بازی ایران با مهره جدید
فرهیختگان نوشت:
شلیک ایران به سمت ناو هواپیمابر آمریکایی جنگ را وارد فازی جدید کرد. بامداد یکشنبه (۱۵ شهریور ۱۴۰۵) نیروهای مسلح ایران با چند فروند موشک بالستیک، ناو هواپیمابر و یک ناوشکن ارتش تروریستی آمریکا را هدف قرار دادند. حملهای که در واقع پاسخ تهران به مزاحمت سنتکام علیه کشتیهای ایرانی بود. فرماندهی مرکزی آمریکا ضمن تأیید حملات ایران به یک «ناو هواپیمابر» و یک «ناوشکن مجهز به موشکهای هدایتشونده آمریکایی» مدعی شد آسیبی به نیروهای آمریکایی وارد نشده است. پیشتر سنتکام مدعی حمله به سه نفتکش مرتبط با ایران شده بود.
اگرچه ایالات متحده مدعی فرار از موشکهای ایران و عدم اصابت شده، اما اصل تغییر معادله جنگ و تلاش ایران برای شکست محاصره نظامی به وسیله اهرم جنگی و نه فقط دیپلماتیک، حائز اهمیت است. واقعیت این است که با توجه به استقرار تجهیزات پیشرفته آمریکایی در منطقه و همراهی متحدانش، شکست محاصره امر آسانی به نظر نمیرسد؛ بااینحال تحدیدها و تهدیدات متنوعی پیش روی این دزدان دریایی قرار دارد....
در مجموع ایران با این اقدام، اراده خود را برای تغییر معادله و شکست محاصره نظامی آمریکا به نمایش گذاشته و اهرمی راهبردی برای موازنه در برابر مزاحمتهای آمریکا به نمایش گذاشته است.
****
برداشت جناحی از تاریخ اسلام
جمهوری اسلامی نوشت:
بعد از جنگ ۴۰ روزه و مطرح شدن تفاهمنامه اسلامآباد، بازار اظهارنظر درباره مذاکره و صلح با آمریکا و مسائلی از قبیل «انتقام»، «آتشبس» و در نهایت «پایان جنگ» داغ شد.
به اصل مطرح شدن این قبیل مباحث و اظهارنظر درباره آنها توسط افراد مختلف ایرادی نیست، انحراف از اینجا شروع میشود که عدهای با عنوان صاحبنظران دینی نظر خود را به قرآن نسبت میدهند و چنان با قاطعیت سخن میگویند که کسی نتواند اجازه تشکیک در آن را به خود بدهد. این افراد اگر بگویند برداشت ما از قرآن این است عیبی ندارد ولی نباید بگویند نظر قرآن قطعاً همین است و غیر از این نیست.
در ماجرای صلح، افراد متمایل به یک جناح گفتند صلح حدیبیه را پیامبر خدا با اینکه در موضع قدرت بودند با دادن امتیازات بیشتر امضاء کردند و این مقدمهای شد برای فتح مکه. بنابراین ما اگر بخواهیم به قرآن عمل کنیم باید امروز صلح را بپذیریم.
در مقابل، افرادی که به جناح دیگر متمایل هستند با مردود دانستن این نظریه گفتند پیامبر اکرم به مجرد نقض یکی از بندهای صلح حدیبیه با مشرکین جنگیدند و مکه را فتح کردند و نتیجه گرفتند پس امروز نباید سخن از صلح بگوئیم.
تجربهای که از افراد متمایل به جناحها داریم این است که قرآن و سنت و روایات را همواره به اقتضای سیاستی که جناح مورد علاقهشان دارد تفسیر و تاویل میکنند و انحراف معرفتی خطرناکی که در این مقاله به آن اشاره داریم همین است.
آنچه مایه تأسف است اینست که همین افراد اگر سیاست جناح مورد علاقهشان تغییر کند و درست برعکس آنچه دیروز میگفتند را امروز بگوید اینها هم قرآن را برخلاف آنچه دیروز گفتند تفسیر و تاویل میکنند. این روش به اعتقادات مردم ضربه سنگینی وارد میکند و معرفت دینی را که باید محور باشد به ابزاری تبدیل میکند که سیاستبازان از آن سوءاستفاده مینمایند.
****
نان و موشک؛ یک دوگانه انحرافی !
وطن امروز نوشت:
در فضای غبارآلود سیاست بینالملل، هیچ مغالطهای خطرناکتر از این نیست که قدرت ملی و معیشت عمومی را در ۲ کفه متضاد یک ترازو قرار دهیم. این دوگانه که اغلب در قالب پرسش «موشک یا سفره؟» یا «نفوذ منطقهای یا رفاه داخلی؟» صورتبندی میشود، تلهای استراتژیک است. برای کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران که در قلب ژئوپلیتیک جهان ایستاده و نظم مستقر جهانی را به چالش کشیده، واقعیت تلخ اما حیاتی این است: در جهانی که حقوق بینالملل زیر چکمههای قدرت نظامی خرد شده، نان بدون قدرت تنها یک وعده فریبنده برای غارت شدن است.
برای درک پیوند ناگسستنی قدرت و نان، باید به منطق امنیت اقتصادی بازگشت. اقتصاد در خلأ رشد نمیکند؛ اقتصاد بر بستری از ثبات و پیشبینیپذیری استوار است که هر دوی آنها محصول اقتدار است. کسانی که مدعیاند برای بهبود وضعیت معیشت باید از ابزارهای قدرت راهبردی اعم از توان موشکی، نفوذ منطقهای و فناوری هستهای عقبنشینی کرد، آدرس غلطی میدهند که انتهای آن به فلاکت دائم ختم میشود.
تجربه تاریخی نشان داده دشمن، زمانی که ابزارهای دفاعی یک ملت را میگیرد، برای آنها سفرهای پهن نمیکند، بلکه آنها را برای بلعیده شدن آماده میکند. استقلال سیاسی و قدرت نظامی، در واقع حصار معیشت است. وقتی این حصار فروبریزد، سرمایه، منابع و نیروی انسانی یک کشور در مسیر تامین منافع قدرتهای سلطهگر قرار میگیرد. در واقع، هزینهای که یک ملت برای «قدرتمند بودن» میپردازد، نوعی بیمه استراتژیک برای بقای طولانیمدت اقتصاد است.
*****
بایسته های جمهوری سوم
اعتماد نوشت:
در جمهوري سوم، اگر هدف، حفظ و تقويت نظام سياسي و فراهم كردن امكان تحقق آرمانهاي اوليه انقلاب باشد، مهمترين ضرورت، بازانديشي در شيوه تحقق اين آرمانها، تصحيح خطاهاي گذشته و بازسازي نظم و نهادهاي كشور است. امروز جمهوري اسلامي براي ورود به مرحلهاي تازه، بيش از هر چيز به اصلاح نهادها، افزايش اعتماد عمومي و فراهم كردن زمينه مشاركت عمومي نيازمند است. اين مسير فاصله گرفتن از آرمانهاي انقلاب نيست، بلكه بازگشت به همان قولوقرارهاي نخستين انقلاب است: خدمت به مردم، تامين عدالت، حفظ كرامت انسانها و ساختن جامعهاي كه بتواند الگويي از پيشرفت، اخلاق، آزادي، امنيت و زندگي شايسته باشد. جامعه امروز ايران در نقطهاي ايستاده كه بازسازي و ترميم، بيش از هميشه به يك ضرورت ملي تبديل شده است.
جنگ، بحرانهاي اقتصادي و فرسايش ظرفيتهاي مادي، بخشي از «سختافزار» جامعه، يعني انسانها، زيرساختها، سرمايهها و سازمانها را تحت فشار قرار داده است.
همزمان «نرمافزار» جامعه، يعني اعتماد، اخلاق، ارزشها، فرهنگ و قواعد تنظيمكننده روابط ميان مردم و نهادها نيز نيازمند بازسازي و تقويت است. با اين حال، جامعه با سرمايههاي انساني، فرهنگي و اجتماعي همچنان پابرجاست و ميتواند پايه عبور از اين مرحله باشد.
****
نگذاریم حاشیهسازان غالب شوند
حمیدرضا گودرزی، عضو فراکسیون مستقلین مجلس در روزنامه ایران نوشته است:
متأسفانه همچنان شاهد هستیم که اقلیتی پرسر و صدا و پرحاشیه با برخی اظهارات و اقدامات خود بر طبل اختلاف و تفرقه میکوبند و به ایجاد دودستگی و التهاب در جامعه دامن میزنند. این درحالی است که در شرایط کنونی، بیش از هر چیز به آرامش، عقلانیت و همدلی نیاز داریم و نباید اجازه دهیم هیاهوی یک اقلیت، فضای سیاسی و اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
من بهعنوان نماینده مجلس و کسی که در تعریف چارچوب وحدت و انسجام، رهنمودهای رهبر انقلاب را فصلالخطاب میدانم، معتقدم نباید اجازه داد اقلیت پرحاشیه، نبض مجلس و فضای سیاسی و اجتماعی کشور را در دست بگیرد و با رفتار و اظهارات خود بر التهاب جامعه بیفزاید. این به معنای محدود کردن نقد یا نادیده گرفتن اختلاف نظرها نیست؛ بلکه به معنای آن است که نقد و رقابت سیاسی باید در چارچوب قانون، اخلاق و منافع ملی دنبال شود.
امروز از اکثریت مجلس و جامعه انتظار میرود بدون توجه به هیاهو و سر و صدای جریانهای حاشیهساز، بر نقاط اشتراک تمرکز کنند و اختلافات را به مسأله اصلی کشور تبدیل نکنند. ما میتوانیم در بسیاری از موضوعات سیاسی و اجرایی با یکدیگر اختلافنظر داشته باشیم، اما در دفاع از منافع ملی، امنیت و تمامیت کشور باید یکدل و یکصدا باشیم.
در برابر دشمن خارجی، اختلافات داخلی نباید به نقطه ضعف کشور تبدیل شود. حفظ وحدت به معنای کنار گذاشتن همه اختلافنظرها نیست؛ بلکه به این معناست که اجازه ندهیم اختلافات، برمنافع مشترک و مصالح ملی غلبه کند. این همان ضرورتی است که پیام رهبرانقلاب در هفته وحدت بار دیگر پیش روی همه ما قرار داده است.
****
قابل توجه استراتژیست های جمهوری اسلامی
سیدهادی برهانی استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر مطالعات اسرائیل به خبرآنلاین گفته است:
برای آمریکا مشخص شد حمله به مراکز نظام و کشتن رهبران دستاوردی برای آمریکا ندارد. از اینرو این سیاست اینک به سیاست خفه کردن مردم از طریق فشار اقتصادی تبدیل شده است و این برای آمریکا و اسرائیل که خود را دوست مردم و دشمن نظام معرفی می کردند یک افتضاح تمام عیار است...
اگر ایران بخواهد مشکلات سیاست خارجی خود را حل کند و به جایگاهی مناسب در صحنه بین الملل دست یابد لازم است مشکلات خود را در دو حوزه مهم حل و فصل نماید. اولا مشکلات با کشورهای منطقه حل و فصل شود و دوستی واقعی و روابطی پایدار با این کشورها شکل بگیرد و ثانیا مشکلات روابط با غرب حل و فصل شود. تا در این دو حوزه مسائل کشور حل نشود امید به بهبود جایگاه جهانی ایران و پایان یافتن مشکلات بین المللی آن نیست.تا وقتی در این دو حوزه مشکلات ایران حل نشود ایران در برابر اسرائیل آسیب پذیر باقی خواهد ماند.
اسرائیل مایل است ایران منزوی و منفور باقی بماند تا هر اتهامی به آن بچسبد و هر سیاستی علیه آن قابل پذیرش و در نتیجه قابل اجرا باشد. سود اسرائیل در حفظ وضعیت فعلی ایران و انزوای آن در منطقه و غرب است.
استراتژیست های جمهوری اسلامی باید به این نکته کلیدی توجه کنند و با ابتکارات درست ایران را از این دایره زیانباری که در آن گرفتار آمده بیرون بکشند. ایران باید با درک درست بازی موجود از چنگ بازی بازنده ای که اسرائیل بر آن تحمیل کرده خلاص شود. این کار بدون اتخاذ تصمیمات شجاعانه و آگاهانه میسر نیست.
*****
ترامپ در سراشیبی
روزنامه ایران نوشته است:
دموکراتها معتقدند فضای سیاسی به نفع آنها کار میکند، زیرا احساسات رأیدهندگان نسبت به دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، همچنان رو به وخامت است. آمریکاییها به وضوح از عملکرد دونالد ترامپ ناراضی هستند، زیرا میزان محبوبیت او در نظرسنجی اخیر سیانان که توسط اساسآراس انجام شده، به ۳۴ درصد رسیده است که با پایینترین رکورد دوران ریاستجمهوری او در پایان دوره اولش برابری میکند. رکورد جدیدی نشان میدهد که ۷۳ درصد از بزرگسالان آمریکایی میگویند او (ترامپ) به مهمترین مشکلات کشور توجه نکرده است و تقریباً دو سوم آمریکاییها ۶۵ درصد میگویند که سیاستهای ترامپ اوضاع اقتصادی را بدتر کرده است.
علاوه بر این بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس که هفته گذشته انجام شد بیش از سه چهارم آمریکاییها فکر میکنند جنگ علیه ایران بیهوده بوده و به خاطر تبعات اقتصادی آن مخالف این جنگ هستند. در همین رابطه منابعی به رویترز گفتند، با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا دستیاران ارشد دونالد ترامپ در تلاشند تا از تشدید این درگیری نامحبوب و تبدیل آن به خبر اول اخبار جلوگیری کنند. به نوشته این خبرگزاری، جمهوریخواهان برای دفاع از اکثریت ضعیف خود در هر دو مجلس کنگره مبارزه میکنند.
****
خصوصیسازی قرار بود چه چیزی را تغییر دهد؟
همشهری نوشت:
انتقال مدیریت در بخش خودرو به بخش خصوصی با این انتظار همراه بود که شرکت از نظر بهرهوری، ساختار مالی، تولید، کیفیت و توسعه محصول عملکرد بهتری پیدا کند. اما برای مصرفکننده، یکی از ملموسترین تغییرات این دوره، افزایش شدید قیمت خودرو بوده است.
البته اصلاح قیمتها در شرایط تورمی و افزایش هزینه تولید میتواند برای بقای خودروسازان ضروری باشد. با این حال، زمانی میتوان از موفقیت اصلاح ساختار و خصوصیسازی سخن گفت که افزایش قیمت در کنار خود، دستکم بخشی از منافع آن را در قالب افزایش تولید، کاهش زیان، بهبود کیفیت، توسعه محصول و ارتقای بهرهوری نیز به مصرفکننده بازگرداند.
از این منظرما نیازمند یک ارزیابی جامعتر هستیم ؛ ارزیابیای که در کنار قیمت خودرو، تغییر تیراژ تولید، زیان انباشته، هزینههای مالی، بهرهوری، کیفیت محصولات و عملکرد شرکتهای زیرمجموعه را نیز بررسی کند.در نهایت، پرسش افکار عمومی همچنان پابرجاست. خصوصیسازی قرار بود برای مصرفکننده چه چیزی را بهتر کند؛ افزایش تولید و کیفیت و دسترسی یا صرفا افزایشهای پیدرپی قیمت ؟!