چرا ذخایر موشکی آمریکا کاهش پیدا کرده است؟

  4050519022

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا(CSIS) در گزارشی با بررسی دلایل کاهش ذخایر موشکی ایالات متحده تاکید کرد که مصرف گسترده مهمات پیشرفته در جنگ علیه ایران تنها بخشی از این بحران است و کاهش تولید پس از جنگ سرد، کوچک‌شدن صنایع دفاعی، جنگ‌های سال‌های اخیر و اولویت یافتن تجهیزات نظامی بزرگ در بودجه پنتاگون نیز در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند.

به گزارش ایرنا به نقل از اندیشکده مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا(CSIS)، کمبود مهمات کلیدی در ایالات متحده به یکی از موضوعات مهم در بحث‌های داخلی این کشور تبدیل شده و بنابر گزارش‌ها، حتی در تصمیم‌گیری‌های رئیس‌جمهوری آمریکا درباره جنگ جاری با ایران نیز نقش قابل‌توجهی پیدا کرده است. استفاده گسترده از مهمات در جنگ علیه ایران یکی از دلایل اصلی این مشکل است، اما تنها عامل نیست. مجموعه‌ای از عوامل راهبردی، صنعتی، نهادی و عملیاتی موجب شده‌اند وزارت دفاع آمریکا ذخایر تسلیحاتی مورد نیاز خود را در اختیار نداشته باشد.

جنگ با ایران؛ عامل مهم کاهش ذخایر

پیش تر تأثیر جنگ علیه ایران بر هفت نوع مهمات را بررسی شده است؛ تسلیحاتی که علاوه بر این جنگ، در صورت وقوع درگیری احتمالی با چین در غرب اقیانوس آرام نیز اهمیت زیادی خواهند داشت. این مهمات در دو گروه اصلی قرار می‌گیرند؛ سامانه‌های دفاع موشکی و تسلیحات دوربرد تهاجم زمینی.

آمریکا تاکنون حدود نیمی از ذخایر اولیه سه نوع مهمات شامل رهگیرهای پاتریوت، موشک‌های سامانه تاد (THAAD) و موشک‌های «پی آر اس ام» (PrSM) را مصرف کرده است. همچنین حدود یک‌سوم ذخایر اولیه موشک‌های JASSM، خانواده موشک‌های SM-۲، SM-۳ و SM-۶ و موشک‌های تاماهاوک استفاده شده است.

با این حال، هنوز مهمات کافی برای سناریوهای محتمل در جنگ ایران باقی مانده است. خطر اصلی به جنگ‌های احتمالی آینده، به‌ویژه با چین و احتمالاً روسیه یا کره شمالی، مربوط می‌شود. جنگ ایران این مشکل را تشدید کرده و اکنون آمریکا با روندی چندساله برای بازسازی ذخایر خود مواجه است.

البته کمبود همه مهمات ناشی از جنگ ایران نیست. آمریکا ذخایر قابل‌توجهی از تسلیحات ارزان‌تر مانند بمب‌های هدایت‌شونده JDAM دارد. این بمب‌ها از نظر دقت و قدرت انفجاری قابل مقایسه با تاماهاوک یا JASSM هستند، اما برد کمتری دارند و هواپیماهای حامل آنها باید وارد حریم دشمن شوند که آسیب‌پذیری و احتمال تلفات را افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، موشک‌های ضدکشتی دوربرد مانند LRASM، تاماهاوک مخصوص حملات دریایی و Naval Strike Missile نیز ذخایر محدودی دارند، هرچند در جنگ ایران تقریباً استفاده نشده‌اند. این تسلیحات در جنگ احتمالی با چین اهمیت زیادی خواهند داشت.

میراث دوران پس از جنگ سرد

یکی دیگر از دلایل کمبود فعلی به تغییر راهبرد آمریکا پس از جنگ سرد بازمی‌گردد. در دوران رقابت با اتحاد جماهیر شوروی، واشنگتن برای یک جنگ احتمالی میان ابرقدرت‌ها آماده می‌شد و به همین دلیل ذخایر عظیمی از مهمات داشت. پس از فروپاشی شوروی، راهبرد تغییر کرد و آمریکا خود را برای دو جنگ منطقه‌ای محدود، عمدتاً علیه عراق و کره شمالی، آماده کرد. تصور می‌شد این جنگ‌ها کوتاه باشند و بنابراین به ذخایر بسیار کمتری نیاز داشته باشند. در نتیجه، خرید مهمات به‌شدت کاهش یافت.

این نگاه از سال ۲۰۱۴، همزمان با اقدامات روسیه در کریمه و دونباس و افزایش تحرکات چین در دریای جنوبی چین، به‌تدریج تغییر کرد؛ اما حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود که ضرورت افزایش جدی ذخایر مهمات را برای واشنگتن آشکار کرد.

صنعتی که برای جنگ بزرگ آماده نبود

پس از جنگ سرد، کاهش بودجه دفاعی آمریکا باعث کوچک شدن شدید صنایع نظامی شد. در سال ۱۹۹۳، ویلیام پری، معاون وقت وزیر دفاع، مدیران صنایع دفاعی را گردهم آورد و از آنها خواست ادغام شوند یا فعالیت‌هایشان را متنوع کنند. نتیجه این سیاست، کاهش تعداد پیمانکاران اصلی صنایع هوافضا و دفاعی از ۵۱ شرکت به تنها پنج شرکت بود.

صنایع دفاعی همچنین برای تولید کارآمد در دوران صلح طراحی شدند، نه افزایش ناگهانی تولید هنگام جنگ. ظرفیت مازاد، غیرضروری و پرهزینه تلقی می‌شد. به همین دلیل، زمانی که وزارت دفاع در سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفت تولید برخی تسلیحات را افزایش دهد، ظرفیت اضافی چندانی وجود نداشت.

مهمات، بازنده رقابت بودجه‌ای پنتاگون

نیروهای مسلح آمریکا همواره باید میان خرید مهمات و خرید تجهیزات بزرگی مانند هواپیما، کشتی و خودروهای زرهی انتخاب کنند. تجهیزات بزرگ ممکن است ۳۰ سال در خدمت باقی بمانند، در معرض دید قرار دارند و در بازدارندگی نقش ایفا می‌کنند. مهمات، برعکس، پس از تولید در انبار قرار می‌گیرند و تنها هنگام جنگ یا پایان عمر مفیدشان خارج می‌شوند. در نتیجه، بودجه مهمات بارها برای تأمین هزینه اولویت‌های دیگر قربانی شده است.

جنگ‌های اخیر و مصرف ذخایر

در سال‌های اخیر، آمریکا مقدار قابل‌توجهی از مهمات پیشرفته خود را در خاورمیانه مصرف کرده است. در دولت بایدن، عملیات علیه نیروهای یمنی صدها رهگیر دریایی SM-۲، SM-۳ و SM-۶ را مصرف کرد. در تبادل حملات ایران و اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ نیز رهگیرهای بیشتری استفاده شد. همچنین گزارش شده است نیروهای آمریکایی در جریان جنگ ۱۲روزه در دوره دوم ترامپ، حدود ۱۵۰ رهگیر تاد شلیک کردند.

موشک‌های تهاجمی دوربرد نیز به میزان زیادی مصرف شده‌اند. دولت بایدن دست‌کم ۱۳۵ موشک تاماهاوک علیه حوثی‌ها استفاده کرد و در جنگ ۱۲روزه نیز ۲۴ فروند دیگر شلیک شد. علاوه بر این، ۱۶ تاماهاوک در دسامبر ۲۰۲۵ علیه مواضع داعش در نیجریه و چند ده موشک JASSM در عملیات ژانویه ۲۰۲۶ در ونزوئلا به کار رفتند.

نقش محدود کمک‌های نظامی به اوکراین

مقام‌های دولت آمریکا گاهی ارسال تسلیحات به اوکراین را عامل کاهش ذخایر معرفی کرده‌اند. واشنگتن در مجموع حدود ۸۵ میلیارد دلار تجهیزات نظامی در ۱۰۲ گروه مختلف به اوکراین ارائه کرده است. با این حال، بیشتر این تجهیزات مربوط به جنگ زمینی، از جمله خودروهای زرهی، توپخانه، مهمات توپخانه، سلاح‌های ضدتانک و تجهیزات پشتیبانی بوده‌اند و ارتباط مستقیمی با جنگ هوایی علیه ایران ندارند.

تنها چهار گروه از تجهیزات تحویلی به اوکراین در جنگ هوایی علیه ایران نیز کاربرد داشته‌اند. مهم‌ترین آنها پاتریوت است. از آغاز جنگ اوکراین حدود ۶۰۰ رهگیر پاتریوت برای دفاع در برابر موشک‌های بالستیک روسیه به این کشور ارسال شده است. برخی از ذخایر آمریکا تأمین شده‌اند و برخی دیگر تولید جدید یا متعلق به کشورهای اروپایی بوده‌اند. انتقال موشک‌های استینگر نیز ذخایر آمریکا را به‌شدت کاهش داده است.

مشکل اصلی؛ زمان است نه پول

آمریکا اکنون تلاش می‌کند تولید مهمات کلیدی را با بیشترین سرعت ممکن افزایش دهد. این روند در دولت بایدن آغاز شد، در دولت ترامپ شتاب گرفت و در صورت تصویب بودجه پیشنهادی سال مالی ۲۰۲۷ باز هم سرعت بیشتری خواهد گرفت.

با این حال، مهم‌ترین درس این بحران آن است که افزایش تولید باید برای سال‌ها ادامه یابد. چند سال خرید فشرده برای بازسازی کامل ذخایر و ایجاد ظرفیت لازم برای افزایش ناگهانی تولید در جنگ آینده کافی نیست. کمک به متحدان نیز در مجموع عامل اصلی بحران نیست، هرچند درباره برخی تسلیحات کمیاب اهمیت دارد.

در نهایت، مشکل فوری واشنگتن پول نیست، بلکه زمان است. تحویل مهمات پس از امضای قرارداد معمولاً دو تا چهار سال طول می‌کشد و تولیدات کنونی عمدتاً نتیجه بودجه‌هایی است که پیش از سال مالی ۲۰۲۴ اختصاص یافته‌اند. در نهایت ظرفیت تولید می‌تواند با تقاضا برابر شود، اما رسیدن به این نقطه چند سال زمان خواهد برد. تا آن زمان، آمریکا با یک «پنجره آسیب‌پذیری» در ذخایر مهمات خود مواجه خواهد بود.