غنیمتاندوزی سیاسی
حمیدرضا مقدم فر فعال سیاسی اصولگرا در روزنامه فرهیختگان نوشته است:
برخی ادعا میکنند از طریق تشدید نزاع در داخل میخواهند مسئله «بازدارندگی» و تثبیت پیروزی بر دشمن را حل کنند؛ آنها مدعی هستند ساختار تصمیمسازی یا تصمیمگیری در کشور بهاندازه کافی مدبرانه عمل نمیکند؛ لذا باید با جنگ لفظی در داخل، مسئله بازدارندگی در خارج را پیش برد و بر دشمن ضربه نهایی (از نظر بازدارندگی) را در این جنگ وارد کرد. اینکه این جمع خودمرجعپندار، خویشتن را همیشه کاتولیکتر از پاپ تصور و فرض میکند که بهسادگی میتواند اصول اساسی رهبری یعنی اصرار بر انسجام را کنار بگذارد و خود را در زمینه نزاع و دعوای داخلی «رفع القلم» بداند، یک مشکل عمده ماجراست؛ اما مسئله دیگری هم در میان است و آن اینکه اساساً خود این «نزاع» که آفریده میشود، ضدبازدارندگی است؛ یعنی به بهانه بازدارندگی، از طریق نزاع آفرینی به ضد بازدارندگی کمک میکنند. تذکر یک نکته بدیهی اینجا اهمیت دارد؛ منظور از نزاعنکردن، خزیدن به انفعال و تماشاچیگری و کنارگذاشتن «تضارب آرا» هم قطعاً نیست.
اما تفاوت تضارب آرا با نزاع اینجاست که تضارب آرا غیر از «انگیزه»، ایده و توجه به اصول هم میخواهد. اما نزاع، تازه آنجا که مشکوک نباشد (چراکه برخی تحرکات نزاعآفرین حقیقتاً مشکوک هم است)، فقط نیازمند انگیزه ظاهری و ادعایی! است و پس از آن نیز همهچیز «سکولار» و «مباح» میشود! و این یکی از مشکلات جدی برخیها در دوره حاضر است. اما در کنار اینها که تصور میکنند برای بازدارندگی باید نزاع ساخت، برخی هم به دنبال غنیمتاندوزی سیاسی از وضعیت حاضرند؛ عدهای رادیکال بهاصطلاح اصلاحطلب که فکر میکنند باید «فشار دشمن از خارج» را به «چانهزنی سیاسی در داخل» ترجمه کنیم و ساقدوش جشن ترامپ باشیم! حالآنکه الان فرصت تقسیم غنیمت و ساقدوشی نیست. و بعضی نیز البته خوشباورانه تصور میکنند پیروزی نهایی حاصل شده و حالا وقت غنیمتگیری سیاسی ازسویدیگر است. اینها هم تصور میکنند انسجام مسئله فرعی است و آنچه اهمیت دارد همین غنیمتگیری است. حالآنکه اینها هم اشتباه بزرگی مرتکب میشوند.
****
سکوت خجالت آور غرب
روزنامه اعتماد نوشت:
حداكثر خطاي محتمل براي موشكهايي با تكنولوژي روز كه مورد استفاده قرار ميگيرند، ۳ متر است؛ بنابراين نميتوان احتمال خطاهاي محاسباتي جنگي يا مكانيكي را در اين ابعاد گسترده پذيرفت. بايد قاطعانه گفت كه پشت اين قضيه يك عمد در كار بوده است؛ مگر اينكه خلاف آن ثابت و شواهد فني متقني ارائه شود.ما بايد فشار خود را بر جامعه جهاني و سازمانهاي ذيل سازمان ملل افزايش بدهيم. اين پرسش جدي وجود دارد كه چرا آنها در برابر اين كشتار فجيع سكوت كردهاند؟ در حالي كه اگر كوچكترين اتفاق مشابهي در نقاط ديگر جهان يا عليه منافع متحدان آنها رخ بدهد، با بوق و كرنا حقوق بشر را مطرح ميكنند. اين تعارض آشكار بايد به گوش جهانيان رسانده شود.اين نقض آشكار حقوق بشر است و بايد آنقدر تكرار شود تا افكار عمومي مردم امريكا و اروپا نيز نسبت به اين جنايات آگاه شوند. همانطور كه آنها انتظار دارند فشار داخلي بر حكومت ايران وارد شود، ما نيز بايد از طريق دستگاههاي تبليغاتي و روشنگري، جامعه بينالمللي را به اين سو ببريم كه صداي اعتراض عليه اين جنگافروزيها در خيابانهاي خودشان بلند شود. متاسفانه در جهان امروز، نقض قوانين عليه مسلمانان به كرات و وفور ديده شده، اما دريغ از يك كنش موثر و بازدارنده توسط سازمانهاي ذيربط. اين وضعيت لزوم خودباوري و تكيه بر ظرفيتهاي داخلي در جهت انعكاس واقعيتهاي تلخ جنگ و افشاي چهره واقعي آمران چنين جناياتي را بيش از پيش نمايان ميسازد.
****
اصحاب ناراهحل، حرف کلی میزنند
روزنامه خراسان نوشت:
منتقدین تفاهمنامه در پاسخ به این سوال که باید چه میکردیم که نکردیم تا علی الطاهر سقوط نکند و برای آینده چه راهحلی دارند؟ میگویند باید «مقاومت کنیم». خب این راهبرد کلان که سیاست اساسی جمهوری اسلامی در تمام دوران خودش بوده و ما معتقدین به انقلاب هم همیشه بر آن اصرار داشته و داریم. آنچه باید به ما پاسخ داده شود، مصداقی عملیاتی و اجرایی مبتنی بر واقعیت میدانی است. اما در مقابل این جماعت اصحاب ناراهحل سخنان کلی و بدون مصداق بیان میکنند که در عمل نه تجربه شده و نه تجربه شدنی است.
این دوستان باید پاسخ دهند که مقاومت کنیم دقیقا یعنی چه؟ مصداقا در این لحظه چه میشود؟ یعنی بیوقفه موشک بزنیم؟ خب بعد از موشک زدن و روزها، هفتهها، ماهها یا سالها جنگیدن، در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در انتها باید برای پایان جنگ مذاکرهای بشود یا باید به قول آقای قاسمیان تا فتح واشنگتن پیش برویم؟ برای متوقف کردن دشمن صهیونی روی زمین جنوب لبنان، باید چه کرد؟ آیا واقعا با موشک زدن میتوان موازنه لازم را ایجاد کرد؟ واقعیت این است که همان فرماندهان نظامی که موازنه ضاحیه را در عملیات نصر ۱ تثبیت کردند و به رژیم حمله کردند، معتقد بودند که چنین موازنهای برای جنوب ممکن نیست. والا همان طور که در ۱۷ خرداد، فرماندهان ایرانی و لبنانی شجاعانه جنگیدند و در عرصه سیاسی نیز کسی مخالف دفاع از لبنان نبود، بازهم اراده لازم وجود داشت. کاری نداریم به توهین و بیادبی آن مشاور مقام سیاسی خطاب به این فرماندهان نظامی و سیاسی که به آن ها توصیه میکند «جرئت داشته باشید».
پس این اصحاب ناراهحل باید چیزی بیش از آنکه انجام شده و پیگیری شده را ارائه دهند؛ چراکه مقاومت کنیم، یک راهبرد کلان است و این دوستان باید راهحل دقیق، مصداقی، واقعبینانه و دارای احتمال بالای موفقیت (از لحاظ مادی یا معنوی آن) را بیان کنند. جمهوری اسلامی که در این شش ماهه نشان داده، با تمام توانش میجنگد. این مسئولان و فرماندهان نظامی، در عمل «مقاومت کنیم» را نشان دادهاند. الان هم بیش از پنجاه روز است نه تفاهمی وجود دارد و نه آتشبسی، پس فضا برای پیشنهاد آن ها آماده است؛ فقط پیشنهاد واقعی و نه پیشنهاد کلی و بیمعنی. این مشکل اصحاب ناراهحل است که از دور میگویند لنگش کن درحالی که جمهوری اسلامی همین حالا زیردوخم دشمن را گرفته است. راه بیشتر پیشنهاد دهید یا غر نزنید. در پایان هم باید تذکر حفظ انسجام اجتماعی را به این دوستان بدهیم. بهتر است به جای مقصرنمایی و انواع حملات به مسئولان داخلی، برای آینده پیشنهاد کارآمد و واقعی بدهند و دستور واضح رهبر معظم انقلاب در حفظ انسجام را رعایت کنند.
****
کرکره پایین معاونت پارلمانی رییس جمهور
محمد علی ابطحی فعال سیاسی اصلاح طلب در روزنامه شرق نوشته است:
پارلمان در نظام حکومتی جمهوری اسلامی جایــگاه مهمی دارد. دولت و ســایر قوا باید پایبند به قانون باشند و قانون گذار هم مجلس شورا ست. داشتن رابطه کاری فعال برای هر دو نهاد بســیار مهم اســت. این موضوع در ارتبــاط با مجلس و دولت فعلی و شــرایط جنگی بســیار پراهمیت تر می شود. از سویی تندترین نحله های سیاسی مخالف دولت در پارلمان هستند و از ســوی دیگر، با شهادت رهبری و عدم دسترســی فراوان و آسان به رهبری جدید، نقش رئیس جمهور پررنگ تر و عمـلا ایــن فاصله و اختالف بــرای مردم خطرناک تر می شــود. مدتی است آقای دکتر اســماعیلی معاون پارلمانی رئیس جمهور شــده اند. تا کنــون، حداقل از نظــر ارتباطی و خبــری، کرکره این معاونت پایین کشــیده شــده است. شــخصیت اثباتی او به گونه ای اســت که همه باید از ایشــان تمجید کنند. در شــورای نگهبان بوده است و نهج البلاغه تدریــس می کــرده؛ کتابی که پزشــکیان با آن خو گرفته اســت. اما ایــن جایگاه در این خلا باید با نشــاط باشــد.
فعالیت معاونت پارلمانی، به جای حداکثری، حداقلی است. بخشی از آن به خاطر شخصیت فردی آقای اسماعیلی اســت. نه تنها ایشــان، بلکه در بعضی وزرا و معاونان آنان هم دیده شــده که ابراز بی علاقگی به شغل شــان یا خود را بالاتر دیدن، کار حداکثری و ابتکارات کاری را خلاف شأن می دانند. پارلمان و دولت دو قوه جدا هستند، اما این دو قوه به همکاری جدی نیازمندند. معــاون پارلمانی باید نقطه های تند مخالفت با دولت را در نگاه مردم پاسخ بگوید و با نمایندگان مخالف باب گفت وگوی علنی باز کند. در هیچ یک از این پاسخ گویی ها و ارتباطات، صدای معاونت پارلمانی شنیده نمی شود. چندین لایحه، به دلیل اینکــه پارلمان مخالفت می کند، بــه مجلــس نرفته یــا مرجوع شده است.
****
چهار میلیون پرچم قرمز جلیلی ها!
حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب، به خبرگزاری خبرآنلاین گفته است:
در دو دهه گذشته چندین فرصت برای حل مساله هستهای ایران و آمریکا پیش آمد، اگرچه همچنان مهمترین مانع آن همین نتانیاهو و ترامپ بودند و هستند، اما این نیروی «ایدهآلگرای ناواقع گرا» هم اجازه به استفاده از فرصتها را نمیداد. شما یادتان هست احمدینژاد قطعنامهها علیه ایران را کاغذ پاره میخواند و دنبال سیاست «محو» و مدیریت جهانی بود و همین جناب جلیلی در مذاکرات هستهای با نمایندگان اروپایی از خاطرات جنگ میگفت و وقت تلف میکرد.هم اکنون اگر چه همچنان مهمترین مانع عبور از این شرایط جنگی و جنگ فرسایشی همچنان نتانیاهو و توهمات ترامپ هستند. ولی «ایدهآلیستهای ناواقعگرا» هم بیکار نیستند. شما دیدید پس از این که مردم ایران یک جنبش مردمی و پیوسته را علیه تجاوز آمریکا در شبهای ایران به نمایش گذاشتند، شما دیدید وقتی مردم ایران یک تشیع پیکر بینظیر و دهها میلیونی از رهبر شهید انجام دادند، اما ناگهان در شب آخر تشییع پیکر رهبری، همین دوستان جناب جلیلی چهار میلیون پرچم قرمز را در بین جمعیت توزیع کردند و متاسفانه پرچم ایران و جمهوری اسلامی را در اجتماعات بعدی شبانه کاهش یافت و حتی جمعیت هم کاهش یافت.
این حرکت «ایدهآلیستهای ناواقعگرا» با کمی تغییر در نظر جناب جلیلی آرام نمیگیرد. چون این نوع شعار دادن برای آنها کارکرد داخلی دارد. این نیرو در دهههای گذشته همینطور بصورت سلبی، تخریبی و شعاری با رقبای سیاسی خود روبرو شدند. نیروهای کیفی نخبه هم وقتی این تخریبها را میبینند با آنها دهن به دهن نمیشوند و ترجیح میدهند که به حاشیه بروند و این به ضرر کیفیت حکمرانی ایران است.شما دیدید همین نیروی تخریبی چگونه در قم به شهید علی لاریجانی حمله کردند یا در همین فرایند تکوین تفاهمنامه ایران با آمریکا چه واژههای زشتی علیه آقای پزشکیان بکار بردند حتی به آقای قالیباف که سردار در چهار جنگ ایران بوده رحم نکردند و تلاش کردند در فرایند یک دیپلماسی عزتمند ترمز او را بکشند و کشیدند. باز من تاکید کنم برای عبور عزتمندانه از این جنگ نابرابر و فرسایشی مهمترین علل و مانع توطئههای نتانیاهو و ترامپ است. ایران راهی ندارد تا کاری کند تا در آینده این نتانیاهو و ترامپ برایشان صرف نکند که به ایران حمله کنند.با این همه کنشگری «ایدهآلگراهای ناواقع گرا» به حکومت ایران برای عبور عزتمندانه از پیچ جنگ کمک نمیکنند. به نظر من مهمترین نیرویی که میتواند این نیروی سلبی و مخرب را در سیاست ایران مهار کند، آیتالله مجتبی خامنهای رهبری کشور است. همچنان که در جریان پایان عزتمندانه جنگ تحمیلی در سال ۶٧ اگر مواضع راسخ امام خمینی نبود، کنترل نیروی «ایدهآلگرای ناواقعگرا» کار مشکلی بود.
***
سئول؛ تو هم؟!
به دنبال انتشار اخباری در خصوص احتمال مداخله نظامی کره جنوبی در تنگه هرمز، یک مسئول ایرانی بلندپایه در هشداری شدیداللحنی به این کشور تأکید کرد که هرگونه مشارکت کره جنوبی در تنگه هرمز علیه ایران به منزله مشارکت مستقیم نظامی در جنگ تلقی خواهد شد. این مقام ارشد امنیتی- سیاسی ایران در مصاحبه با شبکه خبری المیادین، به کره جنوبی نسبت به تسلیم شدن در برابر فشارهای واشنگتن جهت همکاری در اقدامات غیرقانونی ارتش آمریکا هشدار داد. این مقام ارشد از سئول خواسته منافع و اعتبار بینالمللی خود را قربانی سیاستهای متجاوزانه و برهمزننده ثبات و امنیت ایالات متحده نکند چرا که ریشه اصلی ناامنی در تنگه هرمز ناشی از تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
این مسوول ایرانی صراحتاً تأکید کرد که تهران هرگونه مداخله کره جنوبی علیه ایران در تنگه هرمز را مصداق بارز مشارکت مستقیم نظامی در تجاوز و جنگ علیه خاک خود قلمداد خواهد کرد و به هیچ وجه در برابر هرگونه همدستی در جنایات علیه ملت و حقوق ایران مماشات نخواهد کرد.
****
ایران فقط نفت و منابع معدنی نیست
اطلاعات نوشت:
شک نکنید که یکی از علل حملات مستقیم و توطئههای غیر مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا و مزدورانش در منطقه، برای به تأخیر انداختن یا نابود کردن رشد و پویش علمی و مدنی، و اعتلای فرهنگی و اجتماعی بود. حالا با سختی و در نبردی دوران ساز باید نشان دهیم که ایران چه امتیازاتی دارد و کمترین ثروت ایران نفت و منابع معدنی است. مردم و فکر و دانش و اراده و اتحاد آنان قدرت و ثروت حقیقیاند و حکومت و دولت باید با همین پشتوانه از کشور دفاع و به دشمن حمله کند.
جامعهای پیچیده و بسیار قدرتمند که به رغم آشوبهای متعدد و توطئه ها و کنشهای ضد نظم و حتی از یک جانب دیگر گاهی با وجودِ رفتارها و تعصبات ضد زن که طی سالها و دهههای گذشته شاهد بودیم، پویاترین جوامع مدنی و انسانی در خاورمیانه را در بدترین شرایط و زیر فشار تحریم و جنگ به وجود آورده است. این جامعه نه مثل برخی همسایگان شرقی است که دختران را از تحصیل و آموزش محروم و زنان را از متن جامعه حذف و در خانه حبس کند و نه مانند کشورهای نوخاسته در پی الگوهای غربی است که از خودبیگانهاند و آمار نادرست ارائه میکنند و به تبلیغات نازل و بیهوده پناه بردهاند.
ایران نیازی به این رفتارها و تبلیغات و محدودیتها ندارد. جامعه، قدرت عظیم تنظیمگری و خودآگاهی دارد. به شرط آن که دستگاههایی نیز که صدای رسمی محسوب میشوند و جزوی از اموال ملتاند نیز بتوانند کیفیت خود را بالا ببرند و به سطح فکر و ندای وجدان عمومی و خواست جامعه گوش فرا دهند. آنها باید در ظاهر و باطن و در نگاه و سخن، نماینده فرهنگ ایران اسلامی و اسلام ایرانی باشند.
****
جنگ شبکه الجزیره علیه اسراییل !
نفتالی بنت، نخست وزیر پیشین رژیم صهیونیستی گفته است: ما در حال پیشبرد کمپینی علیه قطر هستیم؛ کمپینی که لزوما نظامی نیست بلکه شامل آگاهیبخشی عمومی و اعمال فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک میشود و ما برای اعمال فشار بر قطر، با متحدان خود در منطقه یعنی عربستان، امارات، مصر و دیگر کشورها همکاری میکنیم. ایران، حداقل آشکارا اعلام میکند که میخواهد اسرائیل را نابود کند و این درک آن را آسان میکند؛ در حالی که اینها به همراه شبکه الجزیره علیه ما اقدام میکنند و این بخش خطرناک ماجرا است. قطر میخواهد اسرائیل را نابود کند اما این کار را به شیوهای حیلهگرانهتر، هوشمندانهتر و مرگبارتر انجام میدهد؛ این دشمنی است که ما را به شیوهای بسیار هوشمندانه و غیرقابل باور تضعیف میکند. قطر کشوری کوچک با ۳۳۰ هزار نفر جمعیت است، با این حال خسارات عظیمی به اسرائیل وارد میکند.