به گزارش فارس، بقایای بهجامانده از حمله دیشب ارتش آمریکا به کوهستک سیریک، نشانههایی از بهکارگیری موشک کروز پیشرفته AGM-84H/K SLAM-ER را در خود دارد.
سلاحی دورایستا و دقیقزن که آمریکا برای انهدام اهداف نقطهای توسعه داده، اما در جنایت شب گذشته سیریک، اصابت به محل برگزاری مراسم عقد یک زوج جوان ایرانی، به شهادت ۵ غیرنظامی از جمله یک کودک و مجروح شدن ۶۸ نفر منجر شد؛ حادثهای که در امتداد پرونده مدرسه میناب و حمله لامرد، بار دیگر روایت واشنگتن درباره «حملات دقیق» و حفاظت از غیرنظامیان را با پرسش جدی مواجه کرده است.
ماجرا از شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور آغاز شد؛ زمانی که ارتش آمریکا در دور تازه حملات خود، نقاطی در سواحل جنوبی ایران را هدف قرار داد. یکی از نقاط مورد اصابت، منزلی مسکونی در شهر ساحلی کوهستک شهرستان سیریک بود؛ خانهای که همان شب میزبان مراسم عقد یک زوج جوان اهل سنت و جمعی از بستگان آنها، از زنان و مردان تا کودکان، بود. حمله آمریکا در چند لحظه مراسمی را که قرار بود آغاز زندگی مشترک دو جوان باشد، به صحنهای خونین تبدیل کرد.
براساس آخرین آمار اعلامشده، در این حادثه حدود ۷۰ نفر از حاضران کشته یا مجروح شدند؛ چهار نفر از جمله یک کودک جان باختند و حال تعدادی از مجروحان نیز وخیم گزارش شد.
اما آنچه پس از حمله از میان آوار بیرون آمد، اکنون یک سؤال مهمتر را پیش روی واشنگتن قرار داده است: اگر هدف یک تأسیسات نظامی بود، چرا بقایای یکی از مهمات دقیق آمریکا در محل حادثهای پیدا شده که قربانیان آن اعضای یک خانواده و مهمانان مراسم عقد بودند؟
قطعاتی که نام یک موشک را آشکار کردند
تصاویر منتشرشده از محل، مجموعهای از قطعات سوخته و متلاشیشده شامل اجزای مکانیکی و الکترونیکی، بخشهایی از بدنه و قطعهای از مجموعه بال و کنترل یک موشک را نشان میدهد.
در یکی از قطعات هشدار مربوط به حساسیت تجهیزات الکترونیکی به تخلیه الکترواستاتیکی دیده میشود و روی قطعه دیگری نیز هشدار مربوط به یک جزء حرارتی قابل مشاهده است. این نشانهها بهتنهایی برای تعیین مدل موشک کافی نیستند؛ اما قطعه مربوط به بال، سرنخ مهمتری برای شناسایی مهمات محسوب میشود.
خانواده AGM-84 شاخههای مختلفی دارد و بسیاری از اجزای Harpoon، SLAM و SLAM-ER به دلیل ریشه طراحی مشترک، شباهت زیادی به یکدیگر دارند. به همین دلیل، مشاهده یک قطعه عمومی AGM-84 برای اعلام مدل دقیق کافی نیست.
با این حال، شکل و ساختمان قطعات منتشرشده، بهویژه مجموعه بال، باعث شده کارشناسان تسلیحاتی آنها را با AGM-84H/K SLAM-ER مرتبط بدانند.
کریستیان تریبرت، خبرنگار حوزه تحقیقات تصویری نیز تصاویر این بقایا و شناسایی آنها بهعنوان قطعات SLAM-ER را منتشر کرده است. آسوشیتدپرس نیز گزارش داده کارشناسان تسلیحاتی مستقل، قطعات موجود در صحنه را به این سلاح آمریکایی مرتبط دانستهاند.
در واقع میتوان گفت؛ مجموعه شواهد تصویری و ارزیابی کارشناسان، استفاده از SLAM-ER را به یک فرضیه فنی قوی تبدیل کرده است.
آمریکا چه سلاحی را در جنوب ایران فرستاد؟
نام کامل این سلاح Standoff Land Attack Missile – Expanded Response است.
موشک AGM-84K SLAM-ER یک موشک کروز هواپرتاب برای حمله دقیق به اهداف زمینی و دریایی است که ریشه طراحی آن به موشک ضدکشتی Harpoon بازمیگردد.
نیروی دریایی آمریکا خود SLAM-ER را یک موشک «هواپرتاب»، «دوربرد»، «فراتر از افق» و «حمله دقیق» معرفی میکند که در روز، شب و شرایط نامساعد جوی قابل استفاده است و میتواند علیه اهداف از پیش برنامهریزیشده یا اهداف فرصت به کار رود.
موشک حدود ۴.۴ متر طول، ۳۴ سانتیمتر قطر و نزدیک به ۶۷۴ کیلوگرم وزن دارد و پس از رهاسازی از هواپیما با استفاده از پیشران توربوجت مسیر خود را به سمت هدف ادامه میدهد.
ویژگی اصلی آن در نامش نهفته است: Standoff. یعنی مهاجم برای انهدام هدف الزاماً مجبور نیست هواپیمای حامل را تا بالای نقطه مورد حمله ببرد. موشک از فاصله دورتر رها میشود و ادامه مسیر را مستقلاً طی میکند.
این ویژگی در برابر شبکههای پدافند هوایی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا به مهاجم امکان میدهد تا حد امکان پلتفرم پرتاب را از منطقه پرخطر دور نگه دارد و وظیفه نفوذ به سمت هدف را به خود موشک بسپارد.
در نتیجه، اگر استفاده از SLAM-ER در سیریک نهایی شود، انتخاب این سلاح خود سرنخی از تاکتیک حمله دورایستای آمریکا به جنوب ایران است.
هم GPS هدف را میبیند؛ هم اپراتور
بخش مهمتر ماجرا، سامانه هدایت SLAM-ER است. این موشک صرفاً مهماتی نیست که مختصات جغرافیایی در آن وارد شود و پس از پرتاب هیچ امکان دیگری برای هدایتش وجود نداشته باشد.
موشک SLAM-ER در مرحله میانی مسیر از سامانه ناوبری اینرسی و GPS استفاده میکند و در مرحله پایانی به جستوجوگر تصویربرداری فروسرخ مجهز است.
علاوه بر این، لینک داده امکان حضور اپراتور در حلقه هدایت یا Man-in-the-Loop را فراهم میکند؛ یعنی در شرایط عملیاتی مربوط، اطلاعات تصویری موشک میتواند برای عامل انسانی ارسال شود و امکان اصلاح فرایند هدایت نهایی وجود داشته باشد.
به همین دلیل است که نیروی دریایی آمریکا این سلاح را رسماً در دسته مهمات «Precision Strike» یا حمله دقیق قرار میدهد.
هدف ادعایی ۱۳۶ متر آنطرفتر بود
آمریکا میگوید دور تازه حملاتش به جنوب ایران متوجه سامانههای پدافندی، رادارها، تجهیزات دریایی و مراکز ارتباطی بوده است.
در کوهستک نیز یک دکل در نزدیکی محل حادثه بهعنوان هدف ادعایی حمله مطرح شده است.
براساس اندازهگیری منتشرشده از موقعیت دو نقطه، فاصله این دکل با خانه محل برگزاری مراسم حدود ۱۳۶ متر عنوان شده است.
اگر این فاصله و شناسایی SLAM-ER هر دو صحیح باشند، یک پرسش جدی ایجاد میشود؛ چگونه موشکی که برای حمله دقیق به اهداف نقطهای ساخته شده، از ناوبری INS/GPS و هدایت تصویری مرحله نهایی برخوردار است و امکان حضور عامل انسانی در حلقه هدایت آن وجود دارد، در عملیاتی به کار گرفته شده که نتیجه آن مرگ و جراحت دهها غیرنظامی در یک مراسم خانوادگی بوده است؟
تنها از روی تصاویر بقایا نمیتوان پاسخ قطعی داد.
ممکن است خطا در اطلاعات هدف، مختصات، تصمیمگیری انسانی، عملکرد سلاح یا عوامل دیگری در زنجیره حمله دخیل بوده باشد. تعیین علت دقیق نیازمند انتشار دادههای مأموریت، مسیر پرواز، نقطه هدف تعیینشده و اطلاعات مربوط به لحظه اصابت است.
اما یک واقعیت باقی میماند، آمریکا از حمله به اهداف نظامی سخن میگوید، در حالی که در صحنه، چهار غیرنظامی کشته و دهها نفر در یک مراسم خانوادگی مجروح شدهاند. وقوع این تلفات در گزارش رسانههای مستقل نیز تأیید شده است.
از میناب و لامرد تا سیریک؛ روایت «حملات دقیق» زیر سؤال
حادثه سیریک نخستین موردی نیست که روایت آمریکا درباره هدفگیری دقیق مواضع نظامی با تلفات غیرنظامیان و شواهد بعدی صحنه حمله مواجه میشود.
در مدرسه شجره طیبه میناب، شمار زیادی از کودکان جان باختند. در ابتدا درباره مسئول حمله تردید ایجاد شد و دونالد ترامپ حتی ایران را مقصر دانست؛ اما تحقیقات بعدی واشنگتنپست شواهدی از حضور موشک کروز آمریکایی تاماهاوک ارائه کرد و نشان داد مدرسه در فهرست اهداف آمریکا قرار داشته و احتمالاً به اشتباه بهعنوان یک هدف نظامی شناسایی شده بود.
در لامرد نیز آمریکا مسئولیت حمله مرگبار به غیرنظامیان را رد کرد؛ با این حال تحقیقات بعدی Airwars و آسوشیتدپرس، براساس بقایای مهمات و الگوی خسارت، شواهدی را درباره استفاده از موشک PrSM آمریکا مطرح کردند. در این حملات دستکم ۲۱ غیرنظامی، از جمله هفت کودک، جان باختند.
اکنون سیریک سومین پرونده قابل توجه در این زنجیره است؛ جایی که یک مراسم عقد خانوادگی با چهار کشته و دهها مجروح پایان یافته و کارشناسان، بقایای موجود در محل را با موشک دقیق AGM-84H/K SLAM-ER مرتبط دانستهاند.
قرار گرفتن این سه حادثه در کنار یکدیگر، تناقض میان ادبیات رسمی واشنگتن درباره «اهداف نظامی» و «حملات دقیق» با پیامدهای مشاهدهشده در میدان را برجسته میکند: مدرسهای مملو از کودکان در میناب، قربانیان غیرنظامی در لامرد و مراسم عقد یک خانواده در سیریک.
وقتی فناوری دقیق، مسئولیت را از بین نمیبرد
اینجا یک نکته راهبردی وجود دارد.
مفهوم «سلاح دقیق» گاهی به شکلی مطرح میشود که گویی فناوری میتواند مسئولیت انسانی در جنگ را حذف کند؛ در حالی که دقت فنی تنها یکی از حلقههای زنجیره حمله است.
پیش از آن، هدف باید شناسایی شود، اطلاعات آن تحلیل شود، موقعیتش تأیید شود، خطر برای غیرنظامیان ارزیابی شود و در نهایت تصمیم حمله گرفته شود.
یک موشک ممکن است دقیقاً به مختصاتی برسد که برایش تعیین شده؛ اما اگر آن مختصات یا تشخیص هدف اشتباه باشد، دقت موشک تنها باعث اجرای دقیقتر یک تصمیم غلط خواهد شد.
پرونده میناب همین مسئله را بهصورت جدی مطرح کرد؛ واشنگتنپست گزارش داده بود که مدرسه ممکن است در فرایند هدفگیری به اشتباه یک تأسیسات نظامی تشخیص داده شده باشد.
در سیریک نیز وجود احتمالی SLAM-ER، با مجموعه پیچیده هدایت و قابلیتهای حمله نقطهای، سؤال درباره زنجیره تصمیمگیری را مهمتر میکند.
عروسی در برابر ماشین جنگی
در یک سوی صحنه سیریک، یکی از پیچیدهترین زنجیرههای حمله نظامی جهان قرار دارد: هواپیمای حامل، سامانههای شناسایی و اطلاعاتی، ناوبری ماهوارهای، یک موشک کروز دورایستا، جستوجوگر فروسرخ و لینک داده.
در سوی دیگر، خانهای قرار داشت که خانوادهای ایرانی برای عقد دو جوان در آن جمع شده بودند.
آن شب قرار بود نقطه آغاز یک زندگی باشد؛ اما در پایان، خانوادهای با چهار کشته و دهها مجروح روبهرو شد. این همان فاصلهای است که مشخصات فنی هیچ موشکی نمیتواند آن را پنهان کند.
آمریکا میتواند SLAM-ER را «Precision Strike Missile» معرفی کند، درباره اهداف نظامی سخن بگوید و تأکید کند که غیرنظامیان را عمداً هدف نمیگیرد؛ اما نتیجه یک عملیات را تنها نام سلاح و بیانیه نظامی تعیین نمیکند؛ آنچه در نقطه اصابت باقی میماند نیز بخشی از واقعیت جنگ است.
لاشهای که دو روایت را آشکار کرد
بقایای بهجامانده در سیریک از این جهت دو روایت را همزمان در خود دارند؛ از منظر نظامی، شناسایی SLAM-ER میتواند بخشی از تاکتیک آمریکا برای استفاده از مهمات هواپرتاب دورایستا و حفظ فاصله پلتفرم حامل از منطقه درگیری را آشکار کند؛ اما از منظر انسانی، همین قطعات در کنار خانهای قرار گرفتهاند که مراسم عقد یک زوج جوان در آن با چهار کشته و دهها مجروح پایان یافت.
از مدرسه میناب تا لامرد و اکنون سیریک، آنچه در برابر ادعای آمریکا درباره «حملات دقیق» قرار گرفته، تنها تصاویر لاشه موشکها نیست؛ مدرسهای مملو از کودکان، قربانیان غیرنظامی در لامرد و خانوادهای هستند که مراسم عقدشان در ساحل هرمزگان به عزا تبدیل شد.
اکنون شناسایی احتمالی SLAM-ER یک سؤال مشخص را پیش روی واشنگتن قرار میدهد: اگر هدف حمله دکلی در حدود ۱۳۶ متری محل مراسم بود، چگونه پایان زنجیرهای متشکل از اطلاعات هدف، ناوبری ماهوارهای، هدایت تصویری و یکی از مهمات دقیق آمریکا، کشته و مجروح شدن دهها غیرنظامی در یک مراسم خانوادگی بود؟
جزئیات جدید از سلاح دقیق آمریکا برای جنایت خونین سیریک
4050611105بررسی بقایای بهجامانده از حمله آمریکا به مراسم عروسی در کوهستک سیریک، از بهکارگیری موشک کروز دقیقزن SLAM-ER حکایت دارد؛ سلاحی مجهز به سامانه هدایت چندلایه که حمله با آن به شهادت ۵ غیرنظامی از جمله یک کودک و مجروح شدن ۶۸ نفر انجامید.