تن نمایشگری

دکتر رضا پور حسین،   4050530001

 

"تن-نمایشگری" پدیده‌ای شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی است که نسبتی با فرهنگ‌های اصیل و ریشه‌دار در همه‌ی جوامع ندارد. این پدیده جدا از این‌که با ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی در تعارض است، با گرایش‌های فطری و درونی آدم‌ها نیز در تناقض است. 


     آدم‌ها به صورت ارتجالی و ذاتی تمایلی به بدن‌نمایی و عریان کردن بخشی از بدن خود ندارند؛ ولی ممکن است به دلایلی در دراز مدت به آن عادت نمایند. اما این عادت موجب نمی‌شود که حس فطری خود را فراموش کنند. به همین دلیل، این‌گونه آدم‌ها عموما نوعی احساس گناه خفیف را در خود تجربه می‌کنند. 


    این پدیده در برخی فرهنگ‌ها، از جمله فرهنگ غربی، بیشتر از بقیه دیده می‌شود. برای نمونه، در سینمای غرب پدیده‌ی برهنگی با میزان متفاوت بسیار شایع است. اما آن‌چه از حال و هوای جمعی از بازیگران زن گزارش شده است، احساس پشیمانی بسیاری از آنان است. آنان زمانی که فرصت رجوع به فطرت خود پیدا کرده و تب و تاب شهرت در آنان فروکش کرده است، به خود آمده و رفتار تن-نمایشگری خود را سرزنش کرده‌اند. 


     در یکی از این گفته‌ها، هنرپیشه زن می‌گوید در همان زمان هم که به اصرار کارگردان بدن خود را نیمه عریان کردم ، احساس بسیار بدی داشتم اما به اصرار، به این کار تن دادم، بعد از اتمام فیلمبرداری ناراحت بوده و کلی گریه کردم، کاری نمی‌توانستم بکنم، چرا که حرفه‌ی من شده بود، و  بار احساس گناه و ابزاری بودن را تا الان با خود کشانده ام و  اکنون احساس بدی دارم. 


         البته پدیده تن-نمایشگری که مورد نظر اینجانب است با برهنگی و نیمه برهنگی سینمای غرب و برخی کشورهای شرقی، متفاوت است. این پدیده در جامعه‌ی نجیب ایران بسیار بسیار نادر است؛ به گونه‌ای که گویی شاهد این پدیده نیستیم؛ اما ممکن است به دلیل تغییراتی در سبک زندگی، رگه‌هایی از آن، در جامعه عفیف ما هم به‌تدریج دیده شود.


     بهانه من برای طرح این موضوع،  تاکید بر فطری بودن پوشش و عدم برهنگی در همه‌ی انسان‌ها جدا از دین و آیین است. من معتقدم همان‌گونه که انسان‌ها واجد فطرت نجابت و عفاف هستند؛ جامعه نیز به‌منزله‌ی یک ارگانیزم زنده و پویا، برای حیات و نشاط خود، به نجابت، گرایش ذاتی و فطری دارد. به همین دلیل است که معدل آحاد جامعه‌ی ما، تن-نمایشگری را نمی‌پسندد.


     روی صحبت من به عنوان یک معلم و با توجه به سنی که دارم، به عنوان یک پدر با دخترانی است که بخشی از بدن خود را نمایان می‌کنند. به آنان و خودم توصیه می‌کنم که گاهی به "گوهر" وجودی خود بیندیشیم و "عیار" آن را سنجش کنیم. این یک نکته عقلانی و منطقی است. مثلا اگر بفهمیم گوی زرد رنگی که در اختیار ماست، طلای ۲۴ عیار است، چه می‌کنیم؟ کاملا ذاتی و فطری آن را در حریمی قرار می‌دهیم که از دید تیزچشمان محفوظ بماند. 


     عیار بالای گوهر و جوهر ما آدم‌ها، با داشتن "حریم"،  همبستگی منطقی دارد. آن‌که گوهر خود را بی عیار می‌داند، طبیعی است که برای خود حریمی قائل نیست. و برعکس، توجه و آگاهی به عیارِ خود، فطرتا آن را در حریمی می‌بریم که از دسترس دیگران در امان باشد. 
مراقب باشیم، حریم خود را از تیزچشمان، محفوظ بداریم.