حرف گوش کن و به خانه ات برگرد یانکی!/ بنزین و حفره اطلاع‌رسانی/ اعتیاد به گزافه گویی!

  4050431023 ۰ نظر، ۳ در صف انتشار و ۰ تکراری یا غیرقابل انتشار

هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

حرف گوش کن و به خانه ات برگرد یانکی!

وطن امروز نوشت:

حالا پرسش بزرگ برای رسانه‌ها و تحلیلگران جهان این است: آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی، در این شرایط چه گزینه‌ها و چه محدودیت‌هایی دارد؟ ماهنامه «آتلانتیک» به این پرسش پاسخ داده است.
گزارش آتلانتیک با یک اعتراف آغاز می‌شود: «متأسفانه برای شکستن بن‌بست بر سر تنگه هرمز، گزینه‌های بسیار اندکی برای ایالات متحده باقی مانده است؛ همان گزینه‌های محدود نیز نه جذابند و نه احتمال چندانی دارد به نتیجه برسند». به باور این مجله، ایران به این درک رسیده که بهترین راه برای پایان جنگ و امتیازگیری از آمریکا، کنترل تنگه هرمز به هر قیمتی است و ایران سال‌ها اقتصاد و مردمی تاب‌آور داشته که می‌توانند این شرایط دشوار را هم از سر بگذرانند..
در چنین شرایطی آمریکا تنها ۴ گزینه پیش‌رو دارد: 
« در عمل، ۴ گزینه پیش روی آمریکا باقی مانده و هر یک به شیوه خاص خود فاجعه‌بار است. آمریکا می‌تواند مسیر فعلی را ادامه دهد،
می‌تواند زندگی در ایران را ناممکن کند،
می‌تواند اعلام پیروزی کند و به خانه بازگردد،
می‌تواند حمله‌ای زمینی را آغاز کند.
مسیر اول بی‌چشم‌انداز است و تدریجاً توان باقیمانده مهمات راهبردی آمریکا را هم فرسوده می‌کند..
مسیر دوم جنایت علیه بشریت است و تهران حتماً شدیداً واکنش نشان خواهد داد
گزینه ورود زمینی به ایران هم چشم‌انداز نامشخص و ترسناکی دارد: در نهایت، ایالات متحده می‌تواند تصمیم بگیرد نیروی زمینی وارد میدان کند. با این حال، نه نیروی انسانی کافی دارد و نه پشتیبانی لجستیکی لازم برای آغاز یک کارزار زمینی در داخل ایران».
به نوشته آتلانتیک، بهترین راه برای ترامپ در این شرایط، آن است که خواسته‌های تهران را در قالب تفاهم بپذیرد و راه خانه را در پیش گیرد!

****

خائن خواندن منتقدان در صداو سیما به بهانه تنوع دیدگاه !

روزنامه خراسان نوشت:
 
با وجود آنکه رهبر انقلاب صریحاً بر «اتحاد مقدس»، حفظ انسجام ملی و پرهیز از منازعات تفرقه‌ساز تأکید کرده‌اند، صداوسیما همچنان در برخی برنامه‌های خود تریبون را در اختیار افرادی می‌گذارد که سیاستمداران و منتقدان داخلی را با تعابیری مانند «خائن» خطاب می‌کنند.

 این تناقض را نمی‌توان با عنوان تنوع دیدگاه توجیه کرد؛ رسانه ملی موظف است میان نقد صریح و اتهام‌زنی مرز بگذارد. وقتی از آنتن عمومی کشور، اختلاف سیاسی به خیانت ترجمه می‌شود، فرمان وحدت در حد یک شعار مناسبتی باقی می‌ماند و گسل‌های داخلی عمیق‌تر می‌شود. وحدت با سخنرانی ساخته نمی‌شود؛ باید در سیاست‌گذاری آنتن نیز قابل مشاهده باشد.

این وضعیت الزاماً به معنای وجود یک اتاق فرمان واحد برای تمام اختلافات نیست. چنین تصوری، خود نوعی ساده‌سازی خطرناک است. برخی بحران‌ها محصول خطای مدیریتی‌اند، برخی از رقابت سیاسی داخلی تغذیه می‌شوند و برخی نیز به‌طور هدفمند از بیرون تقویت می‌شوند. اما دشمن برای بهره‌برداری، نیازی به ساختن همه گسل‌ها ندارد؛ کافی است شکاف موجود را شناسایی کند، روی آن سرمایه رسانه‌ای بگذارد و دو سوی جامعه را به واکنش‌های تندتر هل دهد. الگوریتم شبکه‌های اجتماعی نیز در این میدان، خشم را سریع‌تر از توضیح و برچسب را گسترده‌تر از استدلال توزیع می‌کند.

****

سعودی روی پل

فرهیختگان نوشت:

در جنگ 12 روزه ایران با رژیم صهیونیستی می‌جنگید و پس از ورود آمریکا و بمباران تأسیسات هسته‌ای، گروه‌های مقاومت عراقی حملاتی به مواضع مرتبط با آمریکا در خاک کشورشان انجام دادند. در جنگ 40 روزه، آمریکا با ایران در خلیج‌فارس درگیر بود و مقاومت لبنان طرف اصلی درگیر با رژیم صهیونیستی به شمار می‌رفت. در جنگ آتی و با ورود جنگ به عرصه زمینی تقسیم‌بندی بزرگ‌تری به وجود می‌آید. ایران در برابر آمریکا برای تهاجم به کویت و امارات، مقاومت لبنان در برابر رژیم صهیونیستی، عراق در برابر حکومت جولانی در سوریه که برای ر‌هایی رژیم صهیونیستی از فشار احتمال لبنان احتمال دارد به این کشور حمله کند و یمن در برابر سعودی.

ورود یمن به عرصه به معنای انسداد تنگه هرمز، ناامنی دریای سرخ، سواحل شرق آفریقا و بخش‌هایی از اقیانوس هند خواهد بود؛ در این صورت مسیر اروپا یا همان ناتو برای ورود به درگیری‌ها از مسیر دریایی بسته شده و آمریکا نیز نخواهد توانست شناور‌های خود را به‌راحتی سابق در دریا‌ها عبور دهد.

دلخوشی دشمن برای ضربه به یمن، گروه‌های مزدور تجمع کرده در جنوب و شرق یمن هستند. آن‌ها به کمک دشمن مجهزند و آموزش دیده‌اند اما مشکلات زیادی در مقایسه با دولت مقاومت در صنعا دارند. جمعیت مناطق تحت کنترل دولت صنعا به 25 تا 30 میلیون نفر می‌رسد درحالی‌که در محدوده دولت عدن، 10 میلیون نفر سکونت دارند. تعداد نظامیان شمال به 400 هزار نفر می‌رسد اما حداکثر بسیج جنوب، 200 هزار نفر است. از سوی دیگر، جمعیت شمال نسبت به جنوب که مسطح، صحرایی، بندری و شهری است، کوهستانی، ناهموار با محیطی خشن، بافت قبایلی و مردمانی جنگ جو است. بافت قبایلی و حضور یک سازمان بزرگ ایدئولوژیک، وحدت و هماهنگی بی‌سابقه‌ای را در شمال رقم‌زده درحالی‌که در جنوب، بافت قبایلی به استحکام شمال نیست و گروه‌هایی صرفاً مزدور با هدایت خارجی کنار یکدیگر جمع شده‌اند. این قضیه نشان می‌دهد جنوب قادر به نجات عربستان از حملات زمینی دولت صنعا نیست.


****

بنزین و حفره اطلاع‌رسانی
 
روزنامه اطلاعات نوشت: 

باید از دولت و مجموعه اطلاع‌رسانی آن خواست دست‌کم در شرایط موجود و برای مسایل حساسی چون بنزین که به‌طور مویرگی تمام آحاد مردم و شئونات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد، با ارکان و دستگاه‌های مختلف تصمیم‌گیری دراین‌باره هماهنگی و نظمی آهنین ایجاد کرده و هرگونه اظهارنظر پراکنده، ناقص، جویده و مبهم و دوپهلو دراین‌باره را ممنوع سازند و اظهارنظر دراین‌خصوص را صرفا به یک مقام یا مرجع واحد بسپارند.
بدیهی است مرجع مشخص شده هم باید به طور مداوم اطلاعات جدید و شفاف و روشن را به اطلاع مردم برساند تا از بروز شایعه و نگرانی و تشتت جلوگیری شود؛ موضوعی که دست کم در ماجرای اخیر قیمت بنزین توسط بخش سخنگویی و اطلاع‌رسانی دولت رعایت نشد و واکنش‌ها دیرهنگام، مختصر و ناکافی بود و افکارعمومی را قانع نکرده است.
اگر این هماهنگی ایجاد نشود و حفره اطلاع‌رسانی درباره قیمت بنزین همچنان باز بماند؛ همان‌گونه که تجربه‌های تلخ قبلی نشان داده است،باید هشدار داد ممکن است کشور با تبعات پیش‌بینی نشده‌ای مواجه و دشمن هم بر بستر تنش‌ها وناآرامی‌های احتمالی ناشی از آن، موج سواری کند وص سررشته امور از دست دربرود.
البته ماجرای اخیر افزایش قیمت بنزین روی دیگری هم دارد وآن متوجه چهره های سیاسی خارج از دولت است که خواسته اند از طریق انتشارغافلگیرانه ومثلا افشاگرانه اطلاعات قطعی یا غیر قطعی حساسی که به هر نحو از این موضوع دراختیار دارند ، به دولتی که خودشان نمی‌پسندند، ضربه سیاسی بزنند.

*****

مساله‌اي به نا م عادل فردوسي‌پور

اعتماد نوشت: 

تحولات اخير پيرامون فعاليت‌هاي رسانه‌اي عادل فردوسي‌پور و چالش‌هاي پيش ‌روي پلتفرم «فوتبال ۳۶۰»، بار ديگر توجه افكار عمومي و ناظران رسانه‌اي را به خود جلب كرده است. اين تنش‌ها و محدوديت‌ها را نبايد صرفا به عنوان وقايعي منفرد يا ناشي از خصومت‌هاي شخصي نگريست، بلكه اين وضعيت تبلوري از يك چالش ساختاري عميق‌تر در ايران امروز است: «تقابل ميان انحصار رسانه‌هاي رسمي و ظرفيت‌هاي خودجوش رسانه‌هاي نوين». در اين ميان، فردوسي‌پور از قالب يك «مجري ورزشي» سنتي فراتر رفته و به يك «كنشگر مستقل رسانه‌اي» تبديل شده است؛ ‌گذاري كه الگوهاي سنتي ارتباطي (سلسله‌مراتبي از بالا به پايين) را به سمت شبكه‌هاي افقي و توزيع ‌شده هدايت مي‌كند.

واقعيت اين است كه فعاليت‌هاي رسانه‌اي در بستري مانند «فوتبال ۳۶۰»، به‌طور مستقيم با مدل سنتي حكمراني رسانه‌اي در ايران اصطكاك پيدا مي‌كند. چالش اصلي در اينجا نه بر سر محتواي توليدي، بلكه بر سر «كسب مرجعيت و اعتبار اجتماعي» است. نهادهاي رسمي رسانه‌اي كه دهه‌ها عادت به انحصار و جريان يك‌سويه اطلاعات داشته‌اند، هرگونه تكثر رسانه‌اي خارج از كنترل بروكراتيك خود را به مثابه يك رقيب يا تهديد ارزيابي مي‌كنند. گزارش‌هاي متعددي كه در سال‌هاي اخير درباره حذف صداي فردوسي‌پور از آرشيوهاي پخش‌ شده صداوسيما منتشر شد، نمونه‌اي از تلاش براي تغيير نمادين خاطره جمعي است؛ تلاشي كه البته در عصر شبكه‌هاي اجتماعي افقي و حافظه مشترك كاربران، كارآمدي گذشته را ندارد.

****

اعتیاد به گزافه گویی!

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

حرف‌هاي بي‌مبنا زدن هميشه زيانبار است و در زمان جنگ زيانبارتر. متأسفانه در ايران ما عده‌اي به گزافه‌گوئي معتادند و با اين کارشان براي کشور و ملت مشکلات زيادي مي‌آفرينند. اين افراد با اينکه از نظر تعداد اندک هستند متأسفانه به دليل برخورداري از پشتوانه‌هاي باندي و مافيائي عوارض تلخ زيادي براي کشور و ملت به وجود مي‌آورند و در مواردي جامعه را به اسارت خود درمي‌آورند. اولويت مديريت جامع کشور به اين است که کشور از اسارت اين افراد آزاد شود.

يکي از اين افراد اخيراً گفته: اگر بي‌برقي و بي‌آبي را تحمل کنيد، اول منطقه و بعد جهان را آزاد خواهيم کرد. اين سخن، علاوه بر اينکه هيچ مبنا و پايه شرعي و عقلي ندارد، بسيار تحريک‌آميز و دشمن‌ساز است. کدام دليل شرعي به ما مردم ايران تکليف کرده منطقه‌اي که در آن هستيم را آزاد کنيم و يا براي آزادسازي جهان اقدام نمائيم؟ قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي که با تکيه بر آيات، روايات و مباني فقهي تدوين شده و فقهاي شاخص کشور در تهيه و تصويب آن شرکت داشتند و به تأييد بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي که همه او را بزرگ‌ترين اسلام‌شناس عصر حاضر مي‌دانند رسيده، چنين تکليفي براي دولت جمهوري اسلامي و مردم ايران در نظر نگرفته و هيچيک از عقلا نيز تاکنون چنين وظيفه‌اي را برعهده ملت ايران نگذاشته‌اند. کسي که چنين رسالتي را براي مردم ايران تعريف مي‌کند بايد به اين سؤال اساسي پاسخ بدهد که چه سند و مدرکي براي اين ادعاي خود دارد؟

علاوه بر اين، کساني که از تريبون‌هاي عمومي سخن مي‌گويند بايد به اين عارضه منفي‌ و زيانبار توجه داشته باشند که چنين سخني قوي‌ترين خوراک تبليغاتي را به رسانه‌هاي ضدايراني مي‌دهد و براي رژيم‌هاي فاسد و تبهکاري مانند اسرائيل غاصب و جنايتکار اين فرصت را فراهم مي‌کند که به دولت‌ها و ملت‌هاي منطقه و جهان القاء کند که ايران درصدد کشورگشائي است و اگر آمريکا و رژيم صهيونيستي ايران را زير رگبارهاي بمب و موشک و پهپاد مي‌گيرند براي اينست که مانع سلطه‌طلبي و کشورگشائي آن شوند.... براي نجات جامعه از اين معضل بايد عقلاي قوم چاره‌انديشي کنند و قبل از هر اقدامي ايران را از اسارت فکري اين افراد آزاد نمايند.

****

از پذیرش تا تقابل

روزنامه ایران نوشت:

در ایران نیز برنامه‌های تخصصی تلاش کردند در فضایی متفاوت، به نقد و بررسی عملکرد بازی‌های جام جهانی و تیم ملی فوتبال بپردازند. این برنامه‌ها با سبک‌ها و رویکردهای متنوع روی آنتن رفتند تا پاسخگوی سلایق مختلف مخاطبان باشند. اما اتفاق قابل‌تأملی پس از پایان جام جهانی رخ داد؛ جایی که سرمربی تیم ملی و اعضای کادر فنی، واکنشی تند نسبت به این نقدها نشان دادند؛ به‌گونه‌ای که سرمربی تیم ملی در اظهاراتی بحث‌برانگیز، منتقدان را با ادبیاتی تند مورد خطاب قرار داد.
این در حالی است که مرور رفتار سایر سرمربیان تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد چنین واکنش‌هایی در سطح حرفه‌ای فوتبال جهان کمتر مشاهده می‌شود. بسیاری از مربیان سرشناس، از جمله رونالد کومان، یولیان ناگلزمان، دیدیه دشان و لیونل اسکالونی، در مواجهه با انتقادات رسانه‌ای رویکردی حرفه‌ای و قابل‌تأمل اتخاذ کردند. دشان پس از انتقادها با قبول افت هماهنگی تیم فرانسه در برخی دیدارها و با پذیرش بخشی از ضعف‌ها، بر لزوم ایجاد تعادل بهتر میان خطوط دفاع و حمله تأکید کرد. کومان نیز در واکنش به نقدها درباره سبک نسبتاً محافظه‌کارانه تیم ملی هلند، با حفظ آرامش از تصمیمات تاکتیکی خود دفاع کرد و توضیح داد که این رویکرد متناسب با شرایط مسابقه انتخاب شده است.

در سوی دیگر، ناگلزمان پس از نتایج ناامیدکننده آلمان، صراحتاً مسئولیت عملکرد تیم را بر عهده گرفت و از نیاز به بازنگری در ساختار فنی و استفاده بهتر از ظرفیت بازیکنان سخن گفت. اسکالونی نیز، با وجود موفقیت‌های آرژانتین در این دوره جام جهانی، در برابر انتقادها نسبت به برخی ناهماهنگی‌های دفاعی، بر ضرورت بهبود مستمر تأکید کرده و نشان داد حتی تیم‌های موفق نیز از دایره نقد مستثنی نیستند.
 این نوع مواجهه، که مبتنی بر پذیرش نقد، پاسخگویی منطقی و ارائه توضیح فنی است، نشان‌دهنده درک عمیق از ماهیت حرفه‌ای فوتبال است؛ رویکردی که نقد را نه تهدید، بلکه ابزاری برای پیشرفت تلقی می‌کند و در تضاد آشکار با واکنش‌های احساسی و تقابلی قرار می‌گیرد.