پیش از هر چیز، از پراکندگی در روایتهای خرد بپرهیزید؛ رصد روندهای کلان، تصویر روشنِ پیروزیِ درخشانتر از همیشه را نشان میدهد.
الف) رمزگشایی از گلوگاه تنگه هرمز
* اولویت دشمن: کورسازی رادارها، سامانههای اپتیکی و نابودی زیرساختهای پهپادی و موشکی سپاه که برای کنترل تنگه استفاده می شود.
* نتیجه معکوس: نه تنها تنگه باز نشد، بلکه انسداد آن کاملتر شد
* واقعیت: آمریکا تنگهای که خود گشوده بود را بست؛ بازگشاییاش فقط با مجوز ایران ممکن است
ب) کریدورهای هوایی و بانک اهداف
- هدف دشمن: گشودن کریدور به سمت تهران، اصفهان، شیراز با زدن پدافندها و رادارها
- اما غافلگیریهای پدافندی در انتظار است؛ چیزی که ارتش آمریکا تجربه نکرده. پدافند ایران متحول شده
- پهپادهای جاسوسی در حال تکمیل بانک اهداف برای ترور و خرابکاری هستند.
- سناریوی بعدی: حملات به عمق خاک ایران → پاسخ ما: اصابت پیشدستانه و بازگشت منطقه به دوران ناامنی مطلق برای متحدان آمریکا برای دههها
ج) جبهههای مکمل و تهدیدات نوظهور
- تحریک ناآرامی در مرزها (با شکست در اقلیم و پاکستان)
- احتمال فریب در تهدید تأسیسات هستهای (هدف واقعی ممکن است UCF اصفهان باشد)
- سناریوی اشغال جزایر؟ → سیاهچالهای در تاریخ نظامی آمریکا و تحقق رویای انتقام مستقیم ایران
- تلاش دشمن برای آشوبهای داخلی با کمک رژیم صهیونیستی؛ اما خطای محاسباتی آنان، جنگ را شتاب داده است
د) راهبرد کلان ایران؛ جنگ اقتصادی و چندلایه
۱. فشار بر بازار انرژی:
تنگه هرمز بسته، بابالمندب در آستانه بسته شدن. بحران قیمت سوخت و ذخایر نفت آمریکا در کمترین سطح از ۱۹۸۳ → پاشنه آشیل دولت آمریکا پیش از انتخابات کنگره. تا ایران صادرات نداشته باشد، هیچ کشوری نفت و گاز صادر نمیکند.
۲. انهدام لجستیک دشمن:
تمرکز بر مراکز فرماندهی، کنترل و لجستیک در پایگاههای الازرق، علیالسالم، مینا عبدالله و ناوگان پنجم بحرین؛ هدف: فلج کردن ماشین جنگی آمریکا
۳. استراتژی تلفاتگیری:
شکار هدفمند نیروهای آمریکایی پراکنده در منطقه در دستور کار است.
۴. فراتر رفتن از جغرافیای جنگ:
هزینهها به نقاط پیشبینینشده برای دشمن منتقل خواهد شد
جمعبندی:
موازنه آتش برقرار است؛ آنچه میبینید، نه ضعف، که اجرای نقشهای مدرن، پیچیده و آیندهنگر برای پیروزی ریشهای است.
*مشاور و دستیار رییس مجلس