رسانه عبری: آمریکا شرایط رقت باری در زمینه ذخایر انرژی دارد

  4050423086

یک رسانه عبری زبان اعتراف کرد که بازار جهانی انرژی یکی از بحرانی‌‌ترین شرایط تاریخ خود را پشت سر می‌گذارد.

به گزارش تسنیم: روزنامه زیمان یسرائیل در گزارشی تحلیلی در این رابطه نوشت: تمامی امیدها برای تحقق ثباتی هر چند موقت در بازار جهانی انرژی بعد از امضای تفاهم نامه بین ایالات متحده و ایران در 18 ژوئن با شکست مواجه شد.

این تفاهم نامه منجر به از سرگیری موقت حرکت نفتکش‌ها از تنگه هرمز شد و به تبع آن حجم انتقال دریایی به حدود 12 میلیون بشکه در روز و شاید بیشتر از آن رسید، اما بعد از تشدید مواضع در تنگه هرمز حرکت نفتکش‌ها مجددا به سطحی بسیار پایین تنزل پیدا کرد و به تعداد دوره جنگ رسید.

نویسنده گزارش در این رابطه افزود: این بار دیگر اختلاف و کشمکش بر سر برنامه هسته‌ای یا حکومت ایران نبود بلکه سلطه بر تنگه هرمز محور این درگیری است، گفتمان ایران و آمریکا هم کاملا واضح است هر یک از طرف‌ها ادعای کنترل تنگه را داشته و سعی دارد با استفاده از قدرت نظامی این مسئله را به اثبات برساند.

اما این بار شرایط نسبت به دورهای سابق درگیری تفاوت می‌کند، قواعد بازی کاملا تغییر کرده است، بازار جهانی انرژی این بار خود را در قعر یک دره عمیق از بحران می‌بیند، چون تاکنون نتوانسته است زخم‌های ضربات بحران قبلی را ترمیم کند.

تفاوت بسیار شدید و گسترده بین محاصره فوریه و محاصره فعلی در میزان ذخایر راهبردی انرژی است.

بازار انرژی در حالی وارد بحران اول خود شد که ذخایر جهانی بسیار بیشتر از شرایط فعلی بود.

اما از زمان آغاز جنگ ذخایر راهبردی اضطراری شاهد فرسایش بی سابقه‌ای و روزانه 3.8 میلیون بشکه خود را از دست داد.

طرح اضطراری و تاریخی آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) برای تزریق 400 میلیون بشکه نفت به بازارها که از مارس 2026 آغاز شد، اگرچه راهکاری موقت برای جبران کسری ناشی از انسداد تنگه هرمز بود، اما این ذخایر اکنون در آستانه پایان است.

در این میان، وضعیت «ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده» (SPR) به مرحله‌ای بحرانی رسیده است. این ذخیره اضطراری در دهه 1970 میلادی و به عنوان درسی آموخته‌شده از تحریم نفتی اعراب پایه‌گذاری شد.‌‌

ایده اصلی آن بسیار ساده بود: ایجاد یک انبار عظیم انرژی با ظرفیت 714 میلیون بشکه که بتواند در صورت وقوع فجایع، مقادیر کلانی نفت را روانه بازار کند و مانع جهش قیمت‌ها و فلج شدن اقتصاد شود.

این راهبرد برای چندین دهه کارامد بود، اما در سال‌های اخیر، ایالات متحده عادت کرده است که از این ذخایر نه فقط در شرایط اضطراری حاد، بلکه به عنوان یک مسکن سیاسی در برابر تورم استفاده کند. آزادسازی گسترده 180 میلیون بشکه نفت در سال 2022 در پی جنگ اوکراین، در کنار فروش‌های اجباریِ بیشتر در جریان جنگ با ایران، این مخازن را به پایین‌ترین سطح خود از سال 1983 تاکنون رسانده است.

ایالات متحده در حالی وارد جنگ با ایران شد که مخازن نفتی‌اش تنها حاوی حدود 411 میلیون بشکه نفت بود؛ یعنی معادل 58 درصد از ظرفیت کل مخازن است.

در ادامه، تزریق نفت از این مخازن در طول جنگ، 172 میلیون بشکه دیگر از حجم آن کاست؛ اقدامی که در چارچوب تلاش‌های بین‌المللی آژانس بین‌المللی انرژی برای کاهش پیامدهای محاصره تنگه هرمز صورت گرفت.

این تصمیم، حجم ذخایر آمریکا را به حدود 319 میلیون بشکه کاهش داد و آن را به خط قرمز 200 میلیون بشکه‌ای بسیار نزدیک کرد؛ خط قرمزی که پایین‌تر از آن، دیگر امکان پمپاژ و برداشت نفت وجود نخواهد داشت.

علاوه بر کاهش حجم، یک محدودیت ساختاری و فنی سخت نیز وجود دارد: تخلیه مخازن نفتی بسیار آسان‌تر از پر کردن مجدد آنهاست. سیستم‌های پمپاژ در ذخایر استراتژیک آمریکا توانایی فوق‌العاده‌ای برای خروج حدود 4.4 میلیون بشکه نفت در روز دارند؛ قابلیتی که واکنش سریع واشنگتن را ممکن می‌کند. با این حال، نرخ بازسازی و پر کردن این مخازن به دلیل محدودیت‌های مهندسی و ساختاری، در بهترین حالت به حدود 785 هزار بشکه در روز محدود می‌شود.

به زبان ساده، این سیستم می‌تواند نفت را با سرعتی نزدیک به 6 برابرِ نرخ بازگرداندن آن، استخراج کند.

تحلیلگران بازار برآورد می‌کنند که حتی اگر جنگ فردا به پایان برسد و ایالات متحده خرید گسترده نفت برای احیای مخازن خود را آغاز کند، ذخایر استراتژیک این کشور تا قبل از سال 2031 به سطح اولیه خود باز نخواهد گشت.

در واقع، ایالات متحده سنگین‌ترین مهمات خود را در آغاز نبرد شلیک کرده و اکنون ابزارهای اقتصادی‌اش در وضعیتی به شدت چالش‌برانگیز قرار گرفته است.

در بخش دیگری از این گزارش اعتراف شده است: این مسئله پیامدهای ژئوپلیتیک سنگینی به همراه دارد: اگر تنگه هرمز بار دیگر برای مدتی طولانی بسته شود، چین از یک حاشیه امنیت و فرصت تنفس حدوداً هفت‌ماهه برخوردار است که می‌تواند طی آن بدون آسیب جدی، بحران را پشت سر بگذارد. در مقابل، اگر ایالات متحده ذخایر اضطراری خود را با حداکثر ظرفیت فعال کند، ظرف یک ماه و نیم تا دو ماه به نقطه‌ای می‌رسد که قدرت پمپاژ و انعطاف‌پذیری عملیاتی آن به شدت تضعیف خواهد شد.

ایران به خوبی از این نقطه ضعف آگاه است. تهران می‌داند که دونالد ترامپ در گذشته به این دلیل می‌توانست بحران‌های طولانی‌مدت در خلیج فارس را مدیریت کند که از وجود ذخایر عظیم انرژی در اعماق زمین ایالات متحده اطمینان داشت.

این بار اما، زمان در اختیار غرب در حوزه انرژی بسیار کوتاه‌تر است. اگر ایران تصمیم بگیرد تهدیدهای خود را عملی کند و تنگه هرمز را برای مدتی طولانی ببندد، ایالات متحده دیگر نمی‌تواند برای طولانی‌مدت از همان راهکارهای چند ماه پیش استفاده کند.

این وضعیت ممکن است ترامپ را زاویه‌ای خطرناک محصور کند؛ جایی که او مجبور خواهد شد میان دو گزینه افراطی دست به انتخاب بزند: تسلیم شدن در برابر شروط تهران، یا یک تنش‌زایی نظامی سریع و تهاجمی که مشخص نیست آیا نتیجه دلخواه او را به همراه خواهد داشت یا خیر؟