وقتی عشق خامنه‌ای، بهشت را به زمین آورد

دکتر محسن سلگی، گروه سیاسی الف،   4050510015 ۰ نظر، ۱ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

تاریخ عشق، بیش از آنکه تاریخ وصال باشد، تاریخ فراق است. از مجنون و لیلی تا رومئو و ژولیت، گویی مرگ، فاصله یا تقدیر، همواره میان عاشق و معشوق ایستاده است. حتی دانته، بزرگ‌ترین شاعر عشق در سنت مسیحی، در زندگی واقعی هرگز به بئاتریس نرسید. بئاتریس با مرد دیگری ازدواج کرد و جوان از دنیا رفت. اما دانته، آن ناکامی را در کمدی الهی به پیروزی بدل کرد؛ بئاتریس پس از مرگ، دست او را گرفت و از دوزخ و برزخ تا بهشت راهنمایی کرد. وصال دانته، وصالی زمینی نبود؛ وصالی معنوی بود.

به روایت عبدالرضا داوری، هنگامی که سید مجتبی خامنه‌ای را صبح نهم اسفند ۱۴۰۴، زخمی از زیر آوار بیرون آوردند تا به بیمارستان سینا منتقل کنند، نخستین جمله‌اش این بود: «تا تکلیف خانمم روشن نشود، از اینجا نمی‌روم.»

اگر این روایت را مبنا قرار دهیم، با صورتی از عشق روبه‌رو هستیم که از منطق متعارف فراتر می‌رود. در لحظه‌ای که انسان به طور طبیعی در اندیشه نجات خویش است، دیگری بر خود مقدم می‌شود. اینجا عشق، نه تنها یک احساس، بلکه تصمیم و تعهد است.

اگر دانته، وصال را در جهان پس از مرگ و در ساحت معنا یافت، این روایت، از تحقق همان معنا در متن زندگی زمینی سخن می‌گوید؛ گویی بهشت، پیش از مرگ نیز می‌تواند در نسبت میان دو انسان رخ دهد. آوار، به جای آنکه میان عاشق و معشوق فاصله بیندازد، عشق را آشکارتر می‌کند.

عشق‌های بزرگ، با وصال پایان نمی‌یابند؛ تازه در وصال است که آزمونشان آغاز می‌شود. برخلاف تصور رایج که وصال را پایان شور عاشقی می‌داند، گاه وصال، آغاز مرحله‌ای والاتر است؛ مرحله‌ای که عشق از هیجان عبور می‌کند و به وفاداری، ایثار و تعالی می‌رسد.

به این‌سان برخی عشق‌ها، تنها داستانی برای خواندن نیستند؛ بلکه روایتی هستند از اینکه چگونه می‌توان در همین جهان نیز، اندکی از آسمان را تجربه کرد.


در تاریخ عشق، معمولا وصال رخ نمی دهد و گاه مرگ میان عاشق و معشوق می ایستد. اما در جهان دانته، مرگ پایان نبود؛ آغاز راهی بود که در آن بئاتریس دست دانته را گرفت و از دوزخ و برزخ تا بهشت برد.
 
 عشق‌ های بزرگ نیز چنین‌ اند؛ در زمین، گاه یک آوار فاصله میان دو عاشق است، اما در آسمان، هیچ فاصله‌ای باقی نمی‌ ماند. وقتی در زندگی زمینی و روزمره ات هم آسمانی باشی، آوار نه تنها عشق تو را از تو دور نمی کند، که سبب وصال (وصال معنوی بیشتر )می گردد. چنانکه وصال نه همچون عشق متعارف سبب مرگ عشق، که سبب تولد و استعلا و برآهیختن اش می گردد.

هرچند بعضی دیدارها را خدا برای جهانی دیگر نگه می‌دارد. اما ازدواج و عشق مجتبی خامنه ای و همسرش، خودش جهانی دیگر بود، جهانی دیگر در همین جهان.

اگر دانته، وصال را در جهان پس از مرگ و در ساحت معنا یافت، اینجا همان تعالی عشق و بسا فراتر، در متن زندگی زمینی نیز تحقق یافته است.

این گونه رابطه ها، خودِ بهشت است، بهشتی در همین جهان، یا سرریزشدن بهشت خلق نشده در همین جهان خلق شده است. این ماجرای آواز و نه آوار عشق است.