به گزارش ایرنا، همزمان با تداوم درگیریها میان ایران و آمریکا، تحلیلگران غربی بیش از گذشته بر تناقضهای راهبردی دولت دونالد ترامپ در مدیریت این بحران تمرکز کردهاند؛ تناقضی که از یک سو در ادامه حملات نظامی علیه ایران و از سوی دیگر در تأکید همزمان بر ضرورت دستیابی به توافق و جلوگیری از گسترش بحران نمود پیدا کرده است.
«توماس رایت» پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز و مدیر پیشین برنامهریزی راهبردی شورای امنیت ملی آمریکا در دولت جو بایدن، در یادداشتی در نشریه آتلانتیک با مرور روند تحولات، مینویسد ترامپ در نشست پایانی اجلاس گروه هفت در فرانسه، دلیل پذیرش آتشبس را این دانسته بود که ادامه بمبارانها نه تنها به بازگشایی تنگه هرمز منجر نمیشود، بلکه با کاهش ذخایر اضطراری انرژی و دور شدن کشتیهای تجاری از این آبراه، اقتصاد جهانی را با بحران مواجه خواهد کرد.
ترامپ تاکنون نتوانسته تناقض میان این دو رویکرد را توضیح دهد؛ چراکه خود پیشتر پذیرفته بود ابزار نظامی قادر به تحقق هدف اصلی آمریکا یعنی باز نگه داشتن تنگه هرمز نیست اما اکنون بار دیگر همان مسیر را در پیش گرفته و امیدوار است فشارهای اقتصادی، ایران را پیش از آمریکا به عقبنشینی وادار کند. به نوشته رایت، رئیسجمهور آمریکا در آن زمان حتی نسبت به پایان یافتن ذخایر راهبردی ظرف چند هفته هشدار داده و از تکرار بحران اقتصادی مشابه رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ ابراز نگرانی کرده بود اما تنها چند هفته بعد، دستور ازسرگیری حملات علیه ایران را صادر کرد؛ حملاتی که زیرساختهای حملونقل، انرژی و تأسیسات نظامی ایران را هدف قرار داد و با پاسخ موشکی و پهپادی تهران علیه پایگاههای آمریکا و حملات به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز همراه شد.
این پژوهشگر آمریکایی معتقد است ترامپ تاکنون نتوانسته تناقض میان این دو رویکرد را توضیح دهد؛ چراکه خود پیشتر پذیرفته بود ابزار نظامی قادر به تحقق هدف اصلی آمریکا یعنی باز نگه داشتن تنگه هرمز نیست اما اکنون بار دیگر همان مسیر را در پیش گرفته و امیدوار است فشارهای اقتصادی، ایران را پیش از آمریکا به عقبنشینی وادار کند.
رایت، ریشه فروپاشی آتشبس را نیز اختلاف دو طرف بر سر تفسیر توافق مربوط به تنگه هرمز میداند. به گفته وی، واشنگتن معتقد بود ایران باید به مدت ۶۰ روز بدون دریافت عوارض، امکان عبور آزاد همه کشتیهای تجاری را فراهم کند؛ اما تهران این توافق را به معنای حفظ اختیار مدیریت و کنترل عبور و مرور در این آبراه تفسیر کرد و تلاش کرد کشتیها را تنها از مسیرهای مورد تأیید خود عبور دهد.
در این یادداشت همچنین به نقل از «آموس هوخشتاین» مشاور پیشین انرژی کاخ سفید ادعا شده است که ایران با افزایش سریع فشارها، واشنگتن را به واکنش نظامی سوق داد؛ در حالی که اگر برای مدتی از اقدامات تنشآفرین خودداری میکرد، میتوانست از امتیازهای اقتصادی توافق بهرهمند شود.
به اعتقاد این تحلیلگر، اکنون ترامپ از روند تحولات رضایت ندارد و همزمان گزینههای جدید نظامی از جمله حمله به برخی اهداف راهبردی و حتی عملیات زمینی محدود، از جمله تصرف جزیره خارگ، در واشنگتن در حال بررسی است؛ هرچند بسیاری از این گزینهها پیشتر نیز به دلیل هزینههای بالا و مخاطرات عملیاتی کنار گذاشته شده بودند.
رایت با اشاره به گزارشهای منتشر شده درباره اعزام نیرو و تجهیزات بیشتر آمریکا به منطقه مینویسد: ادامه حملات محدود نیز همان پیامدهایی را خواهد داشت که ترامپ چند هفته قبل نسبت به آنها هشدار داده بود. به گفته هوخشتاین، این بار بازار جهانی انرژی نسبت به بحرانهای گذشته آسیبپذیرتر است؛ زیرا روسیه، آمریکا و چین دیگر ظرفیت سابق را برای کنترل بازار ندارند و همین موضوع احتمال جهش قیمت انرژی و افزایش تورم جهانی را بالا برده است.
در بخش دیگری از این تحلیل ادعا شده است که ایران تلاش کرده دامنه درگیری را کنترلشده نگه دارد و از اقداماتی که عربستان سعودی، امارات متحده عربی یا رژیم اسرائیل را مستقیماً وارد جنگ کند، پرهیز کرده است؛ هرچند متحدان ایران، از جمله حملات نیروهای انصارالله یمن به کشتیهای مرتبط با عربستان در دریای سرخ، فشار بر آمریکا و متحدانش را ادامه داده است.
دولت ترامپ در کنار ادامه عملیات نظامی، در تلاش است حمایت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز حفظ کند مانند کاهش محدودیتهای صادرات تراشههای پیشرفته به امارات و اعلام توافق هستهای غیرنظامی با عربستان.رایت همچنین معتقد است دولت ترامپ در کنار ادامه عملیات نظامی، در تلاش است حمایت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز حفظ کند. کاهش محدودیتهای صادرات تراشههای پیشرفته به امارات و اعلام توافق هستهای غیرنظامی با عربستان، از جمله اقداماتی است که در همین چارچوب ارزیابی میشود؛ هرچند این توافق بلافاصله با انتقاد مقامها و کارشناسان پیشین اسرائیلی مواجه شد و حتی مواضع متناقض کاخ سفید درباره مشروط شدن آن به عادیسازی روابط ریاض و تلآویو، ابهامهای تازهای ایجاد کرد.
این تحلیلگر آمریکایی در جمعبندی یادداشت خود تأکید میکند که دولت ترامپ اکنون به طور همزمان در تلاش است مانع آنچه هستهای شدن ایران خوانده، شود، امنیت تنگه هرمز و دریای سرخ را حفظ کند، تعهدات اقتصادی و فناوری جدیدی به متحدان عرب خود ارائه دهد و در عین حال، یک جنگ هوایی بدون افق زمانی مشخص را ادامه دهد؛ اهدافی که تحقق همزمان آنها با توجه به محدودیت منابع، هزینههای اقتصادی و کاهش سرمایه سیاسی واشنگتن، روزبهروز دشوارتر میشود.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که حتی اگر فشارهای نظامی آمریکا افزایش یابد، بعید است ایران از تلاش برای اعمال نفوذ بر تنگه هرمز دست بکشد. به باور وی، در صورت تداوم بنبست، ترامپ ناچار خواهد بود میان سه گزینه دشوار، یعنی ادامه یک جنگ فرسایشی و پرهزینه، تشدید درگیری با پذیرش مخاطرات آن یا عقبنشینی از این رویارویی، یکی را انتخاب کند.