بحران سئوتا ، واکاوی یک «تنبیه غیرمستقیم»

علی اصغر غلامرضایی،   4050509023

در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶، هزاران مهاجر از مرز مراکش وارد منطقه خودمختار سئوتا در شمال آفریقا شدند و بزرگ‌ترین بحران مهاجرتی این منطقه از سال ۲۰۲۱ را رقم زدند .

  این مقاله در پی آن است تا نشان دهد این رویداد صرفاً یک بحران انسانی یا امنیتی مرزی نیست، بلکه می‌توان آن را به مثابه «تهدید غیرمستقیم» ایالات متحده علیه اسپانیا و سایر کشورهای اروپایی که در حمله آمریکا و اسرائیل به ایران (اسفند ۱۴۰۴) شرکت نکردند، تحلیل کرد.

شواهد موجود شامل هم‌زمانی رویدادها، واکنش تند کاخ سفید، امتیازدهی هم‌زمان آمریکا به مراکش در موضوع صحرای غربی، و جایگاه مراکش در ائتلاف راهبردی ضدایرانی در منطقه است.

۱. پیش‌زمینه:

«نه» اسپانیا به جنگ ایران در اسفند ۱۴۰۴ (فوریه-مارس ۲۰۲۶)، ایالات متحده و اسرائیل حملات نظامی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کردند. اسپانیا، برخلاف بسیاری از متحدان سنتی خود در ناتو، با این اقدام مخالفت کرد و از آمریکا خواست تا از پایگاه‌های نظامی خود در خاک اسپانیا (روتا و مورون) برای این حمله استفاده نکند .

نخست‌وزیر اسپانیا، پدرو سانچز، این جنگ را «اشتباهی عظیم» و «غیرقانونی» خواند و تأکید کرد که اسپانیا «بهای این جنگ را نمی‌پذیرد و حاضر به پرداخت آن نیست». دولت سانچز همچنین از بستن حریم هوایی اسپانیا به روی پروازهای مرتبط با این جنگ خبر داد .

وزیر دفاع اسپانیا، مارگاریتا روبلس، صراحتاً اعلام کرد: «استفاده از پایگاه‌ها مجاز نیست و البته استفاده از حریم هوایی اسپانیا برای اقدامات مرتبط با جنگ ایران مجاز نیست» . این اقدام با واکنش تند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، مواجه شد که اسپانیا را به «خیانت به متحدان» متهم کرد و تهدید به قطع کامل روابط تجاری با این کشور نمود . ترامپ در نشست ناتو در آنکارا، اسپانیا را «شریک وحشتناک» خواند و خطاب به وزیر خزانه‌داری خود گفت: «من نمی‌خواهم هیچ معامله‌ای با اسپانیا داشته باشم. تمام تجارت با اسپانیا را قطع کنید» .

اسپانیا در این مخالفت تنها نبود. فرانسه، آلمان، بریتانیا و ایتالیا نیز مواضع مشابهی اتخاذ کردند یا همکاری خود را به حداقل یا مخفیانه انجام دادند. این اجماع اروپایی علیه جنگ ایران، زمینه‌ساز تنش جدی بین واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی شد. چتم هاوس، اندیشکده برجسته بریتانیایی، در تحلیلی نوشت: «موضع اصولی سانچز اهمیت دارد. همان‌طور که او گفت: "ما به خاطر ترس از تلافی کسی، در کاری که برای جهان بد و برخلاف ارزش‌ها و منافع ماست، همدست نخواهیم شد."» .

۲. بحران سئوتا:

موج مهاجران به مثابه ابزار فشار در روزهای پایانی ژوئیه ۲۰۲۶ (اوایل مرداد ۱۴۰۵)، موج بی‌سابقه‌ای از مهاجران (عمدتاً جوانان مراکشی و افریقایی) با شنا یا عبور از اسکله‌های مرزی، خود را از مراکش به سئوتا رساندند. ویدئوهای منتشرشده نشان می‌دهد که صدها جوان در حالی که ظاهراً مرز توسط پلیس محافظت نمی‌شد، از حصار بالا رفتند و نیروهای کمکی مراکش نیز در حین عبور مهاجران، در حال عقب‌نشینی دیده شدند .

به گزارش منابع معتبر، طی یک هفته بیش از ۱,۵۰۰ نفر از طریق دریا وارد سئوتا شدند و در روز اوج بحران (۳۰ ژوئیه)، بین ۲,۰۰۰ تا ۳,۰۰۰ نفر دیگر نیز عبور کردند . رئیس دولت محلی سئوتا، خوان خسوس ویواس، این وضعیت را «هرج‌مرج کامل» و «بحرانی در سطح ملی» توصیف کرد و خواستار اعلام وضعیت اضطراری ملی و اعزام ارتش به مرزها شد . مراکز اسکان مهاجران با ظرفیتی حدود ۵۱۲ تخت، با بیش از ۱,۵۰۰ نفر جمعیت مواجه شدند و صدها نفر مجبور به خوابیدن در خیابان‌ها شدند .

ویواس هشدار داد که مراکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست با ظرفیت ۲,۴۰۰ درصدی خود کار می‌کنند . دست‌کم ۹ مهاجر در جریان عبور از دریا جان خود را از دست دادند . دولت مرکزی اسپانیا، ضمن اعزام نیروهای نظامی مستقر در سئوتا برای کمک به گارد مدنی ، از اعلام وضعیت اضطراری ملی خودداری کرد. نخست‌وزیر سانچز به همراه وزیر کشور برای روز بعد به سئوتا سفر کردند .

۳. واشنگتن:

از «هشدار» تا «تهدید نابودی» در اولین واکنش رسمی کاخ سفید به بحران سئوتا، آنا کلی، سخنگوی معاون مطبوعاتی، دولت اسپانیا را مستقیماً مسئول این وضعیت معرفی کرد. بیانیه کاخ سفید با لحنی تند اعلام کرد که رئیس‌جمهور ترامپ مدتهاست به اروپا در مورد پیامدهای «سیاست‌های چپ‌گرایانه و جهانی‌گرایانه» هشدار داده است و افزود: «اسپانیا و دیگر کشورهایی که این فلسفه ویرانگر را پذیرفته‌اند، باید فوراً مسیر خود را تغییر دهند یا در معرض نابودی خود قرار گیرند.»

نکته کلیدی در این بیانیه آن است که کاخ سفید نه تنها اسپانیا، بلکه «سایر کشورها» را نیز تهدید می‌کند. در حالی که بحران منحصر به اسپانیا است، چرا واشنگتن سایر کشورهای اروپایی را خطاب قرار می ‌دهد؟ این پیام آشکارا به فرانسه، آلمان، ایتالیا و بریتانیا ارسال می‌شود: «با ما همراه شوید، یا با بحرانی مشابه مواجه خواهید شد.»
 
۴. معامله واشنگتن-رباط:
امتیاز صحرای غربی در برابر باز شدن مرز یکی از شواهد کلیدی که فرضیه «تنبیه غیرمستقیم» را تقویت می‌کند، هم‌زمانی بحران سئوتا با اعطای امتیازات بی‌سابقه آمریکا به مراکش است. وزارت خارجه آمریکا در روز اوج بحران (۳۰ ژوئیه)، در پیامی به مناسبت «روز تاج‌گذاری» پادشاه مراکش، بار دیگر حمایت قاطع واشنگتن از حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را تکرار کرد . ترامپ در این پیام اعلام کرد: «ایالات متحده حاکمیت مراکش بر صحرای غربی را به رسمیت می‌شناسد و از طرح خودمختاری مراکش به عنوان تنها مبنای حل و فصل عادلانه و پایدار این مناقشه حمایت می‌کند» . این پیام که همزمان با بحران سئوتا صادر شد، یک امتیاز بزرگ سیاسی به مراکش محسوب می‌شود.
 
علاوه بر این، تنها چند روز پیش از بحران (۲۸ ژوئیه)، مراکش یک بزرگراه به طول ۱,۰۵۵ کیلومتر در صحرای غربی را به نام دونالد ترامپ نام‌گذاری کرده بود و ترامپ نیز از این اقدام تشکر کرد . این بزرگراه، شهر تیزنیت در مراکش را به شهر داخله در صحرای غربی متصل می‌کند . مراکش کنترل کامل بر مرزهای زمینی و آبی خود با سئوتا دارد.
 
همان‌طور که در بحران مه ۲۰۲۱ مشاهده شد، مراکش با سست کردن کنترل مرزی، مهاجرت را به عنوان اهرم فشار علیه اسپانیا به کار گرفت. آن زمان، دلیل این اقدام، میزبانی اسپانیا از رهبر جبهه پولیساریو (مخالف مراکش در صحرای غربی) بود . این بار، الگو تکرار شده اما با مقیاسی بزرگ‌تر و هماهنگی سطح بالاتر با واشنگتن. آمریکا با اعطای امتیاز سیاسی به مراکش در صحرای غربی، «بهای» همکاری رباط در باز کردن دریچه مهاجرت به سمت اسپانیا را پرداخت کرده است.
 
۵. مراکش در ائتلاف راهبردی ضدایرانی:  از عادی‌سازی با اسرائیل تا همبستگی با عرب‌ها
 
۵-۱. عادی‌سازی روابط با اسرائیل؛
محور راهبردی ضدایرانی مراکش در دسامبر ۲۰۲۰، به عنوان چهارمین کشور عربی، روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کرد و در ازای آن، به رسمیت‌شناسی حاکمیت خود بر صحرای غربی از سوی ایالات متحده را دریافت نمود . این توافق که در چارچوب «پیمان‌های ابراهیم» انجام شد، از سوی ایران به عنوان «خیانت به اسلام و آرمان فلسطین» محکوم گردید. با این حال، مقامات اسرائیلی به صراحت اعلام کردند که این روابط بخشی از «ائتلاف راهبردی منطقه‌ای علیه ایران» است.
 
روابط نظامی میان رباط و تل‌آویو به سرعت گسترش یافته است. در نوامبر ۲۰۲۱، وزیر دفاع اسرائیل توافقنامه همکاری نظامی با مراکش امضا کرد . رئیس ستاد ارتش اسرائیل (آویو کوخاوی) در اولین دیدار رسمی خود از مراکش، با مقامات ارشد نظامی و اطلاعاتی این کشور دیدار کرد. شرکت‌های اسرائیلی مانند Israel Aerospace Industries (IAI) و BlueBird Aero Systems در حال ساخت کارخانه‌های تولید پهپاد و سامانه‌های موشکی در خاک مراکش هستند .
 
یک کارخانه تولید پهپادهای انتحاری SpyX در بنسلیمان (نزدیک کازابلانکا) در حال ساخت است که اولین واحد از این نوع در قاره آفریقا خارج از خاک اسرائیل محسوب می‌شود . همچنین ۳۰ افسر مراکشی برای آماده‌سازی استقرار نیروهای این کشور در نوار غزه به عنوان بخشی از نیروی چندملیتی وارد این منطقه شده‌اند و مراکش به عنوان «نیروی نظامی مهم‌ترین» در این مأموریت پساجنگ توصیف شده است .
 
۵-۲. مراکش و اعراب:
همبستگی در برابر «تهاجم ایرانی» مراکش خود را به عنوان یکی از متحدان وفادار کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در برابر ایران معرفی کرده است.
 
وزیر کشور مراکش در نشست شورای وزرای داخلی عرب (آوریل ۲۰۲۶) بر «حمایت قاطع و بی‌چون‌وچرای خود از کشورهای عربی برادر در برابر تجاوز ایران» تأکید کرد. در پی حملات موشکی ایران به کشورهای حوزه خلیج (فوریه ۲۰۲۶)، وزارت خارجه مراکش در بیانیه‌ای این حملات را «تجاوز آشکار به حاکمیت ملی، نقض غیرقابل‌پذیر امنیت و تهدید مستقیم ثبات منطقه» خواند و همبستگی کامل خود با کشورهای عربی را اعلام کرد.
 
۵-۳. قطع روابط مراکش با ایران؛
اوج تقابل مراکش در سال ۲۰۱۸ روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و ایران را به حمایت از جبهه پولیساریو (مخالف مراکش در صحرای غربی) از طریق تسلیح و آموزش این گروه توسط حزب‌الله متهم ساخت. بحرین، عربستان سعودی و امارات متحده عربی از این تصمیم حمایت کردند.
 
۵-۴. مراکش در نقش «وکیل» واشنگتن در منطقه
مراکش با ترکیبی از روابط راهبردی با اسرائیل، همبستگی با کشورهای عربی خلیج فارس، و حمایت کامل آمریکا از مواضع خود در صحرای غربی، به عنوان یکی از ارکان ائتلاف ضدایرانی در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا تبدیل شده است. این جایگاه، مراکش را به ابزاری ایده‌آل برای ایالات متحده جهت اعمال فشار غیرمستقیم بر کشورهای اروپایی که در جنگ ایران همراهی نکردند، تبدیل می‌کند.
 
۶. «تهدید غیرمستقیم»:
 
زنجیره علت و معلولی تحلیل «تهدید غیرمستقیم» از طریق زنجیره علت و معلولی زیر قابل تبیین است:
 
عنصر اول – بستر تنش: مخالفت اسپانیا و سایر کشورهای اروپایی با جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران (اسفند ۱۴۰۴)؛ نخست‌وزیر سانچز جنگ را «اشتباهی عظیم و غیرقانونی» خواند و از همکاری با آن خودداری کرد .
عنصر دوم – خشم واشنگتن: آمریکا از این مخالفت خشمگین است اما نمی‌تواند به راحتی اسپانیا را تحریم یا تنبیه کند؛ زیرا چنین اقدامی با مخالفت اتحادیه اروپا مواجه خواهد شد و هزینه‌های سیاسی زیادی دارد .
عنصر سوم – استفاده از «وکیل»: مراکش، به عنوان متحد راهبردی آمریکا در شمال آفریقا که روابط خود با اسرائیل را عادی‌سازی کرده ، به رسمیت‌شناسی صحرای غربی از سوی آمریکا دریافت کرده ، در ائتلاف ضدایرانی با کشورهای عربی خلیج فارس همبسته است، و روابط نظامی عمیقی با اسرائیل دارد ، نقش «وکیل» یا ابزار فشار را ایفا می‌کند.
عنصر چهارم – باز کردن دریچه مهاجرت: مراکش با چشم‌پوشی از ورود هزاران مهاجر به سئوتا، بحرانی امنیتی-انسانی برای اسپانیا ایجاد می‌کند . این الگو در سال ۲۰۲۱ نیز با موفقیت آزمایش شده بود .
عنصر پنجم – ارسال پیام به سایر اروپایی‌ها: کاخ سفید با بیانیه‌های تند خود (تهدید به «نابودی»)، پیام را به سایر کشورهای اروپایی می‌فرستد که «با ما همکاری کنید، وگرنه سرنوشت شما نیز اسپانیا خواهد شد.» این پیام به ویژه برای کشورهای اروپایی عضو ائتلاف ضدایرانی (فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا) ارسال می‌شود.
عنصر ششم – پرداخت بهای همکاری مراکش: آمریکا با اعطای امتیازات سیاسی (تأکید بر حاکمیت مراکش بر صحرای غربی در روز تاج‌گذاری پادشاه مراکش) و تشکر از نام‌گذاری یک بزرگراه به نام ترامپ در صحرای غربی ، «بهای» همکاری رباط در باز کردن دریچه مهاجرت به سمت اسپانیا را پرداخت کرده است.
عنصر هفتم – ائتلاف گسترده‌تر: این سناریو در چارچوب ائتلاف راهبردی آمریکا-اسرائیل-مراکش-کشورهای عربی خلیج فارس علیه ایران قابل فهم است. مراکش به عنوان عضوی از این ائتلاف، نه تنها در برابر ایران موضع‌گیری می‌کند، بلکه به عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر متحدان اروپاییِ کمتر همکار نیز به کار گرفته می‌شود.
 
۷. خلاصه و نتیجه‌گیری تحلیلی
 
مؤلفه اول – علت اصلی تنش: مخالفت اسپانیا و سایر کشورهای اروپایی با جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران (اسفند ۱۴۰۴)؛ نخست‌وزیر سانچز جنگ را «اشتباهی عظیم و غیرقانونی» خواند و از همکاری با آن خودداری کرد .
مؤلفه دوم – ابزار فشار: باز کردن مرزهای مراکش با سئوتا در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶؛ هجوم بیش از ۱,۵۰۰ مهاجر در یک هفته و بین ۲,۰۰۰ تا ۳,۰۰۰ نفر در روز اوج بحران ؛ واکنش نظامی اسپانیا و درخواست وضعیت اضطراری ملی .
مؤلفه سوم – هماهنگی واشنگتن: بیانیه تند کاخ سفید که اسپانیا را مسئول بحران دانست و «اسپانیا و دیگر کشورها» را به «ریسک نابودی» تهدید کرد.
مؤلفه چهارم – بهای همکاری مراکش: تأکید مجدد بر حاکمیت مراکش بر صحرای غربی در پیام تبریک روز تاج‌گذاری پادشاه مراکش (۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶) ؛ تشکر ترامپ از نام‌گذاری یک بزرگراه به طول ۱,۰۵۵ کیلومتر در صحرای غربی به نام او .
مؤلفه پنجم – جایگاه مراکش در ائتلاف ضدایرانی: عادی‌سازی روابط با اسرائیل (۲۰۲۰) در ازای به رسمیت‌شناسی صحرای غربی ؛ همکاری نظامی گسترده با اسرائیل از جمله ساخت کارخانه‌های پهپاد در خاک مراکش ؛ استقرار نیروهای نظامی در غزه به عنوان بخشی از نیروی چندملیتی .
مؤلفه ششم – الگوی مشابه: تکرار الگوی بحران ۲۰۲۱ (باز کردن مرزها توسط مراکش در پاسخ به میزبانی اسپانیا از رهبر پولیساریو) با مقیاس بزرگ‌تر و هماهنگی با واشنگتن .
مؤلفه هفتم – مخاطب اصلی: نه فقط اسپانیا، بلکه تمامی کشورهای اروپایی مخالف جنگ ایران (فرانسه، آلمان، ایتالیا، بریتانیا) مقصد خوبی برای انتقال فشار مهاجرتی از ترکیه و سایر کشورهای افریقایی برای ایجاد بحران در کشورهای اروپایی هستند. .
مؤلفه هشتم – پیام نهایی: «با آمریکا همراه شوید، وگرنه با بحران مهاجرتی مشابه اسپانیا مواجه خواهید شد.» این پیام در چارچوب ائتلاف گسترده‌تر آمریکا-اسرائیل-مراکش-عرب‌ها علیه ایران ارسال می‌شود. جمع‌بندی نهایی
 
بر اساس شواهد موجود، بحران سئوتا را می‌توان به عنوان یک عملیات «تهدید غیرمستقیم» از سوی ایالات متحده علیه اسپانیا و سایر کشورهای اروپایی تحلیل کرد که در جنگ ایران شرکت نکردند. این سناریو با استفاده از مراکش به عنوان «اهرم فشار»، از یک سو اسپانیا را تنبیه می‌کند و از سوی دیگر، هشداری عملی به سایر پایتخت‌های اروپایی ارسال می‌نماید.
 
هم‌زمانی دقیق امتیازدهی آمریکا به مراکش در صحرای غربی با بحران مهاجرتی، نشان‌دهنده یک معامله سیاسی حساب‌شده میان واشنگتن و رباط است. مراکش در این معامله نه تنها به عنوان یک کشور همکار، بلکه به عنوان یکی از ارکان اصلی ائتلاف راهبردی ضدایرانی در منطقه ایفای نقش می‌کند. این ائتلاف که شامل آمریکا، اسرائیل، مراکش و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است، از یک سو با ایران در تقابل مستقیم قرار دارد و از سوی دیگر، با استفاده از ابزارهایی مانند بحران مهاجرت، بر متحدان اروپاییِ کم‌همکار نیز فشار وارد می‌آورد.
 
در این چارچوب، سرنوشت هزاران مهاجر و ثبات یک منطقه مرزی اروپا، به پای اهداف راهبردی بزرگ‌تر در مقابل ایران و مدیریت وفاداری متحدان غربی گرو گذاشته شده است.
 
منابع
1. بحران سئوتا و درخواست وضعیت اضطراری – خبرگزاری AZERTAC، ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶
2. بررسی تعلیق عضویت اسپانیا در ناتو توسط پنتاگون – Militarnyi، ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶
3. دستور ترامپ برای قطع کامل تجارت با اسپانیا – رویترز، ۸ ژوئیه ۲۰۲۶
4. تعمیق همکاری نظامی مراکش و اسرائیل – El Periódico de Ceuta، ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶
5. تأیید مجدد حاکمیت مراکش بر صحرای غربی توسط مشاور ترامپ – Voice of Emirates، ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶
6. هجوم صدها مهاجر با شنا از مراکش به سئوتا – آسوشیتدپرس، ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶
7. انتقاد مارکو روبیو از اسپانیا به دلیل عدم همکاری در جنگ ایران – آنادولو آژانسی، ۱۴ مه ۲۰۲۶
8. دستور غیرمنتظره ترامپ برای قطع تجارت با اسپانیا – Vietnam.vn، ۸ ژوئیه ۲۰۲۶
9. استقرار سامانه‌های ضدموشکی اسرائیلی Barak MX در مراکش – Infodefensa، ۹ ژانویه ۲۰۲۶
10. نام‌گذاری بزرگراهی در صحرای غربی به نام دونالد ترامپ – Middle East Eye، ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
11. تلاش بیش از ۸۰۰ مهاجر برای شنا به سمت سئوتا – خبرگزاری EFE، ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶
12. سه دلیل مخالفت اسپانیا با جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران – The Week، ۱۸ مه ۲۰۲۶
13. تحلیل اعتبار تهدید ترامپ علیه اسپانیا – خبرگزاری شین‌هوا (چین ویو)، ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶
14. تحلیل: پیمان‌های ابراهیم و نقش اسرائیل در فشار بر اسپانیا بر سر سئوتا و ملیله – Ynetnews، ۲۵ آوریل ۲۰۲۶
15. محکومیت توافق مراکش-اسرائیل از سوی ایران – New Age BD (به نقل از AFP)، ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶