امروز وقتی با توجه به شرایط فعلی به تفاهمنامه مشترک ایران و آمریکا که با میانجیگری پاکستان محقق شد مینگریم، یک واقعیت بیش از همه خودنمایی می کند و آن هم این است که کاخ سفید عملا به هیچکدام از تعهدات خود در قالب موضوعات مختلف عمل نکرده است. آمریکا نه در پرونده لبنان، نه آزادسازی داراییهای بلوکهشده کشورمان و لغو تحریم ها علیه ایران، نه معادلات مرتبط با تنگه هرمز و نه توقف خصومتورزی علیه ایران، حرکتی در راستای عمل به تعهدات خود انجام نداده است. جالب اینکه مقام های ارشد آمریکایی نظیر ترامپ یا مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا، به صراحت میگویند که از نگاه آن ها تفاهمنامه اسلامآباد دیگر موجودیت ندارد.
در وضعیت کنونی، اینطور به نظر می رسد که با توجه به مواضع زیادهخواهانه آمریکاییها، دیپلماسی، کمترین فضای ممکن برای مانور در روابط ایران و آمریکا را دارد و حتی اکنون واضح شده که در دوره زمانی محدودِ پس از حصول تفاهمنامه مشترک میان ایران و آمریکا نیز طرف آمریکایی، تفاهمنامه مذکور را اهرمی برای پیشبرد دشمنی علیه ایران و جبهه مقاومت به طرق دیگر ارزیابی کرده است. گویی آمریکایی ها از ابتدا با هدف عملنکردن به تعهدات خود بوده که تفاهمنامه با ایران را امضا کرده اند. حال نباید اجازه داد که کاخ سفید به این ادراک برسد که می تواند ایران را مشغول به روندهای دیپلماتیک کند و در سایه، هر اقدام خصمانهای علیه کشورمان را به پیش ببرد. واقعیت روشن است: آمریکا و شخص ترامپ صرفا تسلیم ایران را می خواهند و هر چیزی برای آن ها تا جایی ارزش دارد که به تحقق این هدف کمک کند.
نکته دیگر اینکه اگرچه وضعیت ترامپ و جمهوریخواهان در آستانه برگزاری انتخابات میاندوره ای کنگره مناسب نیست با این حال، باید توجه داشته داشت که حتی اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای شکست بخورند، چیزی در حدود دو ماه طول خواهد کشید تا مجالس جدید(نمایندگان و سنا) با نمایندگان جدید آغاز به کار کند. از این رو، دوره مذکور به ویژه با توجه به ادراکاتی که ترامپ و متحدانش در صورت شکست در انتخابات میاندروهای کنگره از آینده روند تحولات و درگیریها با ایران خواهند داشت، بسیار حساس و مهم است و در این رابطه باید در اوج هوشیاری بود.
روزها و ماه های سرنوشتسازی در انتظار کشورمان هستند که با تدبیر و دقت میتوان با موفقیت از آن ها عبور کرد.