه ناو آمریکایی خبر داد و آن را نقطه عطفی در تحول جنگ و آسیب‌پذیری محاصره خواند. سرلشکر رضایی با بیان اینکه برای اولین بار از دوران جنگ تحمیلی تاکنون، یک موشک بالستیک ویژه علیه ناو آمریکایی در منطقه آزمایش شده، تصریح کرد که این اقدام واکنش شدیدی را به همراه داشته و حتی مقامات آمریکایی نیز نتوانسته‌اند وقوع آن را انکار کنند.

سرلشکر رضایی البته مشخصاتی از این موشک اعلام نکرده است اما با توجه به کد های داده شده می توان به ایجاد یک تصویر کلی از آنچه آزمایش شده پرداخت.

وقتی در خصوص موشک های بالستیک ضد کشتی صحبت می کنیم، بحث مهم وجود یک سیستم هدایتی در مرحله نهایی پرواز این موشک ها است که باید بتواند با دقت بالایی به سمت هدف برود. بحث تهاجم ضد کشتی، مسئله درگیری با یک هدف در حال حرکت است که دارای چالش های ویژه و خاص خود است. به خاطر بحث تحرک هدف قاعدتا سر جنگی اپتیکی در این بخش بهترین گزینه بوده و البته کشور ما نیز سابقه خوبی در توسعه این نوع موشک ها دارد.... آنچه  مورد اشاره قرار گرفت موشک های بالستیک ضد کشتی و با قابلیت و پتانسیل عملیات ضد کشتی شناخته شده و آزمایش شده در نیروهای مسلح کشورمان در سالهای اخیر بوده است. اما با توجه به صحبت های سرلشکر رضایی احتمالا با یک موشک جدید رو به رو هستیم. سرلشکر رضایی در صحبت خود می گوید که ایران موشک خود را بالای سر ناو آمریکایی آزمایش کرده است.واژه " بالای سر ناوهای آمریکایی " به صورت مشخص به این نکته اشاره می کند که با یک پرتابه بالستیک رو به رو هستیم. مسئله دیگر این که به احتمال زیاد و با توجه به عدم رهگیری موشک مورد نظر احتمالا با پرتابه ای با سرعت بالا و در عین حال هدایت دقیق در مرحله نهایی طرف هستیم که صرفا برای اخطار شلیک شده و هدف ناوهای آمریکایی نبودند.

****

برای رطب خورده ها

 جمهوری اسلامی نوشت:

در روزهای اخیر و به دنبال تلاش آمریکا برای تشدید فشار اقتصادی بر کشورمان، مسئله شعب ابی‌طالب و مقاومت پیامبر اسلام (ص) و یارانشان در برابر فشارهای اقتصادی مشرکان، بار دیگر در فضای اجتماعی مطرح شده است.

برخی با استناد به این موضوع، میگویند همان‌گونه که پیامبر و یارانشان در شعب ابی‌طالب در برابر مشرکان ایستادند و در تاریخ درس مقاومت دادند و سرفراز از این آزمون بیرون آمدند، ما نیز باید چنین مسیری را طی کنیم. اما آنان که چنین پیشنهادی می‌دهند، یک نکته را فراموش می‌کنند و آن داستان رطب و پیامبر است. در زمان پیامبر اکرم، طفلی بسیار خرما می‌خورد. هر چه او را نصیحت می‌کردند که زیاد خوردن خرما ضرر دارد، فایده نداشت. مادرش تصمیم گرفت او را به حضور پیامبر بیاورد تا ایشان او را نصیحت کنند. وقتی او را به حضور پیامبر آورد، حضرت فرمودند: «امروز بروید و او را فردا دوباره بیاورید».
روز دیگر، زن به همراه فرزندش خدمت پیامبر حاضر شد. حضرت به کودک فرمود زیاد خرما نخورد. در این هنگام زن، که نتوانست کنجکاوی و تعجب خود را مخفی کند، از ایشان سؤال کرد: «یا رسول‌الله، چرا این نصیحت را دیروز نفرمودید؟» حضرت فرمودند: «دیروز وقتی این کودک را حاضر کردید، خودم خرما خورده بودم و اگر او را نصیحت می‌کردم، تأثیری نداشت».

این واقعه، نقدی است بر هر آنکه انتظار مقاومت دارد اما خودش از «سطح زندگی» و «موقعیت» متفاوتی برخوردار است. اصل اساسی هر مقاومت موفقی، اعتماد است. این اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که مردم ببینند تصمیم‌گیرندگانشان در سختی‌ها، هم‌رنج و هم‌سرنوشت آنان هستند. اگر شرایط زندگی حاکمان در شرایط فشار، با سطح زندگی و معیشت مردم هم‌خوانی نداشته باشند، چگونه می‌توان انتظار داشت که جامعه با جان و دل، دعوت به ایستادگی را بپذیرد؟ دعوت به مقاومت، از تریبونی که خود طعم «رطب» را چشیده، جز ناباوری و شکاف بیشتر، ثمری نخواهد داشت.

****

 چالش طرح بنزینی دولت

وطن امروز نوشت:

اگرچه از منظر نظری، ترکیب سیاست‌های قیمتی و غیرقیمتی می‌تواند اثربخش باشد اما مهم‌ترین چالش این طرح (طرح بنزینی اعلامی دولت) مساله اعتماد عمومی است.


در سال‌های گذشته در برخی اقدامات و طرح‌های اقتصادی، دولت‌ها اعلام کرده‌اند افزایش قیمت تنها بخشی از یک بسته سیاستی است و همزمان اقدامات حمایتی گسترده‌ای نیز اجرا خواهد شد. 
نمونه بارز آن حذف ارز ترجیحی است. در زمان اجرای این سیاست اعلام شد در مقابل حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی، چند اقدام اساسی انجام خواهد شد؛ از جمله پرداخت مستمر کالابرگ، افزایش متناسب ارزش کالابرگ با نرخ تورم و اعطای حدود ۷۰۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات جدید به تولیدکنندگان علاوه بر تسهیلات قبلی تا فشار هزینه‌ها بر بخش تولید کاهش یابد اما آنچه در عمل رخ داد، عمدتا اجرای بخش افزایش قیمت‌ها بود؛ در حالی که بسیاری از وعده‌های مکمل یا با تأخیر اجرا شد یا به صورت ناقص محقق شد و برخی وعده‌ها نیز اساسا اجرایی نشد. همین تجربه موجب شده اکنون بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به وعده‌هایی مانند توسعه CNG، نوسازی ناوگان، برقی‌سازی موتورسیکلت‌ها یا توسعه حمل‌ونقل عمومی با دیده تردید نگاه کند.
به بیان دیگر، سرمایه اجتماعی و اعتبار سیاست‌گذار در موفقیت چنین اصلاحاتی نقشی هم‌تراز با خود سیاست اقتصادی دارد. بدون اعتماد عمومی، حتی درست‌ترین سیاست‌ها نیز با مقاومت اجتماعی مواجه خواهد شد.

****

بلوف آمریکایی

اعتماد نوشت:

 با تشديد كارزار فشار اقتصادي امريكا عليه ايران موسوم به «D-Day» و همزماني‌اش با افزايش تنش‌هاي دريايي در تنگه هرمز، واشنگتن تلاش كرده با تركيب اهرم‌هاي مالي و دريايي، هزينه‌ها عليه تهران را افزايش دهد، اما اين راهبرد با چالش‌هاي جدي مواجه است.تحليلگران معتقدند امريكا در هر دو جبهه با يك قمار راهبردي روبه‌رو است؛ در حوزه تحريم‌ها، موفقيت اين بازيگر به همراهي شركاي تجاري، به‌ويژه چين، براي محدود كردن مسيرهاي مالي و صادراتي ايران وابسته است و در تنش‌هاي هرمز نيز تشديد فشار نظامي تاكنون بيشتر به افزايش ريسك براي بازار انرژي و رشد قيمت نفت منجر شده تا تغيير پايدار در رفتار تهران.از اين منظر، واشنگتن با معادله‌اي پيچيده روبه‌رو است: فشار اقتصادي بدون اجماع جهاني ممكن است اثرگذاري محدودي داشته باشد و فشار دريايي نيز مي‌تواند هزينه‌هاي ژئوپليتيكي و انرژي آن را افزايش دهد.

در چنين فضايي، وب‌سايت شوراي آتلانتيك، نشريه‌هايي چون فارن افرز و فارين پالسي با استناد به تحليل كارشناسان به پيامدها و نتايج «عمليات طرد اقتصادي ترامپ عليه ايران» پرداخته‌اند؛ تحليل‌هايي كه فارغ از برخي اختلاف‌نظرها در يك مورد اجماع حاصل شده و آن واگرايي حاكم بر ساختار جهاني است؛ متغيري كه به نفع ايالات‌متحده نمي‌باشد.

****

ایده تنگه‌پلاس

فرهیختگان نوشت:

درحالی‌که آمریکا، اروپا و متحدان عربی و عبری‌شان در تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز هستند، ایران اعلام کرده قصد دارد منطقه ممنوعه جدیدی فراتر از تنگه هرمز اعلام کند. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی در گفت‌وگوی یکشنبه‌شب (15 شهریور 1405) با تلویزیون، به این طرح اشاره کرد؛ اما توضیحاتی بیشتری درباره آن ارائه نداد. بااین‌حال می‌توان حدس زد این منطقه می‌تواند بخشی از محدوده محاصره دریایی آمریکا تا تنگه هرمز را شامل شود. به این معنا، ایران علاوه‌بر سلاحی که بامداد یکشنبه آزمایش و ناو هواپیمابر آمریکایی را وادار به عقب‌نشینی کرد، حالا کارت دیگری وارد بازی کرده است. اهمیت این کارت جدید تقویت موقعیت جغرافیایی هرمز به‌عنوان ابزاری برای فشار اقتصادی و چانه‌زنی سیاسی است.

در طرح جدید، نقطه اثرگذاری ایران صرفاً محدوده ورود کشتی به تنگه هرمز نیست. محدوده‌ای که رضایی به آن اشاره کرده، احتمالاً از خط محاصره آمریکا به سمت هرمز و بنادر بارگیری امتداد پیدا می‌کند یا بخشی از آن را شامل می‌شود. یعنی مسیر دسترسی نیز به بخشی از موضوع تبدیل می‌شود؛ این یعنی گسترش دامنه خطر برای کشتی‌های متخلف.

منطق محاصره زمانی بیشترین کارایی را دارد که هزینه عمدتاً بر کشور محاصره‌شده تحمیل شود و طرف محاصره‌کننده بتواند تجارت بازیگران دیگر را از پیامد‌های آن دور نگه دارد. طرح ایران این تفکیک را هدف می‌گیرد. این می‌تواند محاصره را از ابزاری برای فرسایش یک‌طرفه به وضعیتی با هزینه‌های متقابل تبدیل کند.

****

مبادا رئیس روسپیان قهرمان مردمی شود!

عطالله مهاجرانی در روزنامه ایران نوشته است:

آقای محترمی که نماینده مجلس است، نوشته بود حمله به مجلس عروسی در بندر کوهستک شهرستان سیریک در دهم شهریور با کارت دعوت رئیس‌جمهوری انجام شد! این دیگر صدای منتقد یا نقد نیست. مسموم کردن جامعه و متهم کردن رئیس‌جمهوری است که رهبری، ایشان را بارها با عنوان «صادق و دلسوز» ستوده‌اند. پزشکیان بیش از دیگران در کانون خطر ترور است؛ ترور فیزیکی و این هم ترور شخصیتی و معنوی! در این‌گونه تحلیل‌ها، انگشت اتهام به سوی دولت است و دولت ایران مقصر است و ترامپ هم معصوم و مؤدب سر جای خود نشسته است.

 بسیار بایست نگران آشوب‌های ذهنی و تیره کردن فضا بود. این موضوع پیش از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ در ایران و تهران اتفاق افتاد. مردم به خانه‌هایشان رفتند و در را روی خود بستند. در آن فضای تبلیغاتی سیاه و سنگین که با تأسف، حزب توده نقشی نمایان داشت، مصدق، خائن و وابسته به انگلیس و آمریکایی معرفی می‌شد.
 بدیهی است که در چنان فضایی، کودتا طراحی می‌شود و شعبان جعفری و ملکه اعتضادی، خانوم رئیس روسپیان می‌شوند قهرمانان مردمی!

****

زبان آمریکا و اسرائیل در کام روحانی!

حسین شریعتمداری در نقد اظهارات اخیر حسن روحانی نوشته است:

ایشان واژه «دفاع» که حق مسلم قانونی و منطقی مردم است را با واژه «‌جنگ‌» جابه‌جا کرده است! تا دفاع ما در مقابل حملات جنایتکارانه دشمن را غیر مردمی قلمداد کند! باید به او گفت؛ مگر نه این‌که آمریکا و رژیم صهیونیستی آغازگر جنگ بوده‌اند؟! بنابراین، اقدام جمهوری اسلامی ایران در مقابله با حمله دشمن، «دفاع» نام دارد و نه جنگ. بنابراین مفهوم و منظور واقعی آقای روحانی (بدون کمترین تردید) دست کشیدن از دفاع و تسلیم کشور به آمریکا و اسرائیل است! آیا غیر از این است؟!

و اما، با توجه به این‌که ایشان چند دهه (متاسفانه‌) در پست‌های کلیدی نظام حضور داشته است، هرگز نمی‌توان باور کرد که از فحوا و معنای واقعی نظر خویش بی‌خبر بوده است و نمی‌دانسته است که زبان آمریکا و اسرائیل را به کام گرفته و تحقق آرزوی برزمین مانده دشمن، یعنی تسلیم ایران اسلامی را پیشنهاد داده است!...اظهارات آقای محمد خاتمی در پوشش «‌صلح شرافتمندانه‌»! و تاکید آقای حسن روحانی در پوشش «‌پایان عزتمندانه جنگ»! دقیقاً همان خواسته برزمین مانده و آرزوی برباد رفته آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان است و مفهوم واقعی آن تسلیم بی‌شرفانه و ذلیلانه است. این همخوانی با خواسته‌های رسماً اعلام شده آمریکا نمی‌تواند تصادفی باشد و مراکز قضائی و امنیتی نباید از کنار آن به آسانی عبور کنند. چرا که خطا وقتی به تکرار می‌نشیند «خط» است و نه خطا.


****

دفاع از طرح بنزینی اعلامی دولت

روزنامه خراسان نوشت:

اگر این تصمیم را فقط از زاویه عدد و قیمت بنزین ببینیم، از یک سو در مقیاس درآمدهای دولت چندان بزرگ نیست و از سوی دیگر افزایش ۱۰۰درصدی نرخ کارت جایگاه، و تفاوت ۷هزار تومانی آن با بنزین سه‌هزار تومانی، برای بخشی از مصرف‌کنندگان به‌معنای افتادن ناگهانی در یک «چاله قیمتی» است؛ چالشی که می‌تواند حساسیت اجتماعی را بالا ببرد. 
اما اگر این تصمیم را در متن ناترازی بنزین، قاچاق، مصرف غیرشفاف و ضرورت اصلاح تدریجی سیاست سوخت ارزیابی کنیم، اهمیتش روشن‌تر می‌شود. به بیان دیگر، این‌جا با یک شوک قیمتی صرف روبه‌رو نیستیم، بلکه با تلاشی برای بازتنظیم رفتار مصرف مواجهیم.
 
برای درک ابعاد مالی این تصمیم، یک حساب سرانگشتی کافی است. سهمیه ۱۱۰ لیتری برای ۲۶ میلیون خودرو، به‌طور متوسط معادل حدود ۹۵ میلیون لیتر در روز است. با احتساب تولید روزانه ۱۲۲ میلیون لیتر بنزین، اختلاف حجم بنزین یارانه ای با تولید به حدود ۲۷ میلیون لیتر می‌رسد. حال اگر افزایش ۵ هزار تومانی نرخ کارت جایگاه را بر این بنزین مازاد اعمال کنیم، درآمد روزانه آن برای دولت حدود ۶۱۴ هزار دلار و درآمد سالانه‌اش حدود ۲۲۴ میلیون دلار خواهد بود. این رقم، در مقیاس نیازهای مالی دولت و هزینه‌های واردات سوخت، رقم تعیین‌کننده‌ای نیست.
 
اما اهمیت سیاست دقیقاً در همین‌جاست: دولت تا این‌جا نه به دنبال جبران مالی بزرگ است و نه می‌خواهد یک‌باره مازاد مصرف را مهار کند. هدف مهمی که در سیاست اعلامی دولت دیده می شود، شفاف‌سازی سوخت‌گیری در جایگاه‌ها و بستن یکی از منافذ مصرف غیرشفاف است.

****

صلح حدیبیه و حضرات رادیکال !

محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی به خبرآنلاین گفته است:

اظهارات آقای سعید جلیلی درباره صلح حدیبیه، بار دیگر این موضوع را به یکی از مباحث پرتنش در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور تبدیل کرده است. فارغ از اختلاف‌نظرهای سیاسی درباره این سخنان، به نظر می‌رسد اهمیت موضوع بیش از هر چیز در نوع برداشت از مفهوم «صلح» و نسبت آن با حفظ منافع، عزت و اهداف یک جامعه نهفته است. صلح حدیبیه در تاریخ اسلام نمونه‌ای قابل تأمل از تصمیمی است که در شرایطی پیچیده و پرتنش اتخاذ شد. پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان در شرایطی که امکان رویارویی نظامی وجود داشت، به توافقی رسیدند که در نگاه نخست برای برخی از همراهان ایشان دشوار و حتی نامطلوب به نظر می‌رسید؛ اما در ادامه، این توافق زمینه‌هایی را برای گسترش دین و کاهش تنش فراهم کرد و در قرآن کریم نیز از آن با تعبیر «فتح مبین» یاد شده است.از این جهت معیار تشخیص یک مصالحه عزتمندانه از یک عقب‌نشینی زیان‌بار امری سخت وکار هر کس نیست. در این چارچوب، درباره مواضع آقای جلیلی نیز می‌توان گفت برداشت ایشان از صلح حدیبیه تا چه اندازه با مفهوم تاریخی و قرآنی آن سازگار است و آیا این برداشت با مواضع پیشین ایشان درباره مذاکره، مقاومت و نحوه مواجهه با قدرت‌های خارجی همخوانی دارد.

علاوه براین جریان‌های سیاسی نزدیک به ایشان و منتقدان هرگونه مصالحه، آیا حاضرند همان منطقی را که در تحلیل صلح حدیبیه می‌پذیرند، در سیاست خارجی امروز نیز مورد توجه قرار دهند؟ به بیان روشن‌تر، آیا «صلح عزتمندانه» می‌تواند در شرایط امروز نیز یک گزینه عقلانی و انقلابی تلقی شود، یا بزعم حضرات رادیکال همچنان هرگونه مصالحه با طرف مقابل به‌عنوان عقب‌نشینی تفسیر خواهد شد.


****

چین تا کجا  پشت ایران است؟

روزنامه اطلاعات نوشت: 

اگر پکن با فشار بیشتری روبرو شود، تا کجا حاضر است از استقلال حقوقی و اقتصادی خود دفاع کند؟ چین در چند سال گذشته به‌تدریج قوانینی برای مقابله با اجرای برخی تحریم‌ها و قوانین فرامرزی خارجی وضع کرده است. این موضوع در ظاهر حقوقی است، اما پیام سیاسی روشنی دارد: پکن نمی‌خواهد هر تصمیمی که در واشنگتن گرفته می‌شود، بی‌چون‌وچرا در اقتصاد چین هم اجرا شود.با این حال نباید تصور کرد با تصویب چنین قوانینی، از فردا همه بانک‌های بزرگ چینی آماده همکاری با ایران می‌شوند؛ بانکی که مبادلات گسترده با آمریکا و اروپا دارد همچنان سود و زیان خود را محاسبه می‌کند. اما اتفاق مهم‌تری در حال رخ دادن است: برای سال‌ها آمریکا تحریم می‌کرد و دیگران هزینه سرپیچی را می‌سنجیدند، اما اکنون چین تلاش می‌کند ابزارهای حقوقی و اقتصادی خودش را هم وارد این معادله کند. این وضعیت برای ایران بی‌اهمیت نیست، چون اقتصاد چین آن‌قدر بزرگ و متنوع است که همه شرکت‌هایش به یک اندازه به آمریکا و اروپا وابسته نیستند و هرچه تجارت ایران با همین بخش‌ها انجام شود، دامنه اثر تحریم‌های ثانویه محدودتر می‌شود.

بحث همکاری‌های بانکی میان اعضای شانگهای نیز در همین چارچوب اهمیت دارد؛ از استفاده بیشتر از ارزهای ملی گرفته تا توسعه سازوکارهای بین‌بانکی. مشکل ایران در سال‌های گذشته فقط فروش نفت نبوده، بلکه این بوده که پول حاصل از فروش چگونه دریافت، منتقل و صرف خرید کالا شود؛ به همین دلیل هر سازوکاری که وابستگی تجارت منطقه به دلار و شبکه بانکی غرب را کم کند، بخشی از امنیت اقتصادی ایران است.