هدف واقعی فشار حداکثری

گروه تعاملی الف،   4050506040

سید محمد حسین داورپناه شهری- گروه تعاملی

راهبرد فشار حداکثری و تکرار یک تجربه‌ی شکست‌خورده راهبرد دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، تداوم همان سیاست فشار حداکثری دوره‌ی نخست ریاست‌جمهوری ترامپ است؛ سیاستی که هدف اعلامی آن واداشتن ایران به عقب‌نشینی از برنامه‌ی صلح‌آمیز هسته‌ای و سیاست مستقل منطقه‌ای بوده است. تجربه‌ی همان دوره نشان داد این راهبرد، حتی به گفته‌ی کارشناسان غربی نزدیک به نهادهای رسمی آمریکا، نه‌تنها ایران را از موضع دفاع مشروع خود عقب ننشاند، بلکه به گفته‌ی کارشناس بین‌المللی علی واعظ، کشور را در برابر زیاده‌خواهی غرب مقاوم‌تر کرد.

شواهد نشان می‌دهد اهداف واقعی این راهبرد، فراتر از ادعای رسمی عدم قصد تغییر رژیم، بوده است. به گزارش منابع بین‌المللی، هم رئیس‌جمهور آمریکا و هم نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در مقاطعی آشکارا از هدف براندازی نظام سخن گفته و مردم ایران را به قیام علیه نظام سیاسی کشور خود فراخوانده‌اند؛ اقدامی که مصداق روشن دخالت آشکار در امور داخلی یک کشور مستقل و نقض بند‌های صریح منشور سازمان ملل متحد است.

این تناقض میان شعار «نه جنگ، نه تغییر رژیم» و اقدام میدانی، خود دلیلی است بر بی‌اعتباری تعهدات دیپلماتیک طرف آمریکایی و ضرورت هوشیاری دستگاه دیپلماسی کشور در هر مرحله از مذاکره.

از منظر امر ملی، این دوگانگی راهبردی به‌روشنی نشان می‌دهد که آنچه دشمن آن را فشار برای بازگشت به میز مذاکره می‌خواند، در عمل چیزی جز تلاش برای فروپاشی اقتدار ملی و تمامیت ارضی ایران نیست. با این‌همه، پایداری نیروهای مسلح، وحدت ملی در برابر تجاوز، و تجربه‌ی چهار دهه‌ی مقاومت اقتصادی، نشان داده که این راهبرد، همچون گذشته، به هدف اعلامی خود نرسیده و تنها اراده‌ی ملی برای حفظ استقلال و اقتدار تمدنی ایران بزرگ را استوارتر کرده است.