ایران چگونه می‌تواند در برابر آمریکا بازدارندگی ایجاد کند؟

رسول معینی، گروه سیاسی الف،   4050608112 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

1 _ اهرم انرژی؛ تبدیل قیمت سوخت به معادله صندوق رای

شاید بتوان گفت یکی از حساس‌ترین ابزارهای روان‌شناختی و اجتماعی در سیاست داخلی آمریکا، تاثیر مستقیم قیمت روزمره سوخت بر افکار عمومی است. تحقیقات «موسسه بروکینگز» (از جمله تحلیل‌های کارشناسان ارشدی مانند ویلیام گالستون)، گزارش‌های مالی «مورگان استنلی» و نظرسنجی‌های افکار عمومی  آمریکا نشان می‌دهند که اکثریت قاطع رای‌دهندگان مستقل و شناور، قیمت بنزین و قدرت خرید روزمره را به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی تصمیم‌گیری سیاسی خود درج می‌کنند.
برخلاف شاخص‌های اقتصاد کلان (مانند نرخ تورم که بر ادراک انتزاعی جامعه اثر می‌گذارند)تابلوهای قیمت پمپ‌بنزین‌ها هر روز مستقیماً روی کیف پول خانوار ملموس است. همین امر باعث می‌شود در حوزه‌های انتخابی رقابتی (Swing Districts)احساس قدرت خرید مبنای رای‌دهی باشد. افزایش ۵۰ سنت تا ۱ دلار در هر گالن بنزین، موجی از نارضایتی علیه حزب حاکم (دست‌اندرکاران کاخ سفید) ایجاد می‌کند. با توجه به فشار سنگین این نوسانات بر مناطق روستایی و کم‌برخوردار که معمولاً آرای تعیین‌کننده‌ای دارند، ایران می‌تواند از طریق مدیریت هوشمند بازارهای انرژی، هزینه سیاسی تهاجم نظامی را برای واشنگتن به شدت بالا ببرد.

2- مدیریت بازه انتخابی و تثبیت اهرم‌های ماندگار دریانوردی
واشنگتن به‌خوبی می‌داند که با تغییر دکترین دفاعی تهران که منبع تهدید و حمله  را آماج موشک های خود قرار میدهد،هرگونه اقدام نظامی در آستانه انتخابات با پاسخ سنگین و متقابل ایران همراه خواهد شد و هزینه‌های  سنگینی به بار خواهد آورد با این حال، این اهرم بازدارنده  پس از برگزاری انتخابات کنار رفته و کاخ سفید فارغ از تبعات فوری بر صندوق‌های رای، دست بازتری برای خروج از بن‌بست پیدا می‌کند. در صورت حفظ اکثریت، تصویب بودجه‌های تهاجمی و مجوزهای نظامی (AUMF) تسریع می‌شود،اما اگر شواهد نشان دهد که اپوزیسیون در حال فتح کنگره است، کاخ سفید ممکن است در فاصله میان برگزاری انتخابات تا تحویل رسمی کنگره جدید  در ژانویه برای پیش‌دستی یا تحمیل موقعیت برتر دست به یک حمله سنگین زیرساختی بزند.برای خنثی‌سازی این سناریو، ایران نباید صرفاً به یک (تهدید مقطعی انتخابی) بسنده کند، بلکه می‌بایست با تغییر رژیم حقوقی و امنیتی در تنگه هرمز و پهنه دریانوردی، یک اهرم اقتصادی ماندگار ایجاد کند. بازآفرینی ساختار امنیتی در حوزه انرژی پیش از انتخابات، قیمت سوخت و ریسک دریانوردی را در سطحی بالا تثبیت می‌کند، به‌گونه‌ای که پس از نوامبر نیز هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا با هر آرایشی در کنگره، توان توجیه سود و زیان یک جنگ جدید را نداشته باشد.

3-ارتقای ابهام استراتژیک و موازنه منطقه‌ ی
در کنار اهرم انرژی، برای تکمیل مولفه های بازدارندگی،مستلزم بالا بردن سطح ابهام در توان دفاعی و هسته‌ای ایران است،ایجاد این درک که هرگونه حمله، فوراً پاسخ را از فاز دفاعی به فاز تغییر دکترین بازدارندگی سوق می‌دهد، فرماندهان پنتاگون را از توصیه به گزینه نظامی بازمی‌دارد. هم‌زمان، فعال نگه‌داشتن جبهه‌های چندگانه منطقه‌ای، تمرکز و توان پدافندی آمریکا را مستهلک کرده و هزینه عملیاتی واشنگتن را به اوج می‌رساند.


نتیجه‌گیری
مهار محاسبات تهاجمی آمریکا نیازمند پیوند زدن حساسیت‌های داخلی واشنگتن به واقعیت‌های میدانی خلیج فارس است. ایران با تبدیل نوسانات سوخت به چالش صندوق رای، تغییر رژیم امنیت دریانوردی و بالابردن هزینه پاتک متقابل، می‌تواند ترمز روانی کاخ سفید را نه‌تنها تا روز انتخابات، بلکه برای دوره پس از آن نیز فعال نگه دارد و از این فرصت برای ایجاد بیشترین هزینه برای واشنگتن استفاده کند.