به گزارش فارس، چهار دهه را اگر فقط با عددهای مرگومیر نگاه کنیم، شاید نخستین چیزی که به چشم بیاید افزایش تعداد مطلق مرگ زنان باشد؛ اما داستان سلامت زنان ایران در همین عدد خلاصه نمیشود.
بررسی پژوهشی که اخیرا مرکز مطالعات شهرداری تهران درباره وضعیت مرگ زنان و علل آن در تهران و ایران طی سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۴۰۰، تصویری متفاوت ارائه میکند؛ تصویری که در آن بخشی از مهمترین تهدیدهای سلامت زنان در طول این سالها به شکل محسوسی عقبنشینی کردهاند و در مقابل، بیماریهای غیرواگیر به مسئله اصلی سلامت زنان تبدیل شدهاند.
دخترانی که بیشتر از گذشته فرصت زندگی دارند
یکی از امیدبخشترین اعداد این مطالعه در گروه سنی زیر پنج سال دیده میشود؛ جایی که تغییرات چهار دهه گذشته بسیار چشمگیر است. میزان مرگ دختران زیر پنج سال در ایران از ۲۲۴۹ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۸۵ مورد در سال ۱۴۰۰ کاهشیافته است.
در تهران نیز این عدد از ۹۷۰ مورد به ۴۵ مورد رسیده است. این کاهش فقط یک تغییر آماری نیست؛ پشت آن، دههها توسعه خدمات بهداشتی، مراقبتهای مادر و کودک، واکسیناسیون، بهبود دسترسی به خدمات درمانی و ارتقای سطح مراقبتهای اولیه سلامت قرار دارد.
به بیان سادهتر، دخترانی که امروز در ایران متولد میشوند، نسبت به چند دهه قبل شانس بسیار بیشتری برای عبور از سالهای نخست زندگی دارند.
این تغییر در گروههای سنی بالاتر کودکان و نوجوانان نیز دیده میشود و کاهش مرگومیر در سنین پایین را به یکی از مهمترین تغییرات الگوی سلامت زنان در چهار دهه گذشته تبدیل کرده است.
جادهها دیگر به اندازه گذشته جان زنان را نمیگیرند
یک تغییر مثبت دیگر در آمارها به حوادث و جراحات مربوط میشود. میزان مرگ زنان بر اثر حوادث و جراحات در ایران از ۸۷.۷ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۶۰ به ۲۰.۴ نفر در سال ۱۴۰۰ رسیده است. در تهران نیز این شاخص از ۱۹.۷ به ۹.۷ نفر کاهشیافته است.
یعنی در طول این چهار دهه، سهم حوادث در مرگ زنان به شکل قابلتوجهی کاهش پیدا کرده است. حوادث حملونقل نیز در سال ۱۴۰۰ در تهران میزان مرگ بسیار پایینتری نسبت به میانگین کشور داشته است؛ ۲ نفر در برابر ۱۰.۲ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر.
این اعداد را میتوان نشانهای از تغییر در محیط زندگی، ایمنی، مراقبتهای پزشکی و مجموعهای از سیاستها و مداخلاتی دانست که در طول چند دهه توانستهاند بخشی از مرگهای قابلپیشگیری را کاهش دهند.
تهران؛ یک تفاوت قابل توجه
یکی دیگر از نکات قابلتوجه مطالعه، وضعیت تهران است. در تمام سالهای بررسی، میزان مرگ زنان در تهران پایینتر از میانگین کشور گزارش شده است. این تفاوت در گروههای سنی مختلف نیز مشاهده شده است.
البته این داده بهتنهایی نمیتواند علت این تفاوت را مشخص کند، اما نشان میدهد محل زندگی و دسترسی به امکانات میتواند با الگوی سلامت و مرگومیر جمعیت ارتباط داشته باشد.
از همین زاویه، تفاوت تهران با میانگین کشور میتواند یک فرصت پژوهشی مهم باشد؛ اینکه کدام عوامل در پایتخت به کاهش برخی شاخصهای مرگومیر کمک کرده و کدام بخش از این تجربه قابلیت تعمیم به دیگر شهرها و مناطق کشور را دارد.
مسئله سلامت زنان عوض شده است
شاید مهمترین پیام این آمارها همین باشد: مسئله سلامت زنان در ایران دیگر دقیقاً همان مسئله ۴۰ سال قبل نیست.
در دهههای گذشته، بیماریهای عفونی، مشکلات مرتبط با دوران کودکی، سوءتغذیه و حوادث سهم بیشتری در مرگ زنان داشتند؛ اما امروز بیماریهای غیرواگیر در صدر قرار گرفتهاند.
این تغییر را میتوان از یک زاویه، نشانه پیشرفت نیز دانست؛ زیرا وقتی جامعه از بسیاری از تهدیدهای اولیه سلامت عبور میکند، الگوی بیماری و مرگ نیز تغییر میکند.
در سال ۱۳۶۰ میزان مرگ ناشی از حوادث و جراحات در ایران ۸۷.۷ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر بود؛ این رقم در سال ۱۴۰۰ به ۲۰.۴ نفر رسید.
اما اکنون میدان اصلی مقابله، بیماریهایی است که در بسیاری از موارد میتوان با سبک زندگی سالم، غربالگری، تشخیص زودهنگام و مراقبت مستمر، خطر آنها را کاهش داد.
قلب؛ دشمن جدیدی که میتوان زودتر سراغش رفت
بیماریهای قلبی و عروقی با ۱۸۹.۱ مرگ در هر ۱۰۰ هزار نفر در ایران و ۱۲۸.۳ نفر در تهران در سال ۱۴۰۰ همچنان مهمترین علت مرگ زنان در میان بیماریهای غیرواگیر بودهاند.
پس از آن، سرطانها با ۵۷.۸ نفر در ایران و ۷۰.۳ نفر در تهران قرار داشتهاند. دیابت و بیماریهای کلیوی، بیماریهای سیستم عصبی، بیماریهای مزمن تنفسی و بیماریهای گوارشی نیز در این فهرست قرار دارند.
اما اینجا یک تفاوت مهم با بسیاری از تهدیدهای گذشته وجود دارد: بخشی از این بیماریها قابل پیشگیری، قابل کنترل یا قابل تشخیص زودهنگام هستند.
بنابراین این آمار الزاماً به معنای یک بنبست نیست؛ بلکه نقشهای از میدان جدید سلامت زنان است.
اگر چهار دهه گذشته توانسته است مرگ دختران خردسال و مرگ ناشی از بسیاری از حوادث را بهشدت کاهش دهد، میتوان انتظار داشت سیاستهای دقیقتر در حوزه پیشگیری، تغذیه، تحرک، کنترل فشارخون و دیابت، غربالگری و دسترسی به خدمات سلامت نیز بتواند در مرحله بعدی، بار بیماریهای مزمن را کاهش دهد.
امید در دل آمارهای سخت
آمارهای مرگومیر معمولاً با خود واژه «مرگ» را میآورند و شاید در نگاه اول ناامیدکننده به نظر برسند؛ اما مطالعه چهار دههای مرگ زنان، اگر درست خوانده شود، روایت دیگری هم دارد.
روایت این است که برخی از مرگهایی که زمانی سهم بزرگی از زندگی زنان را کوتاه میکردند، امروز بسیار کمتر شدهاند.
دختر زیر پنج سالی که در سال ۱۳۶۰ با احتمال بسیار بیشتری در معرض مرگ قرار داشت، امروز شانس بسیار بیشتری برای ادامه زندگی دارد. زنی که چهار دهه پیش در معرض خطر بالاتری از مرگ ناشی از حوادث قرار داشت، امروز با احتمال بسیار کمتری در همان مسیر قرار میگیرد.
این یعنی جامعه توانسته بخشی از تهدیدهای سلامت را عقب براند. اکنون نوبت مرحله بعدی است؛ عبور از درمان محوری صرف و حرکت جدیتر به سمت پیشگیری.
از کاهش مرگ به افزایش کیفیت زندگی
افزایش جمعیت میانسال و سالمند زنان نیز این ضرورت را بیشتر میکند. هرچه زنان بیشتری از سالهای کودکی و جوانی عبور کنند و به سنین بالاتر برسند، طبیعی است که بیماریهای مزمن سهم بیشتری در نظام سلامت پیدا کنند.
بنابراین موفقیت آینده فقط با کاهش تعداد مرگها سنجیده نمیشود؛ بلکه باید پرسید زنان ایرانی چند سال سالمتر زندگی میکنند، چه میزان از بیماریهای مزمن قابلکنترل است و چه تعداد از زنان میتوانند سالهای میانسالی و سالمندی را با استقلال و کیفیت زندگی بیشتر پشت سر بگذارند.
آمار چهار دهه گذشته یک پیام روشن دارد: ایران در برخی میدانهای سلامت زنان پیشرفت قابلتوجهی داشته است. کاهش شدید مرگ دختران زیر پنج سال و کاهش مرگ ناشی از حوادث، دو شاهد مهم این تغییر هستند.
حالا اما میدان تازهای پیش روی نظام سلامت قرار دارد؛ میدانی که در آن پیشگیری، آگاهی، تشخیص زودهنگام و اصلاح سبک زندگی میتواند همان نقشی را ایفا کند که توسعه مراقبتهای بهداشتی و درمانی در کاهش مرگومیر نسلهای گذشته ایفا کرد.
داستان سلامت زنان ایران هنوز تمام نشده است؛ فقط مسئله از «نجات از مرگهای زودرس» به «ساختن سالهای سالمتر زندگی» تغییر کرده است.
مرگ دختران ایرانی ۹۶ درصد کاهش یافت
4050518073آمارهای چهار دهه گذشته از یک تغییر مهم در وضعیت سلامت زنان ایرانی خبر میدهد؛ تهران در تمام سالهای بررسی نرخ مرگ پایینتری از میانگین کشور داشته است؛ حالا مسئله اصلی سلامت زنان از بسیاری از «تهدیدهای مرگبار دوران کودکی و حوادث»، به «پیشگیری و کنترل بیماریهای مزمن» منتقل شده است.