در سیاست، نقد حق همگان است؛ اما دروغ، انتساب بدون سند و بازی با افکار عمومی، نه نقد است و نه آزادی بیان. آنچه در روزهای اخیر از سوی حجه الاسلام سیدمحمدباقر خرازی مطرح شد، صرفاً یک تحلیل سیاسی نبود؛ بلکه انتساب مستقیم سخنان، نامهها و تصمیمات به رهبر انقلاب اسلامی بود؛ ادعاهایی درباره پذیرش استعفای رئیسجمهور، تغییر مسئولان شورای عالی امنیت ملی و دخالت در مهمترین تصمیمات کشور.
این ادعاها در حالی مطرح شد که نه سندی ارائه شد، نه مدرکی منتشر گردید و نه شاهدی معتبر آن را تأیید کرد. در مقابل، دفتر رهبر انقلاب با اطلاعیهای رسمی اعلام کرد که این مطالب از اساس کذب و خلاف واقع است و رئیسجمهور نیز این ادعاها را تکذیب کرد.
بنابراین، امروز دیگر بحث بر سر اختلاف تحلیل سیاسی نیست؛ سخن بر سر حرمت نسبت دادن مطالب بیاساس به رهبر انقلاب و مسئولیت شرعی، اخلاقی و اجتماعی گوینده است. ادعای بزرگ، برهان بزرگ میخواهد
قرآن کریم یک معیار جاودانه برای همه انسانها بیان کرده است:وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
یعنی از چیزی که نسبت به آن علم و یقین نداری، پیروی مکن.
و در جای دیگر میفرماید:قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَاگر راست میگویید، دلیل و برهان خود را ارائه کنید.
این دو آیه، منشور اخلاق رسانهای و سیاسی اسلام است.در فقه نیز اصل مسلم آن است که البینة علی المدعی؛ هرکس ادعایی مطرح میکند، باید دلیل اقامه کند.
اگر کسی مدعی است رهبر انقلاب چنین نامهای نوشتهاند یا چنین دستوراتی صادر کردهاند، موظف است سند آن را ارائه کند. صرف نقل شفاهی، آن هم درباره مهمترین تصمیمات کشور، هیچ حجیت شرعی، عقلی و حقوقی ندارد.
حوزههای علمیه قرنها با دقت در سند و وثاقت راویان اعتبار یافتهاند. تأسفآور است اگر همان حوزهای که برای نقل یک حدیث، زنجیره راویان را بررسی میکند، در برابر نسبت دادن سخن به رهبر جامعه اسلامی، از مطالبه سند غفلت کند.
آیا صرف انتساب فامیلی، مجوز این ادعاهای کذب است؟
یکی از سؤالات جدی افکار عمومی این است که آیا صرف داشتن نسبت خانوادگی یا فامیلی با رهبر انقلاب، برای کسی مصونیت ایجاد میکند تا بدون ارائه هیچ سندی، هر ادعایی را به ایشان نسبت دهد؟
پاسخ، هم از منظر اسلام و هم از منظر قانون، کاملاً روشن است؛ خیر.
در منطق قرآن، هیچ نسبت خانوادگی، جای حقیقت را نمیگیرد. معیار، صداقت، امانت و دلیل است، نه نام خانوادگی و انتساب.
اگر قرار باشد صرف یک نسبت، مجوز ورود به حریم محرمانهترین مسائل کشور و نسبت دادن هر سخنی به رهبر انقلاب باشد، دیگر چیزی از عدالت، قانون و امانت باقی نخواهد ماند.
هیچ عنوان، هیچ لباس و هیچ نسبت فامیلی، جای سند را پر نمیکند. اعتبار انسانها به صداقت آنهاست، نه به نسبتهای خانوادگی.
اگر امروز جلوی این رویه گرفته نشود، فردا نوبت دیگران است
این ماجرا فقط به یک شخص محدود نمیشود؛ بلکه به یک رویه خطرناک مربوط است.
اگر نسبت دادن مطالبی که از سوی دفتر رهبر انقلاب رسماً کذب و خلاف واقع اعلام شده، بدون پاسخگویی و بدون روشن شدن حقیقت رها شود، فردا چه تضمینی وجود دارد که افراد دیگر نیز همین مسیر را تکرار نکنند؟
اگر امروز کسی بتواند بدون ارائه حتی یک برگ سند، حساسترین تصمیمات کشور را به رهبر انقلاب نسبت دهد و هیچ مسئولیتی متوجه او نباشد، فردا افراد دیگری نیز جرئت خواهند کرد هر نامه، هر دستور، هر جلسه و هر تصمیم خیالی را به مسئولان عالی کشور نسبت دهند.
این یعنی عادیسازی انتسابهای ناروا؛ یعنی فرو ریختن مرز میان حقیقت و شایعه؛ یعنی تبدیل فضای سیاسی کشور به میدان روایتهای بیپشتوانه.
جامعهای که در آن برای ادعاهای بزرگ، مطالبه سند نشود، دیر یا زود گرفتار هرجومرج خبری خواهد شد. در چنین فضایی، اعتماد مردم آسیب میبیند، امنیت روانی جامعه مخدوش میشود و دشمنان نیز از همین آشفتگی برای ضربه زدن به سرمایه اجتماعی کشور بهره خواهند برد.
از همین رو، افکار عمومی حق دارد انتظار داشته باشد که هر ادعای بزرگی با سند اثبات شود یا گوینده درباره آن پاسخگو باشد. اجرای قانون زمانی اعتمادآفرین است که برای همه یکسان باشد؛ نه اینکه اشخاص به دلیل شهرت، جایگاه یا نسبت خانوادگی، خود را از پاسخگویی بینیاز بدانند.
سخن آخر
رهبر انقلاب، یک شخصیت حقیقی صرف نیستند؛ جایگاه حقوقی و رکن مهمی از ساختار جمهوری اسلامی هستند. نسبت دادن مطالب خلاف واقع به چنین جایگاهی، مسئلهای نیست که بتوان با بیتفاوتی از کنار آن گذشت.
اگر امروز فرهنگ ادعای بدون سند مهار نشود، فردا فرهنگ دروغهای بزرگ جای حقیقت را خواهد گرفت و هر مدعی، برای پیشبرد اهداف خود، هر نسبتی را به هر مسئولی خواهد داد.
حرمت جایگاه رهبری، حرمت نظام و حرمت اعتماد مردم، اقتضا میکند که هیچکس، با هر نام، عنوان یا نسبت خانوادگی، خود را فراتر از اصل پاسخگویی نداند.
تاریخ نشان داده است که قدرت سخن، در بلندی صدا نیست؛ در استحکام دلیل است. کسانی که بدون سند سخن میگویند، شاید لحظهای فضای رسانهای را ملتهب کنند، اما در نهایت این حقیقت است که باقی میماند و ادعاهای بیپشتوانه، چیزی جز آسیب به اعتماد عمومی و اعتبار گوینده به جا نخواهد گذاشت.