بهترین عملیات تاریخ جنگ های جمهوری اسلامی، حمله اخیر به اردن بود. این عملیات، از یک جهت نیز اهمیت داشت. ایران در این مورد، برخلاف بسیاری از اقدامات برون مرزی گذشته که در قالب پاسخ یا بازدارندگی تفسیر می شدند، ابتکار عمل را در دست گرفت و پیش از آنکه حمله مستقیمی علیه خود رخ دهد، دست به اقدام نظامی زد. همین تغییر در منطق کنش، آن را به نقطه عطفی در فهم راهبرد نظامی ایران تبدیل کرد.
عملیات مذکور، حمله حمله ها بود؛ رخدادی که شاید در تصویر، شکوهی همسنگ برخی عملیات های کلاسیک نداشت و فاقد آن زیبایی شناسی آتش و انفجار بود، اما در قلمرو شناخت و تصور، اثری کم نظیر بر جای گذاشت.
اهمیت این عملیات را نباید تنها در میدان نظامی جست وجو کرد. ارزش اصلی آن، در دگرگون کردن ادراک ها و شکستن عادت های ذهنی نهفته است. برخی عملیات ها سرزمین را فتح می کنند، اما برخی دیگر ذهن را. این عملیات از جنس دوم بود.
آنچه رخ داد، یک حقیقت رخدادی و معنا آفرین بود؛ رخدادی که روایت های پیشین را به چالش کشید و افق تازه ای برای فهم قدرت گشود. گویی اخلاق مقاومت، حیاتی دوباره یافت و نسبتی تازه میان گذشته و آینده برقرار شد. پدر، فرزندی صریح تر و بی پرواتر از خود بر جای گذاشت.
پس از این رخداد، صدای حقیقت رساتر شنیده می شود؛ زیرا برخی حقیقت ها تنها پس از وقوع یک حادثه بزرگ، امکان شنیده شدن پیدا می کنند.